جريان اصلاح طلب كه اين روزها در شرايط برزخي براي نحوه حضور در نهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي است در حال حاضر با پرسش هاي فراواني روبروست.
به گزارش "ندای انقلاب"، اين پرسش ها كه بخش عمده اي از آن ها مربوط به استراتژي و بخش ديگر در حوزه تاكتيك ها مي گنجد بدين شرح است:
- پس از دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري و مواجه مستقيم اصلاح طلبان با نظام آيا نفس حضور در انتخابات پشت پا زدن به گفته و كرده هاي دوسال گذشته نمي باشد؟
- آيا حضور در انتخابان منجر به از دست رفتن لايه هايي از حاميان كه جريان سبز نام دارد نمي شود؟
- چگونه مي توان حاميان را براي حضور اقناع كرد؟
- آيا تشكيلات توان احياي دوباره را داشته و امكان راي وجود دارد؟ - چرا نبايد از انتخابات به عنوان محملي براي بيان نقطه نظرات خود استفاده كرد؟
و...
بي ترديد وجود اين سوالات باعث شده كه هم اكنون در جريان اصلاحات ناظر به اين پرسش ها ۳ طيف فعال شوند:
الف- طيف تحريمي ها:
اين جریان در طول انتخابات گذشته همواره وجود داشته و پس از هر انتخابات نيز به این نتیجه رسیده که تحریمشان نتیجه نداشته است.
ب- طيف مشارکت مشروط:
اين طيف نگاهي پراگماتيستي داشته و معتقد است عدم حضور در انتخابات موجب حذف كلي اين جريان از سپهر سياسي كشور مي شود وليكن براي حضور بايد از موضع بالادستي با نظام وارد معامله شده و چند هدف را پي گرفت.تضمين تائيد صلاحيت هاي كانديداهاي اين جريان،تلاش براي مظلوم نمايي و گريز از تبعات شكست احتمالي و...از جمله اين اهداف مي باشد.
رهبري اين طيف بر عهده سيد محمد خاتمي مي باشد.
ج- طيف مشارکت نامشروط:
معتقدان به اين طيف اصلاح طلبان معتدل را شامل شده و همواره بر حضور در انتخابات به عنوان راهكاري براي تحقق و پيشبرد اهداف خود معتقد مي باشد.
در بین این سه طيف، «مشارکت مشروطي ها» اما طیف وسیعتری را نسبت به دو جریان دیگر شامل مي شود.بگونه اي كه هم اكنون غالب جريان اصلاح طلب چه بلحاظ تشكيلاتي و چه بلحاظ كثرت در اين طيف مي گنجند.وليكن در اين ميان نكته اي كه قابل توجه مي باشد كه علي رغم تاكيد محور اين طيف مبني بر واقع گرا بودن،طيف مزبور نيز از فقدان درك مناسب از شرايط رنج مي برند.چرا كه دستاندر کاران و حامیان این طيف تصور میکنند با طرح اینگونه شروط، ترمزهایی برای نظام و حاکمیت میگذارند، ولی در واقع آنها ترمز را برای هواداران خود بوجود آورده اند، زیرا اين شروط باعث مي شود كه حاميانشان در صحنه انتخابات حضور نداشته و به تبع مطالباتشان پیگیری نمیشود.
قطع يقين دستاندرکاران این طيف میبایست با پذیرش چارچوبهای قانونی در انتخابات حضور یابند. آنهامیتوانند حرفها و مطالبات خود را به شکل معقول طرح كرده و به فعاليت بپردازند زیرا كه مسلما حاکمیت نه از حضور مشروط آنها استقبال میکند و نه از عدم حضورشان.
سرآمدان و دست اندركاران طيف مزبور باید به اين نکته مهم توجه داشته باشند که از یک سو شرط گذاشتن، نظام را در شرایطی قرار میدهد که شرط غیرقانونی را نپذیرد و از سوی دیگر اینگونه شروط مطابق قانون هم شرط محسوب نمیشود، زیرا درکلیه انتخاباتهایی که طی ۳۲ سال پس از انقلاب اسلامی در کشور ایران برگزار شده است، قانون به طور کامل اجرا شده است.
در مجموع بايد گفت كه برخی از کارشناسان معتقدند اصلاحطلبان با طرح اینگونه شروط تلاش دارند در تائید صلاحیتها از حاکمیت امتیاز بگیرند. در صورت صحت این فرض،دستاندرکاران جریان مشارکت مشروط میبایست توجه داشته باشند، وقتی که ازحیث مقبولیت مردمی در اقلیت هستند و از لحاظ قدرت سیاسی نیز در ضعف قرار داشته و در این وضعیت تصمیم دارند در انتخابات حضور پیدا کنند، نمیتوانند برای نظام سیاسی به این مفهوم شرط بگذارند. بلکه باید شرایط قانونی را بپذیرند و وارد صحنه شوند، آنگاه که کثرت سیاسی پیدا کردند، به تبع قدرت تصمیمگیری در عرصهی سیاسی نیز پیدا میکنند. اما اگر پیش از تحقق این امر شرط می گذارند، نظام را وادار میکنند که از ابتدا به آنها نه بگوید.