محمد اسماعيلي | اين جريان به رغم آنكه خود را مايل به شركت در عرصه انتخابات اسفند ماه نشان نميدهد اما تلاشهاي گستردهاي را براي بهرهبرداري حداكثري از اين نبرد انتخاباتي انجام داده است. دكتر حسن غفوريفرد، عضو هيئت رئيسه مجلس شوراي اسلامي در گفتوگو با «جوان» به سؤالاتي پيرامون نقش آقاي هاشمي در جبهه اصلاحات، تاكتيك ها و فرجام جريان مذكور،سقوط برخي از نخبگان سياسي و عملكرد نامناسب برخي از اعضاي هيئت رئيسه مجلس هشتم پاسخ ميدهد.
در روزهاي اخير شاهد اتخاذ مواضع متناقضي از سوي شخصيتهاي اصلاحطلب در آستانه نهمين انتخابات مجلس شوراي اسلامي هستيم. شوراي راهبردي اين جريان هم اعلام كرده كه قصد ارائه ليست انتخاباتي ندارد. اعلام مواضع متناقض از سوي سران جبهه اصلاحات چرا و با چه هدفي صورت ميگيرد؟
به نظر ميرسد كه اردوگاه اصلاحطلبان از دو مشكل اساسي رنج ميبرد: اول نداشتن يك رهبري يا يك بزرگتر يا كسي كه مقبوليت و مشهوريت عام داشته باشد، دوم از لحاظ وحدت نظر در موضوعات مختلف. به اين معنا كه وحدت در موارد مختلف در بين اعضاي اين جريان وجود ندارد.
مواضع متناقض و مختلف سران اين جريان نشان ميدهد در اردوگاه اصلاحات به شدت دودستگي و چند پارگي در بين اعضاي آن وجود دارد.
مواضع مختلفي كه بيان ميشود نشان ميدهد در داخل اين اردوگاه به شدت چند دستگي وجود دارد و به هيچ وجه امكان رسيدن به اتفاق نظر وجود ندارد. بعضيها اعلام ميكنند كه مثلاً شركت ميكنيم و بعضيها به ديگر دوستان اصلاحطلب خود ميگويند كه شما باعث اين شدهاي كه ما به زندان بيفتيم و حالا خودتان ميخواهيد در انتخابات شركت كنيد، به هر حال اين دو دستگي وجود دارد.
افراد اين جريان بر حسب شرايط كشور و جامعه به سرعت نظر خود را عوض ميكنند، مثلاً مواضع آقاي خاتمي از يك هفته قبل تا به امروز فرق كرده است و اين نشان ميدهد امكان رسيدن به يك جمعبندي كه مورد قبول همه اصلاحطلبان يا اكثريت باشد اصلاً وجود ندارد و به احتمال خيلي زياد اين روند تا موقع انتخابات هم ادامه خواهد داشت و پيشبيني بنده اين است كه آنها نميتوانند توافق بكنند بر سر اينكه ليست بدهند يا ندهند و به احتمال زياد افراد مختلف با تصميم خودشان وارد صحنه انتخابات خواهند شد و معتقدم كه حتماً وارد عرصه انتخابات ميشوند ولي احتمالاً با پرچم خاص و برچسب مشخصي نيستند. اصلاحطلبان در شهرهاي كوچك سرمايهگذاري كرده و در آن شهرها ميخواهند آراي مردمي را جلب كنند.
اين احتمال وجود دارد كه اصلاحطلبان با اين روند سعي دارند اصولگرايان را به وزن كشي در بين خود و چنددستگي هدايت كنند؟
اين احتمال هم وجود دارد كه آنها با اين كار به دنبال آن هستندكه اصولگرايان خيالشان بابت عدم حضور اصلاحطلبان راحت بشود و همين به وزنكشي در درون جريان اصولگرايي منجر شود. احتمال بسياري دارد كه اين جريان با چراغ خاموش و موتور روشن در صحنه حضور پيدا كنند و مهرههاي سفيد خودشان را از فيلتر شوراي نگهبان عبور دهند و بعد از آنكه صلاحيت اين افراد تأييد شد به حمايت از جريان متبوع خود بپردازند. همچنين احتمال هم دارد با هدف غافلسازي اصولگرايان از جريان اصلاحات دودستگي در دل اين جريان طراحي شده باشد. اين را يك تاكتيك ميدانم اما همانطور كه گفتم به نظر من اين رويكرد بيشتر نتيجه اين است كه اين جريان هنوز نميتواند در درون خود به يك تصميم نهايي و قاطع برسد.
اعلام اين مواضع متناقض را شما تاكتيكي از سوي اين جريان براي ورود به عرصه انتخابات ميدانيد يا آنكه نه، اين مواضع متضاد بدون هدف قبلي و به دليل تفاوت ديدگاه اعضاي اين جريان اتفاق افتاده است؟
من ميگويم اصلاً اتخاذ تاكتيك براي آنها دراين شرايط وجود ندارد. نه اتخاذ يك تاكتيك همه جانبه براي آنها وجود دارد و نه اتخاذ استراتژي مورد قبول، اما همه چيز احتمال دارد. آنها نميتوانند به اتفاق نظر برسند و چند دستگي و تضارب آرا در بين شخصيتهاي مختلف اين جريان وجود دارد، به همين دليل آقاي خاتمي يك چيز ميگويد آقاي موسوي خوئينيها يك چيز ديگر ميگويد و آقاي مصطفي تاجزاده يك موضع متفاوت اعلام ميكند، بنابراين، اين نه تاكتيك است و نه استراتژي بلكه بيانگر شرايط حاكم بر اردوگاه اصلاحطلبان است كه منجر به وجود دو دستگي و چند دستگي در اين جريان شده است.
خب دليل به وجود آمدن اين چند دستگي در اردوگاه اصلاحطلبان چيست؟
اولاً من قبلاً هم گفته بودم كه از اصلاحطلبي هيچ وقت تعريف دقيقي نشده بود، بنابراين معلوم نبود كه اصلاحطلبها چه كساني هستند، حتي موقعي كه در قدرت هم بودند اصلاحطلبي يك تعريف دقيقي نشده بود و يك تئوري يا يك نظريه و دكترين مشخصي را از ابتدا نداشته است، بنابراين مشكل از روز اول هم وجود داشت، حتي از زماني كه اصلاحطلبان در قطب حاكميت بودند. در آن زمان هم هيچ گاه يك مشي مشخص نداشتند. اصلاحات هيچگاه تئوري مشي و تعريف مشخصي نداشته است. مقام معظم رهبري يكبار در اين باره فرمودند كه اصلاحطلبي مبارزه با فقر و فساد و تبعيض است، اين يك نظريه دقيق و روشن و واضح است اما نظريهاي اين چنيني هيچ گاه در داخل اردوگاه اصلاحطلبان شنيده نشده است. تعاريف آنها از اصلاحطلبي هميشه متفاوت و متناقض بوده است، به همين علت هم افرادي كه خود را اصلاحطلب ميدانند هرگز نميتوانند بر سر تعريف مشخصي به توافق برسند. اصلاحطلبان مجلس ششم هم به همين شكل عمل كردند، عدهاي از آنها ميگفتند ما بايد استعفا بدهيم، عدهاي ميگفتند بايد تحصن كنيم و عدهاي ميگفتند بايد خروج از حاكميت كنيم. اينها نشاندهنده اين است كه از روز اول اين آشفتگي وجود داشت.
از قبل هم عدهاي در دل اين جريان ميگفتند اصلاحطلبي يك موجود ناقصالخلقه است يا اصلاحطلبي يك موجودي است كه احتياج به تكامل و رسيدن دارد. الان هم به خصوص بعد از فتنه ۸۸ عده زيادي از اصلاحطلبان از آن فتنه تبري جستند. در داخل مجلس هم نمايندگاني بودند كه رسماً پشت تريبون آمدند و از فتنه ۸۸ برائت جستند و يك عده مواضعشان را از فتنه ۸۸ تغيير ندادند، بنابراين بعضي از اينها به علت مواضعي كه داشتند و خرابكاريهايي كه كرده بودند در حال حاضر در زندان هستند. الان ببينيد اصلاح طلبهايي كه در زندان هستند يا آنهايي كه در بيرون هستند، اختلاف نظر بسيار شديدي دارند. معمولاً كساني كه خارج از زندان هستند دلشان ميخواهد كه بيايند و وارد اين حاكميت و نظام شوند و همانطور كه ديديد گفتند كه ما قهر نميكنيم و آقاي ابطحي هم گفته كه در ادبيات اصلاحطلبي قهر وجود ندارد ولي بعضي از افراد ديگر مانند آقاي ستارزاده مطالب ديگري گفتند. نظر من اين است كه يك اشكال از همان اول در بنيادش بوده، اينكه اصلاحطلبي يك تمرين دقيق نداشته و يك تئوريسين دقيقي كه مقبوليت و مشهوريت داشته باشد در اين جريان وجود نداشته و هرچه اين جريان پيش برود اين اختلاف نظرها بيشتر ميشود.
نقش آقاي موسوي خوئينيها در اين جبهه را چگونه ميبينيد و فعاليت ايشان را چقدر قابل اهميت ميدانيد؟
خودشان موسوي خوئينيها را گادفادر، يعني پدر معنوي جريان اصلاحات ميدانند. آقاي موسويخوئينيها پشت پرده اين جريان است و گردانده اصلي گروههايي است كه به اصلاحطلبي اعتقاد دارند و درصددند تا به مقابله با نظام اسلامي بپردازند. اين فرد همانطور كه عنوان كرده است فتنه ۸۸ را فتنه نميداند و موسوي و كروبي را هم انسانهاي شريفي ميداند.
شما نقش آقاي هاشمي رفسنجاني را در پيشبرد اهداف اين جريان چگونه ميبينيد، اصلاً نقش ايشان در جريان اصلاحطلب چيست؟
آقاي هاشمي رفسنجاني خودشان اعلام فرمودند كه من فراجناحي هستم به همين خاطر نه دقيقاً ميشود ايشان را در اردوگاه اصلاحطلبان تأييد كرد و نه ميشود منسوب به اردوگاههاي مختص اصولگرايان دانست. ايشان از اول هم گفته بودند كه ميخواهند فراجناحي باشند و در كنار رهبري باشند و ما هم همين اميد و آرزو را داريم كه ايشان همانطور كه فرمودهاند: هميشه در كنار رهبري و در زير چتر ولايت فقيه باشند، منتها اصلاحطلبان نسبت به آقاي هاشمي مواضع مختلفي داشتهاند و در مجلس ششم همانطور كه ديديد كه ايشان را مورد بدگويي و تخريب قرار دادند و حتي بعد از اينكه ايشان در مجلس رأي آوردند، عدهاي گفتند كه تقلب شده و با اينكه ايشان جزو ۳۰ نفر نمايندگان تهران بودند، عدهاي آمدند و اعتراض كردند و آقاي رحماني گفتند كه ايشان رأي نياوردهاند و اين را بهانه قرار داده و به شدت آقاي هاشمي را تخريب كردند، اما بعد از آن يك عده از آنها اين كار را محكوم كردند و گفتند به عنوان اشتباهات خودشان به آن معترفند، بنابر اين اصلاح طلبها در طول چند سال گذشته مواضع مختلفي در مورد آقاي هاشمي رفسنجاني اعلام كردهاند. اصولگرايان هميشه تلاش كردند كه ايشان را در داخل اصولگرايان تعريف بكنند و ما بارها با ايشان ملاقات داشتهايم و از ايشان خواستهايم كه همان طور كه هميشه فرمودهاند هميشه در خط رهبري و زير چتر ولايت فقيه باشند.
