نگار حسيني | او كه بيشتر با نقشهاي تاريخي درميان مردم شناخته شده، اين روزها در سريال «شوق پرواز»ايفاگر نقش «حاج اسماعيل بابايي» پدر شهيد بابايي است، او معتقد است آثاري از اين دست در بالا بردن سطح آگاهي مردم نسبت به شهدا تأثير زيادي دارد. با او درباره اين سريال صحبت كرديم و نگاهي هم به كارنامه هنري او طي چند سال اخير انداختيم.
اين روزها سريال «شوق پرواز» با بازي شما در حال پخش است، شما در اين سريال در نقش پدر شهيد بابايي بازي كرديد، با توجه به اينكه كاراكتري كه نقشش را ايفا كرديد مصداق عيني داشت كمي راجع به نزديك كردنتان به آن شخصيت صحبت كنيد؟
پدر شهيد بابايي مردي چند وجهي بود و از اين جهت به شما اين اجازه را ميداد كه از چند زاويه خودتان را به اين كاراكتر نزديك كنيد، وقتي بازي در نقش «حاج اسماعيل»را پذيرفتم ميدانستم چون اين كاراكتر مصداق عيني دارد ممكن است بعضي از آنهايي كه ايشان را ميشناختند ذرهبين بردارند و با دقت بيشتري رفتار و نوع بازي من را زير نظر بگيرند به همين جهت متوجه شدم كه مسئوليت سنگيني را بر عهده گرفتم و بايد همه تلاشم را به كار ببندم كه در معرفي ايشان كوتاهي نكنم، هر چند دوستاني كه در كار از نزديكان خانواده شهيد بابايي بودند در اين راه به ما مشاورههاي زيادي ميدادند و كمك ميكردند اين شخصيت را بيشتر و بهتر بشناسم.
چقدر اين نقش را از فيلتر يدالله صمدي كارگردان كار عبور داديد؟
بالاخره شما نميتوانيد در كار يك كارگردان حضور داشته باشيد و نظر او را پيرامون شخصيتپردازي كه داريد لحاظ نكنيد آن هم كارگرداني مانند يدالله صمدي كه خودش در اين رابطه صاحبنظر است. وقتي فيلمنامه را خواندم يكسري برداشتهايي را خودم از نقش داشتم و بعد با كمك نزديكان خانواده شهيد بابايي شناختم كاملتر شد و در نهايت با صحبتهايي كه با آقاي صمدي پيرامون نقش داشتم حاج اسماعيل بابايي به لحاظ شيوه بازي آن بلوغي را كه بايد تجربه كرد.
شما در اين نقش بيشترين بازيتان را با شهاب حسيني داشتيد، آن رابطهاي كه بايد به لحاظ حس پدر و فرزندي بين شما برقرار شد و شما توانستيد ايشان را در آن قالب باور كنيد؟
شهاب حسيني به لحاظ شيوه بازي و اخلاق در نوع خودش كمنظير است، صداقتي كه او در رفتارش دارد باعث ميشود شما به راحتي به او اعتماد كنيد و بتوانيد به او نزديك شويد. او آنقدر نقشي را كه بازي ميكرد باور داشت كه كمتر كسي ميتوانست در كار از او ايراد بگيرد يا با خودش بگويد كاش فلاني جاي او اين نقش را بازي ميكرد، او كاملاً نقش شهيد بابايي را مال خود كرد، جدا از اين مسئله در پشت صحنه كار ما آنقدر به لحاظ عاطفي به هم نزديك شديم كه احساس ميكردم او واقعاً پسر خودم است شايد به همين خاطر است كه صحنههاي پدر و پسري ما خوب از كار درآمد.
در سالهاي اخير پيرامون حوادث جنگ، فيلمهاي بسياري ساخته شد اما تاكنون آنطور كه بايد به زندگي خود شهدا پرداخته نشد به نظرتان ساخت سريالهايي از اين دست چه تأثيري در برقراري ارتباط مخاطبان با اين شهدا دارد؟
من هميشه از گفتن حرفهاي شعاري پرهيز كردم و به همين دليل دوست ندارم راجع به بعضي از مسائل به تفصيل صحبت كنم اما واقعيت اين است شهداي ما هيچگاه آنچنان كه بايد به مخاطب معرفي نشدند يا اگر هم معرفي شدند تك بعدي بوده و آنطور كه بايد راجع به مرام و معرفت و شيوه زندگي آنها صحبت نشده است، در حالي كه به نظرم مردم احتياج دارند كه راجع به قهرمانهاي ملي كشورشان بيشتر بدانند.
اگر سريال «شوق پرواز» را فاكتور بگيريم ما معمولاً در نشان دادن تصوير واقعي اين قهرمانهاي ملي دچار ضعف هستيم و دچار افراطها و تفريطهايي ميشويم كه باعث ميشود اثر دچار نوعي شتابزدگي شود؟
متأسفانه همينطور است ما گاهي در روايت آثار اينچنيني از زبان مخاطب دچار ضعف ميشويم ما نبايد فراموش كنيم كه براي مخاطب روز سينما و تلويزيون به ابزارهاي جديدي نياز هست. به نظر من زندگي اين بزرگواران آنقدر جذاب است كه اگر به خودي خود هم آنها را روايت كنيم موجب جذب مخاطب ميشود و احتياجي نيست جز صداقت و همدلي به كار خاص ديگري تن داد.
معمولاً سريالهايي كه مربوط به زندگينامه افراد معاصر است اعتراضاتي را به دنبال دارد اما ظاهر اين اعتراضات پيرامون سريال «شوق پرواز» در كمترين حالت ممكن قرار داشت؟
بله، اين اتفاق همانطور كه خودتان هم اشاره كرديد معمولاً در فيلم و سريالهايي كه به زندگينامه افراد معاصر ميپردازد زياد ميافتد اما در اين سريال خوشبختانه به دليل تعامل خوبي كه بين اعضاي سازنده كار و خانواده و دوستان شهيد بابايي برقرار شد اما و اگرها به حداقل ممكن رسيد چون همه در آن چارچوبي كه بايد عمل ميكردند و سعي ميشد تا آنجايي كه امكانش هست به واقعيت وفادار بوده و آن را دستخوش مسائل ديگر نكنند و شايد همين صداقتگويي هم باعث شد كه كار بتواند هم با مخاطب عام ارتباط برقرار كند و هم توجه نزديكان آن شهيد بزرگوار را جلب كند.
قصه اين سريال به دو شيوه كاملاً متفاوت روايت ميشود، بخشي از اين سريال زندگي دو زوج به نام «مسعود، ليلي» را روايت ميكند و بخش ديگر به زندگي «شهيد بابايي» ميپردازد. به نظرتان بهتر نبود براي يكدست شدن كليت كار زندگي ايشان در يك قالب روايت ميشد؟
به نظرم به اين سؤال كارگردان و نويسندگان كار بايد جواب دهند چون آنها بودند كه اين شيوه را براي روايت كار برگزيدند اما جدا از اين مسئله بايد بگويم كه به نظرم تضادي كه در زندگي زوج اول و خانواده شهيد بابايي وجود داشت باعث ميشد كه مخاطب با كليت كار بيشتر آشنا شود و به نوعي اهميت كاري كه شهيد بابايي انجام داد را بيشتر درك كند.
يدالله صمدي كارگردان صاحب سبكي است. كار كردن در سريال ايشان براي شما چه تجربههايي را به ارمغان داشت؟
من ايشان را از سالها قبل ميشناختم و به همين دليل ميدانستم كه يا كاري را قبول نميكنند يا اگر قبول كرده و انجام ميدهند سعي ميكنند در آن سنگ تمام بگذارند و آن كار را به بهترين شكل انجام دهند. وقتي فيلمنامه را خواندم جدا از جذابيتهايي كه خود نقش براي من داشت آن چيزي كه باعث شد من بازي در اين نقش را بپذيرم اعتمادي بود كه به جنس كار يدالله داشتم. او نگاه بسيار انعطافپذير در طول كار دارد و همين باعث ميشود كه كارشان لطيف و حس خانواده ايراني در آن قويتر شود اتفاقي كه شايد در كمتر اثري اين روزها ديده شود.
