چکیده گزارش حوادث پس از انتخابات دوره دهم رياست جمهوري ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ كه منجر به شكل گيري جريان فتنه شد:
۱- مقدمه:
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، غرب که الگوی انقلاب اسلامی را به عنوان گفتماني در مقابل لیبرال دموکراسی میدانست، به طور همهجانبه سعی در مخدوش کردن وجهه این نظام نوپا داشت تا مانع از الگودهی ملت ایران به دیگر ملتهای جهان، برای شکستن ساختار از پیش طراحی شدهی نظم جهانی شود؛ اما شکستهای پیدرپی نظام سلطه از جمهوری اسلامی ایران طی ۳۰ سال گذشته و پیشرفتهای چشمگیر ایران در این مدت، منجر به طراحی و اجرای شیوههای نوین در مواجهه با ایران شد.
پیشرفت در عرصههای گوناگون علم و فنآوری، تثبیت راهبرد تهاجمی در سیاست خارجی و انفعال کشاندن قدرت های استکباری، عدم تمکین ایران در قبال فشارهای بیرونی، تلاش برای گسترش هر چه بیشتر جبهه مبارزه علیه رژیم غاصب صهیونیستی، قدرتهای استکباری به ویژه آمریکا را به تلاش برای تلفیق گزینه های سخت، نیمه سخت و نرم خود وادار کرد به این امید که بتوانند پروژه تغییر رفتار نظام را به عنوان گام اول پروژه تغییر به ثمر برسانند.
تجربه دوران حاکمیت جریان دوم خرداد که جورج بوش پسر هنگام ترک کاخ سفید آن را دورانی خوش خواند و از بابت به پایان رسیدن آن ابراز تاسف کرد، امریکا و متحدانش را به این نتیجه رساند که بهترین و کوتاه ترین روش برای ایجاد تغییر در رفتارهای ایران اسلامی سرمایه گذاری بر روی جریان ساختار شکن و غربگرای داخل ایران است که در طول دوران در اختیار داشتن سکان اداره دوقوه مجریه و مقننه در ایران به خوبی نشان داده بود روش ها و اهداف خود را کاملا بر مطلوب ها و نیازهای غرب منطبق کرده است. به همین دلیل بود که بلافاصله پس از به پایان رسیدن دولت اصلاحات، فرایندهای
۱. فراخوان مراکز تصمیم سازی برای تهیه راهبرد های عملیاتی علیه ایران
۲. تصویب بودجه ویژه برای حمایت از اپوزیسیون
۳. ایجاد و تقویت ساختارها و شیوه های رسانه ای جدید برای ایجاد، هدایت و تغذیه آشوب داخلی (که بی بی سی فارسی در راس آنها قرار داشت)
۴. تصویب قطعنامههای تحریمی علیه ایران
۵. فعال شدن سرویس های اطلاعاتی برای تحقق دو پروژه اپوزیسیون واحد (برداشتن مرزهای میان گروه های مختلف اپوزیسیون) و اپوزیسیون حرفه ای، که اصلاح طلبان غربگرا در سال ۸۴ فقدان آنها را جزو ضعف های اساسی خود اعلام کرده بودند؛ وگنجاندن آن در قالب پروژه شبکه سازی در محیط های واقعی ومجازی
۶. تقسیم کار میان کشورهای غربی برای برقراری پیوندهای پنهان با اپوزیسین داخلی
۷. برنامه ریزی برای تبدیل انتخابات به هسته مرکزی یک فرایند کودتای مخملی
شتابی فزاینده گرفت.
اگرچه بسیاری از این فرایندها از سال ها قبل آغاز شده بود و عمر برخی از آنها به بيش از ۲۰ سال می رسید، اما در این تردیدی نیست و مجموعه اطلاعات موجود هم نشان می دهد که برنامه ریزی اصلی برای تبدیل این پروژه ها به فتنه داخلی پس از سال ۱۳۸۴ اوج گرفته است.
این گزارش تلاش می کند چگونگی تکمیل این پروژه ها و تبدیل آن به یک فتنه سیاسی و اجتماعی را با استناد به اطلاعات معتبر واکاوی کند و روایتی دقیق از چگونگی مهار این فتنه عمیق ارائه نماید.
۲- بررسي علل و عوامل و ريشه يابي جريان فتنه
آنچه فرداي پس از انتخابات را رقم زد فرصتي بود كه از سالها و دههها قبل با برنامهريزي مدون و منسجم بيگانگان و همراهي عناصر فريب خورده داخلي فراهم آمد. فضاي مطلوب سوءاستفاده بيگانگان، از طريق حاكم شدن فضاي غيرعقلاني و تهييج احساسات، ناديدهگرفتن تذكرات مقام معظم رهبري و قواعد و اخلاق انتخاباتي و مصالح انقلاب مهيا شد تا دشمنان به پيادهسازي سناريوي از پيش تعيين شده خويش بپردازند. در اين راستا ميتوان به عوامل داخلي و خارجي موثر در اين حوادث اشاره کرد:
الف: زمينه ها و عوامل خارجي
مجموعه اسناد و مطالعات موجود نشان می دهد به طور کلی راهبرد غرب در قبال ایران اسلامی مبتنی بر این پیش فرض است که در نهایت هر نوع پروژه براندازانه علیه ایران باید راهی به داخل ایران بیابد و هدف از مجموعه فشارهای بین المللی بر ایران نیز در نهایت چیزی جز اثرگذاری بر داخل ایران و فعال کردن مجموعه نیروهای غرب گرا –که همواره نسبت به اکثریت مطلق مردم، اقلیتی بسیار کوچک محسوب می شده اند- نبوده است. اطلاعات موجود نشان می دهد این فعال سازی به عنوان یکی از عوامل زمینه ساز فتنه ۸۸ در زمانی به مدت دو دهه بویژه از سال ۱۳۸۴ به این سو، در قالب مکانیسم های زیر صورت گرفته است:
۱. برقراری ارتباطات پنهان
۲. کمک مالی
۳. حمایت علنی در چارچوب پروژه های دیپلماسی عمومی
۴. فشار به نظام جمهوری اسلامی به منظور ایجاد فضای مانور برای جریان غرب گرا در داخل
۵. شبکه سازی اجتماعی در حوزه های مجازی و حقیقی
در عین حال نکته مهم و برجسته در این میان این است که غرب برای کلیدزدن پروژه خود به آماده شدن مجموعه ای از شرایط داخلی نیاز داشت و به منظور هر چه کامل تر کردن این پروژه از پیش برنامه ریزی شده، انتخابات را به عنوان یکی از مهم ترین نقاط قوت جمهوری اسلامی هدف قرار داد. (۱)
بررسي دقيق و موشكافانه فتنه ۸۸، نشان ميدهد عملكرد و سخنان سران داخلي و خارجي فتنه، الگوبرداري كاملا دقیق از تئوريهاي از پيش طراحي شده انقلابهاي مخملي در اتاق فكر سيستمهاي جاسوسي خارج از كشور از جمله تئوري مبارزات خشونت پرهيز و روشهاي مسالمتآميز نافرماني مدني کسانی چون جين شارپ بوده است که در تمام نمونه های قبلی خود –از جمله موارد اجرا شده در اروپای شرقی و آسیای میانه- به صورت انتخابات محور عمل کرده است.
مطابق اسناد موجود، کشورهای غربی ودر راس آنها دولت امریکا بر مبنای مجموعه کدهایی که از داخل ایران دریافت کردند به این نتجه رسیدند که مقطع انتخابات ریاست جمهوری دهم در سال ۸۸ بهترین فرصت برای اجرای پروژه کودتای مخملی در ایران است که در مقاطعی چون سال های ۷۶، ۸۰، و ۸۴ شرایط را برای اجرای آن مناسب ندیده بودند. مطابق اسناد اطلاعاتی موجود در پیوست این گزارش عوامل زیر در متقاعد شدن طرف خارجی به اینکه سال ۸۸ مناسب ترین زمان برای اجرای پروژه کودتای نخملی است، نقشی کلیدی داشته است:
۱. مسافرت های خارجی افرادی چون محمد خاتمی که اغلب به تلاش برای متقاعد کردن طرف خارجی به اینکه میرحسین موسوی فردی مناسب برای پیش بردن پروژه تغییرات ساختاری در ایران است، اختصاص داشته است. اسناد موجود نشان می دهد خاتمی در تونس، ترکیه و استرالیا برای ترغیب خارجی ها به حمایت از موسوی تلاش کرده و موفق نیز شده است.
۲. مسافرت مجموعه ای از عوامل اطلاعاتی خارجی در پوشش های مختلف به داخل ایران و برآور اوضاع داخلی ایران
۳. شناخت تاریخی از شخصیت میرحسین موسوی به دلیل حضور عوامل وابسته به سرویس هاس اطلاعاتی در کنار وی مانند اردشیر امیرارجمند
۴. پیش برد پروژه شبکه سازی با همراهی گروه هایی چون حزب مشارکت و سازمان مجاهدین از سال ۸۸ به این سو که اصلی ترین مکانیسم اجرایی آن برگزاری دوره های متعدد براندازی نرم در خارج از ایران برای گروه های برگزیده داخلی و مسافرت بیش از چند صد نفر از چهره های شناخته شده جریان دوم خرداد به خارج از ایران به منظور شرکت در این دوره ها در فاصله سال های ۸۴-۸۸ بود.
۵. و آخرین عامل پیام هایی بود که غربی ها مستقیما از داخل ایران در یافت کردند و این پیام ها منجر به شکل گیری این اشتباه محاسباتی در ذهن آنها شد که سال ۸۸ زمانی مناسب برای کلید زدن پروژه کودتاست. اطلاعات موجود در اسناد اطلاعاتی که به هنگام نگارش این گزارش به آنها مراجعه شده نشان می دهد مهدی هاشمی نقشی عمده در این ارسال این پیام ها به بیرون داشته و از جمله پیام های مستقیم وی برای امریکا در اواخر سال ۱۳۸۷ موجب امریکا پروژه مذاکرات هسته ای با ایران را که اهمیت حیاتی برای آن داشت تعطیل کرده و انرژی خود را بر پیروزی اصلاح طلبان در انتخابت ۱۳۸۸ متمرکز نماید.
آنچه به عنوان عوامل خارجي زمينه ساز فتنه ۸۸ مد نظر است، صرفا يك فاكتور تاثيرگذار بر سهلشدن زمينه بروز فتنه ۸۸ نيست. بلكه ميتوان به جد گفت طرف غربي در برنامهريزي، سازماندهي و هدايت نا آراميهاي اجتماعي به سمت و سوي مورد نظر خود نقش اصلي را برعهده داشته است. فلذا مديريت فتنه ۸۸ بر عهده طرف غربي بوده است.
