کد خبر: 454964
تاریخ انتشار: ۰۲ آذر ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۲

به گزارش جوان آنلاين به نقل از نيويورك‌تايمز، وي معتقد بود يك حزب خورشيد (حزب اكثريت) و يك حزب سايه (حزب اقليت) ‌وجود دارد.
در دوران فرانكلين روزولت دموكرات‌ها حزب خورشيد بودند و در دوران رونالد ريگان جمهوريخواهان. پس از آن از ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۴ دو حزب در تساوي به سر بردند. ما در شرايط ۵۰ - ۵۰ حاكميت قرار داشتيم كه درآن مجموع دو حزب در پنج انتخابات به طور متوالي با كمي تفاوت همديگر را مي‌بردند. پس از اين دوره به نظر مي‌رسيد كه ما در لحظه گذر باشيم لحظه‏اي كه بايد منتظر پيدايش حزب خورشيد بعدي باشيم.
اما چيز عجيبي اتفاق افتاده است. هيچ حزبي اين كار را بر عهده نگرفت. براساس آمار امروزه هر دو حزب به طور همزمان به حزب اقليت تبديل شده‌اند. ما در دوراني زندگي مي‌كنيم كه دو ماه داريم و هيچ خورشيد.
يك زماني اينطور بود كه احزاب ما در تلاطم بودند. اگر اقبال عمومي به يكي كم مي‌شد در نتيجه اقبال ديگري صعود مي‏كرد اما اكنون دو حزب روي‏هم‏رفته ركورد كمترين اقبال عمومي را ثبت كرده‌اند. هيچ حزبي قادر نيست كشور را براساس نگاه خود پيش ببرد.
رونالد براونستين اخيراً در مجله نشنال جورنال دلايل بنيادين اين مقوله را به صورت خلاصه مطرح كرده است: در نظرسنجي‏هاي دو سال گذشته كه موسسه آل استيت و نشنال جورنال به طورمشترك ذيل برنامه رصد قلب سرزمين(Heartland) انجام داده‌اند، بالاي ۴۰ درصد امريكايي‏ها به طور يكپارچه از ديدگاه محافظه‏كارانه‏اي كه دولت را معضلي بر سر راه ‏چالش‌هاي كشور مي‏داند تا راه‌حل آنها، ‏ حمايت كرده‏اند. حدود ۳۰ درصد از اين نظر دموكرات‌ها كه دولت بايد نقشي فعال در اقتصاد را داشته باشد، پشتيباني كرده‌اند و ۳۰ درصد باقي مانده بي‌تفاوت بوده‏اند.
در اين شرايط هر حزب اذهان عمومي اقليت را در دست داشته‌اند. جمهوريخواهان به واسطه فضاي فرهنگي موجود خود را مورد ظلم و ستم مي‏دانند و دموكرات‌ها به خاطر فضاي اقتصادي موجود. آنها هر دو به همان عادت‌هاي ذهني كه هميشه داشته‏اند چسبيده‏اند؛ ‏عادت‌هايي كه با توسل به آنها حزب خود را اين‌گونه مي‌پندارند كه در برابر يورش يك فرهنگ مسلط ايستادگي مي‌كنند.
ترس احزاب امريكايي اين است كه اگر اعضاي آنها با دنياي گسترده‏تر آشنا شده و به تفاهم و مصالحه برسند، هويت و انسجام خود را از دست خواهند داد. آنها مرزهاي روشن و واضح بنا مي‌كنند تا با دشمنانشان متمايز باشند. به زبان روشن‌تر آنها قوانين و وعده هايي را مطرح مي‌كنند و خود را در برابر انحراف به شدت حساس مي‌سازند. آنها بيشتر به فكر حمايت از منافع اجتماعي خود هستند تا اينكه افراد خارج از حزب را اقناع و جذب مرام و مسلك خويش كنند. آنها به آرامي پيله‏اي ‌ساختگي به دور خود مي‌تنند. يك زماني احزاب دموكرات و جمهوريخواه بحث‌هاي درون حزبي جدي- ميان ميانه‌رو‌ها و محافظه‌كاران در طرف جمهوريخواه و بين نو‏دموكرات‌ها و ليبرال‌ها در سوي دموكرات‌ها- داشتند. اكنون هيچ حزبي چنين چيزي انجام نمي‌دهد. جمهوريخواهان و دموكرات‌ها عادت داشتند كه مهارت خود در ائتلاف‌سازي را ترقي دهند. اكنون احزاب امريكايي مثل همتايان اروپاييشان فقط با هم ايدئولوژي‌هاي خود گرد هم مي‌آيند.
دوران فعلي ماه بودن هر دو حزب دوران سيال و بي‌حساب و كتاب است. رأي‌دهندگان مستقل آنها برخلاف هر كدام از دو گزينه‌اي كه در آن لحظه بيشتر از آن بدشان مي‌آيد، رأي مي‌دهند و از اين نظر در چرخه نفي‏گرايي تندورانه گرفتار شده‌اند. جابه‌جايي آرا در انتخابات رياست جمهوري سال ۲۰۰۸ كه در آن رأي‌دهندگان گزينه جمهوريخواهان را رد كردند و در انتخابات ميان دوره‌اي كنگره سال ۲۰۱۰ كه رأي‌دهندگان دموكرات‌ها را نفي كردند، بزرگ‌ترين جابه‌جايي آراي تاريخ اخير امريكا بود.
بعضي اوقات رأي‌دهندگان در آن واحد هر دو حزب را نفي مي‌كنند. به طور مثال ماه گذشته در اوهايو رأي‌دهندگان سياست‌هاي مالي فرماندار جمهوريخواه اين ايالت را رد كردند. در همان رأي‌گيري آنها لايحه اصلاح درماني را كه ابتكار اصلي رئيس‌جمهور دموكراتشان به شمار مي‌آيد، رد كردند. براساس واژه شناسي سياسي زماني كه هر دو حزب ماه باشند، زمان ركود است. هر دو حزب براي آنكه دستورالعمل مورد نظر خود را به تنهايي پيش ببرند، خيلي ضعيف هستند و براي آنكه بپذيرند كه باهم باشند، بيش از حد در پيله‌هاي خود فرو رفته‌اند.
در شرايط نرمال احزاب اقليت از يكسري شكست‌هاي انتخاباتي رنج مي‌برند و پس از آن خود را به روز مي‌كنند و دوباره وارد ميدان مي‌شوند اما در دوره ركود احزاب از پيروزي‌هاي دوره‏اي لذت مي‌برند كه در حد شأن آنها نيست و تنها عادت‌هاي بد آنها را تثبيت مي‌كند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار