
پس از اعلان خبر انفجار در پادگان سپاه در اطراف تهران و شهادت سردار حسن تهراني مقدم بوقهاي تبليغاتي و بنگاههاي شايعهپراكني استعماري غرب تلاش كردند از اين طعمه، لقمه چرب و چيلي را براي رسانههاي خود دست و پا كنند و با قطع برنامههاي سراسري و پوشش وسيع يك حادثه كه ميتواند در هر كجاي دنيا اتفاق بيفتد، علاوه بر بافتن كلاهي از اين نمد براي خود، مخاطبان ايراني را با يك موج رسانهاي و عمليات رواني تحريك كنند. اين عمليات مسموم رسانهاي كه پشتوانه قبلي تبليغات و تهديدات جنگ رسانهاي دو ماهه اخير رژيم صهيونيستي، استعمار پير و رسانههاي اغواگر امريكايي را به همراه داشت با تدبير مناسب و اطلاعرساني بهنگام سپاه و همياري مطلوب رسانهها ناكام ماند و به اهداف خود نرسيد. اين تجربه ارزشمند نشان داد در برابر جنگ رسانهاي و شبيخون رسانهاي بايد هموزن و همگون دشمن عمل كرد و نميتوان با مسدودسازي راهروهاي اطلاعرساني و نشر خبر ، جريانسازي خبري كرد.