روش گفتماني يكي از مؤثرترين روشهاي انتخاباتي است، زيرا گفتمانها در فضاي قطببندي شده معنا و مفهوم مييابند و همديگر را بازخواني ميكنند. اصولاً تولد يك گفتمان در خلأ اتفاق نميافتد، بلكه در رقابت با «ديگري»،«غيريت»،«ضديت» و «خصومت»به وجود ميآيد. صحنه نبرد گفتمانها نيز عرصه اجتماع است. پذيرش ياطرد گفتمانها در متن اجتماع باعث هژمونشدن يا سقوط يك گفتمان ميشود. طبيعتاً آرايش مفاهيم، عناصر و دالهاي گفتماني يكي از جذابيتهاي رقابتي خواهد بود. خاصيت ديگر گفتمانها اين است كه به شناخت صحنه و كانديداها كمك ميكند. به تعبير ديگر اگر عناصر گفتماني يك گفتمان شناخته شده باشد، شناخت عناصر انتخاباتي يك جريان نيز سهلالوصول خواهد بود. با اين مقدمه براي كمك به انتخابكنندگان، عناصر اصلي گفتمان سه جريان عمده انتخاباتي را بررسي ميكنيم. آنچه آورده خواهد شد عناصري است كه در گفتمان خود جريانات وجود ندارد. بنابراين استنباط از گفتمان آنان يا تحليل گفتمان آنان نيست و عناصري است كه خود آنان به كار ميبرند. البته عدم به كارگيري برخي عناصر گفتماني توسط يك جريان الزاماً به معني عدم اعتقاد به آن نيست و درگفتمان روزمره دغدغه محسوب نميشود.
۱- عناصر گفتماني اصولگرايان: اصولگرايان كه شامل جبهه متحد و جبهه پايداري ميشوند داراي دال مركزي مشتركي در گفتمان ميباشند. دال مركزي هر دو گفتمان «ولايت فقيه»است و عناصر اصلي گفتمان آنان «عدالت و پيشرفت» ،«استكبارستيزي»،«امام (ره)»،«روحانيت»، «مردم سالاري ديني» ،«وحدت»، «صدور و دعوت به انقلاب اسلامي» ميباشد. تفاوت دو جبهه در عناصر گفتماني است، بدين معني كه عنصر «وحدت» از گفتمان جبهه پايداري حذف و عناصر «آرمانگرايي» و «نفي ساكتين فتنه» تأكيد شده است. بنابراين اين دو جبهه در اكثر عناصر گفتماني و خصوصاً تأكيد بر دال مركزي گفتمان، مشترك هستند.
۲- عناصر گفتمان اصلاحطلبي: اصلاحطلبان حاضر در انتخابات كه حدود ۷۰۰ نفر ميباشند برخي عناصر ساختارشكن گفتمان قبلي اصلاحطلبان را ندارند اما از جهت مباني فكري تفاوت عمدهاي با اسلاف خود دارند آنان عنصر جديدي جهت وارد كردن به گفتمان قبلي ندارند. اما شايد برخي از عناصر شالودهشكن را حذف كنند. دال مركزي گفتمان آنان «مردم» ميباشد و عناصر حوزه گفتماني آنان از عباراتي نظير «انتخابات آزاد»،«تحزبگرايي» ،«تكثرگرايي»،
«اصلاحات»،«دموكراسي»،«تنشزدايي»،«تساهل و تسامح» و «نفي اقتدارگرايي» تشكيل شده است. اما به نظر ميرسد عناصر انتخاباتي آنان با محافظهكاري، گفتمان اصلي اصلاحطلبان را موقتا «انسداد» نمايند و گفتمانهاي تاكتيكي در حوزه معيشت و خدمت و يا سلبي (نقد دولت) را برگزينند.
۳- عناصر گفتماني جريان انحراف: جريان موصوف به انحراف نيز داراي عناصر گفتماني مشخص است و نيروهاي مؤمن به انقلاب كه به وجود انحراف فكري باور دارند ميتوانند به كمك اين عناصر كانديداهاي سفيد اين جريان را شناسايي نمايند. دال مركزي گفتمان اين جريان «احمدينژاد» خواهد بود. آنان سرمايه اجتماعي احمدينژاد در روستاها و شهرهاي كوچك را به خدمت ميگيرند و دوگانه هاشمي- احمدينژاد را به درون توده خواهند برد. جبهه پايداري ميتواند بخشي از سرمايه اجتماعي احمدينژاد را نجات دهد اما بخشي از آن صرف انحراف خواهد شد. به نظر ميرسد شخص احمدينژاد هم در اين پازل بازي خواهد كرد. عناصر اصلي اين گفتمان عبارتند از «انسان كامل»،«عشق»،«مهدويت»،«ولايت»،«مديريت جهاني»،«باستانگرايي»، «عدالت»، «خدمتگزاري»، «مردمگرايي»،«ايرانگرايي»، «نفي دو جناح» و «ضديت با هاشمي»، بنابراين در كمتر سخنراني يا متني از عناصر اين جريان كليد واژههاي مذكور يافت نميشود.
گفتمان مذكور به نوعي گفتمان احمدينژاد هم خواهد بود با اين تفاوت كه دال مركزي در گفتمان احمدينژاد به صورت اعلاني «ساختن ايران» خواهد بود. بنابراين پيچيدگي صحنه انتخابات از همين نقطه شروع خواهد شد، لذا تحليل «گفتار» و «متن» كانديداهاي انتخاباتي ميتواند منجر به شناسايي عناصر گفتماني آنان شود كه دراين صورت جريان پشت سر كانديداهاي مذكور نيز عملاً شناسايي خواهد شد. خواص انقلاب اسلامي ميتوانند با شناسايي دقيق عناصر اصلي گفتمان انقلاب اسلامي (گفتمان امام (ره) و رهبري) بين خرده گفتمانها و«ابرگفتمان» انطباق برقرار و گفتمان نزديك با اصل انقلاب و نظام را شناسايي كنند.