
آن چه رويانيان در فصل نقل و انتقالات به دست آورد، دل هواداراني بود كه فعلاً انگيزهاي براي همراهي تيم خود ندارند. هرچند پرسپوليس ميان ردههاي پنجم تا دهم جدول سير ميكرد و حتي جام حذفي را هم به دست رقيب ديرين داد و رفت، اما باز هم هوادارانش در مجموع نيم فصل اول، بيشترين تعداد حضور در ورزشگاهها را داشتند و اين قابل تأملترين اتفاق براي ساير تيمهاي ليگ برتري بود. با اين حال مدير باشگاه پرسپوليس به خوبي ميدانست كه ادامه روند كنوني و تداوم قهر هواداران با تيم، شايد كار را به جايي برساند كه دربي برگشت بدون حضور هواداران پرسپوليس و فقط با حضور پرچمهاي آبي برگزار شود. پس اولين گام را در جذب دوباره هوادار ديد.
اول يك نظرسنجي اينترنتي راه افتاد. از هوادار خواسته شد گزينه محبوب مربيگرياش را ميان دنيزلي، اريكسون، دونادوني و جمال حاجي انتخاب كند. حتي اگر براي هوادار پرسپوليس گزينههايي مانند فرگوسن و پپ گوارديولا و مورينيو هم قرار داده ميشد، باز هم گزينه اول دنيزلي بود. خاطره تيم دنيزلي، خاطره بردهاي پرگل، بازيهاي جذاب، دو بازي رفت و برگشت برابر استقلال، همه و همه در ذهن هوادار نقش بسته بود. رويانيان با دنيزلي تمام كرده بود. از همان روزي كه وارد باشگاه شد و مترجم سابق دنيزلي را به باشگاه راه داد و دو ساعت خصوصي با او گفت و گو كرد وارد مذاكره با دنيزلي شده بود. اما ميخواست هوادار را تشنهتر و حريصتر ببيند. شكست در چهارمين دربي، براي هوادار همان تشنگي محض بود.
رويانيان البته بازي با ذهن را خوب بلد بود. دومين قدم را جايي برداشت كه مصطفي دنيزلي گفت به هيچ بازيكن جديدي نياز ندارد. بازگرداندن مهدي مهدويكيا، براي هوادار غيرقابل باور مينمود. وقتي افندي (كه در امور تيمي اختيار تام گرفته است با حضور مهدي مخالفت ميكند) معني بسته شدن پرونده را ميدهد. اما وقتي روي خروجي خبرگزاريها خبر توافق نهايي مهدي با پرسپوليس را ميشنويم به اين نتيجه ميرسيم كه سرمربي با درخواستهاي مكرر مديرعامل تن به اين انتقال داده. حضور مهدويكيا هرچند به لحاظ بار فني براي پرسپوليس يك شوك بزرگ نبود، اما هم تشخص اين تيم را بالا ميبرد و هم هواداري كه دوست داشت وداع مهدي با پيراهن پرسپوليس را ببيند راضي ميكرد.
رويانيان حالا بازي نقل و انتقالاتي را برده است؛ نه در زمين بازي، كه روي سكوها. هرچند پرسپوليس در اولين قدم بايد به انزلي برود و حضورش در تهران و ديدن هواداران را يك هفته دورتر ميبيند اما باز هم ميتوان تصور كرد كه دنيزلي و مهدويكيا و پرسپوليس جديد، تكثر هواداران پرسپوليس را بار ديگر بالا ببرد. اين پرسپوليس در حقيقت محبوب جماعتي است كه تصور ميكنند ميتوانند با نوستالوژي، تيم خود را قهرمان كنند! امروز پرسپوليس براساس يك نوستالوژي ساخته شده است.