در اثبات اين موضوع شواهد بسيار قطعي در مواضع رسمي سكانداران غرب، طرح هاي اتاق فكرهاي آمريكايي و رسانه هاي ديداري، شنيداري، مجازي و مكتوب موجود است. آنچه در اين بحث به آن اشاره مي شود شواهد موجود از دخالت و مديريت طرف غربي در اين سه منبع است.
۱- بنيادهاي غربي حامي براندازي
به نتيجه نرسيدن پروژهي جنگ سخت در ايران سبب شد، نظام سلطه جهت پيگيري اهداف خود در ايران و خاورميانه فايل خاصي در اتاق هاي فكر خود براي ايران پديد آورد. مويد اين موضوع تعدد قابل ملاحظه توليدات موسسات برانداز پيرامون ايران است. مرور پژوهشهاي انجام شده در بنيادهاي غربي طي سالهاي نزديك به ۲۰۰۹ نشان ميدهد تحليلگران از عدم وجود يك استراتژي كلاننگر پيرامون ايران و غرق شدن در تاكتيكهايي همچون «ايران منهاي انرژي هستهاي» نگرانندو به دنبال دستيابي به يك استراتژي مدون هستند . به وجود آمدن چنين ديدگاهي است كه موجب مي شود به يك باره تعداد پژوهشها پيرامون دستيابي به يك استراتژي كلان در برخورد با ايران و بازشناسايي اركان جمهوري اسلامي اوج گيرد.
هم اكنون حدود ۶۰ بنياد و موسسه مرتبط با «جنگ نرم در ايران» درحال فعاليت هستند. در اين جا سعي شده است صرفا به نقش تعدادي از موثرترين اتاق هاي فكر در فتنه ۸۸ توجه شود.
۱/۱. بنياد سوروس يا جامعه باز :
شواهد بسيار زيادي از برنامهريزي چندين ساله بنياد سوروس در ايران و تلاش اين مركز براي اجراي پروژه «انقلاب مخملين در ايران» وجود دارد.تا آنجا كه علاوه بر رسانههاي غرب، برخي محققين غربي نيز پيرامون «شكست انقلاب نرم در ايران» مقالاتي ارائه كرده اند و از حمايت هاي مالي و فكري غرب و به طور خاص بنياد سوروس سخن گفته اند.
گذشته از اعترافات كيان تاجبخش ، همراهي و راهنمايي جين شارپ با اغتشاشگران ، نشان از تئوريزه شدن نا آرامي ها در اين بنياد است.
۲/۱. خانه آزادي : همه عناصر اصلي موسسه خانه آزادي صهيونيست هستند و از چند سال پيش با بودجه ۱۵ ميليون يورويي هلند يك وبسايت (مجله اينترنتي) به نام" گذار به زبان فارسي" منتشر كردند. گردانندگان بخش فارسي اين موسسه افرادي همچون ساسان قهرماني ، فرج سركوهي ، عباس معروفي ، فاطمه حقيقت جو وهمسرش محمد تهوري ، مجيد محمدي، علي افشاري و محسن سازگارا و نيك آهنگ كوثر هستند.
چند ماه قبل از انتخابات خانه آزادي دستورالعمل آموزشي را در وب سايت گذار منتشر نمود كه مبارزه مسالمتآميز با ۵۰ نكته اساسي آموزش مي داد و به واقع آموزش انقلاب رنگي بود . لازم به ذكر است اين موسسه ارتباط بسيار نزديكي با CIA دارد (۱۱۸).
فعاليت چهار ساله وب سايت گذار وابسته به اين بنياد و تلاش جهت شكلدهي رويكردهاي رسانه اي مهمترين فاكتور هاي عملكرد اين مركز عليه ايران است.
۳/۱. صندوق اعانه ملي براي دموكراسي ( N.E.D ) : ۹۰% بودجه اين صندوق از كنگره آمريكا تأمين ميشود. اين موسسه بودجه موسساتي همچون بنياد برومند، مشاركت آموزشي زنان، نايك، موسسه دموكرات ملي، موسسه جمهوري خواه ملي N.R.I را تأمين ميكند كه تمامي اين موسسات در گزارش معاون خارجي وزارت اطلاعات به طور مجزا نام برده شدهاند .
از جمله افرادي كه به عنوان محقق ميهمان به اين صندوق دعوت شدهاند ميتوان بههاله اسفندياري، لادن برومند، رامين جهانبگلو، سيامك نمازي، حسين بشيريه، علي افشار، منوچهر محمدي، مهناز افخمي، تريتا پارسي و مهرانگيز كار اشاره نمود.
به اذعان بسياري از تحليلگران غربي نقش اصلي بنياد N.E.D در پروژه تلاش جهت انقلاب رنگين در ايران در بعد سرمايهگذاري هاي مالي اش است.
۴/۱. موسسه بروكينگز: كنت پولاك كارشناس علوم سياسي و روابط بينالمللي از جمله افرادي است كه روي مسائل ايران تمركز دارد. پولاك با تأليف كتابي سعي كرده براندازي نرم در ايران را توجيه كند و اثبات كند كه چرا جمهوري اسلامي تهديدي براي منافع آمريكا در منطقه است(۱۱۹) و مركز سابان وابسته به بروكينگر گزار ۱۶۴ صفحه اي تحت عنوان «كدام ميسر به سمت ايران» ؟ منتشر كرد كه در آن جنگ نرم بهترين گزينه براي براندازي جمهوري اسلامي ايران معرفي شده بود . تنها دو روز پيش از برگزاري انتخابات رياست جمهوري در اين سند ۱۶۴ صفحهاي اقسام متعدد روشهاي براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران به تفصيل بيان شد .
ميتوان ادعا كرد منسجم ترين و نزديكترين رويكرد به آنچه در ايران رخ داد همين محصول ۲۰۰۹ بنياد بروكينگز است.
بعد از انتخابات، غرب جهت رسيدگي به آخرين وظيفه مديريتي خود در فتنه ۸۸ به بازخوردگيري و تلاش جهت كنترل اوضاع ايران پرداخت. برگزاري ميزگرد هايي چون «مشت بسته ايران» توسط بنياد بروكينگز و توان سنجيهاي موسسه رند از اركان نظام ، تلاش جهت تحريك افكار عمومي به وسيله ابزار رسانه ، موضعگيري ها و هشدارهاي متفكريني چون كسينجر در اين راستا به نظر ميرسد.
دخالت و برنامهريزي عوامل خارجي براي ايران مسئلهاي نيست كه آمريكا در پي پنهان كردن آن باشد، در نيمه اسفندماه سال ۸۹ كاندوليزا رايس از فرايند تربيت نيرو در ايران راز گشايي كرد(۱۲۰) :
« در همين ارتباط به واسطه موسسه ملي دموكراسي آمريكا تاكنون توانستهایم هزاران فعال را آموزش دهيم . ما تاكنون به اشكال بسيار مختلف در بحث آموزش، سرمايهگذاري كردهايم تا يك لايهي اجتماعي از لحاظ فكري سكولار را در عرصههاي بينالمللي رشد و پرورش دهيم . » او در ادامه افزود : «نيروهاي سكولار ايران قویتر از گذشته شدهاند از اين رو ما ديگر نبايد به قياسهاي اشتباه بسنده و تكيه كنيم » .
همچنين مرکز اطلاع رسانی اطلاعات و تروریسم وابسته به موساد از دیگر موسسات پیگیر تحولات و اخبار پس از انتخابات ایران بود که آن را در قالب جزواتی به نام(Spot light on iran) منتشر می کرد. این موسسه در گزارش راهبردی خود در ۲۸ خرداد ماه ۸۸، با مناسب دانستن فرصت پیش آمده در ایران راهکارهایی جهت تشدید ناآرامی در ایران ارائه میکندکه بخشی از راهکارهای فوق در تاریخ ۳۰ خرداد ۸۸ در سایت همدمی تحت عنوان« سران اسرائیل از خیزش مردمی در ایران حمایت کرده» منتشر شد.
۲- رسانههاي ديداري و شنيداري و سايتهاي غربي
رسانه هاي غربي در فرآيند فتنه دو موضوع اصلي را عملياتي كردند:
۱. دامن زدن به فضاي آشوب
۲.شكل دادن به سياست هاي طرف غربي بر اساس نوع تحليلهايي كه از درون ايران ارائه مي كردند
بنا بر اين موضعگيري رسانه هاي غرب را ميتوان در ۲ گروه بررسي كرد:
رسانه هاي گروه اول:
رسانههايي كه به طور مستقيم پيگير ايجاد خط اغتشاش و دامن زدن به نا آرامي ها بوده اند.
شاخص ترين اين دسته سايت BBCاست . تأسيس شبكه تلويزيوني بيبيسي فارسي تنها ۶ ماه پيش از برگزاري انتخابات ، افزايش برنامههاي آن به ۲۴ ساعت در روزهاي نزديك به انتخابات وتأثير فزاينده آن بر هدايت، كنترل، مهره چيني و بازيگرداني حوادث پيش و پس از انتخابات تنها يك مورد از موارد نشان دهنده تدوين سناريوي دشمنان خارجي و داخلي جهت براندازي نظام ميباشد. فراخوانهاي سازگارا و نوريزاده در شبکههاي VOA و BBC براي اغتشاشات روز عاشورا از ديگر مصاديق اين امرهستند كه بر تأثير رسانههاي خارجي بر وقايع و تحولات داخلي گواهي ميدهند .
انتقال فضاي قبل از انتخابات به مقطع پس از انتخابات و ايجاد دوگانگي و تضعيف انسجام جامعه همراه با توهم تقلب در انتخابات از سوي معترضين به انتخابات ، به شكلگيري فضاي انتقامگيري در جامعه كمك کرد. كه اين موارد جز تاكتيك هاي مورد استفاده بي بي سي بوده است.
جهتگيري بسياري از رسانهها چون روز آنلاين، گويا، گذار، VOA، BBC، راديو فردا، راديو زمانه، راديو رژيم صهيونيستي، شبکههاي ماهوارهاي ضدانقلاب مانند منافقين، گروههاي سلطنتطلب، پارس، رنگارنگ، کانال بک و سايتهاي اينترنتي ضدانقلاب و همسو با جريان فتنه مانند جرس، كلمه، بالاترين، قلم و... در جريان انتخابات و وقايع بعد از آن و تأثير آنها به عنوان عوامل مؤثر بر اعتراض و آشوب ذيل عملكرد بي بي سي مهندسي شده بود.
