علي رضائي | جنبش دانشجويي در طول تاريخ تحولات سياسي- اجتماعي ايران همواره تأثيرگذار بوده و با توجه به خصوصيات و ويژگيهاي مختص خود به گونهاي نقشآفريني كرده است كه بايد به آن نسبت به ديگر جنبشهاي اجتماعي و سياسي اهميت بيشتري داده و به صورت مجزا آن را مورد بررسي قرار دهيم. اگر به تاريخ جنبش دانشجويي در ايران بنگريم، ميتوان سه موج بلند فعاليتهاي عمومي و تند و شديد اين جنبش را برجسته ديد. اينك به گفته برخي از كارشناسان، جنبش دانشجويي در موج چهارم خود قرار گرفته است كه البته درباره هويت و كيفيت آن نظرات مختلفي وجود دارد. آنچنان كه حتي عدهاي معتقدند پس از خاموشي موج سوم، جنبش دانشجويي در ايران وارد دوران سكوت، ركود، گذار يا نهفتگي شده است. بحث بر سر هويت جنبش دانشجويي در شرايط فعلي اگرچه بارها مطرح شده است، اما هر بار نكات تازهاي را در برميگيرد و براي پرسشهاي كهنه، پاسخهاي قابل توجه و جديدي عنوان ميكند. از اين رو با برگزاري ميزگردي در روزنامه «جوان» و دعوت از نمايندگان اتحاديههاي بزرگ دانشجويي كشور بار ديگر سؤالي را در رابطه با هويت جنبش دانشجويي در دورهاي كه اينك در آن قرار گرفته است، مطرح كرديم و همچنين از كاركردها، فراز و فرودها و خصوصيات و واجبات جنبش دانشجويي پرسيديم و در بحث مسائلي مطرح شد كه پايان اين نشست پس از گذشت چهار ساعت از آغاز آن بود. اينك خوانندگان عزيز ميتوانند بخش نخست اين ميزگرد را در ذيل مطالعه فرمايند.
جنبش دانشجويي به كانونهاي قدرت و ثروت وابسته نباشد
سيدايمان ميرزاده، نماينده اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان در ابتداي اين ميزگرد به تشريح نظرات خود درباره بحث هويت جنبش دانشجويي پرداخت و گفت: همه اقشار جامعه مانند كارمندان، كارگران و اصناف مختلف در برهههاي مختلف تاريخي از خود واكنشهايي را نشان داده و جنبشهايي را بروز ميدهند. دانشجويان نيز بر همين اساس عمل ميكنند اما آنچه باعث ميشود ما به دانشجويان به طور خاص نگاه كنيم شرايط ويژهاي است كه دانشجويان دارند. اول اينكه دانشجو هنوز وارد بسياري از درگيريهاي زندگي نشده است و هنوز مسير آرمان خواهي او دچار فرسايش و اضمحلال نشده است، جديتر و محكمتر ميتواند در عرصههاي مختلف حضور داشته باشد. دوم اينكه براي بررسي مسائل وقت بيشتري دارد و چون در يك محيط علمي قرار دارد از او بيشتر توقع ميرود كه با يك تحليل ويژه وارد شود. چنين ويژگيهايي فقط در جنبش دانشجويي وجود دارد. حالا در برهههاي مختلف گهگاه حاكميت خواسته اين وجود نداشته باشد و گهگاه خواسته وجود داشته باشد و گاهي حمايت كرده و گاهي هم هدايت كرده به سمت و سوي خاصي و گاهي هم نه. ولي در كشور ما آنچه در جنبش دانشجويي خيلي اهميت دارد، فعاليت بر اساس تفكر امام خميني (ره) است كه همواره بر اين محور به دنبال تحولاتي بوده است. از نظر من خصوصيات جنبش دانشجويي را بايد بدين ترتيب مطرح كرد: اول از همه بايد تحرك داشته باشند و البته دانشجو هم باشند. نكته دوم آرمانخواهي است كه اگر آرمانخواه نباشد ديگر جنبش دانشجويي به حساب نميآيد. ديگر اينكه ابزار دست احزاب سياسي و افراد مختلف قرار نگيرد؛ مستقل بودن جنبش دانشجويي به طور خلاصه به معناي عدم وابستگي به كانونهاي قدرت و ثروت است، نه مستقل از تفكر ناب اسلامي و انقلابي بلكه مستقل از تفكرات انحرافي و مستقل از سيستم مديريتي و حاكميتي و اين نكته بسيار مهمي است. حتي اگر نگاه به حاكميت دارد نگاهش بايد به آن زعيم و امام امت باشد و اگر ما نگاهي هم به مجموعه حاكميت داريم نگاهمان به نظرات مكفي و رهنمودهاي بسيار نوراني رهبر معظم انقلاب به عنوان امام امت است و در برابر بقيه مسئولان از جنبه جنبش دانشجويي موضع مطالبهگري را داريم.