در سالهاي اخير باب شده است كه كارهاي تلويزيون در حالي كليد ميخورند كه فيلمنامه آنها به طور كامل نوشته نشده است. در اين كار هم شما با اين مشكل مواجه بوديد يا از ابتدا فيلمنامه كامل بود؟
متأسفانه همانطور كه خودتان هم اشاره كرديد يكي از ضعفهاي اين روزهاي آثار تلويزيوني ما اين است كه از ابتدا يك فيلمنامه كامل و مشخص وجود ندارد و سناريو قسمت به قسمت به دست بازيگر ميرسد در حالي كه با اين روش چون بازيگر شناخت درستي پيرامون نقش ندارد نميتواند آنطور كه بايد با كاراكتري كه ميخواهد نقشش را ايفا كند ارتباط برقرار كند اما خوشبختانه ما با اين مشكل در اين سريال مواجه نبوديم و از ابتدا فيلمنامه به شكل كامل در اختيارمان قرار داشت.
بعضيها معتقدند كه در سالهاي اخير سينماي جنگ به نوعي در حاشيه قرار گرفته و ديگر مانند سابق به آن پرداخته نميشود در حالي كه نياز آن كاملاً حس ميشود.
به نظرم ما نبايد نسبت به اتفاقاتي كه در جنگ رخ داد و ارزشهايمان بيتفاوت باشيم و اين اتفاق ميتواند خيلي چيزها را شامل شود چيزهايي مانند زندگي شهدا، جانبازان، خود رخداد جنگ و تأثير آن. به نظر من اتفاقاتي كه در جنگ تحميلي رخ داد و رفتارهايي كه شهدا و جانبازان ما داشتند بعضاً از جنس زميني نبوده است شايد به همين خاطر هم هست هر فردي با هر درجه اعتقادي اين جانبازان را ميبيند تا اين حد تحت تأثير قرار ميگيرد و حالش دگرگون ميشود. ما هر چقدر هم كه درباره اين عزيزان كار بسازيم باز هم كم است.
وقتي كارنامه هنري شما را مرور ميكنيم ناخودآگاه پي به علاقه شديد شما به نقشهاي تاريخي ميبريم ظاهراً شما علاقه زيادي به بازي در نقشهاي تاريخي داريد؟
همينطور است من هر وقت نقشي را ميپذيرم با خود ميگويم اين نقش بايد چيزي داشته باشد كه بتوانم به واسطه آن سطح آگاهي و دانش مخاطب و خودم را افزايش بدهم و در نقشهاي معاصر اين مسئله را كمتر پيدا ميكنم اما در نقشهاي تاريخي به واسطه صورت عيني و بار ارزشي كه دارد شما را وادار به جستوجو و تحقيق ميكند، به همين دليل وقتي نقشي به من در اين ژانر پيشنهاد ميشود با اشتياق بيشتري فيلمنامه كار را ميخوانم و اگر با روحيات من سازگاري داشته باشد بازي در آن را ميپذيرم.
البته اگر اشتباه نكنم اولين نقش تاريخيتان هم كه به نوعي موجب معرفي شما به مخاطب عام شد نقش سيدجمالالدين اسدآبادي بود؟
همينطور است، من به واسطه اين نقش حضور در تلويزيون را تجربه كردم و اين كاراكتر هم با وجود قابليتهايي كه داشت توانست مخاطبان زيادي را با خود همراه كند.
البته بيشتر نقشي كه شما در آثار تاريخي بازي كرديد و به نوعي هم در اين زمينه ركورددار هستيد نقش قاضي است، فكر نكنم نقش قاضياي در تاريخ ايران مانده باشد كه شما بازي نكرده باشيد؟
اينطورها كه شما هم ميگوييد نيست (باخنده) در ايران وقتي بازيگري در نقشي خوب ظاهر ميشود بقيه پيشنهادها هم به بازيگر حول همين موضوع است ظاهراً من در اولين نقشي كه به عنوان قاضي ظاهر شدم آن هم در يك مجموعه تلويزيوني به نام «هزاران رنگ، هزاران برگ» توانستم روي مخاطب و كارگردانها تا حدي تأثير بگذارم كه تا به امروز آنها رضايت ندهند كه من جامه قضاوت را از تن بيرون آورم.