به نظر شما در اين چند سال اخير اينگونه بوده؟ آيا عملكرد و رفتار آقاي هاشمي در جهت خط حضرت امام (ره) و ولايت فقيه بوده است؟
ايشان هيچ وقت از رهبري فاصله نگرفتهاند، اما در مورد فتنه ۸۸ ما مواضع شفاف و روشني را از ايشان شاهد نبوديم و شايد اين مشكل بزرگي بوده كه ما نديديم ايشان به طور شفاف اين فتنه را محكوم كنند و اميدواريم كه در آينده موضعگيري شفاف از ايشان ببينيم ولي در طول سال ۸۸ كه فتنه بسيار بزرگي اتفاق افتاد و يك سرفتنه هم حتماً در خارج بود، ايشان كه يك تحليلگر قوي سياسي هستند حتماً بايد ميدانستند كه اين فتنه از خارج حمايت ميشود و ما اميدوار بوديم با توجه به سوابق ايشان، ايشان يك مواضع محكمتر، قويتر و شفافتري در مسئله فتنه بگيرند.
چرا در طي اين يكي دو سال اخير بعد از فتنه ايشان موضعگيري شفافتري نداشتهاند؟
من از قبل از انقلاب در خدمت ايشان بودهام. ما در محرم سال ۵۷ يك كنفرانسي داشتيم به نام كنفرانس بررسي علمي حادثه عاشورا در دانشگاه اميركبير. در حالي كه در تهران حكومت نظامي بود و ايشان يكي از سخنرانان آن كنفرانس. بايد بگويم من حداقل از اوايل سال ۵۷ با ايشان بودهام و بعد هم در حزب جمهوري اسلامي هم بنده و هم ايشان جزو شوراي مركزي بوديم. بنده مدتي استاندار و بعد معاون ايشان شدم و اولين حكمي كه دادند به من بود، به عنوان استاندار خراسان و بعد هم كه رئيس جمهور شدند باز اولين حكمي كه به بنده دادند معاون رشته تربيت بدني بود و حداقل ۳۴ و ۳۵ سال است كه من ايشان را ميشناسم. ايشان هميشه هم زمان امام خميني(ره) و هم در همين زمان اصرار ميكردند كه ميخواهند در خدمت رهبري باشند و اينكه ميخواهند تمام وقتشان را صرف خدمت به رهبري كنند. به نظر من ايشان تلاش كردهاند كه در اين شرايط فتنه و بعد از فتنه مواضع غير جناحي بگيرند و شايد به همين علت موضع صريحي در مورد فتنه نگرفتهاند.
به نظر ميآيد اين پاك كردن صورت مسئله است؟
اما مسئله فتنه، مسئله مبارزه با اصل انقلاب بود، مسئله براندازي بود، مسئله دو گروه مخالف نبود، حالا تا قبل از فتنه ميتوان گفت كه مثلاً اصلاح طلبان و اصولگرايان را ميتوانيم در داخل نظام تعريف بكنيم، اصلاح طلبان در داخل نظام هستند و ساختار شكني ندارند اما مسئله فتنه كاملاً جدا بود و صددرصد براي براندازي بود. به نظر من اينجا مواضع فراجناحي معني ندارد و بايد هر كسي كه به انقلاب، به فتنه و به نظام اعتقاد داشته، بايد مواضع صريح و روشني را ميگرفت يعني فرض كنيد تا ۲۹ خرداد ۸۸ كه مقام معظم رهبري در نماز جمعه سخنراني كردند، يك مسئله بود و از آن به بعد آن كساني كه پاسخ مثبت به سخنراني مقام معظم رهبري دادند و باز روي مواضع خودشان تكيه كردند و ماندند، ديگر حسابشان جدا شد و كاملاً مشخص شد كه بحث، بحث نظام نيست. بحث داخل نظام نيست، بلكه بحث براندازي است و در اين شرايط بايد همه مواضع روشن و شفافي را ميگرفتند، من اين مواضع را انتظار داشتم كه از جناب آقاي هاشمي رفسنجاني ببينم اما متأسفانه چنين مواضعي را از ايشان نديدم. شايد ايشان ميخواهند روي مواضع فراجناحي خودشان تأكيد كنند اما حتماً اين را ايشان ميدانند كه مسئله فتنه يك مسئله داخلي نبوده.