بررسي فعاليتهاي خبري شبكه تلويزيوني CNN در روزهاي پس از انتخابات نشان ميدهد اين شبكه تمام توان خود را در جهت بهرهبرداري از اغتشاشات بسيج كرده است. گردانندگان CNN با قطع برنامههاي عادي به طور ويژه به انعكاس تحولات ايران پرداختند و با استفاده از تصاوير دريافتي از بينندگان كه قابل استناد نيست، حتي كمترين معيارهاي حرفهاي آنتقال خبر را زير پا گذاشتند.
اين شبكه حتي پا را فراتر گذارده و به آموزش اغتشاشگران روي آورد. شبكه مزبور در برنامههاي مختلفي راههاي هك كردن سايتهاي دولتي كشور مانند وزارت كشور و... را به بينندگان خود آموزش داد. تحريك و ترغيب اغتشاشگران به ادامه خشونت و درگيري، يكي ديگر از محورهايي است كه توسط CNN دنبال شد.
رسانه هاي گروه دوم:
رسانه هايي كه فرصت موجود را به عنوان بهترين فرصت آمريكا شناسايي كرده و دولت امريكا را به استفاده از اين فرصت تشويق كرده اند
رسانه هايي چون واشنگتن پست و والاستريت ژورنال در روزهاي آغازين فتنه حتي گاها طرح تقلب را رد كرده و به نظر سنجيهاي خود براي تائيد صحت انتخابات ايران تكيه كردند و . پس از مدتي فضاي داخل ايران را به عنوان بهترين فرصت جهت عملي كردن اهداف آمريكا شناسايي نموده و به دولت امريكا در مقالات و تحليلهاي خود پيگيري و استفاده از اين فرصت را گوشزد كردند. و
و رسانه ساير هايي كه گاها حاوي مقالات افشاگرانه پيرامون عملكرد غرب بوده اند و و و
۳- شبكههاي اجتماعي:
در سالهاي اخير شبكههاي اجتماعي با سرعتي بينظير گسترش يافتهاند . اين شبكهها قبل از انتخابات تبديل به صفحاتي براي تبليغات كانديداها شدند و به دنبال قطع شدن سيستم پيام كوتاه ، شبكههاي همچون فيس بوك، توتير، یوتويوپ ، فرندفيد و ... به تقويت و تشديد فعاليتهاي خود پرداختند و پيوند ميان آشوبگران و هدايتگران خارجي آنها را برقرار كردند . گسترش اطلاعات درباره ايران شگفتآور بود به طوري كه در برابر جستجوي تركيب «election protests iran « در تويتر بيش از يك ميليون نتيجه به دست ميآيد (۱۲۱). مركز ديپلماسي عمومي دانشگاه كاليفرنيا در گزارشي در باره نقش وب سايتهاي توتيتر در ناآراميهاي پس از انتخابات اعلام كرد ۹۸% از لینكهاي تويتر در باره انتخابات و ناآراميهاي پس از آن بوده است (۱۲۲). نقش تويتر در ناآراميهاي ايران آنقدر محسوس بود كه موسسه آمريكايي صلح از آنديشكدههاي آمريكايي در مقالهي «پيش بيني چگونگي ديپلماسي شهروندي» در سال ۲۰۱۱ حوادث پس از انتخابات ايران را نمونه بارز كاركرد شبكههاي اجتماعي بيان كرد(۱۲۳) .
عقب انداختن به روزرساني سايت كه مستلزم قطع خبر چند روزه سايت بود ؛ قرار دادن نرم افزار ترجمه انگليسي به فارسي و آموزش دور زدن فیلترينگ از جمله اقدامات حمايتي تويتر از اغتشاشگران بود .
۴-۲. مواضع رسمي خارجي :
روشن ترين عدله حضور غرب پشت پرده آشوبهاي خياباني در سال ۸۸ ميتواند مواضع رسمي مقامات آمريكايي و اروپايي باشد.
علاوه بر افزايش فشارهاي اقتصادي و بين المللي در آن برهه، طرف غربي علنا اقدام به موضعگيري عليه نظام جمهوري اسلامي نموده، به حمايت از نا آراميها پرداخته و به اين حد نيز بسنده نكرد .در مواردي حتي اعلام كدهر آنچه توانسته براي حمايت و عملا هدايت نا آرامي ها انجام داده است. مستندات موجود پيرامون اين موضوع در پيوست به تفصيل بيشتر موجود است. صرفا به نمونه هايي اشاره ميشود.
مهمترين مواضع طرف آمريكايي:
با وجود تعدد موضعگيريهاي رسمي پيرامون نا آراميهاي پس از انتخابات در ايران تنها با توجه به ۲ موضع اخير هيلاري كلينتون وزير امور خارجه امريكا ، مديريت امريكا در فتنه ۸۸ قابل ملاحظه است كه گاها حتي نه به عنوان يك حمايت بلكه به عنوان يك دستور صادر شده است. من جمله :
• آمریکا در تلاش است تا به طریقی که فعالیت نیروهای دموکراتیک در ایران تضعیف نشود و همچنین این نیروها به خطر نیفتند، از آنها حمایت کند
• دولت آمریکا از بیرون ایران هر حمایتی از دستش بر می آمد از معترضان(جریان فتنه) کرد.
• همه ایرانیانی که در تلاش برای شنیده شدن صدایتان و دفاع از آزادیهای بنیادی و حقوق بشر هستید، بدانید تنها نیستید. ایالات متحده آمریکا و جامعه جهانی پشتیبان شماست.
• مردم ایران باید با افزایش قدرت نظامیان در ایران مخالفت کنند
باراك اوباما رئيس جمهور امريكا نيز كه سعي ميكرد از مواضع علني بپرهيزد نيز نتوانست چنين تاكتيكي را تا انتها پي بگيرد. وي كه در ابتدا صرفا از انزجار جامعه جهاني پيرامون تحولات ايران سخن ميگفت . پس از ۲۵ بهمن خواستهي خود را براي از سر گيري فتنه به نمايش گذاشت:
• ایرانیها باید شجاعت لازم برای بیان آزادی را داشته باشند و به اعتراضات خود ادامه دهند. ("امیدواری و توقع من این است که کماکان شاهد این باشیم مردم ایران شجاعت ابراز اشتیاق برای به دست آوردن آزادی بیشتر و حکومتی مبتنی بر مردم سالاری بیشتر را داشته باشند.")
رئيس جمهور پيشين ايالت متحده نيز در سخنراني افتتاح « بنياد بوش» حمايت خود را اعلام كرد: «آنها با چالش هاي فراواني رو به رو هستند و چشم اميدشان به ماست..... من از تمام فعالان سياسي سراسر جهان حمايت خواهم كرد.»
اعترافات مقامات امريكايي پيرامون دست داشتن امريكا در فتنه ۸۸
گذشته از موارد ياد شده اعترافاتي ميان مقامات امريكا پيرامون دست داشتن آمريكا در آشوب هاي تهران وجود دارد:
• مقاله نوشته شده توسط لاري فرانكلين رئيس اتاق ايران در پنتاگون با عنوان «برنامه سري من براي سرنگوني جمهوري اسلامي» به روشني مويد وجود برنامه در دستگاه هاي مسئول دولت آمريكا براي ايران است.
• پاول رابرتس معاون اسبق وزارت خزانه داري آمريكا: «تقلب در انتخابات ايران دروغ است و همه آشوب هاي ايجاد شده در ايران پس از انتخابات رياست جمهوري، توطئه آمريكا براي بي اعتبار و منزوي كردن ايران بود تا اين كشور را به زانو در آورد.»
مهمترين مواضع طرف اروپايي:
• آناني كه در ايران دست به تظاهرات زدند، بدانند تنها نيستند
• بيانيه جداگانه اتحاديه اروپا و بريتانيا جهت محكوم كردن سركوب اغتشاشاشگران توسط جمهوري اسلامي ايران
• راه اندازي وبلاگ پيرامون انتخابات ايران توسط وزير امور خارجه انگلستان ديويد ميليبند
• وسعت تقلب با واكنش هاي خشونتي كه اعمال ميشود تناسب دارد. مردم ايران مستحق چيز ديگري هستند.
مهمترين مواضع اسرائيل:
• مبارزه با رهبران ايران مهمتر از برنامه هسته اي اين كشور است. اميد آن است كه نخست رژيم ناپديد شود.
