کد خبر: 453909
تاریخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۴
روزي جرج پنجم، پادشاه انگليس، خدمتكار دربار را صدا كرد و با عصبانيت به او گفت: مردك! چرا غلط زيادي كرده‌اي؟! و خدمتكار گفت: قربان! رسم شاهان اين است كه از ضمير جمع استفاده مي‌كنند و جرج پنجم در حالي كه با حركت سر، ‌تذكر خدمتكار را تصديق مي‌كرد، گفت: بله! منظور اين بود كه چرا ما غلط زيادي كرده‌ايم!
مدتي است رسانه‌هاي غربي و در رأس آنها رسانه‌هاي صهيونيستي و آل‌سعود،‌ با شانتاژ تبليغاتي به دنبال القاي سناريوي سوخته تهديد نظامي امريكا و رژيم صهيونيستي عليه ايران - كه بارها از ابتداي انقلاب اسلامي تاكنون آزموده شده است- را مطرح مي‌كنند. يك روز بحث مشاهده تصويري در يكي از رايانه‌هاي منتسب به جمهوري اسلامي كه چيزي شبيه كلاهك هسته‌اي روي موشكي سوار شده است را مطرح مي‌كنند و با فشار به مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي خواهان آن هستند تا مديركل آژانس در گزارش نوامبر خود، مدعي شود فعاليت‌ هسته‌اي ايران به سمت غيرصلح‌آميز پيش مي‌رود. ديگر روز، با اعزام گزارشگر حقوق بشر به ايران و تنظيم گزارش جهت‌دار و مغرضانه از وضعيت حقوق بشر در جمهوري اسلامي، در صدد پرونده‌سازي براي ايران اسلامي برمي‌آيند و اين در حالي است كه برخي از همين آقايان كه به اصطلاح در زندان هستند و از حقوق شهروندي محرومند، هر روز بيانيه‌ عليه جمهوري اسلامي صادر و همين رسانه‌ها اقدام به انتشار بيانيه آنها مي‌كنند.
در مقطع ديگر، بحث ترور سفير كشوري، آن هم با هدايت و مديريت پاك‌ترين مجموعه نظام يعني سپاه‌ پاسداران، مطرح مي‌شود و آن قدر اين سناريو افتضاح بار مي‌آورد كه حتي برخي رسانه‌هاي همسو با آنها، يعني بي‌بي‌سي انگليس و سي‌بي‌اس امريكا، طراحان اين سناريو را به سخره مي‌گيرند. تمام اين اقدامات انجام مي‌شود تا شايد با القا‌سازي و پروپاگانداي تبليغاتي، ملت بزرگ ايران، تهديد امريكا و رژيم صهيونيستي را جدي تلقي و از مواضع اصولي خود عدول كند. اين همه شانتاژ و تبليغات مسموم عليه جمهوري اسلامي از آن حيث انجام مي‌شود كه ايران سربلند و آزاديخواه، از حمايت انقلاب‌هاي مردمي و بيداري در كشورهاي منطقه دست بر دارد تا بار ديگر سيطره و دست چپاولگر دولت‌هاي تروريست‌پرور و ديكتاتورمنش بر كشورهاي مسلمان منطقه مستولي گردد و از بستر اين اقدامات، ده‌ها سال ديگر ثروت ملتي به تاراج زياده‌خواهي دولت‌هاي فاسد غربي و صهيونيستي برود. آيا بازي تهديد نظامي امريكا و رژيم صهيونيستي نكته‌ جديدي است كه بار ديگر رسانه‌هاي وابسته به آنها در بوق و كرنا مي‌كنند كه اي ملت ايران اين بار تهديد جدي است؟
آيا در گذشته ملت ايران شاهد اين بلوف‌هاي مسخره و مضحك كودكانه نبوده است؟
بيش از سه دهه است كه مقامات امريكايي و رژيم صهيونيستي براي تمكين جمهوري اسلامي از دو استراتژي تهديد و ترغيب (چماق و هويج) استفاده مي‌كنند و در راستاي توصيه پيتر ردمن، استراتژيست بنياد نيكسون گام بر مي‌دارند.
توصيه‌اي كه موفقيت يك سياست مداخله را نيازمند تحقق دو شرط مي‌دانست:
۱- اينكه كشورهاي هدف، تهديد را جدي تلقي كنند و متناسب با آن مجبور به واكنش شوند.