آيا اين مسئله فراجناحي ميتواند به اين معنا باشد كه ايشان دوست ندارند از قدرت كنارگذاشته شوند و هر جناحي كه روي كار آمده ايشان ميخواهند به نوعي در آن نقشآفريني كنند.
من به اندازه شما نسبت به اين مسئله بدبين نيستم كه بگويم ايشان به علت علاقه به قدرت اين موضع را گرفته است. آقاي هاشمي بالاخره ۵۰ - ۴۰ سال براي اين انقلاب زحمت كشيدهاند و نميتوان اين را انكار كرد. از سال ۴۲ تا حالا ايشان فعال بوده و من فكر ميكنم كه نسبت به انقلاب احساس مسئوليت و دلبستگي ميكند و شايد تلاش ميكرده كه تا حد امكان همه افراد را جذب كند كه اين تئوري و نظريه را هم خود مقام معظم رهبري هم فرمودهاند كه جذب حداكثري و دفع حداقلي و مرحوم بهشتي هم در اين زمينه فرموده بودند كه جاذبه در حد اعلا و دافعه در حد لزوم. من هم اعتقاد دارم كه همه را بايد جذب كرد اما مسئله اينجاست كه آيا كساني كه اپوزيسيون كل نظام هستند اينها قابل جذب شد، هستند يا نيستند. من فكر ميكنم ايشان مثلاً هنوز آن گروه را از داخل نظام ميدانسته و به همين دليل مواضع فراجناحي گرفته اما نظر خود من اين است كه آن كساني كه مسئله فتنه ۸۸ را ايجاد كردهاند هم با نظام مسئله داشتهاند و هم با بسياري از مقدسات كشور كه مقدسات كشور هم قبل از نظام بوده است.
آيا اين عبارت را كه ميگويند «بازيگر پنهان جريان اصلاح طلب» يعني اصطلاحي كه به خود آقاي هاشمي نسبت ميدهند را قبول داريد؟
نه من قبول ندارم، من فكر نميكنم كه ايشان جزو سران اصلاح طلب و بازيگر پشت پرده اين جريان باشد.
ممكن است كه جريان اصلاح طلب به دنبال اين باشد. ايشان در انتخابات مجلس ششم مورد هجمه و تخريب اين جريان قرار گرفت. ايشان به هيچ عنوان به جريان اصلاح طلب اطمينان نميكند. افراد و سران اصلاح طلب خودشان هم به يكديگر اطمينان نميكنند. در مورد آقاي هاشمي بيشترين بياحترامي و جرم را اين دسته به ايشان روا داشتند.
ميتوان گفت كه آقاي هاشمي در طول دو سه سال اخير دچار سقوط رفتاري شده و جايگاه و مقبوليت خود را در جامعه از دست داده است؟
بنده هم فكر ميكنم به خصوص بعد از فتنه سال ۸۸ آقاي هاشمي آن جايگاه و وزانت گذشته خود را از دست داده. آقاي هاشمي جايگاه ويژهاي نزد امام (ره) و سالهاي قبل از فتنه نزد مقام معظم رهبري داشت. بنده فكر ميكنم بعد از فتنه ۸۸ وجهه و جايگاه ايشان حتماً ضربه خورده، حتماً خدشهدار شده است. مردم از كسي كه اين همه سوابق دارد انتظار داشتند در آن شرايط، (به خصوص بعد از خطبه تاريخي نماز جمعه رهبري) مواضع آقاي هاشمي شفافتر و روشنتر ميشد چرا كه همانطور كه گفتم عدهاي قصد براندازي نظام را داشتند و مشكلشان ديگر انتخابات نبود. من فكر ميكنم ايشان مقبوليت و جايگاه خود را از دست داده است ولي اميدوارم اين بازسازي بشود. انقلاب هم آغوشش براي همه باز است. من فكر ميكنم هنوز هم دير نشده است كه ايشان مواضع شفاف و روشني را اتخاذ كنند، نه عليه اصلاح طلبان، حداقل عليه سران فتنه و جريان برانداز.
