
موضوع در خصوص تهيه پيشنويس قطعنامهاي است كه پيرمردهاي فرتوت حاكم بر عربستان، آن را عليه ايران تنظيم كردهاند و ضمن تأييد سناريوي ساختگي چندي پيش ايالات متحده درباره برنامه ايران براي ترور سفير عربستان در امريكا، آن را به سازمان ملل متحد ارائه كردهاند تا در نشست روز جمعه شوراي امنيت سازمان ملل مورد بررسي و تصويب قرار بگيرد؛ ماجراي ساختگي كه آن روزها جنجال بسياري به پا كرد اما خيلي زود ساختگي بودن آن افشا شد و حتي خود رسانههاي امريكايي هم به بودار بودن قضيه اعتراف كردند.
حسادت عربستان به جايگاه منطقهاي ايران
اما ورود سعوديها به اين بازي خطرناك عليه ايران كه به سفارش مقامات امريكايي صورت گرفته، در حالي است كه عربستانيها، جمهوري اسلامي را رقيبي جدي در منطقه حساس خاورميانه براي خود ميپندارند چراكه ايران پس از انقلاب شكوهمند اسلامي توانسته به رغم تمامي تحريمها و فشارهايي كه در قالب جنگ تحميلي و كودتاي نرم به آن وارد شده بود، نهتنها تماميت ارضي خود را حفظ كند، بلكه پلههاي ترقي را يكي پس از ديگري طي كند و به الگويي منطقهاي و الهام بخش براي كشورهاي مسلمان تبديل شود؛ الگويي كه امروز مدل خود را به كشورهاي مختلف صادر ميكند و انقلابهاي بيشماري به تأسي از انقلاب اسلامي ايران شكل گرفته است. از اين رو مقامات سعودي همواره در تلاش بودند تا ايران را به چالشي بزرگ مبتلا كنند تا از اين راه بتوانند يكي از رقباي منطقهاي خود را كه از موقعيتي بسيار استراتژيكتر نسبت به خود با تسلط بر تنگه هرمز و نوار شمالي خليج فارس برخوردار بود، از دور خارج كنند؛ تلاشهايي كه در قالب تحريك قوميتهاي سني مذهب ايران و حمايت مالي و لجستيكي از عراق در جنگ عليه ايران نمود پيدا ميكرد. اوج اين تقابل به ماجراي بحرين بازميگردد كه ايران با پشتيباني معنوي از شيعيان معترض به نظام حاكم در بحرين باعث عصبانيت و گسيل دادن نيروهاي امنيتي و نظامي عربستان به اين جزيره شد و بار ديگر رقابت ميان اين دو رقيب ديرينه منطقهاي اوج گرفت اما اين بار با لحني بسيار جدي تر از پيش چراكه عربستان كه موج بيداري اسلامي را در درون مرزهاي خود احساس كرده بود، از آن بيم داشت كه با فرو ريختن نظام حاكم بحرين، مهمترين شريك استراتژيك سعوديها در منطقه خليج فارس و همچنين از دست دادن پايگاههاي نظامي امريكا در اين كشور، موقعيتش در منطقه بيش از پيش تضعيف شود و در مقابل رقيب ديرينهاش يعني ايران از اين پله براي توسعه مناسبات خود بهره ببرد.
همكاري سعوديها با امريكا عليه ايران
اما نگاهي به اين زنجيره فعل و انفعالاتي كه با محوريت امريكا عليه جمهوري اسلامي ايران شكل گرفته است نشان ميدهد كه تمامي اين اقدامات براي لاپوشاني حركتهايي است كه در قلب امريكا به نام جنبش وال استريت شكل گرفته و در كنار آن نيز براي كنترل موج بيداري اسلامي در كشورهاي مسلمان است كه باعث سقوط يك به يك ديكتاتورهاي حامي ايالات متحده در آن كشورها شده است. امريكاييها امروز به خوبيدريافتهاند كه ايران الگوبخش بسياري از اين حركتهاي مردمي در كشورهاي مختلف است و حتي آنها امروز از پيش بيني رهبر انقلاب در خصوص رسيدن اين موج بيداري به مرزهايشان حيرتزده هستند، از اين رو ميكوشند با انجام بازيهاي مختلف كه حالا هر روز شاهد تكميل زنجيره آن هستيم به نوعي ايران را از مركز اين تحولات دور كنند و حتي با راهاندازي جنگي جديد در منطقه خاورميانه، افكار عمومي دنيا را كه امروز به شدت معطوف تحولات امريكاست به جايي ديگر هدايت كنند؛ زنجيرهاي كه از ادعاي ترور سفير عربستان در امريكا توسط ايران آغاز شد و با طرح موضوعات حقوق بشري و سپس گزارش مضحك آمانو در خصوص پرونده هستهاي كشورمان ادامه يافت و حالا با فرستادن پرونده ايران به شوراي امنيت در خصوص موضوعي دروغ و خودساخته وارد فاز ديگري شده است.
در مجموع بايد گفت مسيري كه امروز عربستانيها عليه جمهوري اسلامي در پيش گرفتهاند خاطره عملكرد رژيم بعث عراق به سركردگي صدام را براي بسياري زنده ميكند؛ عملكردي كه در راستاي تحقق اهداف غرب عليه كشورمان بود كه نه براي غرب و نه براي بعثيها نتيجهاي به همراه نداشت و در پايان نيز صدام مهره گوش به فرمان غرب با تمامشدن تاريخ مصرفش، توسط خود غربيها و با صرف ميليونها دلار بودجه مردم امريكا از كار برداشته شد؛ واقعيتي كه در قبال حكومت عربستان نيز قابل پيشبيني است.