فكر ميكنم آخرين نقشي هم كه در مقام يك قاضي بازي كرديد و البته هنوز مخاطب نديده در سريال «كلاه پهلوي» است؟
بله من دراين سريال نقش يك قاضي را بازي كردهام منتها قاضي كه شما در اين سريال ميبينيد به مراتب متفاوت از ديگر قاضيهايي است كه تا به حال ديدهايد. او قاضي شهر سامان است و فردي است كه ريشههاي مذهبي دارد و با نوعي سياست جلوي تصميم كشف حجاب رضاخان ميايستد.
نكته جالب اينجاست كه هر گاه ما يك اثر تاريخي حال چه با ريشه مذهبي و چه با ريشه تاريخ كهن كشورمان را ميسازيم با استقبال مردم مواجه ميشود اما با اين حال ما هنوز قصههاي دست نخورده زيادي داريم كه جاي پرداخت دارند؟
بله، ما بهرغم تصورات در اين زمينه آن چنان كه بايد كار نكرديم و بسياري از سوژهها و قصهها در كتابها خاك ميخورند و ما آنقدر در زمينه نمايش و پرداخت آن كاهلي كرديم كه بسياري از كشورها داستانهاي قهرمانهاي ما را مال خود كردهاند و به شيوه خود به تصوير كشيدهاند در حالي كه اگر ما در اين زمينه درست عمل ميكرديم ميتوانستيم به لحاظ شيوه روايي قصه در نوع خودمان صادركننده باشيم.
نقش جمال الدين اسدآبادي يكي ازپرخاطرهترين نقشهايي بود كه در دوران بازيگرانتان ايفا كرديد براي رسيدن به اين نقش مطالعاتي خارج از فيلمنامه هم انجام داديد يا تنها به سناريو اكتفا كرديد؟
اين نقش جزو آن دسته از نقشهايي بود كه من به شدت به آن علاقهمند هستم البته فكر ميكنم اين مسئله به روح خود كارهاي تاريخي بر ميگردد كه ناخودآگاه مخاطب و بازيگر را درگير خودش ميكند، يادم است وقتي براي اين نقش انتخاب شدم تنها ۲۷ سالم بود و به كمك گريم و تغيير در لحن به يك مرد ۵۰ ساله خودم را نزديك كردم. در آن مقطع دوستي نامههاي جمالالدين اسدآبادي به ناصرالدين شاه را در اختيارم قرار داد و من به كمك اين نامهها توانستم خودم را به آن نقش نزديك كنم. در هر حال به نظر من اگر شما با يك تيم كاربلد همكاري كنيد خيلي راحتتر ميتوانيد به نقشي كه بايد دست پيدا كنيد.
برخي منتقدان معتقدند با توجه به توانايي شما به لحاظ بازيگري شما بيشتر در نقشهاي كليشهاي ظاهر ميشويد؟
براي اينكه يك بازيگر از نقشهاي كليشهاي فاصله بگيرد احتياج به پيشنهاد بازي در نقشهاي مختلف را دارد. با اينكه من روي صحنه تئاتر، نقشهاي متفاوتي را تجربه كردم، اما در تلويزيون بيشتر مخاطبان بازي در نقشهاي مثبت را از من ديدهاند در حالي كه من شخصاً دوست دارم قالبهاي مختلف را امتحان كنم ولي ظاهراً موفقيت من در اين نقشها باعث شده است كه سازندگان تنها از من بازي در نقشهاي مثبت را بخواهند هر چند كه خود اين كاراكترها به لحاظ جزئيات با هم متفاوت هستند اما شايد يك كليت تكراري را در ذهن منتقدين تداعي كند.
تا به حال پيشنهاد بازي در نقش منفي را داشتهايد يا دوست داشتيد كه چنين تجربهاي را به كارنامه هنريتان اضافه كنيد؟
اين اواخر يكي، دو پيشنهاد داشتم اما اين پيشنهاد به گونهاي بود كه من را چندان براي ايفاي آن كاراكتر ترغيب نميكرد به نظرم به صرف متفاوت بودن نميتوان بازي در هر نقشي را پذيرفت. بعد از اين همه سال اگر قرار باشد من ذهنيت مخاطبان را تغيير بدهم بهتر است كه اين تغيير با يك ارتقا همراه باشد وگرنه ممكن است آن تصويري كه مخاطب از من در ذهنش ساخته خراب شود.
