کارشناس ارشد مسائل سیاسی روسیه اظهار داشت، گزارش آژانس نتیجه تلاش مذبوحانه اسرائیل هستهای و نشان دادن حسن نیت آمانو به کارفرمایان اصلی خود یعنی آمریکا و متحدین غربی در کسب پشتیبانی سیاسی و مالی این کشورها بوده و افکار عمومی دنیا نیز بر این امور واقف است.
ایگور پان کروتینکو، کارشناس ارشد مسائل سیاسی
به گزارش فارس، "ایگور پانکروتینکو" کارشناس و محقق برجسته روسیه در رابطه با گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی در مورد برنامه هستهای ایران، یادداشتی تهیه کرده و بصورت اختصاصی در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده است که در زیر با متن کامل آن آشنا میشوید.
مطالعه گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی بیش از آنکه یک گزارش تخصصی و کارشناسانه باشد، به اثری میماند که با خیالپردازی خاصی آماده شده است. در این رابطه، ادعای برخی از کارشناسان غربی که گویا این سند ۲۵ صفحهای "نتیجه ۱۰ سال نبرد آژانس برای دستیابی به حقایق پرونده هستهای ایران میباشد"، بیپایه و غیرمنطقی به نظر میرسد.
در رابطه با این گزارش، تهیهکنندگان آن با هیجان اعلام کردند که "اطلاعات مربوطه را از ۱۰ کشور و همچنین دهها منابع مستقل به دست آورده و با اتباع کشورهای خارجی که برای ایجاد برنامه هستهای ایران کمک کردهاند، مصاحبه انجام دادند و بیش از ۱۰۰۰ صفحه اطلاع کاملا سری و محرمانه از داخل ایران دریافت کردند".
با این میزان بزرگ جلوه دادن کار آژانس، انسان به این فکر میافتد که در حقیقت اطلاعات بدست آمده، قدرت تکان دادن دنیا و وارونه کردن تصوراتی را دارد که تاکنون در این رابطه وجود داشته است.
پس باید حداقل این امر ضرورت افزایش بودجه آژانس را که "یوکیا آمانو" در سال گذشته از کشورهای عضو خواسته بود، توجیه میکرد. بودجه آژانس در سال گذشته میلادی ۳.۲ میلیون یورو بود و در پی تقاضای آمانو تنها به ۲.۹ درصد افزایش یافت که به نحوی در واقع نه افزایش بودجه بلکه قسطی بود که با این نگاه اعطا شد: "چنانچه آژانس بیشتر حسن نیت و وفاداری سیاسی از خود نشان بدهد و گامهای محکمتری همسو با کارفرمای اصلی (آمریکا) بردارد، میتواند روی مبالغ بزرگتر حساب باز کند".
به صورت طبیعی آمانو و زیرمجموعه وی باامید به افزایش میزان تامین مالی آژانس کمر همت به برآورده کردن انتظارات سفارشکننده اصلی پرداختند. و مهمترین نخبگان آژانس با استفاده از گزارشهای نهادهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل به بررسی "پرونده هستهای" ایران پرداختند.
در این گزارش آمده است: "آژانس اطلاعات به دست آمده را با دقت بررسی کرد و این اطلاعات حاکی از آن است که ایران فعالیتهای مربوط به ساخت بمب هستهای را دنبال کرده است. براساس این اطلاع ایران تا سال ۲۰۰۳ فعالیتهای مربوطه را در قالب برنامهای مشخص انجام داده و احتمالا هنوز هم به طور جزئی تداوم داشته باشد".
تمامی مفاد این گزارش همین طور مبهم و نامشخص میباشد و به صراحت نشان میدهد که ایران به دنبال ساخت سلاح هستهای نبوده است. این نتیجه حتی در جریان تهیه گزارش به حدی صریح و آشکار بود که کاخ سفید را که طبعا بند بند این گزارش با هماهنگی آن آماده میشود را باز هم مضطرب کرد.
