
حجتالاسلام سالك، سخنگوي جامعه روحانيت در همين راستا دليل ورود بزرگاني چون آيتالله مهدوي كني و آيتالله يزدي را احساس خطر جدي از سوي مخالفان گفتمان اصولگرايي نظير اپوزيسيون، جريان فتنه و انحرافي ميداند. هر چند تا به امروز همگرايي لازم در دل جبهه اصولگرايي شكل نگرفته است اما ميتوان اميدوار بود كه با توجه به حضور بزرگان روحانيت اين هدف به زودي محقق شود. حجتالاسلام احمد سالك در همين رابطه با جوان به گفتوگو پرداخته است.
شما در مصاحبهاي گفته بوديد آخرين جلسه جامعه روحانيت مبارز با محوريت وحدت اصولگرايان و نحوه ورود اين جريان به عرصه انتخابات نهم مجلس برگزار شده است. از ديگر موضوعات مطرح شده در اين جلسه بفرماييد؟
دوشنبه، دوم آبان ماه جامعه روحانيت مبارز با حضور اكثريت آرا و با محوريت آيتالله مهدوي كني، دبير كل جامعه تشكيل جلسه داد و پس از بررسي اخبار و مسائل داخلي به گزارش كميته ۸ +۷ هم پرداخت. گزارشي كه حاوي آخرين وضعيت جبهه متحد اصولگراي در مسير انتخابات آتي و وحدت ميان اين جريان بود. محور اول در اين بحث دعوت همه جامعه اسلامي ما بود به يك انتخابات سالم و با اهميت و حداكثري كه در راستاي مطالبات مقام معظم رهبري باشد. نكته دوم، حضور سازوكارهايي است كه براي استانها و شهرستانها در نظر گرفته شده كه قرار شد اين سازوكارها براي اجراي يك انتخابات سالم و صحيح در شهرها و استانها كار خودش را آغاز كند.مسئله بعد دستورالعملها و آئيننامههاي داخلي است كه براي هر كدام از گروههاي ۸ + ۷ تنظيم شده است براي اينكه بتوانند طبق ضوابط و قوانين حركت خودشان را ادامه بدهند و اين مسئلهاي بود كه به آن پرداخته شد. در آخرين جلسه جامعه روحانيت مبارز صحبتهايي هم در مورد جبهه پايداري انقلاب اسلامي مطرح شد و تأكيد شد مجدداً براي حضور در اين مكانيزم از آقايان دعوت به عمل بيايد كه اين موضوع براي بسياري از اعضا حائز اهميت بود. بحث وحدت اصولگرايي در تمام اين جلسات از جمله مسائل مهمي است كه مورد توجه ويژه قرار ميگيرد آنهم با توجه به فعاليتها و تحركات جبهههاي مخالف گفتمان اصيل اصولگرايي در حال شكل دهي است.
جبهه اصلاحات، دوم خرداد، كارگزاران در كنار جبهههاي بيروني كه مديريت كار را برعهده دارند سعي ميكنند يك جبهه واحد را به معناي يك ائتلاف بزرگ براي انتخابات اسفند ماه شكل بدهند و حضور دوبارهاي در قدرت داشته باشند. جبهه اصولگرايي هم تصميم دارد با حضوري يك رنگ و مبتني بر وحدت ورود خوبي به عرصه انتخابات داشته باشد و حاصل آن كه همان پيروزي و تصاحب كرسيهاي مجلس براي جريان اصولگرايي است مورد نظر قرار دهد.