با توجه به گذشته جريان اصلاحات، استقبال مردم به اين جبهه در انتخابات آتي چگونه خواهد بود؟
مردم در ۹ دي حرف خودشان را به اين افراد گفتند و نشان دادند كه چه ميخواهند و شعارهاي اين ملت نشان ميداد كه چه تنفري از اينها دارند. بعد از آن هم ما نديديم كه اصلاح طلبان چهره خودشان را بازسازي يا مواضع خود را اصلاح بكنند. بنده به يقين ميدانم كه استقبال زيادي از آنها در انتخابات پيش رو نخواهد شد. شايد يكي از علتهايي كه باعث شده است برخي از سران اين جريان تمايلي به ورود آشكار به عرصه انتخابات نشان ندهند همين نكته باشد كه آرا و نظرات مردم را در مورد خودشان به خوبي ميدانند.
فرجام جبهه اصلاح طلبان با توجه به شكستهاي پياپيشان در چند انتخابات اخير و فتنه سال ۸۸ را چگونه ميبينيد؟
من فكر ميكنم اگر اين جريان يك نوع بازسازي دقيق در ساختار خود انجام ندهند و ضعفهاي بيشمار خود را اصلاح نكنند احتمالاً و به زودي از صحنه سياسي كشور محو خواهد شد. مگر آنكه تجديد نظر جدي در مواضع خود ايجاد بكنند و راه خود را اصلاح كنند و برائت بجويند به خصوص از سران فتنه و منحرفين اين جريان. اگر افرادي كه در اين جريان هستند ميخواهند به آينده سياسي خود اميدوار باشند بايد از فتنهگران جدايي مطلق بجويند و عملكرد و رفتار خود را با مسير رهبري و انقلاب منطبق كنند.
چرا برخي از افرادي كه در مجمع تشخيص مصلحت نظام هستند، مصلحت خود و نظام را بسيار ديرتر از مردم تشخيص ميدهند؟
اين مجمع بر حسب قانون وظيفهاش اين نيست كه در مسائل مختلف و معمولي مملكت موضعگيري كند. اين مجمع طبق منشوري كه به تأييد مقام معظم رهبري رسيده است چند وظيفه اصلي دارد. يكي از آنها حل اختلاف بين مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان است و ديگري مواردي است كه مقام معظم رهبري مستقيماً به آنها ارجاع ميدهد تا مورد رسيدگي قرار دهند و وظيفه اعضاي اين مجمع هم تحليل و اظهار نظر در مورد اتفاقات روزمره نيست.
منظور اين است كه چرا برخي اعضاي با سابقه اين مجمع در بزنگاههاي حساس كشور آنطور كه بايد در عرصه حضور پيدا نكرده و مصالح نظام را در اين برهههاي حساس تشخيص ندادهاند؟
بله همين طور است. مثلاً در مورد فتنه سال ۸۸ مجمع يكي دو بيانيه داده است كه اين كافي نبود در صورتي كه مخصوصاً در اين گونه مسائل مجمع بايد قويتر و بهتر عمل كند. اگر زودتر مجمع تشخيص مصلحت به اين مورد ورود پيدا ميكرد، يقيناً مسائل مربوط به فتنه ۸۸ زودتر و بهتر حل ميشد.