مشخص بود که با نتیجهگیریهای این گزارش که در اصل آب کوبیدن در هاون است، نمیشد زمینه برای اقدامات سیاسی را فراهم کرد، بنابراین از ابتدا پیرامون گزارش آژانس حرکات عجیب و غریبی انجام شد که یک نوع عملیاتهای مربوط به جنگ سرد را به یاد میآورد.
این بود که از این گزارش سری در ابتدا به صورت بندهایی و سپس صفحاتی کامل در دسترس رسانهها قرار گرفت. هدف این اقدام مشخص بود: تحریک افکار عمومی قبل از انتشار گزارش و سوق دادن آن در مسیر هدف آمریکا و اسرائیل.
البته مقامات اسرائیلی با راه انداختن سر و صدای مشابه به شکل دلقکهای سیرک تلاش کردند چنین فضایی را فراهم نمایند و ضمن ارائه شرح و تفسیرهای مربوط به سلاح هستهای ایران از جامعه جهانی بخواهند تا "کشور کوچک یهودی" را که فقط ۳۰۰ کلاهک هستهای در اختیار دارد از "ایران متجاوز" که اصلا چنین کلاهکهای در اختیار ندارد، حمایت کنند. و چون دیدند که اشک تمساح اسرائیل قادر به اقدامات صریح غربیها نمیشود و ناتو هم تمایلی به جنگیدن برای منافع یهودیهارا ندارد، رهبران اسرائیل گستاخانه اعلام کردند که با حمله به جمهوری اسلامی به طور نهایی به بحث هستهای ایران خاتمه خواهند بخشید.اما در این راستا نیز با ناکامی بزرگی مواجه شدند.
بیانیه رهبران اسرائیل تنها مورد استقبال آن عده از سیاستمداران آمریکایی قرار گرفت که با لابیهای اسرائیلی ارتباط داشته و روی آرای انتخابکنندگان یهودیتبار حساب باز کردهاند. ولی برای باقی افراد، تلاش اسرائیل برای ایرانهراسی به حدی غیر قابل قبول بود که "اوباما" و "سارکوزی" مجبور شدند به منظور کاهش حرارت سیاسی متحد خود در خاورمیانه که گرفتار خودخواهی شده، اقدام به نشت بیسابقه اطلاعاتی کنند تا ژورنالیستهای خارجی بتوانند بخشی از صحبتهایشان را که "نتانیاهو" را به طور صریح "گزافهگو" نامید، بشنوند.
همچنین واشنگتن اعلام کرد که اکنون آماده است به بررسی گزارش آژانس پردازد و این موضوع به ۱۸ نوامبر موکول شد. ظاهرا واشنگتن به غیر قابل اعتماد بودن گزارش و موضع خود و همچنین عجز در برابر برانگیختن افکار عمومی جهان بر سر برنامه هستهای پی برد و نیاز به زمان دارد تا با نزدیکترین متحد خود این بحث را در میان بگذارند که چه طور میتوان باز هم تلاشهای را برای تشدید تحریمها بر علیه ایران دنبال کرد.
در هر صورت با هزینههای که آمریکا و اسرائیل برای این گزارش کردند، آماده نخواهند بود تا بزودی آن را به سطل زباله اندازند و آن را فراموش کنند. قطعا بعضی از بخشهای آن برای تبلیغات بر علیه ایران استفاده خواهد شد.
در واقع این گزارش یک نوع تست افکار عمومی در جهت آمادگی با مخالفت با ایران بود. البته ایران این تست را با سربلندی سپری کرد چرا که واکنش جامعه جهانی نشان داد که اعتماد عام و تام غرب به آمریکا و اسرائیل متعلق به گذشته است و برای مذاکره با ایران باید نه از راه فشار و زورگویی بلکه از مسیر عقلانی و منطقی پیش رفت.