• موسوي و همسرش روح جديدي به آزادي بخشيده اند، بنا بر اين من تكرار ميكنم انقلابي در ايران روي خواهد داد
• در تمام ایام فتنه ۸۸؛ فتنهگران از حمایت بیدریغ غرب به ويژه امریکا و اسرائیل برخوردار بودند. در وهله اول، مذاکرات هسته ای با ایران که دور اول آن در ژوئن ۲۰۰۸ اغاز شده بود و غربیها در آن به صراحت گفته بودند چارهای جز پذیرش برنامه غنیسازی ایران نمی بینند برای مدتی حدود دو سال متوقف شد. این امر علتی نداشت جز اینکه مطابق مستندات اطلاعاتی موجود غربی ها پیام هایی از داخل ایران دریافت کرده بودند مبنی بر اینکه اصلاح طلبان مجددا در ایران روی کار خواهند آمد بنابراین بهتر است مذاکرات با ایران تا بعد از انتخابات متوقف شود . (۴۹) در ایام انتخابات ، باراک اوباما صریحترین موضعگیریها را به نفع جریان فتنه و با اسم بردن از سران آن داشته است. (۱/۴۹) اوباما در مقطعی میرحسین موسوی را نماد غربگرایی در ایران خواند و بارها برخورد نظام با آشوبگران را تقبیح کرد و گفت: سیاست ایران در این مورد روی سیاست امریکا تاثیر جدی خواهد گذاشت.( ۵۰)
• هیلاری کلینتون وزیر خارجه وی نیز به طور ثابت از آشوبگران حمایت میکرد. (۵۱) کلینتون در یکی از اظهارنظرهای خود در این مورد میگويد امریکا علاوه بر اظهارات علنی، اقدامات پنهانی فراوانی برای حمایت از سبزها در ایران انجام داده که نمیتواند آنها را بازگو کند. (۵۲) همچنین بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم غاصب صهیونیستی نیز بارها رفتارهای میرحسین موسوی را ستود و حتي در یک مورد به صراحت گفت وی را سرمایه بزرگ خود در ایران میداند. (۵۳)
• «آدام ارلي» (سفير امريكا در بحرين كه پيش از اين و در دوران رياست جمهوري جرج بوش سخنگوي وزارت خارجه امريكا بوده است) نیز در جلسهاي با برخي از مسئولان كشورهاي عربي در منامه تاكيد كرد كه امريكا قصد دارد در ماههاي آينده حمايت خود از اصلاحطلبان در ايران را «رسميو علني» كند. (۵۴)ارلي در اين جلسه كه به تشريح راهبرد تدوين شده دولت اوباما درباره ايران اختصاص داشته، گفته است: «كاخ سفيد همزمان با انجام مذاكرات ايران و ۱+۵ نحوه حمايت از «رهبران معارض جديد» در ايران را پيگيري ميكند». ارلي در اين سخنان كه پيش از اول اكتبر ۲۰۰۹ و برگزاري مذاكرات ژنو بيان شده تصريح كرده است: «تحت هر شرايطي حمايت از اصلاحطلبان در ايران جزو گزينههاي اصلي سياست اوباما باقي خواهد ماند و ما روز به روز آن را پرقدرت تر خواهيم كرد».(۵۵) ارلي سپس به توصيف دقيق «گام بعدي» امريكا پرداخته و گفته است: «اگر مذاكرات ژنو موفقيتآميز نباشد و در آن پيشرفتي حاصل نشود، امريكا قصد دارد همزمان با تشديد تحريمها، اعمال فشار سياسي عليه تهران را با حمايت «رسمي»، «علني» و «گسترده» از موسوي و خاتمي وسعت بخشد چرا كه هيچ فشاري به دولت ايران بدون تقويت جريانهاي طرفدار غرب در ايران كارساز نيست».(۵۶) وي در بخش پاياني سخنانش ميگويد: «همين حالا هم اين موضوع پنهاني نيست كه ما از موسوي و خاتميحمايت ميكنيم اما علني شدن اين حمايت، همزمان با اعمال تحريمها ميتواند اين فايده را داشته باشد كه مردم ايران به اين نتيجه برسند كه تنها راه رهايي از تحريمها گرايش به اين افراد است.» (۵۷)
• طبق گزارش وزارت امور خارجه به كميسيون اصل نود مجلس، حملات به سفارتخانهها، راهپيماييهاي معاندانه، كارگرداني و لابي در پارلمان اروپا، از دیگر پروژه های کشورهای غربی در ایام پس از انتخابات بوده است. برخي از نمونههاي اقدامات غرب در اين رابطه عبارتست از:
• - نيروگيري و سازماندهي گروههاي ۸ تا ۱۰ نفره در هلند و بلژيك با نام « راهيان سبز » و... با پرچمهاي مختلف
• - برگزاري راهپيمايي اعتراضي عليه ايران در كلمبيا كه پس از بررسي مشخص شد كه به هر نفر از شركت كنندگان مبالغی پرداخت شده بود.
• - فعاليت هستههاي دانشجويي در ژاپن و استراليا كه حلقه هایی از منافقين و بهايي ها با آنها پیوند دارند.
• - تعرض و تهاجم به سفارتخانههاي ايران در دانمارك، فنلاند، نروژ و سوئد
• - پرتاب كوكتل مولوتف از منزل همسايه امريكايي سفارت ايران در سوئد
• - انجام اقدامات ضد ایرانی در هلند، انگليس، فرانسه ونروژ كه شديدترين آنها در هلند و پاريس بود.
• - برگزاري تجمع اعتراضي مقابل سفارت ايران در پراگ
• همچنین گزارش ها نشان می دهد مجموعه تحریم های جدید علیه ایران بویژه در بخش هواپیمایی با مشورت جریان فتنه و به قصد حمایت از آنها از طریق ناراضی سازی مردم انجام شده است.
ب- زمينه ها و عوامل داخلي:
اما در صحنه داخلی، پیشینه وقایعی را که منجر به فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم شد باید حداقل در ۲۰ سال قبل جست وجو کرد. پس از رحلت حضرت امام خمینی (ره) دولت کارگزاران عدالت را پیش پای توسعه قربانی کرد(۳) و سپس با ترویج روحیه مصرف گرایی و تجمل، از ادبیات و آرمانهای انقلاب فاصله گرفت و زمینه را برای حمله وسیع فرهنگی و اعتقادی دشمن علیه ایران اسلامی آماده ساخت. باوجود تصریح مکرر مقام معظم رهبری(مدظله العالی) مبنی بر شدت تهاجم فرهنگی دشمن، با اعمال برخی سیاستهای مشکوک فرهنگی و امنیتی-سیاسی، زمینه برای بازگشت بسیاری از عناصر ضد انقلاب گریخته از کشور، مهیا شد و با افزایش زاویهگیری از اهداف نظام، همانگونه كه خاتمي در اولين نطق خود پس از رياست جمهوري مطرح كرد، دولت کارگزاران مسير روی کار آمدن دولت اصلاحات را هموار ساخت.(۴)
زاويهگيري از اهداف نظام در دولت اصلاحات به اوج خود رسید و حالتی بسیار صریحتر و علنیتر پیدا کرد. دولت اصلاحات نیز در عرصههای مختلف سیاست امامزدايي و انقلابزدایی را در دستور کار خود قرار داد.( ۵) و با حاکم شدن نوعی لیبرالیسم جزمی و منحط عرصه فرهنگی کشور(۶)، بسیاری از منابع دولتی، در اختیار منحرفترین جریانهای مدعی روشنفکری قرار گرفت؛ تا آنجا که به تعبیر رهبر معظم انقلاب(حفظه الله)، انبوهی از مطبوعات کشور به پایگاههای دشمن تبدیل شد.(۷) تلاش وسیع برای هتک و هدم مبانی ارزشی و باورهای انقلابی مردم نتیجه حضور همین عناصر در عرصههای تولید فکر و حمایت و پشتیبانی بیدریغ دولت از آنها بود.(۸) به این ترتیب برای نخستین بار در تاریخ انقلاب اسلامی، دولت و دستگاه اجرایی در قامت اپوزیسیون نظام ظاهر شد.(۹) در عرصه سیاست خارجی نيز در اين دوران قبح رابطه با کشورهایی که دشمنی آنها با انقلاب اسلامی و میراث امام ثابت شده بود، مورد نفی و انکار قرار گرفت.(۱۰) و حتی کسانی از مشاوران دولت به صراحت گفتند باید هژمونی آمریکا را پذیرفت (۱۱) و به آن عادت کرد و سودای ایستادن در مقابل آمریکا را از سر بیرون برد؛ چرا که اساسا امکان پیروزی بر امریکا در جهان کنونی وجود ندارد. (۱۲) در این برهه یکی از مشاوران دبیر شورای عالی امنیت ملی این ایده را حتی به اسرائیل هم بسط داد و گفت باید مسئله رابطه با اسرائیل را از سطح ایدئولوژیک فروتر آورد و آن را در سطح منافع ملی ارزیابی کرد! (۱۳) همین طرز تفکر بودکه باعث شد در مقطعی کل برنامه هستهای فقط به خاطر خوشایند غرب تعطیل شود (۱۴).
با ظهور دولت نهم در تیر ماه ۱۳۸۴ به یکباره این سیستم دچار لرزشی اساسی شد. ویژگیهاي دولت اصولگرا موجب شد که پیوند آسیب دیده دولت-ملت به سرعت ترمیم شود و در کنار برخی از زخم خوردگان داخلی، حتی برخی قدرتهای خارجی هم نگران شوند که با تداوم این روند دیگر هرگز نخواهند توانست جلو راه تبدیل شدن ایران به یک قدرت بلامنازع منطقه ای و جهانی را سد کنند. (۱۵)
حمایتهای رهبر معظم انقلاب از کلیت مشی دستگاه اجرایی کشور که البته نه حمایت از یک شخص یا جریان خاص بلکه حمایت از گفتمان مردمی، انقلابی و خدمتگذار بودن دولت بود،(۱۶) بر نگرانی دشمنان خارجی و داخلی میافزود.
مطابق مجموعه اطلاعات موجود، خشم و سرخوردگی مجموعه عوامل داخلی و خارجی علیه این وضعیت چنان شدت گرفت که در ماههای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری دهم و در حالی که سرویسهای اطلاعاتی غربی هیچ برآورد روشنی از عواقب طراحیهای خود نداشتند(۱۷) به دلیل اصرار برخی عناصر فعال داخلی و لابی عناصر خارجنشين فعال در مؤسسات بينالمللي، پروژه کودتای مخملی در دستور کار دشمنان انقلاب اسلامی قرار گرفت. (۱۸) هدف بنیادی این پروژه، براندازی دولت و متعاقب آن، زمین زدن رهبری نظام جمهوری اسلامی بود(۱۹) و در اثر تلاشهایی که انجام شد، برای نخستین بار سنگینترین طراحی ممکن برای تحقق اين هدف در دستور کار همه نیروهای داخلی و خارجی قرار گرفت که توانسته بودند روی شعار محوری «نه، به گفتمان انقلاب» توافق کنند. (۲۰) منابع و اسناد، نشاندهنده آن است که جریان برانداز داخلی در یک هماهنگی استراتژیک با غرب و به ويژه امریکا، در تحقق هدف براندازی نظام جمهوري اسلامي ميانديشيده است. یکی از نزدیکترین افراد به سران فتنه ۸۸ در اعترافات خود می گوید: «جریان اصلی طراحیکننده فتنه در داخل، آماده بود برای زمین زدن دولت هر مقدار منابع مالی که لازم است فراهم بیاورد و با هرکسی حتی ضد انقلاب یا هر گروه دیگری ائتلاف و همکاری کند».(۲۱)
به این ترتیب، صحنهگردانان نظام سلطه، جبهه گستردهاي را شکل دادند که از هیچ اقدامی براي وارد آوردن یک ضربه کاری به رهبری نظام فروگذار نمیکرد. براي ایجاد هماهنگی در میان این طیف وسیع، جلسات و حلقههای متعددی شکل گرفت که نقش اتاق فکر فتنه را ایفا میکردند. از جمله قدیمیترین این جلسات، «جلسه صبحانه» (۲۲)است که از سال ۱۳۸۶ به صورت هفتگي با حضور طيف كثيري از اصلاح طلبان و با هدف اقناع خاتمي جهت پذیرفتن کاندیداتوری وزمينه سازي براي حضور در انتخابات تشكيل ميشد.
سلسله جلسات بنياد باران (۲۳) نیز با حضور خاتمي و ۱۰۰نفر از وزرا و معاونين دولت سازندگي و دوره اصلاحات تشكيل ميشد و در آن موضوعاتی مانند سياستهاي كلان و پشتيبانيهاي تداركاتي از قبیل راههاي جذب سرمايه از داخل و خارج براي ستادهاي تبليغاتي، مورد بحث قرار میگرفت. (۲۴) علاوه براين ميتوان از سلسله جلسات دفتر مهدي هاشمي نیز که با هدف حضور و مهيا كردن شرايط پيروزي اصلاحطلبان در انتخابات تشکیل میشد، ياد كرد که به تعبیر خودش توانسته بود از طریق این جلسات، یک اتاق جنگ کامل به وجود بیاورد.
گروه مشاوران موسوی نیز جلسات منظمی را براي سازماندهی تیم خود برگزار میکردند. این گروه كه شامل بهزادیان نژاد، محمدرضا حسینی بهشتی، علیرضا حسینی بهشتی، عرب مازار، باقریان، حاضری، مؤمنی، امیرارجمند، عابدی جعفری، علیرضا بهشتی شیرازی و فروزنده پور بود.(۲۵) مشاوران موسوی با حمایت و نظرات خود وی مؤسسات و گروههای مختلفی را راهاندازی كرده بودند که عبارتند از:
- توسعه دانش و پژوهش ایران
- تحقیقات و توسعه علوم انسانی
- مطالعات فرهنگ و تمدن ایران زمین
- دین و اقتصاد
- مؤسسه گفتمان جهانی مسلمانان
- جمعیت توحید و تعاون
جمعيت توحید و تعاون، یکی از فعالترین گروههای تاسیس شده توسط موسوی بود که با هدف تدوین گفتمان انقلاب اسلامی و پاسخ به این سؤالها که انقلاب اسلامی چه اهدافی داشت و به چه میزان در دستیابی به این اهداف موفق بود، شكل گرفت. فعالیت این جمعیت در انتخابات سال ۸۴ به اوج خود رسيد كه محصول آن، يك بسته نظري تحت عنوان "الگوی زیست مسلمانی"بود (۲۶). اين بسته، راهکاری برای تبدیل تئوری تهیهکنندگان آن به حرکت اجتماعی بود که با بررسی عملکرد سه دهه جمهوری اسلامی، کارآمدی نظام را نیازمند تغییرات بنیادین اعلام کرده و هدف "گفتمان زیست مسلمانی" را هم تبیین و پیشبرد چنین تغییراتی دانسته بود. ( ۲۷)
اعضاي گروه مشاوران موسوي علاوه بر حضور و همكاري در مؤسسات مذكور، داراي محافل و جلسات اختصاصي نيز بودند كه مهمترين محفل اين گروه در سالهاي منتهي به انتخابات رياست جمهوري دهم، «جلسات پنج شنبهها» و اصلي ترين جلسات آن در ايام پس از انتخابات «جلسات گروه مشاوران» نام داشت. (۲۸)
در پی برگزاری همایشی با عنوان «ایران در قرن ۲۱» توسط مؤسسه «توسعه دانش و پژوهش ایران» و بازتابهای منفی این همایش در محافل سیاسی، موسوی (در یک جلسه خصوصی) از بهزادیان نژاد درخواست كرد تا جمعی از همفکرانش را سازماندهی كند تا درباره مسائل کشور به بحث و تبادل نظر بپردازند. بهزادیان نژاد، جمع ۱۴ نفرهای را سازماندهی و جلسات مستمری را در این مؤسسه پایهگذاری ميكند که به "جلسات پنجشنبهها" معروف شد.
عناصر تشکیلدهنده این جلسات از اعضاي مؤسسات و گروهها بوده و در واقع نقطه تلاقي آنها محسوب ميشدند. گردانندگان اين جلسات، آنها را به چند دوره تقسیم كرده بودند، دورههای چهارم و پنجم جلسات موسوم به پنجشنبهها از مهمترين دورههاي برگزاري اين جلسات از نظر سياسي بوده كه به ترغيب مير حسين جهت حضور در صحنه انتخابات اختصاص داشت.
مطابق مستندات موجود، مهمترين مباحث مطرح شده در این دو دوره شامل محورهاي زير بوده است: (۲۹)
- نقد عملکرد نظام در طی سالیان گذشته
- بررسی جریانهای فکری (سروش، شریعتی، فردید، گروههای چپ غیرمذهبی در ایران و...)
- بررسی اقوام و اقلیتهای دینی و مذهبی
- بررسی قرائتی از اسلام که با چپ جدید همخوانی داشته باشد
- بررسي امکان ایجاد چپ جدید در کشور
در جلسات بعدي، موسوی بحث چپ جدید و موقعیت آن در ایران را مطرح كرد و با فرض اين نكته كه جمهوري اسلاميبعد از رحلت امام خمینی (ره) از ارمانهای اساسی خود فاصله گرفته، اعضا به دنبال ارائه مدل جدیدی از حکومت با نگاه "سوسیالیسم مذهبی" افتاده و در عمل با طرح دیدگاههای چپ جدید، درصدد عملیاتی کردن این ایده برآمدند. این مباحث مبنای تهیه "الگوی زیست مسلمانی" قرار گرفت و پیشنهاد شد که بهجای استفاده از عبارت "چپ جدید از "قرائت امام خمینی از اسلام" استفاده شود.( ۳۰)
نکته بسیار مهم این است که سنگ بنای پروژه کودتای مخملی دفقیقا در همین جلسات گذاشته شد. یکی از اعضای حاضر در این جلسه در يكي از اولين جلسات، به لزوم بازپسگيري مواضع از دست رفته اصلاحطلبان از جمله "بسیج، مردم، مساجد و دانشجویان" اشاره كرده و براي اين منظور، ساماندهی جنبشی جديد را پیشنهاد می کند. در جلسات بعدی، بر مبنای این پیشنهاد اعضا به تحلیل انقلابهای رنگین پرداخته و سقوط نظام جمهوری اسلامی را از طریق انقلابي همانند انقلاب سال ۵۷، ناممکن دانسته و در نهایت، انقلاب نرم را نقطه آسیب نظام معرفي میکنند. بنابراین مستندات موجود در این زمینه که تیم میرحسین موسوی از مدت ها قبل روی موضوع کودتای رنگی و مخملیدر ایران فکر و برای عملیاتی کردن آن برنامه ریزی کرده بودند.
مجموعه این جلسات که اغلب آنها در زمانی کوتاه و با هدف پیروزی در انتخابات نهم برگزار شد و اصلاحطلبان مدتها قبل از آن تعبیر به مرگ و زندگی کرده بودند، به یک سلسله طراحیهای سیاسی و امنیتی انجامید (۳۱)که فتنه ۸۸ در واقع سرجمع آنها بوده است. خلاصه برخی از مهم ترین طراحیهای انجام گرفته در این جلسات چنین است:
۱- تدوين مانيفست براندازي در حزب مشاركت: پس از انتخابات ۲۲خرداد سندي محرمانه با عنوان "سند تاملات راهبردي" در منزل يكي از اعضاي حزب مشاركت كشف شد كه تمامی صفحات آن ممهور به مهر حزب مشاركت بود. (۳۲) سند تاملات راهبردی نظام، سندي رسمي و دربرگیرنده نگاه حزب منحله مشاركت به نظام جمهوري اسلامي و برنامههاي آينده آن به عنوان يك حزب سياسي است. محتواي اين سند نشان دهنده بياعتقادي عميق حزب مشاركت به مباني نظام و برنامهريزي تفصيلي آن جهت ضربه زدن به ساختار نظام است، بهگونهای که میتوان فتنه ۸۸ را نسخه اجرایی آن دانست. سند تاملات راهبردی، ساختار حقيقي و حقوقي قدرت در نظام را به مثابه نظام سلطاني و ديكتاتوري ارزیابی و تاکید میكند که باید به این ساختار ضربه زد و آن را شکست؛ همچنین تاکید میکند که به وجود آمدن هرگونه تهدید برای کلیت نظام جمهوری اسلامی برای حزب مشارکت و مجموعه اصلاحطلبان فرصتی است که باید از آن برای چانهزنی با نظام و گرفتن امتیازهای بیشتر استفاده کنند. (۳۳)
۲- زير سؤال بردن پیشاپیش سلامت انتخابات با مطرح كردن احتمال وقوع تقلب: در همين راستا و با هدف اعتمادزدایی از نهادهای رسمی ناظر بر انتخابات ، "كميته صيانت از آرا" تشكيل و توسط افرادی چون مهدیهاشمی به فناوریهای پیشرفته مجهز شد. (۳۵) بهزاد نبوي در این مورد گفته است:«بحث صيانت از آرا هميشه و خصوصا پس از آنكه احساس ميشد وزارت كشور و شوراي نگهبان هم موضع هستند در بين اصلاحطلبان مطرح بود».(۳۶)
مصطفی تاجزاده نیز در نمايشگاه مطبوعات ۱۳۸۷ طی اظهاراتی علنی میگوید: «چنانچه فاصله آراي كانديداها زياد باشد، قطعا تقلب رخ داده است».(۱/۳۶) در همين راستا ابطحي نيز در اعترافات خود گفته است: «اصلاحطلبان براي باخت احتمالي برنامهريزي كرده بودند كه از ماهها قبل مساله تقلب را مطرح كنند، کمیته صيانت از آرا تشكيل دهند كه اگر راي نياوردند از آن استفاده كنند تا حداقل انتخابات را به مرحله دوم بكشانند».(۳۷) جالبتر از همه اظهار نظر مربوط به مهديهاشمی است که در ۲۰ خرداد ۱۳۸۸ است که به زنگنه میگوید: «همه چیز را برای صیانت از آرا آماده کرده و یک اتاق جنگ درست کردهام».(۳۸) مقصود مهدیهاشمی در اینجا پروژهای است که میتوان آن را پروژه ارتباط پيامكي خواند. چند روز پيش از انتخابات، پروژهاي مبني بر ارتباط پيامكي لحظه به لحظه با نمايندگان موسوي حاضر در پاي صندوقهاي رأي، كه توسط مهدي هاشمي طراحي و نرمافزاري هم براي آن نوشته شده بود، كشف شد. اين پروژه جهت رصد مستمر و دائميحوزههاي اخذ رأي و ابطال آراي صندوقهايي كه راي موسوی در آن پایین بود، پيشبيني شده بود که در شب ۲۱ خرداد مورد ضربه اطلاعاتی قرار گرفت و خنثی شد.(۳۹) نکته مهم در اینجا این است که جریان فتنه در ایام انتخابات سال ۸۸ کاملا نسبت به این موضوع که تقلبی صورت نگرفته و باخت موسوی محصول عدم اقبال مردم به او بوده، علم کامل داشت اما با هدف استفاده از ظرفیت وی برای انجام پروژه کودتای مخملی و به خیابان کشاندن بخشی از مردم، به طور سیستماتیک و سازماندهی شده بحث تقلب را به وی القا کرد. به عنوان نمونه یافته های های اطلاعاتی مفصلی وجود دارد که نشان می دهد مجموعه نظرسنجی های ارائه شده به موسوی از جانب مهدی هاشمی جعلی و با هدف آماده کردن ذهن وی برای طرح بحث تقلب بوده است. همچنین یک کد اطلاعاتی دیگر وجود دارد که نشان می دهد یکی از استراتژیست های برجسته جریان دوم خرداد یک هفته قبل از انتخابات می گوید: «ما آنقدر رای نداریک که انتخابات را ببریم اما آنقدر رای داریم که کشور را به هم بریزیم». علاوه براین، افرادی مانند محمد خاتمی و موسوی خویینی ها قبل از انتخابات به صراحت گفته بودند که عقیده ندارد نه موسوی و نه هیچ کس دیگر قادر به پیروزی بر احمدی نژاد باشد و تاکید کرده بودند که دولت وی تکرار خواهد شد. بنابراین، طرح موضوع تقلب از جانی سران جریان اصلاحات یک دروغ گویی عمدی با هدف پیش برد پروژه کودتای مخملی بوده است نه شبهه ای که آنها مایل به رفع آن باشند.
