
امروز كمتر جايي از دنيا را ميتوان يافت كه شاعران پارسيگوي ايران از جمله فردوسي، سعدي و حافظ و غيره را نشناسند و براي آنها احترام قائل نشوند. نسل امروز شاعر ما نيز اگرچه مثل نياكان خود در شعر و شاعري جهاني نيستند اما در اكثر مواقع وقتي پاي اشعار آنها مينشيني لذت خاصي از آثار آنها ميبري مخصوصاً اگر اين اشعار متبرك به زندگي و سيره ائمه معصومين باشد و بتواند گوشه كوچكي از زندگي آنها را برايت به تصوير بكشد و در اين ميان آثار ناشناختهاي وجود دارد كه وقتي آنها را ميشنوي و در آنها تأمل ميكني متوجه گنجي از ادبيات غني اين سرزمين فرهنگ و ادب و تمدن ميشوي. در يكي از روزهاي پاييزي تلفني ميهمان شاعر جوان كشورمان خانم فرشته محمدي بوديم و به جرئت بگويم زماني كه يك رباعي در وصف حضرت فاطمه زهرا(ع) برايم خواند ناخواسته اشك چشمانم را پر كرد و چه زيبا وصفي از دختر پيامبر كرده بود. گفتوگوي ما با اين شاعر آيندهدار كشورمان در پي ميآيد.
از خودتان بگوييد؟
فرشته محمدي متولد ۶۴ اهل شهر نافج شهركرد استان چهارمحال و بختياري هستم و تحصيلاتم كارشناسي برق با گرايش مخابرات است.
با توجه به رشته تحصيليتان چگونه به شاعري روي آورديد؟
از آنجايي كه مادرم در زمينههاي ادبي و فرهنگي فعاليت داشت باعث شد تا من نيز به شعر و شاعري گرايش پيدا كنم و چون آن زمان ساكن شيراز بوديم حال و هواي آنجا نيز بيتأثير در اين علاقهمندي نبود.
براي بالا رفتن كيفيت شعر و شاعريتان چه كردهايد؟
تا زمان پيشدانشگاهي بيشتر براي خودم و حضور در جشنوارههايي كه در سطح مدارس برگزار ميشد شعر ميگفتم، بعد كه وارد دوره پيش دانشگاهي شدم به انجمن شعر رفتم و بيشترين تأثير روي شعرهايم از اين دوره بود و معتقدم اگر شاعري در اينگونه جمعها حاضر نشود و شعر نخواند نقاط ضعف و قوت او مشخص نميشود و پيشرفت آنچناني نخواهد داشت. در اين دوره بودكه با قالبهاي شعر و ادبيات آشنا شدم.
بيشتر چه سبكي شعر ميگوييد؟
بيشتر كلاسيك شعر ميگويم تا شعر سپيد و معمولاً غزل، مثنوي، رباعي و دو بيتي.
آثاري از شما به چاپ رسيده است؟
در حال حاضر يك كتاب شعر در دست چاپ دارم و در كتابي به نام پارسي سرايان بام ايران - كه بيوگرافي و شعرهايي از شاعران استان چهارمحال و بختياري در آن به چاپ رسيد - چند تا از شعرهايم در آنجا به چاپ رسيده است. همچنين در جشنوارههاي مختلفي كه حضور داشتم تعدادي از شعرهايي كه خواندم در مجلات و ويژهنامهها به چاپ رسيده است.
تاكنون در چه جشنوارههايي حضور پيدا كرديد و آيا آثارتان به چاپ رسيده است؟
رتبه اول جشنواره «فاطمه كوثر هستي» را به دست آوردم: رتبه اول شعر دفاع مقدس استان را كسب كردم و در سال بعد نيز رتبه سوم جشنواره فاطمه كوثر هستي را به دست آوردم. در جشنواره بعدي دفاع مقدس يك بار رتبه دوم را به دست آوردم، در برنامه شب شعر عاشورا طي دو سال جزء برگزيدگان معرفي شدم، در كنگره رضوي امام رضا(ع) كه در كرمان برگزار شد جزء منتخبين به اين جشنواره دعوت شدم. رتبههاي استاني زيادي به دست آوردهام. در كشوري نيز يكبار برگزيده شعر غدير شدم. در كنگره غدير كه در تهران برگزار شد رتبه دوم را به دست آوردم كه در بين ۱۴ نفر وقتي قرعهكشي شد به عنوان نفر دوم انتخاب شدم و در شعر بسيج نيز يكبار رتبه دوم را به دست آوردم و يكبار نيز شايسته تقدير شدم.
گفتيد كه در جشنواره فاطمه (س) كوثر هستي رتبه اول را كسب كرديد در اين باره بيشتر توضيح بدهيد.
جشنواره فاطمه زهرا (س) بود كه به صورت كشوري در استان چهارمحال و بختياري برگزار شد يك رباعي و غزل داشتم كه برگزيده شد. رباعيام اين بود: نه سال گل بهار پيغمبر بود / نه سال بهارخانه حيدر بود
اين گل كه بهشت چهارده معصوم است/ در هر هجده بهار خود مادر بود
چگونه با جشنوارهها آشنا شديد؟
در دوره پيش دانشگاهي يك يادواره شعر حسيني از سوي آموزش و پرورش برگزار شد و آن مصادف بود با زماني كه عيد با عاشورا همزمان شده بود. با شعري به نام هشت سين شركت كردم كه سين هشتم آن سلام بر حسين(ع) بود و در اين يادواره اول شدم. بعد از آشنايي با شعراي جوان متوجه شدم كه جشنوارههاي مختلفي است و بعد هم حضور در انجمنهاي شعر باعث شد تا از برنامههاي جشنواره شعر مطلع شوم و بعد هم از طريق اينترنت و پايگاههاي فراخواني شعر در جشنوارهها حضور پيدا ميكردم.
جشنوارهها چقدر در رشد شعر و شاعري شما مؤثر بوده است و چقدر منفي بوده است؟
خوبي جشنواره اين است كه با شعرها و شاعران ديگر و كارهايي كه قوي هستند و رتبه ميآورند آشنا ميشود. طبيعتاً با يكسري فن و سبكهاي ادبي كه دلنشينتر است آشنا ميشود و اين مسائل روي شعر تأثير ميگذارد اما بدي جشنوارهها اين است كه شاعران موضوعي پيش ميروند و شاعر فقط به سراغ موضوعاتي ميرود كه جشنواره به خاطر آن برگزار شده است و شعر گفتن شاعر مختص به جشنوارهها ميشود.
در چه حال و هوايي شعر عاشورا را سروديد؟
يك روز در حال مطالعه كتابي از دكتر محمدرضا سنگري بودم كه با اين جمله مواجه شدم امام علي (ع) در راه جنگ صفين از كربلا گذشتند و در آنجا از عاشورا گفتند و زماني كه كتاب را خواندم اين فضا را براي خود تجسم كردم و دوست داشتم شعري بگويم كه ارتباط بين حضرت علي (ع)و عاشورا پيدا كند و يكسري حديث در اين رابطه پيدا كردم و با به به كار بردن آرايه ادبي اين شعر را گفتم.
بسيج در پيشرفت شما در حوزه ادبيات چه تأثيري داشت؟
تأثير زيادي داشت، خصوصاً شركت در جشنوارههاي بسيج كه در دومين حضور و در جشنواره شعر بسيج باعث شد رتبه دوم را به دست آورم و وقتي پي بردم تفكر بسيجي با تفكر ديني و فرهنگي و ملي ما مغاير نيست، علاقهام به آن دوچندان شد.