البته تا يادم نرفته است بايد بگويم يكي از متفاوتترين نقشهايي كه شما تاكنون در كار تصوير ارائه كرديد نقش شيطان در فيلم «ابراهيم خليلالله» بود.
بله، در آن فيلم براي اولين بار بود كه تصوير شيطان به طور واضح ديده ميشد و از اين جهت حساسيتهاي زيادي روي آن وجود داشت. وقتي آن اثر به من پيشنهاد شد واقعاً تعجب كردم چون باور نميكردم آقاي ورزي چنين ريسكي مرتكب شده باشد. در هر حال من آن نقش را بازي كردم و از نتيجه آن هم راضي هستم.
شما تجربه كار براي كودك و نوجوان را هم در كارنامه هنريتان داريد چيزي كه در سالهاي اخير تقريباً به فراموشي سپرده شده و ديگر خبري از كارهاي قوي و تأثيرگذار گذشته نيست؟
متأسفانه ما نسل تأثيرگذاري را مانند كودك و نوجوان فراموش كرديم در حالي كه اگر ما بتوانيم اثر قابل دفاع و سودمندي را براي آنها بسازيم بيشك جواب آن را هم به زودي دريافت ميكنيم. متأسفانه در سالهاي اخير ما نسبت به موضوع به اين مهمي بيتفاوت شديم و به همين خاطر هم هست كه كودكان ما به تماشاي آثار خارجي تا اين حد علاقهنشان ميدهند درحالي كه اين آثار با فرهنگ ما چندان همخواني ندارد و ما با ساخت يك اثر برگرفته از فرهنگ ملي، مذهبي خودمان ميتوانيم به راحتي فرهنگسازي كنيم.
در سالهاي اخير موجي از بازيگران تازه وارد كه تنها به واسطه چهره زيبايشان به اين عرصه وارد شدهاند، به راه افتاده است و با گذشت زمان هم ظاهراً گوي رقابت بين آنها داغتر شده است و همين موضوع اعتراضاتي را هم به دنبال داشت. نظر شما راجع به اين مشكل چيست؟
من هيچگاه راجع به نوع ورود بازيگران به عرصه سينما يا تلويزيون دل نگراني نداشتم چون معتقد هستم مهم نيست كه شما به چه شيوهاي وارد اين حرفه ميشويد بلكه مهم اين است كه در اين عرصه شما به ماندگاري برسيد. در دوره ما علاقهمنداني كه ميخواستند وارد اين حرفه شوند سختيهاي زيادي را تحمل ميكردند و گاهي اين سختيها به رياضت بدل ميشد ولي در حال حاضر بازيگر شدن به لطف چهره خوب، پول و البته پارتي، آنقدرها هم دشوار به نظر نميرسد و همين موضوع باعث شده است كه به قول شما با موجي از بازيگران نوظهور مواجه شويم، بازيگراني كه شايد جز كسب شهرت و پول به چيز ديگري فكر نميكنند در حالي كه يك بازيگر براي ماندن بايد به وراي اين مسائل فكر كند.
كمي راجع به مسائلي كه منجر به ماندگاري يك بازيگر ميشود صحبت كنيد.
بازيگر اگر بخواهد به معناي واقعياش در جلوي دوربين و پشت دوربين متعهد باشد بايد در مقابل كاري كه انجام ميدهد مسئول باشد و نسبت به تمام رفتارهايي كه انجام ميدهد آگاهي داشته باشد و با تعهد كارهايش را انجام دهد. اين تعهد، احترام، دانش و مسئوليت پذيري باعث ماندگاري يك بازيگر ميشود.
شما خودتان بازيگري را از تئاتر شروع كرديد با اين اوصاف با حضور بازيگران تئاتر در سينما و تلويزيون موافق هستيد يا خير؟
مسلم است كه موافق هستم، به نظرم بازيگراني كه تئاتر را تجربه كردهاند نسبت به اصول بازيگري از شناخت بيشتري برخوردار هستند و شايد به همين خاطر است كه برخي تئاتر را ريشه و مادر همه هنرها ميدانند اما واقعيت اين است بازيگري كه كار تئاتر انجام ميدهد به دليل اينكه آن چنان به ديده شدن فكر نميكند درك بيشتري نسبت به خود هنر بازيگري دارد. به همين خاطر است كه آنها هر وقت وارد كار در عرصه تصوير ميشوند هم به مراتب موفقتر از ساير بازيگرهايي كه كارشان را صرفاً جلوي دوربين شروع كردهاند، عمل ميكنند.