۳- حذف احمدينژاد به هر قيمت: یکی از استراتژیهای توافق شده در جلسات محفلی جریان فتنه، این بود که به هر قیمت ممکن مانع تکرار دولت نهم شوند. (۴۰) ادبیات فتنهگران در این مورد به گونه ای است که میتوان از آن نتیجه گرفت هدف نهایی آنها این است که به دولت بسنده نکنند و نظام را به تسلیم در مورد مطامع خود وادار نمایند. در واقع حذف احمدی نژاد اساسا به این دلیل به عنوان هدف اصلی انتخاب شد که تصور می کردند حذف او به معنای وارد آمدن یک ضربه اساسی به نظام است. در واقع مجموعه یافته های اطلاعاتی نشان می دهد که جریان فتنه حسین مرعشی در این مورد میگوید: «تنها چیزی که برای ما اهمیت دارد، فقط رأی نیاوردن احمدینژاد است.» (۴۱) تاجزاده نيز در گفتگو با ابطحي گفته است: «اگر هیچکدام (کروبی و موسوی) قبول نکردند که به نفع دیگری کنار بروند مهم نیست. ما فقط اگر بتوانیم احمدینژاد را از صحنه خارج کنیم، کار خوبی کردهایم.» (۴۲)
۴- سياه نمايي و تخريب كليت نظام و ارائه فضاي ياس آلود توسط كانديداهاي معترض: مهمترین جنبهی این محور از سند تاملات حزب مشاركت این بود که با اتهامزني سازمان یافته و دروغگو خواندن دولت آن را نزد افکار عمومی ناکارآمد و بی اعتبار جلوه دهند و زمینه را برای باور پذیر کردن دروغ بزرگ تقلب- که بنا بود بعدا گفته شود- فراهم آورند. علاوه بر این مطابق مستندات موجود، برخی از چهرههای شاخص جریان اصلاحات مکررا به میر حسین موسوی القا میکردند که دولت را دروغگو خطاب کند تا به تعبیر یکی از آنها (سعید حجاریان) کار به جایی برسد که حتی اگر دولت گفت ماست سفید است هم کسی باور نکند.(۴۳)
۵- برنامهريزي منسجم جهت ايجاد جنبشهاي اجتماعي فراگير و خیابانیکردن آنها: این امر با هدف توانمندسازي جبهه معارض نظام و تشدید بحرانهای امنیتی به گونهای که نظام ناچار شود برای مهار آن به مخالفان امتیاز بدهد انجام شد.(۴۴) گواه اين مطلب درج مقالهاي در روزنامه "كلمه" در تاريخ ۶/۳/۸۸ با عنوان « آن موج كه به هوا خاست» به قلم "محمدرضا تاجيك" است که صراحتا به تاييد آشوبهای خياباني میپردازد. وي در اين مقاله و در پوشش بحثی نظری نوشته است: «خيابان جايي است كه در آن نظم و نظام مسلط به چالش كشيده ميشود و مشروعيت و مقبوليت آن مخدوش ميشود.» (۴۵) اعترافات برخی از طراحان این موضوع نشان میدهد باور سران فتنه این بوده است که فقط در صورتی که فضا را امنیتی کرده و حجم زیادی از مردم را به خیابان بکشانند میتوانند از نظام امتیاز بگیرند(۴۶) لذا بنا داشتند به هر قیمت ممکن این کار را انجام بدهند. تعبیر یکی از بازداشت شدگان در این مورد این است" که بنا داشتیم به هر قیمت ممکن مردم را به خیابان بیاوریم حالا اگر باختیم به بهانه تقلب و اگر بردیم به بهانه جشن." (۴۷) یافتههای نهادهای مسئول نشان میدهد كه موضوع مناظرههاي انتخاباتي - اگرچه در آنها خطاهایی رخ داد- فقط یک عامل فرعی بوده و جریان اصلاحطلب با اهدافی که به آنها اشاره کردیم بنا داشته به هر شکل ممکن بخشی از مردم را به خیابان بکشاند و آن را به سمت درگیری با نظام سوق دهد. (۴۸) تذکر این نکته ضروری است که یافتههای اطلاعاتی نشان میدهد، نامه سرگشاده و بدون سلام آقاي هاشمي رفسنجاني خطاب به رهبر معظم انقلاب، در ۱۹ خردادماه۸۸ یکی از مهمترین عوامل شعله ور شدن آتش آشوبهای خیابانی بود؛ چرا که به بخشی از افراد کینهتوز علیه امام و انقلاب در تهران این پیام را ارسال کرد که اختلافات درون نظام بسیار حاد شده و نظام دیگر توان برخورد منسجم با ضد انقلاب را ندارد.
در بستر داخلی، پیشینه وقایعی را که منجر به فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم شد باید حداقل در ۲۰ سال قبل جستجو کرد. پس از رحلت حضرت امام خمینی (ره) عدهای منفعت طلب و... در اولین گام از فعالیت خود، عدالت را پیش پای توسعه قربانی کردند (۱) و سپس با ترویج روحیه مصرفگرایی و تجمل، از ادبیات و آرمانهای انقلاب فاصله گرفتند و زمینه را برای حمله وسیع فرهنگی و اعتقادی دشمن علیه ایران اسلامی آماده ساختند؛ باوجود تصریح مکرر مقام معظم رهبری(مدظله العالی) مبنی بر شدت تهاجم فرهنگی دشمن، بازهم با اعمال برخی سیاستهای مشکوک فرهنگی و امنیتی- سیاسی، زمینه برای بازگشت بسیاری از عناصر ضد انقلاب گریخته از کشور، مهیا شد و با افزایش زاویهگیری از اهداف نظام، همانگونه كه "خاتمي" در اولين نطق خود پس از رياست جمهوري مطرح كرد، دولت سازندگي مسير همواري را براي دولت اصلاحات فراهم ساخت.(۲)
پيروي از زاويهگيري از اهداف نظام در دولت اصلاحات به اوج خود رسید و موضعي بسیار صریحتر و علنیتر پیدا کرد. به نحوي كه برای نخستین بار در تاریخ انقلاب اسلامی، دولت و دستگاه اجرایی در قامت اپوزیسیون نظام ظاهر شد.
با اتمام دولت اصلاحات و روي كار آمدن دولت نهم در کنار برخی از زخم خوردگان داخلی، حتی برخی قدرتهای خارجی هم نگران شدند که با تداوم این روند دیگر هرگز نخواهند توانست راه تبدیل شدن ایران را به یک قدرت بلامنازع منطقهای و جهانی سد کنند. (۳)
مطابق اطلاعات موجود، خشم و سرخوردگی مجموعه عوامل داخلی و خارجی علیه این وضعیت چنان شدت گرفت که در ماههای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری دهم و در حالی که سرویسهای اطلاعاتی غربی هیچ برآورد روشنی از عواقب طراحیهای خود نداشتند(۴) به دلیل اصرار برخی عناصر فعال داخلی و يا خارجنشين فعال در مؤسسات بينالمللي، پروژه کودتای مخملی در دستور کار دشمنان انقلاب اسلامی قرار گرفت.(۵)
هدف بنیادی این پروژه، براندازی دولت و متعاقب آن، زمین زدن رهبری نظام جمهوری اسلامی بود(۶) و در اثر تلاشهایی که انجام شد، برای نخستین بار سنگینترین طراحی ممکن برای تحقق اين هدف در دستور کار همه نیروهای داخلی و خارجی قرار گرفت که توانسته بودند روی شعار محوری "نه، به گفتمان انقلاب" توافق کنند. (۷) منابع و اسناد، نشاندهنده آن است که جریان برانداز داخلی در یک هماهنگی استراتژیک با غرب و به ويژه آمریکا، در تحقق هدف براندازی نظام جمهوري اسلامي ميانديشيده است. یکی از نزدیکترین افراد به سران فتنه ۸۸ در اعترافات خود اذعان داشته است : «جریان اصلی طراحیکننده فتنه در داخل، آماده بود برای زمین زدن دولت هر مقدار منابع مالی که لازم است فراهم بیاورد و با هرکسی حتی ضد انقلاب یا هر گروه دیگری ائتلاف و همکاری کند».(۸)
به این ترتیب، صحنهگردانان نظام سلطه، جبهه گستردهاي را شکل دادند که از هیچ اقدامی براي خاتمه بخشیدن به حضور گفتمان انقلابی در دولت فروگذار نمیکرد. براي ایجاد هماهنگی در میان این طیف وسیع، جلسات و حلقههای متعددی شکل گرفت که نقش اتاق فکر فتنه را ایفا میکردند. از جمله قدیمیترین این جلسات، "جلسه صبحانه" (۹) است که از سال ۱۳۸۶ به صورت هفتگي با حضور طيف كثيري از اصلاح طلبان و با هدف اقناع خاتمي جهت پذیرفتن کاندیداتوری و زمينه سازي براي حضور در انتخابات تشكيل ميشد.
