خيلي صبوري كرديم و اميدوار بوديم كه هرگز چنين روزي نرسد. روزي كه مجبور شويم مقابل مردي بايستيم كه خاطرات خوبي با او داشتهايم. خاطرات خوبي چون به زانو در آوردن كره و عربستان، اما او خود نگذاشت و صبر همه را لبريز كرد و وقتي خودت نخواهي از هيچ كس كاري ساخته نيست. وقتي خودت براي خودت ارزش قائل نباشي، هيچ كس برايت ارزشي قائل نميشود.
اما مايليكهن، مردي كه ميتوانست يكي از محترمان فوتبال باشد، كاري كرد كه ديگر كمتر كسي پيدا ميشود كه احترامش را نگه دارد. مردي كه خاطرات خوبي را برايمان رقم زده بود، كار را بر جايي رساند كه امروز، مجبوريم مثل خودش رفتار كنيم. بيپرده! چرا كه از مدتها قبل پرده دري كرده و خود كرده را تدبير نيست.
او امروز كار را به جايي رساند كه سايتهاي خبري هم اگر مصاحبهاش را روي خروجي خود ميگذارند، پيشتر اعلام ميكنند اين مصاحبه ارزشي براي خواندن ندارد. ليد مصاحبه مايليكهن در سايت گل، اگر چه تأسفبار است، اما حرف خيليهاست و نتيجه راه اشتباهي است كه او خود رفته و به آن اصرار دارد.
محمد مايليكهن، سرمربي سابق تيمملي ايران، درآخرين مصاحبه خود با سايت جهان نيوز، به تندي حرفهاي تازهاي را به زبان ميآورد كه خواندن آن را فقط براي اين به شما توصيه ميكنيم كه باعث انبساط خاطر ميشود. اين جملات كه خلاصهاي از مصاحبه كامل اين مربي نه چندان موفق، اما هميشه طلبكار فوتبال ايران است، ارزش خاصي ندارد و تاريخ انقضايشان تا گفتوگوي بعدي مايليكهن است كه خدا ميداند دوباره چه كسي را مورد هدف قرار ميدهد. او كه در ماههاي گذشته عليه حسن روشن، اصغر شرفي، قلعهنويي، خوردبين، كماسي، فتحاللهزاده، قطبي و... مصاحبه كرده بود، اين بار رويانيان، دنيزلي و دايي را مورد انتقاد قرار داده كه البته دايي سيبل هميشگي اوست كه از او با عنوان پولپرست نام برده كه لابد براي فرار از بار حقوقي آن است. به نطر ميرسد كه هيچ كس از او در امان نيست. حتي كاشاني هم كه اكنون سنگ او را به سينه ميزند. «كاشاني بهترين مدير بعد انقلاب است»، ماهها قبل مورد حمله او قرار گرفته بود: «كاشاني بايد جوابگوي برادر شهيدش باشد». بعد از كاشاني، مايليكهن اين روزها وكيل مدافع شيث هم شده است. بازيكني كه پرسپوليس بارها از حاشيهها و بياخلاقيهايش به تنگ آمده است.
مايليكهن در مصاحبههاي تندش هرگز رعايت ادب را هم نميكند: «پول پرستي اگر براي همه دايي است، براي من خاله است» و همواره با بدترين جملات و كلمات طرف مقابل را به باد انتقاد ميگيرد. با اين وجود همواره خود را مظهر ادب و اخلاق ميداند: «من هم در سايپا بودهام، او هم بوده است. برويد بپرسيد بنده با افراد اين باشگاه چگونه برخورد ميكردم و ايشان چه كار ميكرده، بعضيها فكر ميكنند چون بنز و پورشه سوار ميشوند، شخصيت پيدا ميكنند.»
حتي رويانيان هم از زبان تند و گزنده مايليكهن در امان نيست: «گيريم كاشاني در پرسپوليس خوب عمل نكرد. اما اگر او را كنار گذاشتهايم، آيا نبايد يكي بهتر را بياوريم؟ آيا نبايد فرد آگاهتر و با دانشتري را بياوريم؟ رويانيان كه سه تا شغل داشت و تخصصي هم در فوتبال نداشت، چرا به پرسپوليس آوردنش؟»
يا جايي كه ميگويد: «وقتي رويانيان رفت تركيه دنبال دنيزلي، احساس حقارت كردم. او را كه التماس ميكرد بيايد ايران و نهايت قيمتش ۵۰۰ هزار دلار است، به سه، چهار ميليارد به پرسپوليس فرستادند. دنيزلي مربي درجه يك است يا درجه دو؟ رويانيان ريخت و پاش ميكند. پول بيتالمال تا زماني جواب ميدهد.»
شايد زحماتي كه مايليكهن براي اين مملكت كشيده، چيزي بيش از زحمات رويانيان است اكنون او را اينگونه زير سؤال ميبرد. مايليكهن مدتهاست چشمهايش را بسته و دهانش را باز ميكند. آن وقت است كه هيچ كس از او در امان نيست. تا ديروز به دايي و فلان مربي و بازيكن و مدير گير ميداد، اما وقتي ديد هيچ برخورد قاطعي با او نميشود، پا را فراتر گذاشت حال به ظاهر افراد هم كار دارد: «دايي يادش رفته پليورش را داخل شلوارش ميگذاشت، او حتي اندام خود را هم در حد نرمال نگه نداشته. او ظاهراً فكر كرده كه آلن دلون است.»
حرفهاي او زماني شنيدني بود و در لابهلاي آن، بود سخناني كه حقيقت باشد اما امروز، نه حرف كه حرافي است. حرافي سر تا سر توهين و بياحترامي به ديگران كه البته تمام اين بياحتراميها، در نهايت به خود او بازگشته و باعث شده از چشم عموم مردم بيفتد. مايليكهن همواره در مصاحبههايش، سنگ مملكتش را به سينه ميزند و مملكتم، مملكتم ميكند. اما اين مملكت هم براي او بازيچه است وقتي براي خود آن را خطكشي ميكند «من ۳۰ سال قبلتر از او به شهر آمدهام.» شايد مملكت براي مايليكهن، تنها شهر است و بس. اما براي ما جاي جاي ايران مملكتمان است و وقتي ميگوييم مملكتمان، فرقي نميكند شهر باشد يا روستا. مايليكهن، مدتهاست پا را از گليم خود درازتر كرده و بايد كه به او فهماند حق ندارد با چشم بسته و دهان باز كند و زمين و زمان را به هم بدوزد. بيشك ديگر او خود هم نميداند كه چه ميگويد. شايد اگر مصاحبههاي بيمحتوايش را مقابل آينه براي خود بخواند، از شرم، چيزي از او باقي نماند و تا مدتهاي مديدي ديگر شاهد اين هجويات او نباشيم.
شايد اگر حرفهايش را براي خود مرور كند، بفهمد كه حق ندارد بين شهري و غير شهري خط و مرزي بگذارد. آقاي مايليكهن، من به عنوان يك بچه غير شهري، افتخار ميكنم هرگز به شهري كه تو را به اين مايليكهن تبديل كرد، پا نگذاشته و هنوز غير شهريام. يك غيرشهري كه براي خود و ديگران احترام قائل است. نه چون شما كه به قيمت شهري شدن، پشت پا زدهاي به همه چيز، هرچند كه بعيد ميدانم شهريها هم اين گونه باشند.
او امروز، مايليكهن را تا به اندازهاي بياحترام كرده كه ديگر حتي حرفهايش نيز براي كسي ارزش ندارد و تنها عكسالعملي كه مقابل مصاحبههايش ميتوان ديد، تكان دادن سر و ابراز تأسف است كه «خود كرده را تدبير نيست».
ديروز باشگاه پرسپوليس جوابيهاي صادر كرد، هر چند كه بنا به قول رويانيان سكوت بهترين پاسخ براي مردي است كه نشاني از عقلانيت در حرفهايش ديده نميشود.