دانشجوي آرمانخواه بر ضد هر ظلمي حرف بزند و عمل كند مهدي خوجگي، عضو شوراي مركزي جنبش عدالتخواه دانشجويي در ادامه اين نشست به ابراز نظرات خود پرداخت و خاطرنشان كرد: اول از همه بايد يك تعريف از جنبش دانشجويي داشته باشيم تا ببينيم كه آيا ميتوان اين تعداد دانشجويي كه امروز در حال فعاليت هستند را زير چتر جنبش دانشجويي قرار داد؟ در اين حيطه آنچه از تعريف ما برمي آيد اين است كه يك عده جوان دانشجو مبتني بر يك ايدئولوژي مشخص و آگاهانه كه در كنارش يك شناخت درست و كلي از وضعيت سياسي و مشكلات كشور است داشته باشند و با توجه به آن مباني و اين نگاه بيايند آرمانهاي خود را پيگيري و مطالبه كنند و كشور را به سمت قله كه ما اسمش را آرمان ميگذاريم سوق دهند. اين البته يك تعريف خلاصه از جنبش دانشجويي است و با اين وصف اگر بخواهيم درباره هويت آن صحبت كنيم بايد چند شاخص جدي را براي جنبش دانشجويي تعريف كنيم. اول از همه بحث استقلال است هم در زمينه فكري و تحليلي و هم در زمينه عملكرد. استقلال تحليلي يعني دانشجو بايد آزاد باشد تا تحليل كند و مبتني بر آن تحليل، عمل كند. در واقع دانشجو اگر داراي استقلال تحليل نباشد معمولاً در قسمت عملكرد لنگ ميزند. مباحث ديگري هم است اينكه جنبش دانشجويي بايد آرمانخواه باشد و جنبش دانشجويياي كه درگير محافظهكاري شده باشد و بخواهد توجيهكننده وضع موجود شود ديگر نميتوان عنوان جنبش دانشجويي بر آن تلقي كرد. چون اگر ايدئولوژي باشد و آرمانخواهي، دانشجو بايد تلاش كند با توجه به ابزارهاي در دست خود جامعه را هر چه بيشتر به سمت اصلاح سوق دهد تا برسد به آن جامعه آرماني كه انتظار ميرود. لذا آرمانخواهي يكي از مباحث جدي است كه جنبش دانشجويي بايد با آن درگير باشد. ما دورههايي را ديديم كه با يك حرفهاي موجهي شروع ميكردند به توجيه عملكرد مسئولان. حضرت آقا يك جايي اشاره ميكنند كه وظيفه دانشجو آرمانخواهي است، وظيفه مسئولان سنجش مصلحتهاست و اين براي آن است كه تركيب اينها شرايط جامعه را در حالت تعادل نگه دارد. اگر دانشجو بر حسب مسائل مختلف بخواهد آرمانخواهي را رها كند، مطمئن باشيد جامعه از لحاظ آرمانها به سمت پايين سقوط ميكند و آخر آن اين ميشود كه وقتي ما فضايي اينچنيني در جامعه نداشته باشيم كه آرمانها را گوشزد و در پي آنها تلاش كند، ممكن است مردم با آرمانها بيگانه شوند. بنابراين دانشجو اگر آرمانخواه است بايد ضد هر ظلمي حرف بزند و عمل كند، نه اينكه بيايد و توجيهگر ظلمها و وضعيت نامطلوب فعلي شود. هركس نگاه كند به وضعيت فعلي جامعه ميفهمد كه اين وضعيت آرماني ما نيست.
امروز جنبش دانشجويي به معناي واقعي نداريم
مهدي اميريان، دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت در ادامه اين ميزگرد تصريح كرد: جنبش دانشجويي فقط در تشكلات قانوني كه الان موجود هستند، خلاصه نميشود. در واقع فراگيرتر و عامتر از اين است هر چند كه تشكلات قانوني خط مقدم جريان دانشجويي در حال حاضر است. نكته ديگر اينكه به نظر من در حال حاضر جنبش دانشجويي به معناي واقعي وجود ندارد، يعني آنچه از معناي جنبش به معناي درونزا بودن و ظرفيت جريانسازي را ما انتظار داريم در حال حاضر در جريانات دانشجويي و تشكلات دانشجويي موجود و حتي آنهايي كه غير از تشكلات دانشجويي هستند اما در جريانات دانشجويي حضور دارند، ديده نميشود. ما در حال حاضر تشكلات دانشجويي داريم، فعالان دانشجويي هم داريم، فعاليتهاي دانشجويي هم داريم، دانشجويان فعال هم داريم، ولي جنبش دانشجويي به معناي واقعي آنچه در اوايل انقلاب شاهد بوديم و آنچه در اواخر حكومت پهلوي براي شكلگيري انقلاب اسلامي داشتيم و حتي در دهه ۷۰، در حال حاضر به آن معنا نداريم و البته اين به معناي اين نيست كه جريانات دانشجويي و تشكلات دانشجويي تأثيرگذار نيستند بلكه هستند اما با تأثيرگذاريهاي حداقلي و طبيعتاً تا آن ظرفيتهاي بالقوه تبديل به بالفعل شود، فاصله زيادي دارد. اما دوستان در صحبتهايشان به نكات خيلي خوبي اشاره كردند و از آرمانخواه و مستقل بودن جريان دانشجويي، دوري گزيدن، از كانون ثروت و قدرت و استقلال فكري و عملكرد و ابزار دست مسئولان نشدن، گفتند. امثال اين نوع شاخصهاي دانشجويي را من فكر نميكنم در هيچ تشكل و جرياني ببينيم كه اينها را به عنوان شاخصهاي دانشجويي ندانند. اما مهم اين است كه در مرحله عمل چقدر ما خروجي فعاليتها و رويكردهاي تشكلات دانشجويي را اينگونه ببينيم. شعار دادن كه كاري ندارد و شعارها قطعاً بايد باشد و شعارهايي باشد كه جاذبه داشته باشند منتها در عمل است كه ما بايد آن را بيشتر شاهد باشيم. نكته ديگر يكي بحث عدالت شد كه من اين سؤال را دارم كه آيا ما عدالت را فقط در مسائل اقتصادي بايد ببينيم يا در حوزه سياسي هم بايد ديده شود؟ مگر ميشود كه عدالت اقتصادي را پياده كنيم ولي عدالت سياسي را نداشته باشيم؟ چه بسا كه اين دو لازم و ملزوم يكديگرند. يعني اگر احزاب و اگر روزنامههاي آزاد و مستقل داشته باشيم كه بتوانند جريان قدرت در حاكم را نقد كنند و زير ذره بين داشته باشند و آن را از فسادهاي اقتصادي و رانتها و سوءاستفاده از بيتالمال و روشهايي كه باعث اختلال در مسير پيشرفت توسعه كشور ميشود و به دليل سوءاستفاده از قدرت است را نقد كنند و زير ذره بين داشته باشند، قطعاً آن عدالت اقتصادي را هم در بر خواهد داشت. الان به نظر من احزاب مستقل و احزابي كه بتوانند گرايشهاي مختلف مردم را نمايندگي كنند، به معناي واقعي حضور ندارند و اين به معناي آن نيست كه فقط حاكميت در اين منظر كوتاهي يا تنگ نظري ميكند يا آن جريان قدرت اعتقادي به حضور اين احزاب ندارد، هر چند كه اين هم بخشي از علت را شامل ميشود ولي بخش ديگر برمي گردد به جرياناتي كه گرايشهاي مختلفي دارند و ديدگاههاي متفاوتي دارند و نقدهايي به قدرت دارند كه بايد از ظرفيت آنها حتي به صورت حداقلي استفادههاي بيشتري برده شود.

امروز جنبش دانشجويي از زمان خودش عقب نيفتاده است
محمد افكانه قائم مقام تشكيلات اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل نيز در اين نشست به ابراز نظرات خود پرداخت و گفت: من معتقدم يك سري بايستهها و زيربناهايي براي اينكه بتوانيم قدرت تحمل و ظرفيت يكديگر را در زمينه نقدها بالا ببريم، لازم است. ما بايد قانوني بودن تشكلات را گام بندي كنيم و كمي و كيفي ببينيم و بعد ببينيم تعريف ما از آن چيست و بعد بياييم براي برخي از آن غيرقانونيها نيز بستر قانوني جهت حضور فراهم كنيم و تنوع تشكلات را به ميدان بياوريم و آنها را هم به طوري قانونمند، نظام مند و قابل كنترل كنيم. ولي زمينه تحقق چنين هدفي اين است كه همه اصول را قبول داشته باشيم، معيار قانوني بودن معلوم شود و تحمل نقد هم باشد. حالا اين موضوع را كه بگذاريم كنار، يك خواستهاي امسال حضرت آقا از ما داشتند كه تمركز روي جزئيات نبايد ما را به سمتي بكشاند كه آن خواسته را فراموش كنيم و آن تشكيل شوراي هماهنگي تشكلات بود. قطعاً وقتي دشمن به ما جبههاي حمله ميكند، ما هم بايد در حمله و در دفاع، جبههاي عمل كنيم؛ نبايد خيلي روي نقاط افتراق تمركز كنيم. به نظرمن در شرايط فعلي جنبش دانشجويي از زمان خودش عقب نيفتاده است. فراز و فرود داشته ولي برآيند كارهايي كه در حال انجام است، عقب افتادگي از زمان خودش را نشان نميدهد. البته بايد تفاوت زمان و مكان را هم بدانيم. يك وقت كاري انجام ميشود با همان تأثيرگذاريهاي گذشته ولي شرايط جامعه طوري است كه واكنشها به آن در مدلي پيش ميرود كه ما بايد بررسي كنيم آيا اين تأثيرگذار بود يا نبود؟ مثلاً آن موقع دو تومان كرايه گران ميشد مردم در خيابان ميريختند و دانشجويان اتوبوس آتش ميزدند، اما الان دانشجويان به خاطر موضوعي جايي تجمع ميكنند و شايد اتفاق خاصي هم نيفتد. با اين حساب شايد بتوان گفت كه نوع مطالبات جامعه و بازخوردها وزن برنامهها را معلوم ميكند كه البته اين چيز بدي هم نيست. بر اين اساس الان هم كارهاي اثرگذاري در حال انجام است. به قول يك دوستي كه ميگفت احمدي نژاد با آن همه ادعايش كه ميگفت من كل دولت را هم ميتوانم منحل كنم سر جاسبي عقب نشست و ديد كه بايد اهم و مهم كند. اما جنبش دانشجويي پاي اين مسئله محكم ايستاده است. در بحث جريان انحرافي اگر مقايسه كنيم كه در كدام يك از دولتها چنين ماجرايي شكل گرفته و تشكلهاي دانشجويي قبلي چگونه در مقابل آن موضع گرفتند، تدبير جنبش دانشجويي در شرايط فعلي مقابل جريان انحرافي معلوم ميشود. يا در بحث فتنه اگر فتنه ۸۸ با ۷۸ مقايسه شود و همان ۷۸ با فتنههاي قبلتر، باز نقش جنبش دانشجويي در رويارويي با فتنه ۸۸ مشخص ميشود. به نظر من در مقابله با فتنه ۸۸ دانشجويان من حيثالمجموع فضايي كه به خودشان مربوط ميشد را خوب مديريت كردند. با حضور دانشجويان در ۱۶آذر بود كه عامه مردم فهميدند كه اين فتنه با حضور جمع ميشود، نه با چماق نه با بازداشت و نه با هيچ چيز ديگر غير از حضور مردم جمع نميشود. به خاطر اينكه آنها هم ان قلت خودشان را با حضور در ۲۵ خرداد آورده بودند. بنابراين اگر حضور دانشجويان در ۱۶ آذر نبود، ۹ دي نيز با آن وسعت پيش نميآمد. با توجه به اين مصداق هايي كه گفتم من بدنه جنبش دانشجويي را رو به جلو ميبينم. البته اين بدان معنا نيست كه ما از شرايط فعلي راضي هستيم و منفعل شويم اما بايد پذيرفت كه حركت رو به جلو است.
چرتكهاندازيهاي سياسي، جنبش دانشجويي را به محاق نابودي ميبرد
سيدمحسن ميرحاجي مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران در ادامه اين ميزگرد خاطرنشان كرد: قطعاً جنبش دانشجويي يكي از تأثيرگذارترين نهادهاي اجتماعي و به تعبيري پيشرو قشر نخبگاني جامعه و خواص جامعه است. اين ادعا را ميتوان با گزارههاي مختلفي ثابت كرد. اولين آن اهتمامي است كه حضرت آقا همواره روي جنبش دانشجويي داشتهاند و پيش از ايشان هم امام (ره) بودند كه بر حضور و تحرك جنبش دانشجويي تأكيد داشتند. من برخلاف برخي از دوستان معتقدم كه جنبش دانشجويي فعلي و دانشجويان فعلي از لحاظ عمق و محتواي فكري و عملياتي هيچ تفاوتي با دانشجوي ۱۶ آذر ۱۳۳۲ و ۱۳ آبان ۱۳۵۸ و ۲۲ بهمن ۵۷ و سالهاي جنگ ندارند و شايد هم در بسيار ي از نقاط و مراتب يك چيزهايي بيشتر و فراتر داشته باشند. نكتهاي كه هست تغيير استراتژي هم از جانب استكبار و هم تغيير محيط فضاي جامعه ماست. فضاي فعلي جامعه ما كارهايي كه در دهه ۶۰ ميشد را شايد برنتابد. اين تغيير جبهه استكبار و فضاي جامعه و تغيير نيازها مسبب اين شده كه جنبش دانشجويي در برخي نقاط برخي تغييرات را داشته باشد و در كاركردها و در اجرائيات خودش يك ديدگاهها و نگاههاي ديگري نسبت به گذشته داشته باشد. اين مصلحتسنجيهاست كه شايد جنبش دانشجويي را به محاق نابودي ميبرد. اگر رخوتي در جنبش دانشجويي و برخي تشكلات دانشجويي است، در واقع نتيجه مصلحت سنجيهاي سياسي بر مبناي چرتكه اندازيهاي سياسي و نگاههاي عميق سياسي و وصل شدن به احزاب و گروههاي مختلف است. وظيفه جنبش دانشجويي آرمانگرايي است يعني آن چيزي كه امام (ره) از ما ميخواسته و در نامهاش به دفتر تحكيم، تأكيد كردند و همچنين آن چيزي كه همواره يكي از تأكيدات حضرت آقا براي ما بوده است. جنبش دانشجويي بايد در همه سطوح آرمانگرا باشد و اين عقل مصلحت انديش را كنار بگذارد و آرمانگرا باشد در حد اعلي. حضرت آقا تعبيري دارند كه جنبش دانشجويي بايد شاخصها را ببيند و بر اساس شاخصها رصد كند و جايي كه ميبيند ضعف است فرياد بزند و بگويد. اين تعبير حضرت آقاست كه بايد شاخصها را ببينيم و شاخصهاست كه مبناي حركت جنبش دانشجويي است. ما نبايد مصلحتهاي مختلف را مدنظر قرار بدهيم و بايد آرمانگرا باشيم.
ويتريني براي دانشجويان
حدود هشت دهه از تنفس دانشگاه در ايران ميگذرد و قريب به همين زمان هم حركت دانشجويي و جنبش دانشجويي قدمت دارد. با نيمنگاهي به سير تاريخي اين جنبش، مؤلفههايي از قبيل آرمانگرايي، استكبار و استبدادستيزي، استقلالخواهي، اسلامگرايي و پيوند عميق مردمي جزء اجزاي اصلي اين حركت به نظر ميرسند. مروري بر نحوه فعاليت و تأثيرگذاري دانشجويان در روند پيروزي انقلاب اسلامي و مبارزه عليه رژيم ستمشاهي و استكبار خارجي از آذر ۳۲ تا بهمن ۵۷ و نيز تأثيرگذاري در تثبيت پايههاي انقلاب اسلامي در آغازين سالهاي پيروزي انقلاب و تأسيس نهادهاي انقلابي از قبيل جهاد سازندگي، سپاه پاسداران، جهاد دانشگاهي، بسيج، بنياد مسكن انقلاب اسلامي و... و نيز ايفاي نقش در دوران دفاع مقدس و ظهور فرماندهان جوان دانشگاهي از قبيل شهيدان متوسليان، باقري، زينالدين و همت ارزندگي نقش اين جنبش را بيش از پيش به نمايش ميگذارد. با اين همه، حركت دانشجويي نيز همانند همه حركتها و جنبشهاي اجتماعي داراي آفات، آسيبها و تجربههاي ناموفقي است كه گاه و بيگاه ضرباتي را بر اين پيكره وارد نموده است. درواقع تأثيرگذاري حركتهاي دانشجويي هميشه چشم طمع مراجع و مصادر بيروني دانشگاه را در پي داشته است و بهرهبرداريهاي سياسي از اين حركت باعث بروز لطمات متعدد به پيكره فعاليتهاي دانشجويي گرديده است. بررسي تاريخ دو دهه اخير روند دانشجويي كشور اينگونه به همگان آموخته است تا مادامي كه نوك پيكان خواستها و پيگيريهاي جريان دانشجويي كشور منطبق برخواستها و مطالبات آحاد مردمي ايران اسلامي باشد موفق خواهد بود و هر گاه اين مطالبات مسيري غير از اين را بپيمايد همچون چراغي كمفروغ تابشي كوتاه مدت را تجربه خواهد نمود.