سلسله جلسات "بنياد باران "(۱۰) نیز با حضور خاتمي و ۱۰۰نفر از وزرا و معاونين دولت سازندگي و دوره اصلاحات تشكيل ميشد و در آن موضوعاتی مانند سياستهاي كلان و پشتيبانيهاي تداركاتي از قبیل راههاي جذب سرمايه از داخل و خارج براي ستادهاي تبليغاتي، مورد بحث قرار میگرفت. (۱۱)
گروه مشاوران موسوی نیز جلسات منظمی را براي سازماندهی تیم خود برگزار میکردند (۱۲) و مؤسسات و گروههای مختلفی را راهاندازی كرده بودند، از جمله مي توان به "جمعيت توحید و تعاون"، یکی از فعالترین گروههای تاسیس شده توسط موسوی که با هدف تدوین گفتمان انقلاب اسلامی و پاسخ به این سؤالها که انقلاب اسلامی چه اهدافی داشت و به چه میزان در دستیابی به این اهداف موفق بود، اشاره كرد. فعالیت این جمعیت در انتخابات سال ۸۴ به اوج خود رسيد كه محصول آن، يك بسته نظري با عنوان "الگوی زیست مسلمانی"بود.
مجموعه این جلسات که اغلب آنها در زمانی کوتاه و با هدف پیروزی در انتخابات نهم برگزار ميشد و اصلاحطلبان مدتها قبل از آن تعبیر به مرگ و زندگی کرده بودند، به یک سلسله طراحیهای سیاسی و امنیتی انجامید (۱۳)که فتنه ۸۸ در واقع سرجمع آنها بوده است.
براساس شواهد و اعتراف مستدل متهمین ،کودتای انتخاباتی در ایران کاملا از پیش طراحی شده و طبق جدول زمانبندی و مراحل کودتای مخملی پیش رفته بود به گونه ای که بیش از ۱۰۰مورد از ۱۹۸ مورد دستورالعمل های "جین شارپ" برای کودتای مخملی اجرا شده بود. با بررسی پازل کلی جریان فتنه مشخص می گردديكسري افراد در اين سناريو نقش فعالتري را ايفا ميكردند.
بر مبنای مجموعه تحلیلها و اخبار و اطلاعات نقش بازیگر بزرگ در انتخابات ریاست جمهوری دهم متعلق به "هاشمی رفسنجانی" است. در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم هاشمی از ماهها پیش به میدان آمد و این سخنان را در همایش جنجالی" ۳۰ سال قانون گذاری" حدود شش ماه قبل از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ مطرح نمود: «اگر مردم احساس كنند رأيشان در سرنوشتشان بياثر است و متولياني پيدا شوند كه رأي آنها را هر جوري كه ميخواهند، بخوانند، آنگاه دلسرد ميشوند.» (۱۴)
تشکیک در سلامت انتخابات، موضع هاشمی رفسنجانی بود که دو ماه قبل از انتخابات از تریبون نماز جمعه اینگونه اعلام کرد: «در این دو ماه تا انتخابات باید به طور جدی تلاش شود تا سلامت انتخابات برای مردم مشخص شود. ضرورت دارد که علائم روشنی برای سلامت انتخابات نشان داده شود.» (۱۵)
همچنین هاشمی رفسنجانی در حوادث پس از انتخابات ۸۸ نقش اساسی را ایفا نمود و با پیش بینی آنکه آتش زیرخاکستر بروز خواهد کرد و خیابان ها اشغال خواهد شد، به نوعی فتنه را وارد فاز عملياتي كرد.
لازم به ذکر است، نامه سرگشاده¬ وي با لحن و ادبیات نگارش نامناسب خطاب به رهبر معظم انقلاب مهمترین واکنش به افشای بازیگردانی هاشمی در جبهه دوم خرداد بود هاشمی در این نامه با اشاره به احتمال شکلگیری آشوب، کدهایی از حرکتهای خیابانی ارائه میکند. (۱۶)
موضع هاشمی در حوادث پس از انتخابات در ابتدا صرفاً سکوت بود و در حالی که فعالان سیاسی انتظار واکنش روشن از وی در قبال تجمعات خیابانی و اغتشاشات متعاقب آن را داشتند اما او پس از قریب به یک ماه سکوت در نماز جمعه ۲۶ تیر ماه با حمایت از آشوبها و ابراز تردید نسبت به انتخابات شرایط را بحرانی معرفی كرد(۱۷)
گرچه سخنان هاشمی در نماز جمعه واکنشهای بسیاری را برانگیخت اما او در مقاطع دیگری از جمله در مشهد و در دیدارش با اعضای حزب "اعتدال و توسعه" (۱۸) بر مواضعش در نماز جمعه اصرار ورزید.
باذكر اين تفاسير شايان ذكر است، هاشمی نقشی اساسی و محوری را در فتنه ایفا کرد و نقش وی در فتنه۸۸ و تشکیک در آرای مردم، نقش تکیه گاه بود.
"میرحسین موسوي" نيز از عواملي بود كه بيشترين نقش را در اجراي فتنه داشت، در آستانه انتخابات طي مصاحبهاي با مجله تايم با اشاره به اينكه هدف فراتر از پيروزي در انتخابات است موضع خود مبني بر عناد با نظام را نشان داد و اعلام کرد: « ... تجمعات خیابانی چشمگیر هفته های گذشته احتمالا ماهیت ساختار قدرت را به نحوی بنیادین دگرگون خواهد ساخت ... درواقع دگرگونی و تغییر در ساختار قدرت با فشار بر رهبری در جهت پذیرش بیشتر افکار عمومی رخ خواهد داد....» وی هم چنین ادامه می دهد. :« تغییرات مدتهاست که آغاز شده است. تنها گوشهای از این تغییرات به پیروزی در انتخابات مربوط میشود و بخشهای دیگر تغییر ادامه خواهند یافت و هیچ عقب گردی در کار نخواهد بود » (۱۹) موسوی در راستای برنامههای از پیش طراحی شده به آبیاری بذر تردید کاشته شده در دل مردم توسط هاشمی پرداخت و با هدف القای جعل و تقلب در انتخابات و تشویش اذهان عمومی طبق یک الگوی انقلاب رنگی ، خود را پیروز انتخابات معرفی کرد و هرنتیجه ای غیر از آن را نشان دهنده تقلب مطرح کرد و از هيچ تلاشي جهت آماده سازي اذهان براي درگيري و آشوب فرو گذار نكرد؛آنچنان كه در بيانيه ستاد انتخاباتي وي قبل از برگزاري انتخابات آمده است : «پيروزمندان انتخابات آينده نيازي به ايجاد درگيري و تشنج ندارند» (۲۰) همچنين براساس اعترافات بدست آمده از متهمين، مجریان این جریان با اعتقاد به عدم امکان تقلب، از چند ماه پیش از برگزاری انتخابات خط تقلب در انتخابات را در کانون توجهات خود قرار دادند و به گونه ای زمینه چینی کردند که اگر کاندیدای مورد نظرآنان در انتخابات پیروز نشد این حرکت را یک کودتا در آرای مردم تلقی کنند.(۲۱)
"موسوی خوئینیها"نيز درتصریح هدف از این برنامه بیان کرده است:« ما نباید فتیله ی بحث تقلب در انتخابات را پایین بکشیم چون موقع جرزدن لازم می شود.» ( ۲۲) در این راستا می توان به تشکیل کمیته صیانت از آرا توسط "مهدی هاشمی" با هدف اعتمادزدایی از نهادهای رسمی ناظر بر انتخابات و مصاحبه تلویزیونی نزديكان هاشمي یک روز قبل از انتخابات و غیره اشاره نمود.(۲۳) موسوی بلافاصله بعد از انتخابات به مدد رسانه های بیگانه و اپوزیسیون و شبکههای اجتماعی خود، با کوبیدن بر طبل خط امامی بودن با انتشار بیانیههای متعدد غیرقانونی و کذب، اقدام به زیر سؤال بردن انتخابات و دولت قانونی، دعوت به ادامه آشوب ها، القای بی اعتمادی به نظام وآموزش و مديريت شبكه سازي اجتماعي(۲۴) نمود.به نظر ميرسد يكي از اهداف انتخاب موسوي براي انتخابات رياست جمهوري دهم از سوي جبهه طرفدار موسوي - با توجه به تجربه استعفاء موسوی در زمان امام مبني بر مقابله با رهبري- اين بود كه وي در صورت شکست در پرده آخر، با طرح ادعای تقلب بازهم عده ای (هر چند اندک) را فریب داده و به خیابانها بکشد تا با متشنج کردن اوضاع و کشته گرفتن از مردم بی گناه و مسائل بعدی آن، به بهانه خون خواهی و قیام برای دفاع از مظلوم، اغتشاشات را دامن زده تا به فتنه ای تبدیل شود. سپس از این راه رهبری را تحت فشار قرار داده و در این میان، افراد موجه نیز با نامههای سرگشاده و یا سکوت خود، آتش این فتنه را شعله ورتر کرده و رهبری را به پذیرش خواستههای خود وادار کنند.
"محمد خاتمی" را هم مي توان به عنوان یکی از بازیگران اصلی، دانست. با وجود آنكه موضع وی پيش از انتخابات مبني بر اين بود كه" در ایران تقلب ممکن نیست" با اقدامي زیرکانه در راستاي تحقق پروژه القای تقلب روز جمعه ۲۲ خرداد هنگام انداختن رأی خود به صندوق، یعنی در حالی که هنوز چند ساعت بیشتر از آغاز رأیگیری نمیگذشت ذهنها را برای پذیرش ادعای تقلب آماده کرد:« همه شواهد امر حاکی است موسوی انتخابات را برده است اما من پیشگو نیستم.»(۲۶) از این زمان به بعد خاتمی، مطابق الگوي رفتاري پيشين خود با وجود پياده سازي سناريوي غرب، خود را از مظان اتهام دور نگه داشت.وي هیچ گاه در مواضع، سخنرانیها و بیانيههایش از واژه "تقلب" استفاده نکرد اما با پيشنهاد تشكيل كميته بي طرف كه بعدها با عنوان طرح "رفراندوم" ارائه كرد بخش ديگري ازاين سناريو را به اجرا درآورد.
