
به گزارش جوان آنلاين، «حسن» معروف به «سيامك مافي» سوم آذر ۸۸ درحالي كه به اتهام آزار و اذيت شش زن در منطقه مارليك شهريار به محاصره پليس درآمده بود، گروهبان يكم «قربانعلي نظري» را با خودروي پژو ۴۰۵ زير گرفت و او را به شهادت رساند.
اوايل خردادماه سال ۸۸ زن ۲۳ سالهاي به نام آذر وحشتزده خود را به مأموران پليس آگاهي در كرج رساند و راز يك جنايت سياه را برملا كرد. اوگفت عصر امروز بعد از پايان كار راهي خانهام شدم. به خاطر عجلهاي كه داشتم سوار يك پژوي مسافربر شدم اما در بين راه راننده كه مردي تنومند بود ناگهان تغيير مسير داد. همان موقع متوجه نيت شوم او شدم و در حالي كه اعتراض ميكردم با او درگير شدم كه ناگهان با كارد بزرگي مرا تهديد به مرگ كرد و به سوي بيابانهاي اطراف ساوجبلاغ ادامه مسير داد. به او التماس كردم طلا و پولهايم را بردارد و با من كاري نداشته باشد اما بدون توجه به التماسهايم، نقشه شومش را اجرا و از محل فرار كرد. زن جوان با گريه ادامه داد: با دشواري خيلي زياد در حالي كه لباسهايم پاره شده بود خودم را به كنار جاده رساندم و با كمك يك راننده عبوري به بيمارستان رفتم. اين ماجراي هولناك زندگي مرا تباه كرد و ديگر قادر به ادامه زندگي نيستم.
بعد از طرح اين شكايت بود كه تيمي از مأموران پليس آگاهي تجسس براي يافتن مرد جنايتكار را آغاز كردند و در حالي كه تلاشهاي مأموران ادامه داشت ۱۰تيرماه شكايت مشابهي مطرح شد. اين بار شاكي زن ۲۹ سالهاي به نام هما بود كه به همان شيوه از سوي مرد جنايتكار مورد آزار قرار گرفته بود. او با گريه به مأموران گفت: عصر امروز از محل كارم در تهران به كرج رسيدم و در نزديكي مترو براي رفتن به خانه منتظر تاكسي بودم كه راننده پژو كه مردي حدود ۳۵ ساله بود مقابل من توقف كرد. من هم در صندلي جلو سوار شدم. وقتي راننده حركت كرد متوجه شدم از مسير اصلي منحرف شد. به او اعتراض كردم و با او درگير شدم اما چاقويي زير گلويم گذاشت و مرا با تهديد به محلي خلوت كشاند و پس از آزار و اذيت و سرقت طلاهايم، به سرعت از محل فرار كرد.
نخستين بررسيها درباره شكايتهاي مطرح شده نشان ميداد راننده جنايتكار ساعتهاي پاياني روز را براي انجام جنايتهاي خود انتخاب ميكرد. او با پرسه زدن در حوالي گلشهر و مهرشهر، زنان و دختران تنها را در پوشش مسافربر سوار ميكرد و با تهديد آنها را به بيابانهاي اطراف كرج و ساوجبلاغ كشانده و مورد آزار و اذيت قرار ميداد. در جريان نخستين تجسسهاي اوليه بود كه مأموران احتمال دادند مرد جنايتكار براي فرار از پليس به سرعت مخفيگاه خود را تغييرمي دهد. با گذشت چند ماه از شكايتهاي اوليه سه زن ديگر كه با همين شيوه از سوي مرد جنايتكار مورد آزار قرار گرفته بودند، شكايتهاي مشابهي را مطرح كردند.
شاكي زن ۴۷ سالهاي به نام عاطفه بود. او نيز با جملاتي بريده به مأموران گفت: بعد از پايان كار روزانه، راهي خانه بودم كه سوار خودروي پژو مسافربر شدم اما در بين راه راننده قوي هيكل با تغيير مسير، مرا به محلي خلوت در اطراف كرج كشاند و با تهديد چاقو، به من تجاوز كرد و پس از سرقت طلا و پول هايم گريخت.
مليحه - ۳۵ ساله- كه با دشواري حرف ميزد از مأموران پليس درخواست كمك كرد. او گفت: عصر امروز قصد داشتم تا به يك خانواده نيازمند سركشي كنم. در خيابان گلشهر خودروي مسافربر پژو را به صورت دربست براي رفتن به مقصدم كرايه كردم. وقتي به نقطه خلوتي رسيديم راننده قوي هيكل آن ناگهان با مشت به من حمله كرد. من ميخواستم خودم را از ماشين به بيرون پرتاب كنم اما متوجه شدم دستگيره در خراب است و راننده در را قفل كرده است. با راننده درگير شدم تا شايد بتوانم خودم را نجات دهم اما او بعد از ضرب و شتم من با تهديد كارد بلندي كه در دست داشت مرا به بيابانهاي اطراف برد و نقشه سياهش را اجرا كرد و از محل گريخت.
