
دوپهلوگوييهاي روزهاي اخير خاتمي، حكايتكننده ماهيت دروني جبهه اصلاحات است؛ ماهيتي كه نشان ميدهد آنها شعار پايبندي به مردمسالاري و رأي عمومي را تنها براي پيشبرد اهداف خود ميپسندند و كوچكترين اعتقادي به آن ندارند. خاتمي امروز به خوبي فهميده است كه انتخابات مجلس نهم از اهميت زيادي براي نظام برخوردار است چراكه اين مهمترين رويداد ملي بعد از حوادث تلخ پس از انتخابات است و نظام به دنبال آن است تا با فراهمكردن شرايط، بهترين حضور مردمي را رغم بزند و پاسخي عملي به ادعاهاي كساني بدهد كه در دوره گذشته شعار تقلب در انتخابات را سر دادهاند.
به همين خاطر شرايط براي بازگشت اصلاحطلبان به بدنه قدرت فراهم است و معتدلان اصلاحطلب ميخواهند از اين شرايط به نحو احسن استفاده كرد. در طرف مقابل نيز مسببان حوادث فتنه ۸۸ قرار دارند كه از قضا اين انتخابات براي آنها نيز اهميت فراواني دارد؛ چراكه آنها هم ميخواهند از طريق تحريم انتخابات و ترويج اين تفكر در ميان عموم جامعه، علاوه بر انتقامگيري از نظام، بتوانند ادعا كنند كه خواستههاي آنان در انتخابات سال ۸۸، خواستههايي بحق بوده است.
از اين رو خاتمي با درك اهميت موضوع انتخابات پيش رو براي هر دو طرف، كوشيده تا با اتخاذ مواضع دوپهلو عملاً يكي به نعل بزند و يكي به ميخ و خود را شريك پيروزي كند. حال مهم نيست كه اين پيروزي از آن چه كسي است. معتدلان يا تندروها؟ فرقي نميكند، او فقط ميخواهد كه بخشي از اين پيروزي باشد.
خاتمي و ساختاري كه از ابتدا دو پهلو بود
واقعيت امر اين است كه مواضع دوپهلوي خاتمي، تنها به روزهاي اخير منوط نميشود و جريان اصلاحات كه خاتمي ميكوشد نقش پدري براي آن ايفا كند، از ابتداي پيدايش تا به امروز، اين ارث پارادوكسيكالگويي را با خود همراه دارد. براي اثبات اين موضوع كافي است، نگاهي به دوران حاكميت اين جريان بر قوه مجريه و قوه مقننه بيندازيم تا موجي از اين تناقضگوييها و دوپهلو سخن گفتنها را در آن دوران بيابيم.
جريان اصلاحات اگرچه در همه حال داعيه فرهنگ مدني و احترام به حقوق عمومي را در همه جا فرياد ميزد اما بارها شاهد بوديم كه رفتاري در تناقض با اين حركت انجام ميداد كه خود نشانهاي از توسعهنيافتگي اين فرهنگ در درون اين جبهه بود. براي مثال كافي است نگاهي به انتخاباتهاي برگزار شده در دوران اصلاحات بيندازيم؛ جايي كه وزارت كشور دولت خاتمي مسئول برگزاري انتخابات بود اما به رغم اين تسلط اصلاحطلبان بر روند انتخابات هميشه شاهد طرح ادعاي تقلب توسط شكست خوردگان اين جريان بوديم.
انتخابات مجلس ششم و ماجراي آقاسي، انتخابات مجلس هفتم و رأي نياوردن اصلاحطلبان و از همه جالبتر انتخابات رياست جمهوري نهم و ماجراي «خوابيدن و تقلب» همه نشان دهنده پارادوكسهايي است كه جريان اصلاحطلب از پدر خود(خاتمي) به ارث برده است.
تقابل اصلاحطلبانه
حالا در آستانه انتخابات، اين پارادوكس رفتاري اصلاحطلبان بار ديگر تشديد شده و آنها را به نقطه تقابل رسانده است.
از يك سو جريان معتدل اصلاحطلب معتقد است كه انتخابات چه بدون آنها و چه با آنها، مشاركتي ۵۰ درصدي به دنبال دارد. همچنين اين جريان معتدل معتقد است كه حركت جنبش سبز و قضاياي سال ۸۸ سرمايه اصلاحات را از بين برده و وجهه آنان را در نزد افكار عمومي خراب كرده و اين حضور فرصتي براي بازسازي اين چهره است. آنها همچنين معتقدند كه بدون حضور در حاكميت قادر به پيشبرد اهداف خود نيستند و تحريم و عدم حضور آنان در انتخابات سرنوشتي همچون نهضت آزادي را برايشان رقم ميزند و به جرياني بيخاصيت و غير مؤثر تبديل ميشوند. در طرف مقابل اين افراد، جريان راديكالي قرار دارد كه ريشه آنان از خارج كشور آبياري ميشود. اين جريان تفكري مخالف دسته معتدل دارند و معتقدند كه تنها راه بازگشت به قدرت از پاي درآوردن نظام است.
حالا بخشي از اين از پاي در آوردن به تحريم انتخابات باز ميگردد و عدم مشاركت عمومي، نوعي پيروزي براي آنان محسوب ميشود اما وقتي كه علاقه اعتداليون اصلاحطلب براي حضور در انتخابات آشكار شد و خاتمي با سخنان خود به اين جريان چراغ سبز نشان داد. شوراي راه سبز اميد وابسته به لژ لندن، سراسيمه نسبت به اين تصميم همفكران داخلي خود واكنش نشان داد و با انتشار بيانيهاي رسماً سخن از تحريم انتخابات به ميان آورد.
ماجرا به حدي براي لژ لندن گران تمام شده بود كه اردشير امير ارجمند سر پل ارتباطي منافقين با جريان فتنه، به شبكه بيبي سي فارسي آمد و سخنان تكراري اين جريان در خصوص عدم امكان برگزاري انتخابات آزاد در داخل ايران را به زبان آورد تا با وابستگان به اصلاحات در داخل كشور اتمام حجت كند كه در صورت حضور در انتخابات، هيچ حمايتي از آنان صورت نخواهد گرفت چراكه قطعاً اصلاحطلبان براي گذر از شوراي نگهبان مجبورند به صورت ظاهري هم كه شده نسبت به جريان فتنه واكنش نشان دهد.
خاتمي نيز كه اصلاحات مولود اوست و علاقه وافري دارد كه خود را پدر اين جريان معرفي كند در ميانه آنها قرار گرفته و براي آنكه رضايت همه جريانها را جلب كند، به گفتن سخنان دوپهلو روي آورده است.
در مجموع بايد از اين سخنان نتيجه گرفت كه در صورت تصميم نهايي اصلاحطلبان معتدل براي حضور در انتخابات، بخش افراطي اين جريان از آنها جدا خواهد شد و خاتمي بايد با اين جدا شدن، رسما يكي از اين دو جريان را انتخاب كند...