
با وجود گذشت يك هفته از برگزاري انتخابات پارلماني مصر هزار جوان مصري در ميدان التحرير قاهره خيمه زدهاند تا انقلاب خود را از شوراي نظامي حاكم بر مصر باز پس بگيرند، اما شوراي نظامي بدون توجه به خواستههاي مردم با انتصاب كمال الجنزوري به عنوان نخستوزير انتقالي در حال اعمال قدرت بر مردم مصر است و هيچ مخالفتي را برنميتابد. تا به حال اقدامات اين شورا بيش از ۴۰ كشته و هزاران مجروح بر جاي گذاشته است. در يك گفتوگوي اختصاصي با حسن هانيزاده، كارشناس خاورميانه اين اوضاع را مورد واكاوي قرار داديم.
اولين انتخابات پارلماني مصر پس از سقوط حسني مبارك در حالي برگزار شد كه كشمكشها بين انقلابيون و نظاميان حاكم بر اين كشور همچنان ادامه دارد، اين وضعيت را چگونه ميتوان ارزيابي كرد؟ و آيا اصولاً در اين فضا ميتوان برگزاري انتخابات پارلماني را سالم و شفاف تلقي كرد؟
بعد از سقوط ديكتاتور سابق مصر حسني مبارك، امريكا تلاش كرد تا شوراي نظامي مصر را بر اين كشور حاكم كند و انتقال قدرت در يك پروسه زماني طولاني صورت بگيرد. به اين دليل شوراي نظامي حاكم بر مصر تلاش كرد در طول هشت ماه گذشته تحت فشار جوانان انقلابي مصر يك سري انتخاباتي را برگزار كند و نخستين انتخابات پارلماني اخيراً در ۹ استان مصر برگزار شد. انتخاباتي كه كاملاً حساب شده و كنترل شده است زيرا امريكا و غرب تلاش ميكنند تا تجربه تونس در مصر تكرار نشود چراكه مصر با فلسطين اشغالي مرز نسبتاً طولاني دارد و بنابراين هرگونه تحول در مصر و حضور نيروهاي اسلامگراي غيرهمسو با امريكا در عرصه سياسي مصر ميتواند امنيت رژيم صهيونيستي را تهديد كند كه نمونه آن را ميتوان در انفجار خط لوله گاز مصر به فلسطين اشغالي مشاهده كرد. چنانكه در طول هشت ماه گذشته اين خط لوله بيش از هشت بار منفجر شد. امري كه نشان ميدهد فضاي سياسي حاكم بر مصر به سمت مقابله با رژيم صهيونيستي حركت ميكند. چيزي كه امريكاييها از آن وحشت دارند. بنابراين تلاش امريكا در انتخابات پارلماني مصر اين است كه چهره هاي لائيك و وابسته به غرب در پارلمان حضور داشته باشند و عوامل وابسته به رژيم حسني مبارك هم بار ديگر قدرت را در اختيار بگيرند البته منهاي حسني مبارك. بنابراين انتخابات فعلي مصر كاملاً حساب شده است. امريكاييها در طول هشت ماه گذشته در حال انجام تجربهاي بودند كه شامل تستزني و آزمايش بود. بر اين مبنا كه يك سلسله شاخصهايي را براي افراد شركتكننده در انتخابات تعريف كنند تا بتوانند عوامل خودشان را در پارلمان آينده مصر هدايت كنند و آنها را در آن مسير قرار دهند.
در خبرها آمده بود كه شوراي نظامي تصميم گرفته مدت رأيگيري را براي هر مرحله دو روز تعيين كند، در حالي كه تا قبل از اين قرار بود هر مرحله از مراحل سهگانه انتخابات تنها در طول يك روز برگزار شود. با توجه به اينكه اين تصميم شوراي نظامي موجبات نگراني قضات ناظر بر انتخابات را فراهم آورده است، چه ارزيابي ميتوان از چنين تصميمي داشت؟
اين تصميم در چارچوب يك سياست مشترك شوراي نظامي حاكم بر مصر و لائيكها و امريكا صورت گرفته است. در مصر شوراي نظامي حاكم، ۲۷ استان را به سه بخش رأيگيري تقسيم كرده و هر ۹ استان را در يك مرحله قرار داده و در يك فاصله زماني طولاني سعي دارد با يك تستزني از نتيجه انتخابات اول يك آزمايش انجام بدهد كه چنانچه چهرههاي لائيك و وابسته به غرب در انتخابات مرحله اول رأي نياوردند در مرحله دوم و سوم آنها را جايگزين كنند.
هدف شوراي نظامي اين است كه اكثريت چهرههاي وابسته به غرب و امريكا در پارلمان آينده مصر حضور پيدا بكنند بنابراين اين انتخابات برخلاف عرف منطقهاي و بينالمللي در حال برگزاري است و هدف آن در واقع بررسي و برآورد از نحوه ورود چهرههاي وابسته به غرب در پارلمان مصر است.
بنابراين زماني كه نتيجه انتخابات در مرحله اول مشخص شد در مرحله دوم شوراي نظامي فشار بيشتري خواهد آورد و با يك سلسله ساز و كارهاي جديدي كه تعريف ميكنند سعي خواهند كرد كه اكثريت در دست اسلامگرايان قرار نگيرد.
تظاهركنندگان در ميدان التحرير همچنان خواستار تشكيل دولت نجات ملي با اختيارات كامل هستند، دولتي كه اعضاي آن از سوي تحصنكنندگان التحريري تعيين شوند و نمايندهاي هم از سوي نيروهاي مسلح در آنها نباشد اما ژنرال طنطاوي، رئيس شوراي نظامي اعلام كرده كه ارتش به هيچ فرد يا طرفي اجازه نخواهد داد به آنها فشار وارد كند و به كمال الجنزوري به عنوان نخستوزير پايبند است، اصولاً اين تقابل مردم و نظاميان را چگونه ميتوان مورد ارزيابي قرار داد؟
جوانان مصري كه در ميدان التحرير اجتماع كردهاند و متحصن شدهاند به خوبي ميدانند كه هم امريكا و هم غرب از طريق ابزار شوراي نظامي به عنوان اهرم فشار عليه ملت مصر استفاده ميكنند و تلاش غربيها اين است كه دستاوردهاي انقلاب جوانان مصري را مصادره كنند بنابراين شوراي نظامي حاكم بر مصر كمال الجنزوري كه يك چهره ضدملي و وابسته به امريكا و رژيم صهيونيستي است را به عنوان نخستوزير تعيين كردند؛ امري كه با واكنش تند جوانان مصري مواجه شد بنابراين جوانان مصري شورايي تشكيل داده و اعلام كردند كه كمال الجنزوري را به عنوان نخستوزير قبول ندارند.
با اينكه چهرههاي لائيك و طرفدار غرب همانند عمر موسي، دبيركل اسبق اتحاديه عرب و محمد البرادعي، مديركل سابق سازمان انرژي هستهاي كه هر دو داراي محبوبيت نسبي در ميان جوانان مصري هستند، تلاش ميكنند تا به عنوان طيف سوم در عرصه سياسي مصر رضايت امريكا را جلب و به گونهاي عمل كنند كه هدايت انقلاب را در دست بگيرند بنابراين جوانان مصري به خوبي ميدانند كه طيف شوراي نظامي ميخواهد انقلاب مردم مصر را مصادره كند و طيف ليبرالها هم تلاششان اين است كه يك حد وسطي بين جوانان مصري و بين شوراي نظامي حاكم ايفاي نقش بكنند تا بتوانند در آينده قدرت را در دست بگيرند بنابراين جوانان مصري در آينده در برابر شوراي نظامي ايستادگي خواهند كرد ولي اين شورا هم با استفاده از شرايط موجود و احتمال بروز ناامنيها حاكميت خودش را در آينده بر مردم مصر تحميل خواهد كرد. به اين معنا كه شوراي نظامي حاكم بر مصر تلاشش اين است كه پروسه انتقال قدرت در يك فرآيند زماني دو ساله انجام پذيرد.
با توجه به اينكه گفته شده آتش مجدد انقلاب را اسنادي شعلهور ساخته كه طبق آن امتيازاتي براي ارتش در نظر گرفته شده بود و در آن به نحوي تصريح شده بود كه حكومت آينده هيچ كنترلي بر نظاميان مصر نخواهد داشت اما در حال حاضر خبرهايي مبني بر اين وجود دارد كه طنطاوي اعلام كرده تغييري در قانون اساسي مصر درباره نقش ارتش مصر داده نخواهد داشت. آيا ميتوان اين سخنان را عقبنشيني ارتش از مواضع قبلياش عنوان كرد؟
ارتش مصر در طول ۶۲ سال گذشته يعني از زمان كودتاي افسران آزاد در سال ۱۹۵۲ تاكنون در واقع نقش فرادستي را در مسائل سياسي و عرصههاي داخلي داشته تا جايي كه همه رؤساي جمهور مصر در طول ۶۰ سال گذشته از بدنه نيروهاي مسلح قدرت را در دست گرفتهاند.
بنابراين شوراي نظامي هم تلاشش اين است كه يك شخصيت نظامي مسئول در عرصه اجتماعي مصر در آينده قدرت را در دست بگيرد كه در واقع همان سياستهاي رژيم سابق حسني مبارك را ادامه بدهد، بنابراين آنچه در حال حاضر شوراي نظامي حاكم بر مصر دنبال ميكند، اين است كه سياستها همان سياستهاي حسني مبارك باشد البته منهاي مبارك. آنچه الان موجبات نگراني امريكا را فراهم آورده اين است كه ممكن است اخوانالمسلمين در آينده بتوانند قدرت را در دست بگيرند و قرارداد كمپديويد را لغو كنند و در مرزهاي فلسطين اشغالي مشكلاتي را براي رژيم صهيونيستي به وجود بياورند، بنابراين از نظر شوراي نظامي زماني مصر روي ثبات و آرامش را خواهد ديد كه يك شخصيت نظامي قابل قبول در عرصه سياسي مصر وارد شود و قدرت را در دست بگيرد. حتي با انجام يك سلسله اصلاحات ظاهري و شكلي بنابراين شوراي نظامي هيچگاه از قدرت كنارهگيري نخواهد كرد و كنترل انقلاب مصر را در اختيار خواهد داشت و به صورتي آرام و سيال قصد دارد كه انتقال قدرت به صورت حساب شده و در يك فرآيند زماني طولاني انجام شود.
ژنرال طنطاوي گفته كه عناصر خارجي تلاش ميكنند امنيت كشور را بر هم بزنند و براي اين منظور از عناصر داخلي استفاده ميكنند. اين سخن طنطاوي را چگونه ميتوان ارزيابي كرد؟ آيا اين سخنان تغييري در اوضاع امنيتي مصر ايجاد خواهد كرد؟
در واقع اين نوعي فرافكني و فرار به جلو است. شوراي نظامي حاكم بر مصر تلاشش اين است كه به نوعي به ناامنيها دامن بزند تا در پرتو اين ناامنيها و شورشهاي خياباني و تحصن و اعتصابات به نوعي قدرت را در دست بگيرد. هدف شوراي نظامي اين است كه وانمود كند كه در واقع سپردن قدرت به دست غيرنظاميان نتيجهاي جز ناامني نخواهد داشت. شوراي نظامي حاكم بر مصر درصدد تكرار تجربه الجزاير در سال ۱۹۹۲ ميباشد. در آن سال در الجزاير انتخاباتي آزاد برگزار شد و جبهه نجات ملي به رهبري اسلامگرايان پيروز شد ولي نظاميان با كودتا، جبهه نجات ملي را از قدرت ساقط كرده و حكومت را در اختيار گرفتند. چنين تجربهاي هم احتمالاً در مصر تكرار خواهد شد و شوراي نظامي در صورت پيروزي اسلامگرايان آنها را از قدرت كنار خواهند گذاشت.
محمد البرادعي يكي از كانديداهاي رياست جمهوري مصر در ديدار با ژنرال طنطاوي از آمادگي خود براي رياست دولت نجات ملي در مصر سخن گفته و اعلام كرده است كه در آن صورت از رياست جمهوري دور آينده مصر چشمپوشي خواهد كرد، آيا اين امر را ميتوان به نوعي اقرار به پيروزي اسلامگرايان و اخوانالمسلمين از سوي گروههاي ليبرال و غربگراي مصري ارزيابي كرد؟
در واقع طيف موسوم به طيف سوم با شركت چهرههاي ليبرال طرفدار غرب همچون «ايمن نور» و «عمر موسي» و «محمد البرادعي» تلاششان اين است كه به نوعي حكومت مدني طرفدار غرب به وجود بياورند و در واقع چيزي شبيه به شوراي انتقالي حكومت ليبي كه در آن غيرنظاميان وابسته به غرب قدرت را در دست گرفتند، انجام شود بنابراين تلاششان اين است كه نيروهاي ليبرال قدرت را در اختيار بگيرند تا در واقع حلقه اتصالي بين اسلامگرايان و لائيكها باشند.
امري كه ممكن است اتفاق بيفتد و ليبرالها بتوانند قدرت را در مصر به دست بگيرند تا از ورود اسلامگرايان به عرصه سياسي مصر جلوگيري شود. به همين دليل الان تلاش امريكا اين است كه در پروسه دوم يعني بعد از شوراي نظامي چهرههاي ليبرال را بر مصر حاكم كند تا از ورود چهرههاي اسلامگرا و وابسته به اخوانالمسلمين در مصر جلوگيري شود بنابراين در حال حاضر مصر يك مرحله كاملاً غبارآلود و بسيار خطرناكي را پشت سر ميگذارد كه ظرف ماههاي آينده شالكه اصلي آن بعد از خروج از اين مرحله گذار كاملاً مشخص خواهد شد اما در هر حال نقش نظاميان مصري نقش بالادستي خواهد بود و اجازه نخواهند داد كه مصر در اختيار اسلامگرايان قرار بگيرد و اخوانالمسلمين به عنوان اينكه چهرههاي مورد قبول جامعه مصري هستند قدرت را در دست بگيرند. اينها در واقع پروسههايي است كه هم شوراي نظامي حاكم و هم چهرههاي ليبرال و هم امريكا دنبال آن هستند تا انقلاب مردم مصر به سمت و سويي هدايت شود كه اسلامگرايان در آن نقش حاشيهاي را داشته باشند.