کد خبر: 458477
تاریخ انتشار: ۰۱ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۱:۲۳
مسلمانان مهاجر با همه سختي‌هايي كه در طول مبارزه در كنار پيامبر (ص) داشتند و تحريم قريش در سه سال حضور فرستاده خدا را در شعب ابي‌طالب ديده بودند، به جهت آثار مثبتي كه هجرت پيامبر (ص) از مكه به مدينه داشت، پس از اين هم سختي پنداشتند كه دوران عسرت به سر آمده و در كنار مولاي خويش زندگي آرام و بي‌دغدغه‌اي را خواهند گذراند و شايد همين تصور بود كه عروج ملكوتي برگزيده‌ترين بنده خدا را نتوانستند به درستي درك كنند. مسلمانان در اين دو هجرت بارها مورد آزمون قرار گرفته بودند. در هجرت مكه به مدينه زماني كه مهاجرين در حلقه جوانان انصار تازه مسلمان قرار گرفتند با توصيه‌اي كه پيامبر اسلام (ص) نسبت به آنها داشت، چنان مودتي در بين مسلمانان ايجاد شد كه گويا اين دو گروه قرن‌ها با هم زيسته‌اند، همين نوعدوستي و برادري بعدها زمينه فروپاشي قدرت قريش و استحكام پايه‌هاي حكومتي طاغوت شد كه چنين تصوري در صدر اسلام دور از انتظار بود. آنان مي‌دانستند كه عامل موفقيت حكومت تازه تأسيس پيامبر دو چيز بود: ۱- تبعيت يكپارچه از رهبري ۲- اتحاد بين مسلمانان و داشتن يك هدف مشترك كه همانا مبارزه جدي با استكبار قريش بود.
در اين وضعيت بود كه خداوند نصرت و ظفرهاي خود را پي‌درپي بر مسلمانان ارزاني داشت. غزوه‌هاي احد و خيبر محصول آن اتحاد و آن تبعيت خدشه‌ناپذير بود، اما چه شد كه اتحاد ديروز در اندك زماني پس از رحلت آن يگانه تاريخ به تفرقه انجاميد و در نهايت در كمتر از نيم قرن، انحطاط مسلمانان به جايي رسيد كه دردانه رسول خدا در قطعه‌اي از سرزمين اسلام، يعني كربلا به مسلخ كشانده شد.
در تاريخ اسلام بارها خوانده‌ايم كه رسول خدا (ص) پس از آخرين سفر حج و حادثه باشكوه غدير به مدينه مراجعت فرموده و بر آن حضرت معلوم گرديد كه اين دنياي فاني را وداع خواهند گفت. پيوسته در ميان اصحاب خطبه مي‌خواندند و از آخرين فرصت‌ها براي ارشاد و راهنمايي خلق خدا استفاده و دغدغه‌هاي خويش را بازگو مي‌كردند. همواره وصيت مي‌كردند كه امت من داخل فتنه‌ها نشوند، دست از راه و روش او بر ندارند، در دين خدا بدعت نگذارند و در هر شرايط، متمسك به عترت اهل بيت او شده و از دستورات آنها سرپيچي ننمايند. مگر پيامبر مكرم اسلام در حالي كه به سختي و با كمك‌ وصي خويش و فضل‌بن عباس از بستر بيماري برخاسته بود، در جمع مردم مدينه حاضر نشدند و با صداي بلند و رسا اين گونه نفرمودند: «اي مردم، آتش افروخته شده و فتنه‌ها همچون پاره‌اي شب تار روي آورد. به خدا قسم شما هيچ حجتي بر من نداريد. (۱)»، «اي مردم، همانا شيطان نوميد شده از اين كه در سرزمين شما مورد پرستش قرار گيرد ولي پاره‌اي از كارهايتان كه آنها را كم اهميت و كوچك مي‌شماريد سبب خشنودي اوست. (۲)»
چه شد كه در كمتر زماني و با وجود اين كه خلف شايسته او سكان هدايت جامعه را بر عهده داشت، به كژ راهه‌ رفتند و آن كردند كه پيش از او پيامبر بر آن هشدار داده بودند. مگر رسول خدا تا آخرين لحظات حيات پربركتش مسلمانان را به تقوا، اتحاد و ياري يكديگر توصيه نكرده بودند؟ چه شد كه با پرواز آن روح ملكوتي همه آن سفارش‌ها به فراموشي سپرده شد؟ اگر آن روز بدعت، تفرقه، منفعت و رياست‌طلبي در مسلمانان رسوخ نمي‌كرد، يقيناً شاهد برخي رفتارهاي زشت از جنس عملي كه برخي مسلمانان عصر اميرالمومنين علي (ع)، حسن‌بن علي (ع) و حسين‌بن علي (ع) انجام دادند، نبوديم.
اگر زندگي پيامبر و نصايح آن بزرگوار به امت اسلامي را صرفاً از زبان بزرگان دين شنيده‌ايم و شرايط سياسي- اجتماعي پس از پيامبر را به درستي درك نكرده‌ايم،‌حداقل عمر با بركت امام خويش را ديده و از هشدارها و نگراني‌هاي پير خوش ضمير جماران آگاهيم. امروز هر چند نسل جديد از نفس مسيحايي امام (ره) بي‌بهره است ولي آنان كه كلام امام را بي‌واسطه شنيده بودند، به درستي بر اين امر واقفند كه خميني‌(ره) همچون پيامبر اسلام (ص) در حالي چشم از جهان فرو مي‌بستند كه در عين اميدواري به آينده انقلاب، نگران آثار فتنه‌اي بودند كه در جان و روح جامعه در حال ريشه دوانيدن بود؛ فتنه‌اي كه اين بار انديشه اخوت، برادري، خلوص عمل و نيت پاك را نشانه رفته بود. اگر چنين نبود هيچ گاه در واپسين روزهاي حيات پربركت آن امام، شاهد اين سخن هشدارگونه از جنس توصيه پيامبر اكرم (ص) نبوديم كه فرمود: «نبايد خلوص عمل و جامعه اسلامي خودمان را به زنگار كدورت‌ها و اختلافات آلوده كنيم و رقابت‌هاي گذشته انتخاباتي هرگز نبايد موجبات تفرقه و جدايي را فراهم نمايد. (۳)»
پيامبر (ص) رفت در حالي كه نگران فرداي مسلمانان بود و مي‌دانست چه سرنوشتي در انتظار سرزمين‌هاي اسلامي است. امام نيز در حالي كه مي‌رفت نگران برخي اختلاف سليقه‌ها، كدورت‌ها و فتنه‌هايي بود كه در سال‌هاي آخر عمر خويش برخي علايم آن را مي‌ديدند و براي جلوگيري از آن اقداماتي از جنس برخورد بل منتظري در جايگاه قائم‌مقام رهبري و... را انجام دادند تا ديگران به خويش اجازه ندهند ركن ركين ولايت فقيه را مي‌توانند مورد خدشه قرار دهند، يعني همان بلايي كه مسلمانان پس از رحلت پيامبر اسلام (ص) بر سر ولايت بر حق آن حضرت، يعني اميرالمومنين علي (ع) انجام دادند.
پي‌نوشت:
۱- سيره‌المصطفي،‌جلد دوم، ص ۴۱۷
۲- تحف‌العقول، ترجمه صادق حسن‌زاده، ص ۵۵
۳- صحيفه نور، جلد ۲۱، ص ۵۱.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار