
كنترل توسعه شهر، كمبود اراضي شهري، انفجار جمعیت، نياز به مسكن و وجود تقاضا در بازار از مهمترین عواملی است که مدیران شهری را وادار به تن دادن به بلندمرتبه سازی ساختمانها در پایتخت کرده است.
بلندمرتبه سازی ساختمانها سوغاتی از دیار فرنگ است که در دهههاي پایانی قرن نوزدهم میلادی از كشورهاي آمريكايي و اروپايي آغاز و به مرور به تمام کشورهای دنیا صادر شد و در عمیقترین لایههای معماری و شهرسازی رسوخ کرد. غربیها به موازات استقبال جهانی از این ایده معماری، برای آن چهار مکتب طراحی کردند؛ مکتبهای شیکاگو، مدرنیسم، كنستركيتويسم و مگا استواكچو (كلان ساختار). در کشور ما به ویژه در پایتخت، مدیران شهری در بلندمرتبه سازی بیشتر پیرو مکتب شیکاگو بودهاند، زیرا طرحهای «بلند مرتبهسازي» آنان به صورت متراكم، نزديك به يكديگر و در كنار خيابانها بوده است.
بلندمرتبهسازی؛ چارهای از روی ناچاری!
انفجار جمعیتی در پایتخت، کمبود فضا در ابعاد افقی و نیاز مبرم شهروندان به مسکن و در کنار اينها مصوبات طرح تفصیلی پایتخت چارهای جز بلندمرتبه سازی را برای مدیران شهری باقی نگذاشته است.
هیربد معصومي، معاون شهرسازی و معماری شهرداری تهران نیز در این باره گفته است: شهرداری بنا ندارد که در تهران بلندمرتبهسازی کند اما براساس نقاط پیشبینی شده در طرح تفصیلی، باید برجهای بالای ۵۰ طبقه ساخته شود تا از این طریق بتوانیم بلند مرتبهسازی در تهران را به افق سال ۱۴۰۵ که میانگین ارتفاع پایتخت چهار طبقه تعیین شده برسانیم.
البته هرچند مدیران شهری چارهای جز بلندمرتبهسازی ندارند اما از شواهد پیداست که در بدنه مدیریت شهری، بلندمرتبه سازی بیشتر از کوتاهمرتبهسازی مورد اقبال است. این را ميتوان از اظهارات هیربد معصومي استنباط کرد: شهر تهران شهر کوتاه قدی است و متوسط تعداد طبقات در تهران ۱/۲ است که با اجرایی شدن طرح تفصیلی این عدد رشد چشمگیری خواهد داشت. بنا داریم در افق ۱۴۰۵ متوسط تعداد طبقات پایتخت را به چهار طبقه برسانیم.
از سوی دیگر، از نگاه مدیران شهری ساختوساز در اطراف تهران به مراتب خطرات بیشتری از ساخت و ساز در خود پایتخت دارد زیرا به دلیل نبود مدیریت یکپارچه در شهرهای اطراف تهران تصمیمات مستقل گرفته میشود که عملاً برای تهران خطر محسوب میشود. بر این مبنا، برخلاف دولت که نگران توسعه پایتخت است، مدیران شهری نگران توسعههایی هستند که بدون مطالعه در اطراف پایتخت شکل میگیرد.
جریمه برای کوتاه مرتبهسازان
در این راستا، مدیریت شهری برای تشویق سازندگان به ساختن ساختمانهای بلند و بازداشتن آنان از احداث ساختمانهای کوتاه قد، افرادی را که اقدام به کوتاه مرتبهسازی کنند با دریافت عوارض بیشتر جریمه میکند.
پیامدهای انكارناپذير بلندمرتبهسازی
در کنار پذیرش این واقعیت که مدیریت شهری چاره ای جز بلندمرتبهسازی ندارد اما از دیدگاه فرهنگی و جامعه شناختی در این باره نگرانیهایی وجود دارد که ریشه در پیامدهای پدیده بلندمرتبهسازی دارد. یکی از این نگرانیها، کمرنگ شدن حریم خصوصی است. برجها و ساختمانهای بلند، برخی شهروندان را بر خانهها، حیاطها و حریم زندگی شخصی برخی دیگر از شهروندان ناخواسته مسلط ميکند و حتی اگر ساکنان ساختمانهای بلند، حریم زندگی شخصی ساکنان ساختمانهای کوتاه را محترم بشمارند اما کوتاه مرتبه نشینان به طور طبیعی همواره نگران این موضوع هستند.
محدود شدن دایره آسایش در زندگیها، از دیگر نگرانیهایی است که در این باره وجود دارد. در برجها و آپارتمانهای چند طبقه، خانوادههای گوناگونی با سلایق و افکار متفاوت زندگی ميکنند که این تفاوتها بسیاری اوقات، مشکل ساز ميشود. به علاوه، در ساختمانهای بلندمرتبه، همه ساکنان به اندازه متعارف به رعایت قواعد آپارتمان نشینی پایبند نیستند و همین، دایره آسایش ساکنان را محدود ميکند.
به علاوه، مسئله زلزله احتمالی پایتخت هم ميتواند به نگرانیهای موجود درباره بلندمرتبهسازی اضافه کند؛ در صورت بروز زلزله، به علت پیچیده شدن خروج از ساختمانهای بلند و نیز تجمع چندين خانواده در این ساختمانها، میزان تلفات انسانی تأسف بار خواهد بود.
رعایت این نکته ضروری است
با این حال، کارشناسان شهری سفارش ميکنند که بايد با تعيين ضوابط و مقررات از نقش ويرانگر بلندمرتبه سازي در محيطزيست شهري، كاهش فضاي باز و سبز و کمشدن سرانه آن جلوگيري کرد. بنا به توصیه این کارشناسان، در اطراف ساختمانهاي بلند باید فضاهاي باز و سبز مناسب ایجاد و سرانه آن بر اساس تعداد طبقات و ارتفاع تعيين شود.