شما به بحث سازوكار جبهه متحد اصولگرايي در استانها و شهرستانها اشاره كرديد، چرا مجموعه ۸ + ۷ براي اولين بار ميخواهد در استانها و شهرستانها هم كانديدا معرفي كند؟ و آيا شما به رأي آوري اين افراد در شهرستانهاي مختلف اميدوار هستيد؟
تلاش بر اين است كه انشاءالله جامعه اصولگرايي با قدرت، توانمندي، تخصص و تعهد حضور پررنگي در مجلس نهم داشته باشد. در استانها و شهرستانها هم ميشود طبق اين ضوابط عمل كرد هم به تعبير ديگر ميشود اقتضايي عمل كرد به اين معنا كه شرايط هر استان و شهرستان منحصر به آن استان يا شهرستان است و تصميماتي مطابق ظرفيتها و شرايط آن استان صورت بگيرد. لذا تلاش بر اين است كه در درجه اول در سطح كشور يك ائتلاف خوب و سازندهاي صورت بگيرد. نكته دوم اين است كه با تقديم منشور اصولگرايي كه سند راهبردي حركت تمام جريان اصولگرايي است، تمام كساني كه در نقاط مختلف كشور هستند به اقتضاي همين مطلب به ميدان كار بيايند يعني اينكه كساني را مورد توجه قرار بدهند كه در مجلس نهم انطباق با آن ۱۲ شاخصه سند راهبردي كه همان منشور اصولگرايي است، داشته باشند. تصميمات خوب و جامعي صورت گرفته است در حوزه استانها و شهرستانها كه اميدوارم به خوبي پياده بشود و نتايج مثبت خود را هم به همراه داشته باشد.
جبهه متحد اصولگرايان تا چه ميزان اميدوار است كانديداي مورد نظرش در استانها و شهرستانهاي وارد مجلس شوند؟
جبهه متحد اصولگرايان هيچگاه نااميد نشده است و اميدواريم كه بتوانيم كانديداي مورد نظر خود را در مجلس آينده ببينيم. البته شرطش اين است كه رقابت بين خود اصولگرايان نباشد. شرط آن اين است كه گزينههاي اصولگرا در شهرستانها نسبت به هم گذشت داشته باشند و نقاط ضعف را مورد توجه قرار ندهند و نقاط قوت را تقويت كنند. البته بايد عرض كنم كه يقيناً كساني كه در جريان فتنه يا انحرافي درست عمل نكردهاند در ليست اصولگرايان جايي ندارند.
برخي از اعضاي جبهه پايداري با آيتالله مهدوي كني ديداري را در روزهاي اخير برگزار كرده و نتيجه آن تشكيل كميته ۴ نفره براي مرتفع كردن موارد اختلافي شده است، با توجه به اين، شما تا چه حد شركت جبهه پايداري در جلسات مجموعه ۸ +۷ را محتمل ميدانيد؟
اين بستگي به حواشي و موضوعاتي دارد كه پيرامون مسئله اصلي است. نكته اصلي و حائز اهميت اين است كه اين موضوع اگر ميخواهد به شكل رقابتي صورت بگيرد و هيچ كدام از طرفين يعني جبهه پايداري و مجموعه ۸ +۷ حاضر نباشند مسائل مورد مناقشه را برطرف كنند، يقيناً برنده آن كس ديگري خواهد بود. اين نه به نفع جبهه پايداري است، نه جامعه اصولگرايي يا همان ۸ +۷، نكته بعد كه بايد بسيار مورد توجه قرار بگيرد آن است كه موضوعات مورد اختلاف در جلسات فيمابين مورد صحبت قرار بگيرد و به سطح رسانهها كشيده نشود. ميتوان در جلسات يا با تشكيل اتاق فكري موضوعات را مورد ارزيابي و بررسي قرار داد و آن را به سطح رسانهها نكشيد و نتايج و دستاوردها را در اختيار رسانهها قرار داد. در حقيقت همه گروهها بايد واقع بينانه به صحنه جامعه نگاه كنند كه جامعه و مردم انتظار حضور چه نمايندگاني را در مجلس دارند. مردم تحمل اينكه برخي افراد ضعيف و ناكار آمد را در مجلس ببينند، نخواهند داشت. مردم از حضور نمايندگان دانا، آگاه و متخصص و متعهد در مجلس حمايت ميكنند و خواهان آن هستند كه افرادي به عنوان نماينده آنها حضور پيدا كنند كه پيگير مطالبات بحق آنها باشد، نه آنكه به منافع كشور و جامعه ضربه وارد كند. ما اميدواريم با وفاقي كه بين جبهه اصولگرايي حاصل خواهد آمد بتوانيم نتايج مطلوب را براي مجلس نهم داشته باشيم.
