محمد صادق زمانی / اينكه هر خانواده ايراني اين حق را دارد كه يك خودرو سواري داشته باشد، حرفي است كه در عين منطقي بودن، آرمانگرايانه است!
بارها از افراد گوناگون از پير و جوان گرفته تا زن و مرد، شنيدهايم كه ميگويند: «ماشين، هيبت ظاهر زندگي است» يا اينكه ميگويند:«ماشين، از نان شب واجب تر است!»
به تازگي هم آقاي محمود احمدينژاد گفته است كه هيچ جا نميشود بدون خودرو زندگي كرد و هر خانواده ايراني بايد يك خودرو يا وسيله نقليه داشته باشد.
با كنار هم گذاشتن نظرات مردمي درباره ضرورتِ داشتن خودرو و اظهارات احمدينژاد در اين مورد، همسو بودن آن كاملاً روشن است؛ هم مردم و هم رئيسجمهور معتقد هستند كه داشتن خودرو براي خانوادهها يك ضرورت است.
خانوادههاي بسياري را سراغ داريم كه به قول عاميانهاش «قرض و قوله» كردهاند تا بتوانند خودرويي بخرند و زير پايشان بيندازند. بسياري ديگر هم، خودروي خود را قسطي خريدهاند و ماه به ماه، قسطش را پرداخت ميكنند. برخي ديگر هم به خاطر وضعيت قابل قبول يا خوب مالي، بيش از يك خودرو دارند. با همه اينها، در كنار مطرح شدن ايده «هر خانواده ايراني، يك خودرو»، توجه به چند مسئله بسيار حياتي است كه بيتوجهي به آنها ميتواند ايده زيباي «هر خانواده ايراني، يك خودرو» را به يك چالش براي مردم و مسئولان تبديل سازد.
۱- گران بودن خودرو: در حال حاضر، قيمت خودروهاي ساخت داخل كه از نظر كيفي چندان بالا نيستند به نسبت خودروهاي خارجي بالاست. اگر داشتن يك خودرو حق خانواده ايراني است، فروختن اين خودروهاي با كيفيت منطبق بر استانداردها و قيمت منصفانه هم يكي ديگر از حقوق خانوادههاي ايراني است.
۲- سوخت غيراستاندارد: اگر هر خانواده ايراني يك خودرو داشته باشد بايد سوخت اين خودروها هم بيكيفيت نباشد كه متأسفانه در حال حاضر هست! هنگامي كه هر خانواده يك خودرو داشته باشد با اين سوخت غيراستاندارد، هواي كل شهرهاي كشور به شرايط هشدار ميرسد و نخستين هديه داشتن خودرو، بيماري ميشود و كاهش عمر در اثر آلودگي هوا!
۳- فرهنگ رانندگي: پيش از آنكه هر خانواده ايراني يك خودرو داشته باشد بايد فكري به حال ارتقاي سطح فرهنگ رانندگي در كشور كرد. هنوز كه هنوز است با وجود تمام تبليغات صورت گرفته و جرايم رانندگي، بسياري از مردم، كمربند ايمني را نميبندند و با اكراه پشت چراغ قرمز توقف ميكنند؛ اين اكراه به اندازهاي است كه هر خودروسواري پشت چراغ قرمز در پي گريزگاهي است تا حريم چراغ قرمز را بشكند و آن را رد كند!
هنوز مردم كلانشهرها متقاعد نشدهاند كه براي كاهش آلودگي و ترافيك، نبايد به صورت تك سرنشين به خيابانها بيايند!
۴- ترافيك: بيترديد كسي نيست كه منكر بار سنگين و عصبي كننده ترافيك در كلانشهرهاي كشور و حتي در غيركلانشهرها باشد. وقتي حجم و تعداد كنوني خودروها، چنين ترافيك كلافه كنندهاي را ايجاد كرده است، اگر تعداد خودروها اضافه شود، آيا جز اين است كه ترافيك وحشتناك ميشود؟! تا وقتي كه فرهنگ استفاده از حمل و نقل عمومي نهادينه نشود، تعدد خودروها سم مهلكي براي شهرها و خانواده هاست.
۵- آلودگي هوا: تا پيش از اين تهران نماد آلودگي هوا بود، اما اكنون اصفهان، شيراز، مشهد و ديگر كلانشهرهاي كشور نيز نمادهايي براي آلودگي هوا آن هم در شرايط هشدار هستند. اين آلودگي نتيجهاي جز بيماري، مرگ و كاهش طول عمر ندارد. اگر هر خانواده يك خودرو داشته باشد، از هم اكنون روشن است كه آلودگي هوا سر از كجا در ميآورد!
۶- استاندارد نبودن جادهها و آمار بالاي تصادفات: در شرايط كنوني آمار تصادفات جادهاي و شهري هم به دليل استاندارد نبودن جادهها و هم به دليل ضعف فرهنگ عمومي در رانندگي، بسيار نگران كننده است. بنابراين اگر قرار است هر خانواده يك خودرو داشته باشد بايد هم جادهها را استاندارد كرد و بر ايمني آنها افزود و هم فرهنگ عمومي رانندگي را بالا برد.