پس از حوادث روز عاشورا، كه شكست فتنه بر همگان مبرهن گشت، خاتمي با ادبیات متفاوتی سخن گفت: «انشاء الله امسال هم ایرانیان با هر گرایش و موقعیّتی سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را گرامی خواهند داشت؛ امری که به طور قطع متعلق به یک جناح یا بخش خاصی از جامعه نیست.» (۲۷) این سخنان خاتمی در حقیقت اجراي يكي از دستورالعمل هاي ارائه شده در فرمول جين شارپ مبني بر عقب نشيني بعد از ناكامي فتنه است.
"مهدی كروبي" نيز يكي ديگر از بازيگران اصلي فتنه۸۸ بود گرچه نميتوان او را از طراحان اصلي فتنه نام برد ولي وي نقش مهمي در اجراي اين سناريو جهت براندازي نرم ايفا نمود.
تا حدود دوماه پیش از انتخابات، کروبی عمده تلاش سیاسی خود را بر مرزبندی با جناح تندرو جبهه اصلاحات قرار داد و تلاش می¬کرد تمایز میان خود و آنها را شفاف کند اما با نزديك شدن به انتخابات وضعیتی کاملاً متفاوت پیدا کرد و با وجود آنكه خود يكي از كانديداتور هاي رياست جمهوري دهم بود، در جبهه حاميان موسوي قرار گرفت.
مبارزه كروبي در اين جبهه پس از انتخابات شدت گرفت، او كه تا هنگام رأيگيري هم تاكيد بر سلامت انتخابات داشت(۲۸) پس از انتخابات به عنوان يكي از عاملان هميشه در صحنه فتنه، با نامهها و بيانيههاي خود مبني بر شبهه افكني وترديدافكني درخصوص سلامت انتخابات ، القاي عدم مقبوليت و مشروعيت دولت و ابطال انتخابات، آتش بيار معركه شد.علاوه بر اين كروبي در طرح كشته سازي فتنه(۲۹) و حمايت از اغتشاشگران بازداشت شده(۳۰) به منظور موج سواري بر احساسات مردم به خوبي نقش آفريني نمود.
بررسي ها حاكي از آن است كه تلاشهاي كروبي و برخي اطرافيان وي در حوادث پس از انتخابات، به منظور خروج كروبي از انزواي شديد برآمده از انتخابات (۳۳۰هزار راي) و نشان دادن اين موضوع بود كه او همچنان مهم و اثرگذار است.
۳- نقش رهبري:
استراتژی رهبر انقلاب برای پیشگیری و کنترل فتنه سبز به صورت زیر دسته بندی میشود:
نوع موضعگیری و عملکرد "امام خمینی" و "آیت الله خامنهای" در تمام مراحل تاریخ انقلاب نشان میدهد که هر جا که نصایح و صحبتهای ایشان توسط خواص پذیرفته نشدهاست رهبر انقلاب از طریق طرح این مسائل با مردم ضمن روشنگری، از تاکتیک فشار عمومی به مسئولین استفاده کرده و مصالح نظام را که همان خواست رهبری است، به سمت مطالبات مردمی سوق میدهند. از این رو باید گفت در ایام انتخابات ۸۸ به علت عدم پذیرش نصایح مقام معظم رهبری توسط سران فتنه ایشان با استفاده از شیوه مذکور با در جریان گذاشتن مردم، سطح خواستههای مردم را از سران فتنه افزایش داده و مطالبات رهبری را به خواسته های عمومی تبدیل کردند.
باید گفت عدم قبول بطلان انتخابات توسط مقام معظم رهبری نشان از هوشمندی سرشار ایشان دارد. زیرا بطلان انتخابات به بهانه وجود تقلب به صورت طبیعی ۳ پیامد مهم رابه دنبال دارد:
۱- در صورت بطلان انتخابات به بهانه تقلب، میزان اعتماد مردم به حکومت به شدت کاهش یافته و مشارکت در عرصه انتخابات بسیار کم میشود.
۲- طراحان اصلی اعلام پروژه تقلب در انتخابات مدعی این مطلب می شوند که حکومتی که توانایی برگزاری یک انتخابات سالم را ندارد چگونه میتواند یک کشور را اداره کند و تبلیغات پیرامون این ادعا، در کنار بی اعتمادی مردم به حکومت، براندازی نظام را در پی دارد.
بنابراین باید گفت که هرگونه نرمش مقام معظم رهبری درخصوص پذیرش تقلب در انتخابات، و بطلان آن به طور قطع براندازی نظام جمهوری اسلامی را در پی میداشت.
عدم دستگیری و حتی حبس خانگی سران فتنه در التهاب سال ۸۸ و حتی تا مدتها پس از این ایام، ۲ دلیل عمده داشت که به صورت زیر دسته بندی میشود:
۱- عدم شناخت از نوع موضعگیریها و رفتار کاندیدای جنبش سبز باعث حمایت بخشی از بدنه جامعه از او شدهبود. از این رو باید گفت دستگیری و برخورد زودهنگام با سران فتنه، دودستگی شدید در بدنه اجتماعی ایران، از بین رفتن وحدت و حتی جنگ داخلی را در پی داشت و این امر احتمال تهدید خارجی به کشور را نیز تقویت میکرد.
۲- آزادی این دو فرد در آن مقطع باعث شد که آنان با ارائه نظرات مختلف از سوی ایشان و همچنین عدم موضعگیری در خصوص هتک حرمتهای اتفاق افتاده در روزهایی مانند قدس و عاشورا بینش فکری و رفتاری آنها را برملا شود که موجب ریزش خود به خود بدنه اجتماعی جنبش سبز شد. از این رو باید گفت بدون برخورد صریح و جدی نظام با این افراد آنها به صورت طبیعی پشتوانه اجتماعی خود را از دست داده و به انزوا رفتند ودر این موقعیت بود که نظام با پرداخت حداقل هزینه امکان برخورد جدی با این افراد را پیدا کرد.
یکی از تاکتیکهای اصلی رهبر انقلاب برای ایجاد آرامش در فضای جامعه برگزاری ادامه دیدارهای خود با قشر فرهنگی و هنری کشور بوده است. در توضیح این مطلب باید گفت در حالی که رسانههای خارجی از اتمام کار انقلاب اسلامی و فروریختن نظام دم می زدند، رهبر انقلاب در نهایت آرامش به دیدارهای خود با اهل شعر و حتی هنرپیشگان ادامه میداد و گویی از این طریق سعی در نشان دادن ثبات نظام اسلامی داشتند.
۴- واکنش جریان مخالف نسبت به اقدامات كنترلي نظام
واکنش جریان فتنه به اقدامات کنترلی نظام ترکیبی از انواع اقدامات مجرمانه در هماهنگی کامل با ضد انقلاب و دشمنان خارجی بوده است که هزاران صفحه مستندات درباره آن وجود دارد. محورهای زیر توصیف کننده اصلی ترین الگوهای رفتاری این جریان است:
۱- صدور بیانیه های متعدد که در آن ضمن همراهی کامل و در مواردی کاملا منطبق با پروژه های اعلام شده دشمن خارجی انواعی از اتهامات کاملا دروغ به نظام نسبت داده شده است.
۲- برگزاری تجمعات و راه پیمایی های غیر قانونی و مشارکت مستقیم سران فتنه در آنها
۳- زمینه سازی برای انجام اقدامات ترویستی توسط منافقین و دیگر عوامل سرویس های اطلاعاتی بیگانه در سطح کشور که منجر به وقوع انواعی از جنایات در سرار کشور علیه مردم بی گناه گردید. تنها یک نمونه از این زمینه سازی ها باز کردن راه گروهک های تروریستی و برای اعزام تیم های عملیاتی به تهران و همچنین فعال کردن عناصر مرتبط با سرویس های اطلاعاتی بیگانه در کشور است که به شهادت جمعی از دانشمندان هسته ای کشور انجامید. جامعه اطلاعاتی بر مبنای مستندات موجود که به پیوست این گزارش است عقیده دارد که رفتار جریان فتنه مهم ترین عامل زمینه ساز این اقدامات بوده است. یک آمار کاملا مستند موجود نشان می دهد دستگاه های اطلاعاتی و قضایی در چند ماه اوج فتنه ۳۲ عضو موثر نفاق، ۱۲ عضو فعال نهضت آزادی، ۱۵ عضو برجسته بهاییت، ۷ چپ مسلح مارکسیست، ۹ جاسوس بسیار فعال، ۳ عضو گروهک تندر، ۲ سلطنت طلب، ۳ تروریست مرتبط با رادیو فردا و یک ملی مذهبی را دستگیر کرده اند که همه آنها تاکید دارند به دلیل مناسب دیدن شرایط در اثر اقدامات موسوی، کروبی، هاشمی و خاتمی دست به ارتکاب جنایت علیه ملت ایران زده اند.
۴- برگزاری جلسات پنهان و طراحی برای اجرای دقیق یک الگوی کودتای مخملی در ایران
۵- برنامه ریزی برای گسترش آشوب در تهران و کشاندن آشوب به شهرستان ها
۶- تجهیز نرم افزاری و سخت افزاری آشوب ها
۷- ایجاد یک کانال مستمر و قوی حمایت مالی از آشوبگران
۸- ارتباط گیری وسیع با طرف خارجی برای طراحی اقدامات خصمانه علیه نظام جمهوری اسلامی از جمله پیشنهاد فهرست تحریم ها به امریکا برای گنجاندن در قطعنامه های سازمان ملل
۹- متهم کردن نظام به انواعی از دروغ ها و هماهنگی با طرف های خارجی برای عملیات رسانه ای روی آنها
۱۰- تلاش برای شبکه سازی اجتماعی و کلید زدن نافرمانی مدنی
۵- تحلیل محتوای مواضع و اقدامات مجرمانه جريان فتنه
مجرمانه بودن مواضع و اقدامات جریان فتنه را میتوان ازطریق مواضع اصحاب فتنه در مطبوعات و بیانیه ها و مصاحبه های ایشان، به اثبات رساند.
۱. مطبوعات:
برجسته كردن و مانور بر روي مواردي همچون ادعاي وقوع تقلب در انتخابات ،دستگيري اغتشاشگران،مشاركت درپروژه شهيدسازي،مظلوم نمايي از خود وسياه نمايي از حكومت؛ توهين و افترا به نهادها و مقامات حكومتي، جريانسازي، هتك حيثيت نظام درجهان و...که از طريق فرافكنيهاي گسترده توسط روزنامههايي چون اعتماد ملي، اعتماد، شرق، مردم سالاري، آفتاب يزد و.... صورت گرفته است.