علي رضائي | مشاركت فعال، مشاركت مشروط و تحريم انتخابات از جمله گزينه هايي بود كه تا چند ماه پيش در جلسات مختلف اصلاحطلبان با ديدگاههاي كاملاً متضاد مطرح ميشد و آنان را گرفتار دعواهاي داخلي كرده بود، اما اكنون با نزديك شدن به زمان برگزاري انتخابات، درگيريهاي داخلي اصلاحات به حدي رسيده كه برخي از آنان مجبور به دو رويي و سر تكان دادنهاي نمايشي در جلسات رسمي شدهاند.
نمايش اصلاحات در حالت خوف و رجاء
سرگرداني انتخاباتي اصلاحطلبان در شرايط فعلي به حدي رسيده است كه طي روزهاي اخير چندين بار تناقض كلامي از سوي برخي از سردمداران آنها درباره آمدن يا نيامدن در انتخابات مشاهده شد، آنگونه كه در جايي گفتند قطعاً در انتخابات شركت خواهيم كرد و در جاي ديگر گفتند كه ما قادر به حضور در انتخابات نيستيم.
اين القائات از سوي افراد شاخص در جبهه اصلاحات البته ميتواند نمايشي ساختگي براي ايجاد سرگرداني در ميان حاميان و نيز تاكتيك هايي براي توجيه هر نتيجهاي در انتخابات باشد؛ سرگرداني حاميان از آن جهت كه عدهاي در تحليلهاي خود به رأي ندادن برسند و با تحريم انتخابات، سطح مشاركت را پايين آورند و بر ادعاي اصلاحطلبان مبني بر نقش آفرين بودنشان بيفزايند و عدهاي ديگر براي رأي دادن آماده شوند و در اين مسير ابعاد قانون گرايي و به اصطلاح خويشتنداري اصلاحات تاريك نماند. نمايش اصلاحات براي توجيه نتيجه انتخابات نيز به گونهاي است كه آنان از هم اكنون در يك حالت خوف و رجاء به سر ميبرند و سعي دارند با تحليلها و اظهارات متناقض هرگونه نتيجهاي در انتخابات را توجيه كنند؛ توجيهاتي كه البته بيشتر، شكستهاي آنان در آينده را در برمي گيرد و ميتوانند بعد از شكست مدعي باشند كه حاميان اصلاحات بنابر خواسته ما، انتخابات را تحريم كرده بودند.
اقليت راديكال و ديكتاتور
در بدنه اصلاحات
اما دوگانگي و تشتت آرا در جبهه اصلاحات كه هم اكنون شدت گرفته است، از مسائل ديگري هم نشأت ميگيرد. اگر نگاهي به اخبار و اطلاعات جديد در ميان اصلاحطلبان بيندازيم از اين سرمنشأ آگاه خواهيم شد. بيانيه ۳۹ نفر از محكومان فتنه ۸۸ درباره انتخابات آتي مجلس كه در بخشي از آن آورده اند:«بنابر وظيفه اخلاقي و اعتقادي خود اعلام ميكنيم امروز گرم كردن تنور اين انتخابات به هر شكل و باي نحو كان، كمك به استبداد و در تقابل با تحقق دموكراسي و تضمين حقوق بشر در كشور عزيزمان ايران است» و نيز بيانيه جبهه مشاركت كه در جمع بندي خود به اين نتيجه رسيده است كه نبايد در انتخابات آتي مجلس شركت كرد، نشانگر آن است كه يك اقليت راديكال و ديكتاتور و قائل به خفقان و استبداد در بدنه اصلاحات شكل گرفته است كه عمدتا اعضاي آن را افرادي از احزاب منحله مشاركت و مجاهدين تشكيل دادهاند.
حضور انفرادي برخي اصلاحطلبان در انتخابات
اين طيف اقليت در اصلاحات كه خود را بازنده هر انتخاباتي ميداند و زاويه شديدي با جمهوري اسلامي پيدا كرده است، مدام سعي دارد ديگر اصلاحطلبان را نيز به آتش گناه خود بسوزاند و با القاي اينكه حضور در انتخابات به هر نحوي سبك كردن اصلاحات است، آرزوي حضور حداقلي مردم در انتخابات مجلس را در خيال باطل خود ميپرورانند.
بر اين اساس در جلسات محفلي خود به هر تحليل سبك و خبر كذبي متوسل ميشوند تا تمامي همقطاران خود را به حضور نيافتن در انتخابات راضي كنند. اين عده كه سازهاي متفاوت با اكثريت اصلاحطلبان را كوك ميكنند و مينوازند، به هيچ ترتيب حاضر به پذيرفتن نظرات ديگران نيستند و با استدلالهاي غيرمنطقي قصد دارند ديگران را تحت تاثير نظرات خود قرار دهند.
اما در مقابل اين عده گروهي از اصلاحطلبان قرار دارند كه براي جلوگيري از حذف اصلاحات معتقد به حضور در انتخابات هستند. اين عده اگرچه در جلسات با طيف ديكتاتور برآمده از مشاركت و مجاهدين، ظاهر خود را همرنگ آنان نشان ميدهند تا از اصرارهاي چندساعته آنان خلاصي يابند، اما در خارج از جلسات در حال آماده كردن خود جهت حضور انفرادي در انتخابات هستند؛ انفرادي از آن جهت كه اولاً خود را در افكار عمومي در مرز مياني مستقل و اصلاحات نشان دهند و شانس پيروزي خود را بالا ببرند و ثانياً خود را از تيررس قوانين تشكيلاتي درون جبهه اصلاحات خارج كنند.