کد خبر: 457687
تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۶
محمد‌صادق زماني
«مناطق محروم به فقر محيطي و انساني مبتلا هستند»؛ اين را روز گذشته علي محمد ذوالفقاري، معاون حمايت و سلامت كميته امداد گفت. نزديك به دو سال پيش براي ساختن مستندي با عنوان «مهرباران» درباره وضعيت نامناسب رفاهي و شرايط سخت زندگي تعدادي از روستانشينان به روستاهاي اطراف شهرستان جيرفت (استان كرمان) رفتيم. با اينكه جيرفت، قطب مركبات ايران است و بسياري از محصولات مركباتي‌اش حتي صادر مي‌شود، اما بيخ گوشش، محروميت لانه كرده بود. 

تعداد روستاها زياد بود و جاده‌هاي صعب العبور و سنگلاخي، رفتن به اين مناطق را بسيار دشوار كرده بود. برق نداشتند. درمانگاه نداشتند. مدرسه نداشتند. تلفن نداشتند.
 
آب آشاميدني هم نداشتند؛ در هر روستا چشمه‌اي بود جوشيده از دل زمين كه هم احشام و حيوانات اهلي از آن سيراب مي‌شدند و هم ساكنان از آن مي‌نوشيدند. با اين حال، رد پاي بيمه درماني روستايي را مي‌شد آنجاها ديد. 

دولت، دفترچه بيمه درماني روستايي به آنها داده بود كه البته بيمارستآنها چندان، تعهدي به اين دفترچه‌ها از خودشان نشان نمي‌دادند. با آنكه با شهر جيرفت فاصله چنداني نداشتند اما جاده‌هايشان به قدري صعب العبور بود كه اگر كسي نياز فوري به بيمارستان و دكتر پيدا مي‌كرد و اگر ماشين گيرش مي‌آمد بايد حداقل ۱۰۰ هزار تومان به عنوان دربستي پرداخت مي‌كرد! 

خانه‌هايشان زار مي‌زد و با كپر فرق چنداني نداشت. كافي بود يك زلزله سه ريشتري مي‌آمد، آن وقت بود كه اگر كسي زنده بيرون مي‌آمد به معجزه مي‌ماند! هر خانواده اگر خيلي وضع مالي‌اش خوب بود، ۱۰ رأس گوسفند و بز داشت كه منبع تغذيه و در موارد اضطرار، منبع درآمدشان بود. كشاورزي هم تعريفي نداشت.
 
خانواده‌ها فرزندان پسر خود را وقتي به سن ۱۲ سالگي مي‌رسيدند از خودشان جدا مي‌كردند تا به شهر بروند و براي خودشان كار كنند؛ چراكه درآمدي نداشتند تا خرج خورد و خوراك و پوشاك آنان را بدهند. چشمشان كه به خودروي ما و به دوربين تصويربرداري مي‌افتاد، با مهرباني جلو مي‌آمدند و با برخوردي صميمي، استقبالمان مي‌كردند. 

گزيده درددل هايشان آن هم با لهجه شيرين جيرفتي- كرماني اين بود: «تو را به خدا به ما برسيد! ما هم ايراني هستيم! ما امام خميني(ره) دوست داريم! ما آيت الله خامنه‌اي دوست داريم! ما احمدي نژاد دوست داريم!» در خانه هايشان هم محال بود عكس امام و رهبري روي طاقچه يا ديوار ديده نشود. 

در روستاي «دي گونگان» روي پشت بام يكي از خانه‌ها داشتيم با تعدادي از روستايي‌ها حرف مي‌زديم و فيلم مي‌گرفتيم. زن جواني با شتاب خودش را به ما رساند و گفت:«از آقاي احمدي نژاد مي‌خوام به پسرم كمك كنه؛ سرطان خون داره. ولي بيمارستان دفترچه قبول نمي‌كنه». 

دفترچه درماني روستايي‌اش را باز كرد. عكس يك پسربچه ۱۱ ساله روي آن بود. تاريخ اعتبار دفترچه، تمام شده بود: «خواهرم! تاريخ اعتبارش تموم شده. به خاطر اينه كه بيمارستان قبولش نمي‌كنه. بايد ببريش دوباره تمديدش كني». 

اين حرف را تأييد كرد اما جواب داد: «برديمش ولي پول مي‌خوان. نداريم بديم». پرسيديم: «چقدر ميخوان مگه؟». پاسخي داد كه ديگر نمي‌توانستيم بغضمان را كه طي چند روز نگه داشته بوديم كنترل كنيم:«خيلي زياد! ۵ هزار تومان». 

مستند از شبكه سه تلويزيون پخش شد و با درخواست مردم، چندين بار ديگر هم روي آنتن رفت. چندي بعد، دولتي‌ها دست به كار شدند؛ برايشان برق كشيدند و كلنگ درمانگاه بر زمين زدند. با اينكه از سوي دولت به اين منطقه و ساير مناطق محروم خدمت رساني هايي شده است اما كافي نيست زيرا هنوز هم محروميت‌ها باقي است. 

چند دانشجو كه همراه گروه ما بودند اعتقاد داشتند كه خود اين مردم هم در تشديد محروميت‌شان مقصرند چون حركتي براي تغيير وضعيت‌شان نمي‌كنند؛ حتي وقتي گروه‌هاي جهادي- دانشجويي براي كمك به اين مناطق مي‌روند، بسياري از مردم همراهي نمي‌كنند، زيرا به شرايطي كه دارند عادت كرده‌اند! 

ساكنان مناطق محروم بايد مدام به فرمانداري‌ها و استانداري‌ها مراجعه كنند و محروميت خود را يادآوري كنند و آنقدر سماجت به خرج بدهند كه مديران دولتي، رسيدگي به مشكلات آنها را در اولويت قرار دهند. تا وقتي خود اهالي مناطق محروم پيگير مشكلات خود نباشند، دولتي‌ها آنقدر مسائل و مشكل دارند كه خيلي وقت‌ها شايد يادشان برود كه برخي مناطق محروم هستند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار