از فردا به مدت يك هفته افراد مختلف با گرايشهاي فكري و سياسي متفاوت ميتوانند گام اول را براي حضور در عرصه انتخابات بردارند و كساني كه در نقش اصلي يا حامي جريان فتنه در فضاي پس از انتخابات رياست جمهوري دهم فعال بودند، نه انتظار دارند نظام در مقابل اقدامات گذشته آنها كوتاه بيايد و نه به فرض محال، در صورت تساهل و اغماض نظام در مقابل رفتارهاي ساختارشكنانه آنان، اين احتمال را ميدهند كه افكار عمومي رفتارهاي قانونگريز آنها را به فراموشي سپرده باشد، بنابر اين شانسي را براي حضور خويش تصور نميكنند، به همين جهت است كه به تناسب فضاي سياسي و ادبار جامعه راهبردهاي مورد نظر خويش را طراحي و اجرا ميكنند. كساني كه در انتخابات مجلس هشتم در سال ۱۳۸۶، قبل از اعلام رسمي ثبتنام داوطلبان، راهبرد «جنبش ثبتنام» را طراحي كرده بودند، براي بسترسازي انتخابات رياست جمهوري ۸۸، از همه عناصر ريز و درشت خويش خواستند تا براي ثبتنام كانديداتوري مجلس هشتم به فرمانداريها گسيل شوند تا شايد از رهگذر اين موج گسترده ثبتنامها، دستگاههاي اجرايي و نظارتي را با يك چالش جدي مواجه كنند. به صراحت گفتند در صورت ثبتنام انبوهي از افراد با تابلوي اصلاحطلبي صرفنظر از داشتن حداقل شرايط عمومي، ما با وضعيتي مواجه ميشويم كه علاوه بر متهم كردن نظام به ردصلاحيتها و موجسواري در اين بستر، شكست حتمي خويش را در اين انتخابات توجيه ميكنيم كه اگر چنين و چنان نميشد و وزنههاي سياسي اصلاحطلبان مورد تأييد قرار ميگرفتند، انتخابات مجلس هشتم را برنده بوديم. هزاران نفر از كساني كه حتي نميدانستند براي چه منظوري بايد وارد اين بازي شوند، با توصيه و تطميع اصلاحطلبان وارد عرصه ثبتنام شدند و به اصطلاح جنبش ثبتنام را شكل دادند تا آهنگ سياسي جامعه تندتر شده و دو سال پس از اتخاذ اين راهبرد، فتنهاي در سال ۸۸ رقم بخورد. اكنون كه راهبرد «جنبش ثبتنام» اصلاحطلبان در انتخابات مجلس هشتم پشت سر گذاشته شده و امنيتي كردن انتخابات رياست جمهوري ۸۸ و اغتشاشات اغتشاشگران نيز با شكست مواجه شده است، با راهبرد شكستخورده و بارها امتحان شده جريان چپ كه سلسلهجنبان آنها مجمع روحانيون، سازمان مجاهدين انقلاب منحل شده و مواليد نامشروع آنها، مشاركت و ... است، مواجه هستيم و اين راهبرد سوخته همان «تحريم انتخابات» است. نكته اساسي اينجاست آيا راهبرد تحريم انتخابات يك شعار و بلوف سياسي است كه با كاركردهاي ويژه طراحي شده است يا واقعيتي است كه جريان فتنه به جد به دنبال پيادهسازي آن در نظام است؟ اصلاً جريان فتنه از خط تحريم چه اهدافي را مدنظر دارد و به دنبال كدام سناريو است؟ سؤال اساسيتر اينكه آيا ما شاهد يك تحريم مجازي هستيم يا تحريم واقعي از اردوگاه جريان فتنه و اصلاحطلبان در حال پياده شدن است؟
براي پاسخ به اين سه سؤال، نيازمند بازشناسي رفتار تحريمكنندگان و اهداف پشت پرده آنها هستيم كه بخشي از آن با مطالعه راهبردهاي گذشته آنها همچون «جنبش ثبتنام»، «ضرورت نظارت بيالمللي در انتخابات»، «طرح حذف نظارت استصوابي شوراي نگهبان» و دهها بهانه ديگر براي امنيتي كردن انتخابات در دورههاي مختلف و گلآلود كردن فضاي سياسي كشور براي توجيه شكستهاي قابل احصاست، اما بررسي سياستهاي انتخاباتي جريان فتنه و اصلاحطلبان به اصطلاح معتدل، ميتواند پاسخ همه سؤالهايي باشد كه در اين زمينه وجود دارد. كاملاً واضح است كه جريان فتنه از چند ماه پيش سه سياست را در خصوص انتخابات مجلس نهم دنبال ميكرده است كه ميتوان اين سياستها و راهبردها را به سه دسته تقسيم كرد:
۱- تحريم انتخابات: خط تحريم انتخابات ابتدا توسط دو فتنهگر انتخابات رياست جمهوري يعني موسوي و كروبي مطرح و توسط طيف فتنه خارج از كشور و برخي زندانيان داخلي آنها و گروههاي ضدانقلاب رسانهاي شد. بيانيه ۳۹ زنداني امنيتي كه روز گذشته روي خروجي سايتهاي ضدانقلاب گذاشته شد، مؤيد اين نگاه است كه خط تحريم توسط اقليتي كليد خورد كه آفريننده فتنه ۸۸ بودند.
۲- مشاركت مشروط: خاتمي، مجمع روحانيون، احزاب منحله مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب كه همواره بر مشاركت مشروط در انتخابات تأكيد داشتند، سعي داشتند از بستر شرطگذاري براي حاكميت، دستگاههاي نظارتي نظام را به سمتي سوق دهند كه فصلهاي آشكار آنها در فتنه ۸۸ به فراموشي سپرده شود. اين بود كه خاتمي، مكرر چهار شرط را براي حضور در انتخابات مطرح ميكرد تا بتواند بستر لازم را براي فتنهگران ۸۸ فراهم نمايد. از اين رو كمتر كسي است كه بپذيرد خاتمي آن چيزي كه در روزهاي اخير تحت عنوان «تحريم انتخابات» مطرح ميكند، به آن اعتقاد دارد.
۳- مشاركت فعال: در مشاركت فعال دو طيف فعال هستند، يك طيف كارگزاران و عناصر همسو با هاشمي هستند كه آشكارا وارد عرصه انتخابات شدهاند و ميخواهند از خلأ حضور برخي فتنهگران و اصلاحطلبان حداكثر استفاده را بكنند و طيف ديگر در واقع همان خاتمي و عناصر نزديك به او هستند كه با چراغ خاموش و تلاش پنهان در عرصه انتخابات ورود خواهند كرد، بنابراين تحريم انتخابات توسط خاتمي صرفاً يك بلوف سياسي است تا در صورت شكست در انتخابات مجلس، پرستيژ عدم حضور در انتخابات را براي خويش حفظ كند تا در فضا و انتخابي ديگر، قدرت خويش را به نمايش بگذارد.
اما كساني كه خط تحريم را در انتخابات مجلس نهم دنبال ميكنند درصدد برآورده كردن چند هدف كلان هستند:
۱- فشار به نظام جهت پذيرش مشروط فتنهگران و به اصطلاح تغيير رفتار نظام نسبت به جريان آنها.
۲- بازسازي شبكه اجتماعي پس از شكست شبكه فيسبوكي و توئيتري آنها به ويژه بريده شدن دست انگليسيها كه فضاسازي رسانهاي در فتنه ۸۸ را برعهده داشت.
۳- مشروعيتزدايي از نظام با برچست تقلب، استبداد، ديكتاتوري و... و عملاً پياده كردن سناريوي شكستخورده فتنه ۸۸.
۴- تلاش براي كاهش مشاركت در انتخابات آن هم در شرايطي كه نظام و انقلاب بيش از هر زمان ديگر به مشاركت فعال مردم نيازمند است.
۵- ايجاد زمينه براي بازگشت راهبرد اردوكشي خياباني در صورت به وجود آوردن شرايط اين حضور. هرچند پروژه خزبازي و آببازي در تابستان با شكست مواجه شد و اميدي براي احياي مجدد آن وجود ندارد.
۶- امنيتي كردن انتخابات مجلس نهم همچون انتخابات رياست جمهوري ۸۸ و ايران اسلامي را در آستانه اعمال تحريمهاي غرب در كانون توجه افكار عمومي جهان قرار دادن.
۷- بسترسازي براي آزادي زندانيان فتنه و پس از آن تبليغ گسترده روي اين محور كه نظام در مقابل خواستههاي آنها كوتاه آمده است.