ظاهراً با گذشت سالها شما هنوز به تئاتر علاقهمند هستيد و دوست داريد كه باز هم خاطرات بازي روي صحنه را تكرار كنيد؟
تئاتر نقطهاي است كه من با آن به عشق و روياي دوران كودكيام يعني بازيگري رنگ حقيقت دادم و درسهاي زيادي را از آنجا آموختم و به همين دليل خاطرات خوش صحنه را هيچگاه فراموش نميكنم.
ولي بعضيها اعتقاد دارند كه در جنس بازي بازيگران تئاتر نوعي اغراق وجود دارد كه چندان مناسب قاب دوربين نيست؟
به نظر من اين حرفها در شرايط كنوني چندان مصداق عيني ندارد. در گذشته شرايط به گونهاي بود كه بازيگران تئاتر براي نمود احساساتشان به نوعي اغراق متوسل ميشدند اما الان شرايط بازي بازيگران تئاتر تغيير كرده و هركدام از آنها براي بروز تواناييهايشان به شيوههاي خاصي متوسل ميشوند ولي اينجا موضوعي كه وجود دارد اين است كه جنس بازي در جلوي دوربين و روي صحنه تئاتر به لحاظ شيوه اجرايي كمي با هم متفاوت است و درست به همين خاطر بازيگراني كه در اين مدياها ظاهر ميشوند بايد حواسشان بيشتر باشد چون تمام اجزاي صورتشان به نوعي زير ذرهبين قرار ميگيرد.
يكي از نكتههايي كه بازي شما را نسبت به سايرين متمايز كرده است لحن و تن صداي شماست كه بنابر گفته عدهاي آرام بخش است؟
خوشحالم كه چنين نظري را شما و آن عده داريد. در هر حال اين يك موهبت خدادادي است و تاكنون هم بسياري از آن به عنوان نقطه قوت من نام بردهاند البته مقداري از اين آرامش برگرفته از خود واقعي من است چون من آدم آرامي هستم.
شما در هر سه سري «اخراجيها» حضور داشتيد كمي راجع به نقش روحاني كه در اين فيلم بازي كرديد صحبت كنيد و بگوييد آيا با ساخت اخراجيهاي ۴ موافق هستيد؟
به نظرم اخراجيها كاري بود كه توانست مخاطب خودش را پيدا كند. در سينماي ما جاي آثاري كه با ديدگاه متفاوت به مقوله جنگ بپردازند واقعاً خالي است و شاهد بوديم در هر سه سري اخراجيها يكي از دغدغههاي جنگ از زاويه جديد به تصوير كشيده شده بود و من در اين فيلم نقش روحاني را بازي ميكردم كه در جنگ دوش به دوش ساير رزمندهها ميجنگيد و با پايان يافتن جنگ بعد از اسارت ترجيح ميداد وارد كار سياست نشود و تنها به تدريس و مطالعه بپردازد، در هر حال من فكر ميكنم اگر بستر فراهم باشد و مخاطب هم بخواهد اخراجيها ۴ ساخته ميشود و مورد اقبال هم قرار ميگيرد.
شما در سريال «در چشم باد» ايفاگر نقش «حاج قاسم» بوديد نقشي كه بنابر گفته عدهاي در نوع خودش بسيار اثرگذار بود؟
سريال «در چشم باد» يكي از شيرينترين خاطراتي بود كه پشت سر گذاشتم. اين سريال يك نگاه عميق به جامعه سنتي و فرهنگ كهن ايراني داشت و جوانها را به خوبي با فرهنگ ايراني آشنا ميكرد. نقش حاج قاسم جاي كار بسياري داشت و من با بازي در اين نقش تجربههاي زيادي را كسب كردم و از اين جهت برايم بسيار لذتبخش بود.