به هر تقدير از اين پس برآنيم تا در يكي از صفحات روزنامه جوان به موضوع دانشگاه و جريان دانشجويي كشور بپردازيم. از همه فعالان، تأثيرگذاران و دغدغهمندان جنبش دانشجويي كشور توقع مساعدت و حضور در اين عرصه وجود دارد تا شاهد انتشار صفحهاي درخور و مطالبي در شأن حركت دانشجويي باشيم. اميد آن داريم تا با انتشار سقف توقعات و مطالبات دانشجويان در حوزههاي خرد و كلان كشور نقشي در ايفاي نقش روند جريان دانشجويي داشته باشيم.
انشاءالله
سيد محمد ودود حيدري
مديرمسئول روزنامه جوان

تريبون آزاد دانشجوييمؤسسه آموزش عالي غيرانتفاعي ميرعماد قزوين به رغم دريافت هزينههاي هنگفت هنگام ثبت نام، نه امكانات كارگاهي مناسب براي دانشجويان هنر دارد و نه اساتيد حرفهاي. به طوري كه حتي برخي از به اصطلاح اساتيد، مدرك دانشگاهي هم ندارند و به صرف آشنايي و فاميل بودن با مسئولان دانشگاه، وارد كادر آموزشي شدهاند. مهمتر آنكه محيط اين مؤسسه بيشتر شبيه به مهدكودك است تا يك محيط علمي. اصلاً اين مؤسسه در رده آموزش عالي و شايسته قشر دانشجو نيست. تنها شباهت آن به محيط هنري و دانشجويي، بيتفاوتيهاي رايج نسبت به آزاديهاي نامطلوب برخي از دانشجويان هنر است.
خانم (م) از دانشجويان پول حرف اول را در دانشگاه غيرانتفاعي علم و فرهنگ مي زند؛ چراكه تمام شهريه ترم بايد قبل از انتخاب واحد پرداخت شود و در غيراينصورت دانشجو حق انتخاب واحد ندارد! در حالي كه در بسياري از دانشگاهها، پرداخت شهريه هر ترم تا پايان همان ترم امكانپذير است. قيمت غذا در واحدهاي اين دانشگاه نزديك به قيمت رستوران است منتها منهاي كيفيت آن. بخش انتشارات نيز در برخي از واحدهاي اين دانشگاه گاهاً هر صفحه كپي را با دو برابر قيمت معمول بيرون، يعني ۱۰۰ تومان حساب ميكند كه قيمت يك جزوه عادي به ۱۱ هزار تومان ميرسد.
آقاي (الف) از دانشجويان
متأسفانه در دانشكده اقتصاد و حسابداري واحد تهران مركز، بيتفاوتي مسئولان نسبت به روابط غيرمتعارف برخي از دختران و پسران به اوج رسيده و حتي صداي عدهاي از اساتيد نيز به خاطر مشاهده صحنههاي غيراخلاقي درآمده است. اين روابط به حدي رسيده كه حتي كتابخانه دانشكده تبديل به محيط دنجي براي هم نشيني برخي از دختران و پسران و رفتارهاي ناشايست آنها شده است.
آقاي (م) از دانشجويان