کد خبر: 454761
تاریخ انتشار: ۲۹ آبان ۱۳۹۰ - ۱۳:۲۲
روند تحولات منطقه يكبار ديگر امريكايي‌ها و رژيم صهيونيستي را به بهره‌گيري از لفظ تهديد نظامي براي مقابله با نظام اسلامي واداشته است. اگرچه هيچگونه تحرك جديد نظامي در منطقه ديده نشده و استقرار نيروهاي امريكايي بيرون رانده شده از عراق نيز در كشورهاي نزديك به اين كشور با هدف جلوگيري از برخي تحركات احتمالي در عراق عنوان شده است، اما تحميل چرايي بكارگيري گفتمان تهديد در شرايط كنوني واجد شاخصه‌هايي متفاوت از گذشته است.
باگذشت بيش از ۱۰ سال از طرح دكترين اقدام پيشدستانه و طرح خاورميانه بزرگ كه بعد از فروپاشي شوروي سابق و با هدف تسلط كامل و بلامنازع امريكايي‌ها در خاورميانه و شمال آفريقا مطرح شده و سران كاخ سفيد براي تحقق آن بيش از چهار جنگ (افغانستان، عراق، جنگ ۳۳ روزه و جنگ ۲۲ روزه) را تحميل كردند اما اكنون امريكايي‌ها به رغم پشتوانه عظيم تسليحاتي، خود را در تمامي عرصه‌‌هاي جهاني و به ويژه در برابر جهان اسلام شكست‌خورده مي‌بينند و شاهدند كه نه تنها در تحقق آن دو دكترين موفق نشدند بلكه به اعتراف سردمداران كاخ سفيد و مراكز نظريه‌پردازي، چند جمهوري اسلامي كوچك و بزرگ با دست خود ايجاد و مهم‌تر از همه آنكه موج بيداري اسلامي ديگر دست‌نشاندگان نظام سلطه را نيز به لرزه درآورده و دومينوي فروپاشي باقي مانده‌ها را نيز تهديد مي‌كند.
بر اين اساس بسيار ساده‌انديشانه است كه پروسه طراحي‌شده كنوني عليه نظام اسلامي را كه كلكسيوني از مجموعه‌اي از تهديدات نظامي، اقتصادي و سياسي است، نشان از قدرت نظامي سلطه تلقي كنيم چراكه اگر اينگونه بود و نظام جمهوري اسلامي نيز ضعيف بود، ديگر نيازي به اين زمينه‌سازي‌ها نبود و امريكا و مزدور منطقه‌اي‌اش رژيم صهيونيستي به زعم خود با يك اقدام نظامي پرونده جمهوري اسلامي را مختومه مي‌كردند، اگر چه متأسفانه برخي فعالان سياسي داخلي كه همواره ترس و وحشت خود را از دشمنان بروز داده‌اند، تلقي‌شان از فضاي كنوني اين است و به همين دليل اين روزها نيز در قالب نامه ۱۴۳ نفر، همچون نامه ۱۲۷ نفر سال ۱۳۸۱، با سياه‌نمايي شرايط كشور، توصيه به تسليم مي‌‌كنند و با فضاسازي خود مي‌كوشند با ايجاد ارعاب در فضاي داخلي، نقش ستون پنجم را به خوبي ايفا كنند.
اما در تحليل چرايي راهبرد كنوني نظام سلطه وجود برخي واقعيت‌هاي غيرقابل انكار، سردمداران اين نظام را به طراحي سناريويي جديد واداشته است كه شناخت آن در ترسيم نقشه راه آينده مي‌تواند مؤثر باشد:
۱-تحولات بيداري اسلامي و دومينوي فروپاشي حكومت‌هاي دست‌نشانده امريكا، پايگاه و نفوذ اين كشور را در نزد ملل جهان و به ويژه مسلمانان تضعيف كرده و به گونه‌اي امريكايي‌ها اكنون فراتر از بحران اقتصادي، با بحران مشروعيت مواجه شده‌اند، اين امر سردمداران كاخ سفيد را به چاره‌جويي واداشته و طراحي راهبرد جديد استراتژيك براي اين كشور كه اين روزها دائماً تكرار مي‌شود، به نوعي طراحي براي عبور از اين بحران است. در اين ميان اما جمهوري اسلامي ايران به عنوان بزرگ‌ترين تهديد يا نقطه اصلي هدف استراتژي امريكا معرفي مي‌شود، آنگونه كه اين نسبت ميان امريكا و شوروي سابق در دوران جنگ سرد مطرح بود، البته بديهي است كه پشتوانه طرفين معادله در دوران جنگ سرد ده‌ها هزار موشك و كلاهك اتمي و هواپيماهاي استراتژيك بود، اما در نامعادله كنوني، در حالي كه يك طرف تنها نقطه اتكايش همان سخت‌افزارهاست، اتهام طرف مقابل اين است كه مطابق با يك سند دروغين ۱۰ سال پيش به دنبال مطالعه براي ساخت كلاهك اتمي بود، اگر چه اتهام واقعي ايران بهره‌گيري از يك ايدئولوژي و گفتمان انقلابي و اسلامي است كه نه تنها كشورهاي اسلامي بلكه كشورهاي اروپايي و امريكايي‌ را نيز تحت‌الشعاع قرار داده است.
۲-ادامه وضعيت كنوني با توجه به روند پيش‌رونده آن، تنظيمات سنتي جهان را نيز بر هم زده و انسجام گذشته سران قدرت‌هاي استكباري را كه در نشست‌هاي آشكار و پنهان خود به آساني سرنوشت جهان را تعيين مي‌كردند، برهم زده است. اين روند سبب شده است كه كنگره امريكا در هفته گذشته دولت اوباما را موظف به طراحي استراتژي «ملي» مقابله با ايران كند كه طي آن بايد ضمن شناسايي ظرفيت‌ها و توانمندي ايران، تمامي مسيرها براي مهار يا براندازي نظام ايران بررسي و راهكار ارائه شود.
۳-نااميدي از توان جريان‌هاي داخلي در اين روند مشكلات امريكا را دوچندان ساخته است. در اين زمينه مصاحبه خانم كلينتون وزير خارجه امريكا در گفت‌وگو با بي‌بي‌سي و اذعان به اينكه در جريان فتنه بعد از انتخابات دهم در سال ۸۸ امريكا هر حمايتي از دستش برمي‌آمد كرد، اعتراف به بخشي از اين واقعيت‌هاست. اگر چه او در اين سخنان به نفرت مردم ايران از امريكا نيز اعتراف كرد، اين در حالي است كه به رغم اميد بستن امريكا به تحولات اخير در عرصه سياسي كشور كه بعد از ماجراي ۱۱ روزه خانه‌نشيني رئيس جمهور اتفاق افتاده و متأسفانه در برخي عرصه‌ها نيز نشانگر نقش‌آفريني حلقه انحرافي به جاي جريان فتنه براي تضعيف نظام ديني در برابر نظام سلطه است، در اين عرصه نيز دشمن به اهداف خود نرسيده است. در اين زمينه اشاره به برآورد اخير فريد ذكريا كه در ماه گذشته با تبليغات زياد به داخل آورده شد و مصاحبه اختصاصي با رئيس جمهور نيز داشت، خالي از لطف نيست. او پس از اين سفر در تاريخ ۱۷/۸/۹۰ در يادداشتي كه در نشريه ديلي استار نوشت، با اذعان بر اينكه «امريكا بايد مقاومت ايران را از درون بشكند» ضمن اذعان به جايگاه نظام اسلامي در ميان مردم، تأكيد مي‌كند: ايران آخرين تمدن بزرگي است كه به نظم جهاني تن نداده است. ما نياز به يك استراتژي تركيبي داريم؛ استراتژي متشكل از فشار و تلاش براي خارج كردن ايران از مقاومت.
۴-اگر آغاز اجراي سناريوي جديد را با تهيه دو برنامه ويژه بي‌بي‌سي و صداي امريكا براي تخريب چهره‌ رهبري و سپاه بدانيم كه پس از آن با طرح سناريوي ابلهانه اوباما مبني بر قصد نيروي قدس سپاه براي ترور سفير عربستان در امريكا و به تبع آن تهديد نظامي صهيونيست‌ها و گزارش آمانو آشكارتر شد، پاسخ مقتدرانه مقام معظم رهبري امام خامنه‌اي در جريان بازديد از دانشكده افسري به اين فرآيند، شيرازه برنامه‌هاي نظام سلطه را در هم ريخت، ايشان فرمودند: دشمنان به خصوص امريكا و دست‌نشاندگانش و رژيم صهيونيستي بدانند ملت ايران اهل تجاوز به هيچ كشور و ملتي نيست، اما هر گونه تجاوز و حتي تهديد را با قدرت كامل و به گونه‌اي پاسخ خواهد داد كه متعرضان و متجاوزان را از درون متلاشي كند. آثار شكست اين استراتژي اگر چه از هم اكنون به رغم تلاش براي محكوميت ايران در آژانس آشكار شده است، اما دشمنان نظام اسلامي در آينده نزديك جلوه‌هاي ديگري از آن را نيز شاهد خواهند بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار