
سايت جرس متعلق به عطاءالله مهاجراني با انتشار بيانيهاي كه «آن را بيانيه جمعي از فعالان سياسي و مدني در مخالفت فعال با جنگ» ناميد، كوشيد تا سناريوي غرب مبني بر ادعاي حمله به ايران را قطعي عنوان كرده و ضمن ايجاد هراس مجازي توجه به خواست فتنهگران را تنها راه برونرفت از اين خطر اعلام كند.
امضاكنندگان اين بيانيه ضمن عبور از حداقل تعلقات به نظام و كيان ايران اسلامي اوج وابستگي خود را به غرب به نمايش گذاشته و با حمايت از گزارش مغرضانه آمانو به عنوان اپوزيسيون نظام از سناريوي غرب مبني بر انحراف ايران در برنامهاي هستهاي خود و تلاش براي بهرهبرداري نظامي استقبال كردند.
اين افراد همچنين به جاي اعتراض به خوي جنگطلبانه امريكا فعاليتهاي صلحآميز هستهاي ايران را «تنش زا» خوانده و به تكرار ادعاي غرب پرداختند و تصريح كردند، تعقيب ماجراجويي هستهاي در مركز اين اقدامات تنش زا قرار دارد كه با بياعتنايي به قوانين و معاهدات بينالمللي درصدد هماوردطلبي دنكيشوتوار در پهنه جهاني و سرپوش گذاشتن بر مشكلات داخلي است.
امضاكنندگان اين بيانيه در ادامه از مسئولان خواستهاند هر چه سريعتر، در اقدامي داوطلبانه تمامي فعاليتهاي هستهاي صلحآميز خود را تعطيل كنند! رويكردي كه حتي تندروترين مخالفان ايران در كشورهاي غربي نيز جرئت بيان صريح آن را ندارند و اينك از زبان ضدانقلاب مطرح شده است.
اين افراد همچنين با استفاده از ادبيات سران كاخ سفيد، فعاليتهاي صلحآميز هستهاي ايران را به «ماجراجويي و بلندپروازي هستهاي» تعبير كرده و خواستار آن شدهاند كه جمهوري اسلامي براي جلب رضايت كشورهاي غربي و برخي نهادهاي بينالمللي نظير آژانس انرژي اتمي و شوراي امنيت سازمان ملل، به صورت فوري اقدام به تعطيلي كامل فعاليتهاي هستهاي خود كند، اقدامي كه در واقع مطالبه صريح طرف غربي است و طي سالهاي دولت موسوم به اصلاحات تا تعطيلي كامل تمام فعاليتهاي هستهاي ايران پيش رفت و طرف مقابل باز هم اصرار داشت كه حتي اين تأسيسات بايد از داخل كشور هم جمع شود.
اين افراد همچنين پا را اين از نكات فراتر گذاشته و عمق آرزوهاي خود را براي براندازي جمهوري اسلامي ايران به نمايش گذاشته و ضمن همصدايي آشكار با دشمنان جمهوري اسلامي ايران با بيان اين مطلب كه «جمهوري اسلامي ايران يك عامل تهديد جدي براي صلح و امنيت جهاني است»، خواستار همگرايي نيروهاي ضدانقلاب داخلي با دشمنان خارجي ايران شده و تصريح كردهاند، وظيفه نيروهاي معتقد به دموكراسي و منافع ملي- سرزميني ايران همسو كردن فشارهاي خارجي و مبارزات داخلي است. در اين ميان، تنزهطلبي اخلاقي هم چاره ساز نيست!
گفتني است علاوه بر اين بيانيه كه عنوان آن صراحتاً درخواست قطعنامههاي شوراي امنيت و امريكا و رژيم صهيونيستي است: «با توقف غنيسازي از حمله به ايران پيشگيري كنيد»، يك گروه موهوم با عنوان شاخه خارج سازمان مجاهدين انقلاب نيز كه در وجود آن شك و شبهههاي جدياي مطرح است در بيانيهاي جداگانه بخشهاي ديگري از اين پازل را تكميل كرده و اتكا به فتنهگران را براي عبور از آنچه كه آنان بحران ميخوانند، ظهور و بروز داد.
در بيانيه اين گروهك غيرقانوني با بحراننمايي از شرايط خارجي در قبال كشور، آمده است: «راه پايان دادن به وضعيت وخامتبار كنوني را هنوز به روي مسئولان كشور باز ميبيند. به باور ما عذرخواهي از رفتارهاي پيشين و تمكين در برابر اراده ملت و پايان دادن به روشهاي استبدادي در اداره كشور و مشاركت دادن ملت در اداره امور خود از طريق پذيرش انتخابات آزاد، سالم و منصفانه و در نتيجه افزايش ضريب وحدت و همبستگي ملي تنها راه برون رفت از وضعيت مخاطرهآميز جاري است. ما مشفقانه و دلسوزانه به حاكمان توصيه ميكنيم از اصرار لجوجانه بر ادامه مسير نافرجام كنوني دست بردارند و از فرصتهاي محدود باقيمانده هوشمندانه بهرهبرداري نمايند. فرصتي كه بيشك وحدت و همراهي مردم در آن جايي براي بازيهاي فرصتجويانه و تهديدات و طمعهاي كشورهاي ديگر باقي نخواهد گذاشت.» در مجموع با توجه به بيانيههاي انتشار يافته ميتوان گفت خواستها و برنامههاي اساسي غرب در قبال ايران از زبان فتنهگران به اين شرح بيان ميشود:
- تلاش براي صحه گذاشتن بر گزارش مغرضانه آمانو
- تأكيد بر ماجراجويي ايران در عرصه بينالملل
- انحراف در برنامه هستهاي ايران و ميل كردن آن به سوي فعاليتهاي نظامي
- تأكيد بر تعليق فعاليتهاي هستهاي ايران
- ارسال پالسهايي مبني بر بحراني بودن شرايط
- آسيب ديدن مردم از تهديدها و محدوديتها و ادعاي شرايط بحراني كشور در اثر تحريمها
- متهم كردن مسئولان كشور به ناتواني در مديريت مسائل با كمترين هزينه
- تئوريزه كردن روند مطلوب غرب مبني بر عقبنشيني
- محور قرار دادن فشارها به ايران و احياي جريان فتنه با توجه به حمايتهاي خارجي
- طرح و معرفي اصلاحطلبان و فتنهگران به عنوان منجي عبور از اين شرايط و. . .
در مجموع ميتوان گفت كه اين بيانيهها در شرايطي منتشر شده است كه مقامات جمهوري اسلامي ايران تمامي اتهامات غرب را طي روزهاي اخير رد كرده و از آژانس نيز براي راستيآزمايي درخواست سند كرده و غرب را نسبت به ادامه رسواييهاي خود مبني بر معرفي دستشويي به عنوان مركز فعاليتهاي هستهاي آگاه ساخته است. از سوي ديگر به صراحت ميتوان گفت كه فتنهگران با توجه به سستي گزارش آمانو در حقيقت به دنبال پر كردن خانههاي خالي اين سناريوي غرب عليه ايران هستند. خانههاي خالي كه عمق كينهورزي آنان نسبت به جمهوري اسلامي را به نمايش ميگذارد.
گفتني است در پاييز سال ۸۷ نيز كه چند ماه به انتخابات رياست جمهوري دهم مانده بود، مشابه همين سناريو عليه كشورمان اجرا شد و با صدور قطعنامه ۱۸۳۵، شرايط كاملاً مشابهي ايجاد شد. در عين حال، غربيها كه طي شش سال گذشته متوجه شدهاند رفتار ايران تابعي از الگوي فشار نيست، به نظر ميرسد به رغم تجربه ناموفق قطعنامه ۱۸۳۵ و متعاقب آن قطعنامه ۱۹۲۹ (خرداد سال ۸۹) همچنان از ناكارآمدي تاكتيك «صدور قطعنامه با مصرف داخلي ايران و احياي جريان فتنه» درس نگرفتهاند و ممكن است در اين شرايط بخواهند بار ديگر تحريمهاي جديدي اعمال كنند.