بهتر نيست كه براي شكلگيري هر چه زودتر ائتلاف در بين جامعه اصولگرايي، آقايان قاليباف و لاريجاني از حضور نمايندگان خود در مجموع ۸ + ۷ انصراف دهند، چرا كه اين موضوع باعث آن شده است كه همگرايي در دل جريان اصولگرايي بهرغم تمام تلاشها هنوز بينتيجه بماند؟
اين را بايد از آقاي قاليباف و لاريجاني سؤال كرد كه چرا دست به چنين كاري نميزنند اما ما تمام تلاشمان اين است كه اين مشكلات حل بشود و آن ائتلاف بزرگ شكل بگيرد. اگر رسيدن به وحدت لازمهاش اين است كه آقايان قاليباف و لاريجاني از حضور نمايندگان خود منصرف شوند بايد خود تصميم بگيرند. نكته مهم ديگر اين است كه حضرت آيتالله مهدويكني و آيتالله يزدي كه پاي اين موضوع ايستاده و وارد ميدان شدهاند كلاننگري را مورد توجه قرار ميدهند نه محدود نگري يا بخشينگري. بنابر اين بخشي كه در اينجا مطرح ميشود اين است كه اگر موضوع كلاني مورد توجه قرار بگيرد، وظايف سنگينتر ميشود و از طرف ديگر كوتاهي در اين مسير احساس خطري را نسبت به تركيب مجلس آينده به وجود ميآورد كه باعث ميشود تمام جريانها و گروههاي اصولگرا با گذشت و مداراي بيشتري به يكديگر نگاه كنند. البته در اينجا بايد عرض كنم كه جريان انحرافي با قدرت و ثروت خود همچنان در حال برنامهريزي و تشكيلات گسترده براي پيروزي در انتخابات آتي هستند و در كنار آنها جريان اصلاح طلب با برگزاري جلسات متعدد درصدد راهيابي كانديداي خود به مجلس آينده است. اگر قرار باشد يك رقابت عميقي بين جريانهاي مختلف شكل بگيرد و جامعه اصولگرايي همچنان گرفتار بزرگنمايي اختلافات دروني باشد يقيناً به شكست ما در عرصه انتخابات خواهد انجاميد و ضربهاي كه جامعه اصولگرايي ميخورد، دامن همه از جمله آقاي قاليباف و لاريجاني و جبهه پايداري را خواهد گرفت.
البته آقايان جبهه پايداري انتقادي را هم در رابطه با نوع عملكرد آقايان باهنر، قاليباف و لاريجاني در فتنه ۸۸ دارند كه چرا اين افراد عملكرد صحيح و مناسبي در رابطه با فتنهگران و اغتشاشگران نداشتهاند كه پاسخي را هم از طرف اين افراد داشتهاند و البته آنچه مهم است اين است كه آيتالله مهدوي كني و آيتالله يزدي در رأس اين موضوع قرار گرفتهاند و هزينه ميكنند و اين حضور نشان ميدهد كه موضوع وحدت اصولگرايان بايد بيشتر مورد توجه قرار بگيرد. البته اين شكلگيري وحدت بدان معنا نيست كه عملكرد و خروجي رفتار برخي افراد و جريانها در فتنه سال ۸۸ قابل قبول است و مورد انتقاد نيست و كسي ايرادي در اين رابطه نميبيند. در همه گروهها و جبههها افرادي هستند كه عملكردشان مورد انتقاد است و اگر قرار بشود به اين شكل برخورد بشود بسياري از افراد بايد از حوزه اصلي به كنار هدايت شوند.
به نظر شما رسانههاي اصولگرا تا چه ميزان ميتوانند در شكلگيري وحدت حداكثري تأثيرگذار باشند؟
خب قطعاً حضور و نوع عملكرد رسانهها بسيار تأثيرگذار است اما متأسفانه برخي رسانهها از موضوع اصلي غافل شدهاند و دنبال اين ميروند كه فلاني چه گفت و فلاني چه پاسخي داد. اگر محور ولايت فقيه است بايد همه افراد و گروهها و رسانهها حول اين محور قرار بگيرند و به فرمايشات آن توجه كنند. وقتي مقام معظم رهبري تأكيدشان روي محورهاي دلسوزي، علاقهمندي، دوري از ثروت و قدرت و موضوعاتي شبيه اين براي نمايندههاست، رسانهها هم بايد در اين راستا حركت كنند ولي ما نگاه ميكنيم ميبينيم كه رسانهها موضوعات اينچنيني را رها ميكنند و به مسائلي دامن ميزنند كه مفيد به حال جامعه و اصولگرايان نيست و اين عمل كردن به خواستههاي جريانهاي مخالف گفتمان اصولگرايي است و اين كار صحيحي نيست. به هر روي مجموعه ۱۲ گانه منشور اصولگرايي برگرفته از فرمايشات مقام معظم رهبري و حضرت امام (ره) است و ما بايد روي اين تأكيد كنيم. متأسفانه اين از سوي بسياري از شخصيتها و رسانههاي اصولگرا مغفول مانده است. يادمان هست كه در شكايت آقاي لاريجاني از آقاي ميثم نيلي، سردبير رجانيوز و آن برخوردها و مسائل پس از آن با شكايتهاي ديگري شبيه اين به آشفتگي و التهاب جامعه اصولگرايي دامن ميزند. شكايت از فرزند شهيد كه از بسياري از مدعيان اصولگرايي و ولايتمداري هم بهتر عمل كرده است و از آنها ولايتمدارتر و معتقدتر هم هست با او اينگونه برخورد بشود. بنده عرضم اين است كه با اين شكل عمل كردن ما بايد به خودمان مشغول بشويم و از دشمن بيروني غافل ميمانيم و اين نتيجهاي در پي نخواهد داشت. با صداي بلند ميگويم كه از مسائل حاشيهاي كه انشقاق و التهاب اصولگرايان را در پي دارد دست برداريم و تلاش كنيم كه اين ائتلاف بزرگ حول محور و مطالبات مقام معظم رهبري (حفظه الله) شكل بگيرد تا انشاءالله مجلس اصولگرا و كارآمد را در آينده شاهد باشيم.
به نظر شما با تشكيل كميته چهار نفره ميان جبهه پايداري و مجموعه ۸+۷ ائتلاف بزرگ دستيافتني است؟
دوستان جبهه پايداري همانطور كه ميدانيد درخواستي را از آيتالله مهدوي كني براي ديدار در اين خصوص داشتهاند و با برگزاري اين ديدار گروهي چهار نفره، مأمور پيگيري و حل موارد اختلافي شده است كه اين خود نقطه اميدي است و اميدواريم كه تشكيل اين كار گروه مشكلات را حل كند و ائتلاف نهايي هرچه سريعتر شكل بگيرد.
تمايل آيتالله مهدوي كني براي برگشتن جبهه پايداري به مجموعه ۸+۷ چه ميزان است؟
البته بايد اين را از خودشان سؤال كنيد اما به نظر بنده حضور ايشان در رأس مجموعه اصولگرايي و شركت در نشست با اين جبهه خودش بزرگترين نظر است. همه اينها بچههاي انقلاب هستند و احتمال دارد هر كس خطا و اشتباهي مرتكب شده باشد و دستانداز درست كردن و نصب موانع در راه وحدت، مطلوب و پسنديده نيست. يه مقدار بايد صبر و تحمل خود را بالا ببريم. بعضيها نكاتي را بيان ميكنند كه وجود فلان فرد براي اين انقلاب خطرناك است در صورتي كه نبايد چنين گفته شود، خب آقا يك معياري را در اين جهت مطرح فرمودند، كه اگر مديري در اين مملكت انحرافي داشته باشد، مردم او را كنار ميزنند. اين يعني اينكه به فرض اگر شخصي رئيس هر حوزه يا بخشي باشد و مسئوليتي را داشته باشد بخواهد انحراف را صورت بدهد خود مردم با آن برخورد ميكنند و اين بايد مورد توجه قرار بگيرد. نكته ديگري كه آقا مطرح فرمودند كه اگر انحرافي بخواهد در مسير انقلاب انحرافي ايجاد بشود بسيج به صورت قاطع مقابل آن ايستادگي ميكنند. اين نكات، نكات اساسي است كه مشخص ميكند كساني ميخواهند كليد قدرت را با استفاده از ثروت و واسطهها در مجلس يا جاهاي ديگر بگيرند.
چرا جريان اصولگرايي براي انتخابات آتي سراغ روحانيت رفته در حالي در انتخابات مجلس هفتم و هشتم كه پيروزي اصولگرايان را به همراه داشت، روحانيت در رأس قرار نداشت؟
اين مبنا دارد. مبناي اصولگرايي عبارت است از مواردي كه در قرآن، خداي متعال مطرح ميكند راجع به ايمان، تقوا، دوري از مكر، گناه و موضوعات مختلف ديگر... انقلاب اسلامي ما بر مبناي ارزشهاي قرآن و عترت شكل گرفته است و تمام فرمايشات حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري را خارج از اين مقوله نميبينيم. پس انقلابي كه برپايه ارزشها و آرمانهاي اسلامي پايهگذاري شده باشد و سامانه حركتش بر اين اساس است با حركتهاي اجتماعي و سياسي ديگر، تفاوتهاي اساسي دارد. كساني كه ميتوانند به بهترين شكل اين ظاهر و رويكرد را حفظ كنند، روحانيت هستند. روحانيت در طول يازده قرن توانستهاند اسلام ناب را تبليغ، گسترش و پايهدار نگه دارند، از شيخ طوسي و شيخ مفيد تا به امروز شاهد اين موضوع هستيم. در قرن حاضر كسي كه حافظ ارزشهاي اسلامي و انقلابي بوده و در جهت رشد، تعالي و گسترش آن تلاش كرده است، حضرت امام (ره) و پس از ايشان مقام معظم رهبري بوده و دركنار اين بزرگواران روحانيت عهدهدار اين حركت هستند. بسياري از روحانيون نظير آيتالله مهدويكني، آيتالله يزدي، آيتالله مصباح و ديگر بزرگان حوزه در جهت رشد و تعالي ديني تلاش بسيار انجام دادهاند. اين افراد سابقه طولاني در حفظ ارزشها داشتهاند، بنابر اين امروز اگر آيتالله مهدويكني يا آيتالله يزدي به ميدان ميآيند و محور اصولگرايي قرار ميگيرند بر اساس مبناي اصولي و عقلاني است. بنابر اين جهت حركت روشن است و اگر آقايان آمدهاند، احساس خطر جدي كردهاند. اين آقايان تلاش بسياري كردهاند كه سعي كنند ائتلاف بزرگي را به وجود بياورند، سعي كنند شكافهايي را كه دشمنان و بدخواهان انقلاب ميخواهند، در دل جريان اصولگرايي ايجاد نشود تا منجر به تشكيل مجلس ضعيف و ناكارآمد بشود. حضرات آيات برمبناي ارزشها و اصول انقلابي حضور پيدا كردهاند و اصولگرايي هم آدمهاي خودش را ميخواهد كساني را نميخواهد كه سابقه خوبي ندارند يا در مواقع مختلف عملكرد منفي داشته باشند.
شما اشاره كرديد كه احساس خطر جدي منجر به حضور آيتالله مهدوي كني و يزدي در رأس جريان اصولگرايي شده است، احساس خطر نسبت به چه يا چه كساني؟
احساس خطر نسبت به طراحان پشت پردهاي كه امروز در ۱۳ اپوزيسيون خارج از كشور هستند. همان فرماندهي كه در كميته X محور است و در فتنه ۸۸ هم فعاليت داشتهاند. آنها امروز نمردهاند و در راستاي ضربه زدن به انقلاب و نظام تلاش ميكنند. صحبتهاي خانم كلينتون در هفته گذشته نشان داد همان حمايتها و پشتيبانيها از جريانهاي مخالف گفتمان اصولگرايي صورت خواهد گرفت و اين خطر بزرگي است كه نبايد آن را ناديده بگيريم. موضوع ديگري كه باعث حضور بزرگان شد، فعاليتها و تحركات جريان موسوم به انحرافي است كه سرمايهگذاري زيادي هم در اين عرصه داشتهاند. عامل ديگر حضور و فعاليتهاي جريان اصلاح طلب و فتنه است كه خود را براي انتخابات و رسيدن به قدرت آماده ميكنند. مجموعه اين عوامل دست به دست هم ميدهند كه اصولگرايان هوشيار باشند و بدانند اگر غفلت بكنند از محيط پيراموني جريانهاي مخالف به اهداف خاص خود ميرسند. آيتالله مهدوي كني و آيتالله يزدي با نگاهي جامع محيط پيراموني را ديدند كه در ميدان حضور پيدا كردند. اگر ما از موضوعات اساسي چه در داخل و چه در خارج از كشور بگذريم و بگذاريم كه جريانات مخالف كليد قدرت را در مجلس به دست بگيرند يقيناً به انقلاب و نظام ضربه زدهايم.
اصولگرايان نميخواهند كساني به مجلس راه پيدا كنند كه با ولايت رابطه نداشته باشند يا فصل الخطاب را رهبر معظم انقلاب ندانند.
تركيب مجلس آينده را چگونه ميبينيد؟
انشاءالله اكثريت با اصولگرايان حامي ولايت خواهد بود. اما اگر غير از اين باشد، مجلس چالشي خواهيم داشت. نبايد تركيب آينده مثل مجلس ششم بشود خواسته ما شكلگيري مجلس اصولگرا و ولايتمدار است كه انشاءالله تحقق مييابد.
آقاي هاشمي رفسنجاني در هفته گذشته با اداي الفاظي نظير «رأي زينتي» ترديد در انتخابات را مطرح ميكنند و اين با واكنش بسياري از دلسوزان و فعالان سياسي كشور پاسخ داده شد، به عقيده شما هدف ايشان از طرح موضوعات اينچنيني چيست؟
ما مواضع افراد را ميبينيم و مواضع افراد است كه مشخص ميكند افراد چه اهدافي را دنبال ميكنند. با بررسي درمييابيم كه مواضع آقاي هاشمي از سال ۸۸ تا الان تغييري نكرده است و همان اهداف گذشته را دنبال ميكنند، اهدافي كه در نماز جمعه تير همان سال هم قابل جستوجو است. اينكه آقاي هاشمي گفتهاند انتخابات سالم و بدون مشكلي برگزار شود، خواسته بسياري از افراد جريان و گروههاي مختلف است و مطالبهاي هست كه در طول سالهاي انقلاب و انتخابات حاصل شده است. مردم در همه انتخابات ناظران حقيقي و منصف برگزاري انتخابات بودهاند و در كنار آن به مديران تمام سطوح نظام نظارت دارند و در كنار اين ناظران قانوني مثل شوراي نگهبان يا وزارت كشور و دستگاههاي انتظامي، اطلاعاتي و حتي بسيج و سپاه گروههايي هستند كه در فرايند برگزاري انتخابات هر كدام به نوعي حضور دارند و تا الان هم مشكلي براي هيچ كدام از انتخابات پيش نيامده است. با همين ابزار و دستگاهها صيانت از آراي مردم به بهترين شكل ممكن صورت گرفته است و اين بايد مورد توجه همه مردم و مدعيان انقلاب صورت بگيرد و ما اميدواريم از اين به بعد هم به همين شكل عمل بشود و سلامت انتخابات به مانند دورههاي گذشته به خوبي صورت بگيرد و البته با حضور پررنگ و حداكثري مردم در پاي صندوقهاي رأي. آقاي هاشمي يك زمان موضوعي مثل تغيير ساختار نظام سياسي كشور كه طرح كننده آن رهبر معظم انقلاب بوده است را زير سؤال ميبرند كه ما ميگوييم سخنان رهبري انقلاب فصلالخطاب است كه هم مطابق قانون اساسي است و هم مطابقت با موازين شرعي دارد. اگر رهبري مطالبي را در قالب حكم، يا در قالب مولوي، ارشاد يا نصيحت بيان ميكنند بر همه لازم است كه به آن عمل و تبعيت كنند. پس اگر سخنان رهبري را فصلالخطاب بدانيم كه ميدانيم نبايد افرادي اين سخنان را زير سؤال ببرند. اگر هم نظر شخصي است بايد در جلسات خصوصي مطرح كنند و كار را به رسانهاي گروهي نكشانند و از التهاب فضا جلوگيري كنند. البته اين كار كه آقاي هاشمي مطالبي را اينگونه به سطح رسانهها ميكشانند عملكرد خودشان را مخدوش ميكنند و اين كار دستاوردي براي ايشان ندارد. مردم به حمدالله از هوشياري و آگاهي بسيار بالايي برخوردار هستند و مسائل را خوب ميفهمند. كساني كه بخواهند سياستهاي ابلاغي و تبيين شده از سوي رهبري را مخدوش كنند خود را زير سؤال بردهاند.
با توجه به آنكه در چند دوره گذشته انتخابات كشور جريان اصلاحطلب سعي داشته با تشكيل كميتههايي مثل كميته صيانت از آرا، اصل انتخابات را مورد ترديد قرار دهد، ميتوانيم مواضع آقاي هاشمي را هم در همين راستا مورد ارزيابي قرار بدهيم؟
هر حرفي كه از سوي مقامي در كشور مطرح بشود منهاي فرمايشات مقام معظم رهبري يك موافق خواهد داشت يك مخالف. اما شخصيتي مثل آقاي هاشمي اگر حرف و مواضعي را مطرح كند بيشتر از سوي اصلاحطلبان و جريان فتنه مورد استقبال قرار ميگيرد و اين گروهها هستند كه مواضع ايشان را ميپسندند و سابقه هم اين را نشان داده و اين به روشني قابل ديدن است.
مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم كه پروانهاش توسط كميسيون ماده ۱۰ احزاب توقيف شده در روزهاي گذشته ديداري را با آقاي هاشمي رفسنجاني برگزار كرده است، به نظر شما هدف از برگزاري اين جلسات چيست؟
اين گروهها بايد جايي بروند كه راهشان بدهند. البته برگزاري اين جلسات به نگاه آقاي هاشمي برميگردد. نگاه آقاي هاشمي يك نگاه باز است و اين را به دليل شناختي كه از ايشان دارم، بيان ميكنم.
طبيعي است كه كسي كه نگاه اين شكلي داشته باشد ميتواند به راحتي با بسياري از گروهها بنشيند، حرف بزند و بحث كند.
مواضع سالهاي اخير هاشمي را ميتوانيد به معناي تغيير برخي ارزشهاي مورد نظر وي در گذشته بدانيم؟
آنچه بايد در نظر داشت اين است كه بايد حال فعلي افراد را بررسي كرد؛ زيرا ممكن است قبلاً مواضعي داشته باشند. اما در حال حاضر مواضع آنها تغيير كرده باشد. پاسخ اين سؤال را بايد در عملكرد ايشان در طول سالهاي اخير جستوجو كرد. بعضيها اين استنباط را دارند كه آقاي هاشمي هم اكنون ليدر جريان اصلاحات است. يادمان نرفته است كه در قضاياي پس از انتخابات ۸۸ تمام تكيه فتنهگران به ايشان بود. تلاش آنها اين بود كه محور آقاي هاشمي قرار بگيرد.
اشاعه چنين تفكراتي از سوي آقاي هاشمي چه پيامدهايي را براي كشور دارد؟
اگر چه ترويج و اشاعه چنين تفكراتي ميتواند وحدت ميان مردم را دچار تزلزل كند اما بايد بگويم جامعه محوريت را حاكميت ديني يعني ولي امر مسلمين توجه ميكند و هركس و هر جرياني را با معيارهاي آقا ميسنجند. يك نظر مشترك بين تمام جامعه ما نمود دارد بهرغم تمام اختلاف سليقهها و تفاوتها و آن نظر مقام معظم رهبري در مورد موضوعات است. مردم افراد را با مواضع مقام معظم رهبري مقايسه ميكنند و ميزان بهايي كه براي افراد قائل هستند بر ميگردد به درصد نزديكي رويكرد افراد با مواضع رهبر معظم انقلاب.
برخيها مدعياند كه جريان اصلاح طلب به پيشنهاد سيد حسن خميني تصميم دارد كه آقاي موسوي اردبيلي را به عنوان محور در دل جريان قرار دهد، همانند نقش آيتالله مهدويكني در جبهه اصولگرايي تا بتوانند با وحدت حداكثري در انتخابات آتي شركت كنند؟
بنده اطلاعاتي در اين زمينه ندارم و نشنيدهام اما بعيد ميدانم كه چنين اتفاقي بيفتد چرا كه ايشان متأسفانه گرفتار بيماري هستند و اگر هم چنين اتفاقي بيفتد به وحدت و پيروزي جريان اصلاح طلب ختم نميشود.