يكي ديگر از شاكيان مرد جنايتكار، صاحب يك فروشگاه لوازم خانگي پريسا ۲۸ ساله بود. او در طرح شكايت خود گفت: اين مرد جنايتكار زندگي مرا تباه كرده است. خانوادهام بعد از آن حادثه سياه متلاشي شد و ديگر قادر به ادامه زندگي نيستم. مرد جنايتكار به بهانه خريد عمده لوازم خانگي وارد فروشگاه من شد. بعد از آن بود كه براي گرفتن چك از من خواست سوار ماشين او شوم. وقتي سوار شدم مرا با تهديد چاقو به بيابانهاي آبيك كشاند و نقشه شيطانياش را اجرا و از آن فيلمبرداري كرد. مرد جنايتكار مرا تهديد كرد در صورت شكايت فيلم را در سطح شهر پخش ميكند.
بدينترتيب تيم جنايي با نشانيهايي كه شاكيان در اختيارشان گذاشتند، تصوير متهم را چهرهنگاري و پس از بررسي آلبوم مجرمان سابقهدار هويت مرد تبهكار را به نام «حسن» معروف به «سيامك مافي» شناسايي كردند. شكارچي زنان هفت بار به اتهام جرائم مختلف دستگير و زنداني شده بود و آن گونه كه پليس پيشبيني كرده بود، مخفيگاه مشخصي نداشت و مدام مخفيگاهش را تغيير ميداد. مأموران پليس آگاهي در تجسس گام به گام رد پاي متهم را در چند جاي كرج شناسايي كردند تا اينكه غروب روز سوم آذر ۸۸ خودروي پژو ۴۰۵ شرور تحت تعقيب را در منطقه مارليك شناسايي و محاصره كردند. همزمان با شروع عمليات پليسي براي به دام انداختن مرد جنايتكار، گروهبان يكم «قربانعلي نظري» راه را بر مرد جنايتكار سد كرد اما متهم با سرعت زياد مأمور پليس را زير گرفت و موفق به فرار شد اما جستوجوي سايه به سايه پليس تا صبح روز بعد ادامه داشت و مخفيگاه وي در اطراف مهرشهر شناسايي و محاصره شد. متهم وقتي خود را در محاصره مأموران پليس ديد، در جريان فرار از راه پشتبام وارد يكي از خانههاي همسايه شد و ساكنان آن را به گروگان گرفت اما وقتي حلقه محاصره مأموران تنگتر شد با شليك سه گلوله مأموران مجروح و دستگير شد. متهم بعد از انتقال به بيمارستان و بعد از مداواي خود به ارتكاب جنايتها اعتراف كرد.
در جريان بررسيها مشخص شد «حسن» - ۳۳ ساله - داراي هفت فقره سابقه كيفري، متأهل و اهل منطقه آبيك است. او متهم به قتل عمدي گروهبان يكم «قربانعلي نظري»، متهم به پنج فقره تهديد به قتل، پنج فقره آدمربايي با وسيله نقليه، شش فقره سرقت مقرون به آزار و اذيت، دو مورد جعل عنوان مأمور مواد مخدر، سه فقره ايراد ضرب و جرح عمدي و كلاهبرداري است.
بعد از تكميل شدن تحقيقات پرونده با صدور كيفرخواست به شعبه اول دادگاه كيفري كرج فرستاده شد و مرد جنايتكار مقابل هيئت قضايي محاكمه شد. در جريان محاكمه خانواده شهيد قربانعلي نظري از دادگاه درخواست قصاص كردند. در ادامه دادگاه شش دختر و زن جوان به افشاي جزئيات جنايتهاي سياه خفاش جنايتكار پرداخته و خواستار اعدامش شدند. پس از پايان جلسه محاكمه، با توجه به اظهارات شاكيها، بررسي سوابق مرد جنايتكار، گواهي پزشكي قانوني، تأييد اظهارات شش شاكي زن، مستندات پليس و گزارش دادسرا، هيئت قضايي شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز- رنجبر، بدري، مينايي، محمدي و پاكدامن- وارد شور شدند و به اتفاق آرا، «حسن» را به يك بار اعدام، يك بار قصاص، ۲۲ سال زندان، ۷۴ ضربه شلاق، بازگرداندن اموال مسروقه و پرداخت ديه ضرب و شتم چهار زن محكوم كردند. رأي دادگاه از سوي قضات ديوان عالي كشور تأييد شد.