۲- متحدان ايالات متحده از آن قدرت (امريكا) حمايت كنند.
اكنون امريكايي‌ها تمامي امكانات تبليغاتي و بلوف‌ سياسي خود را بسيج كرده‌اند تا جدي بودن تهديدات نظامي خودشان را به رخ ملت ايران بكشانند. هرچند از همان ابتدا در بخش اول توصيه ردمن نيز اختلاف ديدگاه در مقامات امريكايي وجود داشت و برخي استراتژي ترغيب را براي آب‌شدن يخ‌هاي بي‌اعتمادي بين ايران و امريكا توصيه مي‌كردند و چنين نگاهي در همه دولت‌ها، اعم از جمهوريخواه و دموكرات وجود داشت. شايد از همين رو باشد كه خانم كلينتون، وزير خارجه دموكرات دولت اوباما، يكي به نعل و يكي به ميخ مي‌زند؛ هم سعي مي‌كند القا كند كه امريكا خواهان رابطه با ايران است و براي طي كردن اين مسير، تاكنون نيز جانفشاني‌هاي بسياري كرده است و هم به صراحت ايران اسلامي را با ابزارها و عناصر سوخته داخلي خود تهديد مي‌كند كه اگر مقامات ايراني به روي خوش امريكا، لبخند نزنند، با لشكر شكست‌خورده فتنه ۸۸ خود،‌ تومار جمهوري اسلامي را برخواهد چيد يا وقيحانه و بدون شناخت از ظرفيت نيروي انساني پا در ركاب ولايت يا توانمندي‌هاي تكنولوژي ايران، با تهديد به اجرايي كردن سناريوي روي ميز اوباما، يعني حمله نظامي مدعي مي‌شود مي‌تواند ايران را دچار دردسر كند.
دستگاه حاكم در دولت بوش پسر براي برون رفت از مشكلي كه براي همراهي متحدان خويش داشت، آن روز تيم ويژه‌اي را در دستگاه ديپلماسي خود با مديريت «ديك چني» تشكيل داد و استراتژي خود را چنين اعلام كرد كه در صورت عدم همراهي متحدان غربي از ايالات متحده به عنوان قدرت بلامنازع جهاني، امريكا سياست‌هاي خود را مستقلاً پيش خواهد برد. سؤال اينجاست آيا امريكا مدعي تهديد نظامي ايران يا رژيم صهيونيستي شكست‌خورده از تحولات بيداري اسلامي در منطقه، امروز قدرت آن را دارد كه اولاً‌ دولت‌هاي غربي- كه گرفتار بحران شديد مالي شده‌اند- را براي همراهي به اقدام نظامي عليه ايران مجاب كند؟ يا امريكا مستقلاً‌ اين توان را دارد در شرايطي كه صداي رساي شهروندان امريكايي در خيابان‌هاي وال‌استريت و نيويورك به گوش مي‌رسد كه چرا جنگ عراق و افغانستان بر آنها تحميل گرديده است، بتواند جنگ ديگري را آغاز كند؟ جنگي كه حداقل اين طرف معادله آن روشن است؛ ايستادگي يكپارچه ملت ايران در مقابل همه قدرت‌ها. جنگي كه در صورت شليك اولين موشك،‌ حداقل نابودي تمام عيار رژيم صهيونستي را به دنبال خواهد داشت كه اگر چنين نبود مركز امنيت رژيم صهيونيستي هشدار نمي‌داد: «اگر حمله نظامي هم به ايران صورت پذيرد برنامه هسته‌اي ايران متوقف نمي‌شود و پاسخ ايران در صورت حمله، سريع و دردناك خواهد بود.»
موقعيت برتر جمهوري اسلامي در منطقه در شرايط حاضر مانع از حركت‌هاي نسنجيده مقامات امريكايي و صهيونيستي است، زيرا آنها به درستي مي‌دانند در صورت هرگونه تعرضي به ايران، با وضعيتي كه در داخل خويش دارند تنها با اينگونه اقدامات،‌ پايان حيات سياسي خود را رقم مي‌زنند. بنابر اين كاملاً روشن است كه تهديد نظامي ايران بلوفي بيش نيست و اين از همان غلط‌هاي زيادي است كه مقامات رژيم صهيونيستي و امريكايي به كرات مي‌كنند و يادشان مي‌رود از ضمير جمع استفاده كنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار