
جریان اصلاحطلب، برای حضور در انتخابات مجلس نهم ظرفیت و توان کمتری نسبت به دورههای قبل دارد اما به هر حال تعدادی از چهرههای معتدلتر آنها امکان حضور در انتخابات مجلس را پیدا خواهند كرد. هدف اصلی آنان از حضور در انتخابات – حتی بهصورت حداقلی - برای حفظ موجودیت و جلوگیری از نابودی کامل است. شرطگذاریهای این جریان و فعالیت وسیع رسانهای با هدف حفظ این موقعیت صورت میگیرد. این در حالی است که به تازگی طیفهای تندروی اصلاحطلب که بر تحریم انتخابات تأکید داشتند با تبلیغات متفاوت، از حضور در انتخابات دفاع میکنند. بنابراين بخشی از اصلاحطلبان با پیشبینی حضور مردم در انتخابات مجلس نهم تلاش میکنند، ایدهآلهای خود برای شرکت در انتخابات را کنار گذاشته و به حداقل شرایط (تأیید صلاحیت بخشی از کاندیداها و کسب رأی آنان) اکتفا کنند.
اعتراف به اشتباهات با هدف حفظ موقعيت بخشی از اصلاحطلبان که به منظور حفظ کرسیهای نمایندگی خود بهویژه در جریان فتنهی ۸۸، چهرهی به نسبت معتدلتری از خود به نمایش گذاشتند، فرصت مناسبتری برای فعالیت انتخاباتی دارند. این افراد غالباً پشتیبانان «سیدمحمد خاتمی» هستند و تلاش مینمایند هر از چند گاهی با دفاع از وی، صدای حمایت از خاتمی را از درون حاکمیت بلند کنند. گرچه شروط خاتمی برای انتخابات محقق نشده است، اما این طیف خواهند کوشید برای حضور مجدد بستر مساعدی بیابند. به احتمال بسیار زیاد، برخی از عقبنشینیهای خاتمی در خصوص حضور در انتخابات و یا اعتراف به اشتباه جریان اصلاحات با هدف حفظ موقعیت این اشخاص در انتخابات و قدرتنمایی خاکستری از این راه است. ایشان طیفی از اصلاحطلبان هستند که در مقابل تحریم (پیشنهاد طیف افراطی اصلاحات و جریان سبز)، حضور مشروط و حضور بیقید و شرط، نوع سوم را برگزیدهاند. این جریان گرچه به شرایط خاتمی پایبند نیستند، اما همانطور که ذکر شد بهدنبال احیای جریان اصلاحات و پیشگیری از نابودی آن هستند.
گرایش اصلاحطلبی چهرههای به ظاهر اصولگرا بخشی از پتانسیل جریان اصلاحات همواره اشخاصی با وجههی دانشگاهی، علمی، هنری و... هستند که ظرفیت قابل توجهی از حضور جریان اصلاحطلب در مجلس را به خود اختصاص میدهند. اصلاحطلبان خاموش که ممکن است به راحتی با نمادهای متفاوت وارد مجلس شوند، فرصت مناسبی برای زنده نگاه داشتن گرایش اصلاحطلبی خواهند بود، ضمن این که با موانع قانونی نیز برخورد نخواهند کرد و در کنار جریان معتدل، فراکسیون قویتری تشکیل خواهند داد. این طیف میتوانند در سراسر کشور بهویژه در پایتخت رقیب جدی اصولگرایان باشند. هر چه اصولگرایان با تشتت بیشتر وارد صحنه شوند، امکان حضور پررنگتر اصلاحطلبان خاموش جدیتر است. نکتهی مهم این است که احتمال ائتلاف برخی از چهرههای در ظاهر اصولگرا با این جریان و تشکیل جبههی واحدی از اصولگرا، مستقل و اصلاحطلب وجود دارد. در این صورت بعید نیست این دسته حتی شعارهای اصولگرایی داده و وجههی اصلی خود را تنها با نقد دولت و رییس جمهور به نمایش بگذارند. این افراد با دادن آدرس غلط و ایجاد هیجانهای انتخاباتی میتوانند بخشی از آرا را به دست آورند. با این وضعیت، به نظر میرسد برخی از ادعاهای رهبرهای اصلاحات در خصوص غیر آزاد بودن انتخابات و یا طرح مجدد دخالت نظامیان در انتخابات، با نزدیکتر شدن به انتخابات رنگ باخته و آنان به امید کسب حداقل کرسیهای مجلس، به رقابتی تنگاتنگ با سایر جریانهای سیاسی، روی بیاورند.
دعواهاي درون جناحي اصلاحات بر سر فتنه جریان اصلاح طلب اساساً جریانی قدرت طلب است و همواره در کنار تمایل به اپوزیسیون بودن، علاقه مند به حضور در داخل قدرت بوده است و عموماً اپوزیسیون بودن بدون حضور در قدرت را برنتابیده است. دسترسی به ساختار قدرت برای این جریان امری کلیدی و حیاتی است و سابقه آنها نشان می دهد که هیچ گاه اشتهای به قدرت در این جریان اشباع نشده است. در نتیجه صرف نظر کردن از حضور در قدرت، برای جریانی با این پیشینه کار آسانی نخواهد بود. بنابراین هر توصیه ای که ناظر به کناره گیری از قدرت باشد، آرام آرام منزوی خواهد شد. خواه به شکل تحریم باشد و خواه به هر ترتیب دیگر. اتفاق دیگر آن که جریان فتنه در غیاب موسوی و کروبی با نوعی خلاءِ رهبری مواجه است. از این رو میتوان تصور کرد که برای به دست گرفتن رهبری جریان فتنه و ارتباط گیری با سرمایه اجتماعی سرگردان این جریان، میان چهره های کلیدی آن رقابتی پنهان شکل خواهد گرفت.
بي شك ادامه اين رقابت به سمتي كشانده خواهد شد كه در جبهه اصلاحات نيز مرز میان دو جریانی که معتقد هستند باید با فتنه ۸۸ مرزبندی کرده و به نظام بازگشت با جریانی که به هر دلیلی مرزبندی را در شرایط فعلی مناسب نمی داند، پررنگتر خواهد شد و درگیری بین آنها نیز به درگیری عمیقتری بدل خواهد شد. با اين اوصاف بعيد نيست اگر اصلاح طلبان به تعداد قابل توجهي موفق به حضور در مجلس شوند، كاري پيش نبرند غير از دعواهاي درون جناحي و دامن زدن بر اختلافاتي كه سرمنشا آن را فتنه ۸۸ و اصلاحات از هم گسيخته، شكل داده است.