برخي از رسانهها سعي داشتند شما را جزو ساكتين به فتنه معرفي كنند و اينگونه بگويند كه شما دير به دفاع از انقلاب و نظام پرداختيد و فتنه را محكوم كرديد، آيا واقعاً اينگونه بوده است؟
بنده هميشه مواضعم را با صراحت اعلام كردهام. از روز اول هم اين موضوع را با شفافيت اعلام كردهام. بنده بلافاصله بعد از خطبه تاريخي مقام معظم رهبري در نماز جمعه اين جريان را محكوم كردم. بين ۲۲ تا ۲۹ خرداد بنده به رسانهها گفتم زماني كه مردم رأي دادند و شوراي نگهبان تأييد كرد، هر كسي كه مخالفت كند، عملاً مخالفت با نظام و آراي مردم كرده است. حتي گفتم كساني كه به رأي مردم تمكين نكردهاند ديگر در درون نظام نميگنجند.
به عنوان يكي از اعضاي هيئت رئيسه مجلس بفرماييد چرا برخي از همكاران شما در هيئت رئيسه عملكرد مناسبي از خود در جريان فتنه ۸۸ به جا نگذاشته و بعد از گذشت دو سال از آن اتفاقات هنوز بدنه اصولگرايي به اين افراد انتقاد دارد؟
فتنه يعني همين كه حق و باطل به هم آميخته ميشود و تشخيص آن را براي عموم و حتي نخبگان سخت ميكند. برخي از اعضاي هيئت رئيسه مجلس عنوان ميكردند ما بايد سعي كنيم اين فتنه را خاموش بكنيم و اگر مواضع سختي عليه آنها بگيريم ممكن است اين مسير ادامه پيدا كند و آنها سرسختانه قضيه را دنبال كنند.
توجيه اين افراد براي عدم حضور مثبت و تأثيرگذار در آن شرايط پذيرفتني است؟
شايد تا قبل از خطبههاي نماز جمعه مقام معظم رهبري اين پذيرفتني بود اما پس از آن دليل خوبي به حساب نميآيد، هر كسي به فرموده مقام معظم رهبري بايد به نوبه خود فتنه را محكوم ميكرد و پاسخ مناسبي به اين جريان ميداد. بعد از صحبتهاي مقام معظم رهبري ديگر نبايد مماشات صورت ميگرفت و افراد بايد مواضع خود را روشن اعلام ميكردند.
پس ميتوان پذيرفت كه برخي از اعضاي هيئت رئيسه مجلس كه جايگاه ويژهاي هم در حكومت دارند دير از خواب غفلت بلند شدند؟
بله. برخي از افراد در بيان مواضع دير عمل كردند.
چگونه مي توان به يك انتظار عمومي پاسخ داد كه كساني بايد در رأس مجلس قرار بگيرند كه سطح آگاهي و دانايي آنها در مواقع سرنوشت ساز و حساس بسيار بالاتراز حد مطلوب باشد تا خود و جامعه را به اشتباه نيندازند و تصميمات بهتري اتخاذ كنند؟
اين حق طبيعي مردم است. هر كسي كه مرتبه و جايگاه بالاتري دارد انتظار است كه بينش و آگاهي او بيشتر باشد و در شرايط مختلف تصميمات بهتري بگيرد و اين نوع عملكرد براي مردم الگو بشود. مردم نظر خودشان را در مورد افراد در انتخابات آتي مشخص ميكنند و كساني كه عملكرد خوبي نداشتهاند را حتي ممكن است انتخاب نكنند. ما اميدوار هستيم كه اين چنين فتنهاي ديگر تكرار نشود كه منجر شود برخي افراد به اشتباه و خطا بروند.
پس شما نگراني موجود در جامعه نسبت به آينده برخي از سياسيون كه امروز بعضي از آنها هم در مجلس حضور دارند را منكر نميشويد؟
اين نگراني كه شما فرموديد وجود دارد اما اميدواريم كه آن فضا ديگر تكرار نشود كه برخي نخبگان اشتباه كنند. ۹ دي انقلاب را براي ۵۰ سال بيمه كرده است و مردم با اين پختگي مقابل هر فتنه و دسيسهاي ايستادگي خواهند كرد.