جالب اين كه اين جاسوس نيز از همان مبدأ هواپيماي جاسوسي امريكا، يعني كشور افغانستان به ايران آمده و قصد نفوذ به دستگاههاي اطلاعاتي را داشته كه به كمند ضدجاسوسي كشورمان افتاده و قبل از هرگونه موفقيتي دستگير شده است. شايد امريكاييها به تصور سرگرمي دستگاههاي امنيتي و اطلاعاتي كشورمان به اخبار مربوط به هواپيماي جاسوسي به غنيمت در آمده، زمان فعلي را براي فرستادن اين جاسوس مناسب تشخيص داده بودند اما اين خوش خيالي موجب اين شكست و رسوايي اطلاعاتي شد.
گرچه تلاش براي نفوذ دادن يك عنصر اطلاعاتي به درون دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي رقيب و استفاده از وي براي جمعآوري اطلاعات درون آن دستگاه يا اجراي فريب استراتژيك با جعل و تحريف اطلاعات يك اقدام معمول به حساب ميآيد، اما تشديد اقدامات جاسوسي عليه كشورمان در مقطع فعلي و اصرار به توسعه سرپلهاي اطلاعاتي در داخل كشورمان، كه دستگيري و متلاشي شدن يك شبكه جاسوسي در هفتههاي گذشته، ديگر علامت اين نوع اقدامات است،ميتواند به گمانههاي ذيل مرتبط باشد:
۱- در دستور كاربودن يك اقدام نظامي و امنيتي عليه جمهوري اسلامي ايران و جمعآوري اطلاعات و اخبار مورد نياز براي اين اقدام.
۲- تلاش براي دستيابي به برآوردهاي اطلاعاتي و ديدگاههاي مسئولان و دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي كشورمان براي طراحي اقدامات و عمليات خنثيسازي يا سرگرمسازي و انحراف آنها.
۳- ايجاد آمادگي براي ورود به مسائل داخلي كشورمان و طراحي سناريوهايي در عرصههاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي به عنوان مكمل فشار از بيرون (تحقق راهبرد فشار از بيرون، شكاف از درون). با توجه به شرايط داخلي امريكا و موج نفرت منطقهاي عليه امريكا و متحدان سنتي آن و نتايج مداخلات نظامي عليه افغانستان و عراق، گمانه اول ضعيف به نظر ميرسد ولي دو گمانه ديگر، بهويژه گمانه سوم، از قوت بيشتري برخوردار است؛ چرا كه اين اقدامات امنيتي را بايد مكمل تلاش امريكا در برپايي سفارت مجازي يا بازگشايي دفتر نمايندگي در تهران دانست كه از نگاه آنان هم يك ابزار ديپلماسي عمومي و هم ساز و كار ارتباطگيري و جمعآوري اطلاعات ميداني براي طراحي سناريوهاي براندازانه و خرابكارانه است.
اخبار و تحليلها، حاكي از آن است كه كشورهاي غربي، انتخابات در كشورهاي رقيب را فرصتي براي ايجاد چالش و بحران و راهاندازي انقلابهاي رنگي ميدانند كه نمونه آن وقايع پس از انتخابات در كشور روسيه است. كما اينكه به كارگيري فشار و تحريم براي تحريك و ايجاد شورشهاي داخلي نيز هدف جنگ رواني و صدور قطعنامهها و گزارشات اخير عليه جمهوري اسلامي بود كه مصاحبه وزير خارجه امريكا با بيبيسي، ناخودآگاه لايههايي از آن را بر ملا كرد. به نظر ميرسد امريكاييها براي ايجاد بلوا و آشوب يا به عبارتي ناپايداري عليه جمهوري اسلامي تمامي ظرفيتها و روشهاي ممكن را در دستور كار قرار دادهاند كه همراه با ديپلماسي فشار و ديپلماسي عمومي، از روشها و اقدامات اطلاعاتي و جاسوسي نيز سود ميجويند.
در اين طرف، يعني جمهوري اسلامي هم علاوه بر هوشياريها در مقابله با اين روشها، آمادگيهاي عمومي و به كارگيري عبرتها و بصيرتها در ناكام گذاشتن دشمن مؤثر است و مردم كشورمان همانگونه كه جامعه اطلاعاتي ۷۰ ميليوني به حساب ميآيند، در رقم زدن حماسههاي ۹ دي سال ۸۸ و۲۳ تير سال ۷۸ سابقه روشن و تعيينكنندهاي دارند. لذا دشمن از اين همه هزينه هيچ برداشتي جز رسوايي نخواهد داشت.