
جعفر تكبيري | قطعنامه بيخاصيت اخير شوراي حكام آژانس بينالمللي انرژي اتمي عليه فعاليتهاي صلحآميز هستهاي كشورمان كه به رغم فشارهاي امريكا، بسيار بيزهرتر از پيشبينيها بود، حكايتكننده نابودي ابهت پوشالي امريكا در عرصه بينالمللي و ناكارآمدي و زنگزدگي ابزارهاي در اختيار آنهاست؛ واقعيتي كه مصداق آن موفقيت جمهوري اسلامي براي تقابل با سناريوي زنجيرهاي اخير امريكا عليه كشورمان است.
با انتشار گزارش مديركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي فاز ديگري از سناريوي امريكايي عليه ايران اجرا شد. اين گزارش در حالي مطرح شد كه از مدتها قبل اخبار مربوط به آن توسط رسانههاي وابسته به غرب در حال انتشار بود. نكتهاي كه خود به تنهايي نشان ميدهد غربيها در تهيه اطلاعات اين گزارش نقش داشتهاند و گزارش تحت فشار آنها به مديركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي تحميل شده است. موضوع ديگري كه در خصوص اين گزارش مهم به نظر ميرسد، اين است كه در گزارش آژانس بينالمللي انرژي هستهاي هيچ چيز جديد يا سندي كه واقعيات مربوط به پرونده هستهاي ايران را تغيير دهد، وجود نداشت و همين موضوع باعث اعتراض بسياري از كشورها از جمله روسيه و چين شد و همين نكته خود عاملي شد كه قطعنامه شوراي حكام عليه ايران كه تحت تأثير اين گزارش قرار بود، به تصويب برسد، با چكشكاري زياد حاميان جمهوري اسلامي ايران همراه شود و زهر اين قطعنامه گرفته شود؛ قعطنامهاي كه اين بار بر خلاف گذشته، پرونده فعاليتهاي صلحآميز هستهاي كشورمان را به شوراي امنيت سازمان ملل نفرستاد؛ موضوعي كه نشان ميدهد دولتمردان امريكا ديگر قادر به انجام اجماع جهاني عليه كشورمان نيستند و آبروريزي بينالمللي ديگري گريبان آنها را گرفته است. اين در حالي است كه ديپلماتهاي امريكايي تمامي تلاشها و رايزنيهاي خود را به كار گرفتند تا با جلب نظر روسيه و چين، بتوانند با تصويب قطعنامهاي تند عليه كشورمان، زنجيره اقدامات عليه ايران را تكميلتر كند.
بحران پشت بحران
تمامي اين موارد در حالي يكي پس از ديگري روي ميدهد كه ايالات متحده در كنار بحرانهاي مختلفي كه در عراق و افغانستان با آن دست و پنجه نرم ميكند، درگير بحران بزرگتري در داخل است؛ بحراني كه جنبش والاستريت نام گرفته و مشروعيت نظام سرمايهداري ايالات متحده را نشانه رفته است، بنابراين امريكا به هر حربهاي دست ميزند تا كمي از شدت اين بحران بكاهد و با تزريق مسكنهاي موقتي، فروپاشي اين نظام را كمي به تأخير بيندازد.
يكي از اين حربهها، پيش كشيدن نام ايران و آغاز بازي جديدي در زمين جمهوري اسلامي بود كه ابتدايش با طرح مضحك ترور سفير عربستان در ايالات متحده آغاز شد و با تكميل زنجيرههاي مختلف آن به ماجراي كنوني تصويب قطعنامه عليه ايران در شوراي حكام آژانس بينالمللي انرژي اتمي رسيده است؛ طرحي كه دولتمردان امريكا گمان ميكردند با اجراي آن، بخش بزرگي از بار بحران جنبش والاستريت را به زمين خواهند گذاشت و نظر افكار عمومي دنيا را از نيويورك به سمت تهران معطوف خواهد كرد اما پيشبينيهاي آنها درست از آب درنيامد و همين موضوع به بحراني جديد براي امريكا تبديل شد؛ بحراني كه ميتوان نام آن را بحران مشروعيت جهاني گذاشت، البته اين موضوع بحراني ديگر هم به دنبال داشت؛ بحراني كه دامن اعضاي گروهك منافقين را گرفت، چراكه آنها براي جلوگيري از فروپاشي و ادامه حيات خود در عراق، اقدام به ارائه اطلاعات سوخته و دست چندم به مقامات امنيتي امريكا كرده بودند و امريكا نيز با تكيه بر اين اطلاعات سوخته قصد داشت ايران را تحت فشار قرار دهد اما ثمره آن جز رسوايي براي امريكا نبود، بنابراين در جريان اين ماجرا، منافقين نيز قطعاً مورد غضب مقامات امريكايي قرار خواهند گرفت.
نگاهي دقيق به آنچه در طول اين مدت حول محور اين سناريو گذشت، نشاندهنده موقعيت ضعيف امريكا در محيط داخلي و بينالمللي و اثبات ناكارآمدي ابزارهاي در اختيار اين كشور عليه جمهوري اسلامي ايران است. نمونه بارز اين موضوع، عدم اجماع و انجام رأيگيري چندين باره بر سر قطعنامه پيشنهادي امريكا در شوراي حكام عليه ايران بود. اين در حالي است كه متن پيشنويس اين قطعنامه چندين مرتبه به رغم نارضايتي ايالاتمتحده، دچار اصلاحاتي شد. واقعيت اين است كه كشورهاي مختلف به خوبي نيت سياسي امريكا در اين خصوص را درك كردهاند و ديگر حاضر نيستند به بهانههاي واهي مطرح شده از سوي ايالات متحده، از تجارت و رابطه با يكي از مهمترين و استراتژيكترين كشورهاي جهان چشمپوشي كنند.
دنيا چشمانتظار ايران
حالا كشورهاي دنيا به خوبي درك كردهاند كه برنامه هستهاي ايران، برنامهاي صلحآميز است و زمزمهها در ميان ديپلماتهاي مستقر در آژانس، حكايتكننده بازگشت آنها به گزارشهاي پيشين آژانس در خصوص غيرنظامي بودن برنامه هستهاي و همچنين تأكيد مدير كل قبلي آژانس، محمد البرادعي مبني بر بسته شدن پروندههاي مربوط به ايران در آژانس، از جمله پرونده پارچين است.
در مجموع مهمترين نكتهاي كه در اين ميان قابل ذكر است، دست برتر ايران در رينگ هستهاي است كه توانسته امريكا و غربيها را به رغم تمام ادعاهايشان، در گوشه رينگ اسير كند و همه منتظر هستند كه با ضربه نهايي، ايران به عنوان پيروز اين رينگ معرفي شود؛ ضربهاي كه فروپاشي امريكا را با تمامي بحرانهايش محقق ميكند.