شاید باید یک تیم تحقیقاتی تشکیل شود و این مسئله را بررسی کند که چرا مدیران دولتی رفتارهایی از خود بروز میدهند که نشانگر بیتوجهی آنان به ارتقای سطح کیفی و کمی حمل و نقل عمومی است؟! در طول تاریخ تمدن، سکونتگاههای بشری و سفرهای درون شهری همواره تحت تأثير گونه رایج حمل و نقل بوده است و به نظر نمیرسد که مدیران دولتی، اهمیت و تأثيرگونه رایج حمل و نقل را بر فعل و انفعالات بین شهری و درون شهری ندانند!
در شرایط کنونی و در پایتخت ۱۲ میلیونی کشور ما که از آلودگی مرگبار، بار ترافیکی سنگین، انفجار جمعیت، حجم انبوه خودروها و معضلاتی از این دست رنج میبرد، مترو بهاندازهای با استقبال عمومی روبهرو شده که توانسته است به «گونه رایج و برتر» حمل و نقل درون شهری بدل شود. این روزها، مترو به بخشی از زندگی روزمره بسیاری از مردم در کلانشهر تهران تبدیل شده است و بسیاری از مردم آنچنان به رفت و آمد با مترو عادت کردهاند که به جرأت میتوان این عادت را یک اعتیاد دانست! مترو توانسته از حجم آمد و شدهای زمینی بکاهد و تعداد قابل توجهی از شهروندان را به «رفت و آمد زیرزمینی» عادت دهد. بهاندازهای که مدیران دولتی و شهری به کم و کیف این گونه رایج توجه کنند و به آن بال و پر بدهند، از رنج خودشان، مردم و شهر کاستهاند و به میزانی که به آن بیتوجه باشند، بر رنج خودشان، مردم و شهر افزودهاند. برای اثبات این مدعا کافی است برای سه روز، مترو در پایتخت تعطیل شود، آن وقت است که نقاط گوناگون پایتخت دچار اختلالات عدیده میشود، ترافیک سر به فلک میکشد، آلودگی چندین برابر میشود، آرامش روانی از مردم و خود مدیران گرفته میشود، کارهای بسیاری بر زمین میماند و وقت گرانبهای شهروندان و خود مسئولان در آتش این بیتوجهی میسوزد.
در چنین شرایطی و به رغم آنکه آلودگی هوا و ترافیک دیگر برای شهروندان قابل تحمل نیست و مترو میتواند نقشی بسیار اساسی در بهبود ترافیک و کاهش آلودگی هوا داشته باشد، همچنان ۱۶۵ واگن مترو در گمرک به دلیل کمبود اعتبارات متوقف مانده است! مدیران دولتی بنا به دلایلی مبهم، اعتبار مورد نیاز برای ترخیص این واگنها(حدود ۸۰ میلیارد تومان) را پرداخت نمیکنند، در حالی که بنا به گفته مدیران مترو، در صورت ترخیص واگنهای جدید، شرکت مترو میتواند تا پیش از پایان سال با ورود آنها به خطوط، ظرفیت مترو را افزایش دهد و تعداد زیادی از سفرها را از سطح زمین به زیر زمین منتقل کند.
در صورتی که دولتیها این مبلغ را پرداخت کنند، ظرفیت جابهجایی مترو تا ۵۰۰ هزار نفر در روز افزایش پیدا میکند؛ این افزایش ظرفیت، به حدی برای کلانشهر تهران ضروری است که حتی افزایش ظرفیت جابهجایی با مترو به ۲۰۰ نفر در روز نیز باید برای مدیران دولتی دغدغه و وسوسه باشد چه برسد به افزایش ۵۰۰ هزار نفری در روز!
در هر حال، بیدغدغگی دولت در پرداخت اعتبار لازم برای ترخیص این ۱۶۵ واگن مظلوم(!) میتواند این شائبهها را ایجاد کند:
- دولت پول ندارد!
- حل معضلات کلانشهر تهران جزو دغدغههای مدیران دولتی نیست!
- اختلاف سلیقههای سیاسی و انتخاباتی برای دولتیها از آسایش و رفاه شهروندان مهمتر است!
اما مدیران دولتی برای کشیدن خط بطلان بر این شائبهها میتوانند هرچه سریعتر، اعتبار لازم را برای ترخیص واگنها پرداخت کنند.