کد خبر: 453460
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۰

 بودن در ایران باعث شد که من یک بار دیگر به سیاست‌ خارجی‌ خودمان در باره این کشور فکر کنم، سیاست خارجی ای که زمان زیادی از ذهن مرا به خود مشغول کرده است.
شما به یاد دارید که در اوایل رقابت‌های ریاست جمهوری امریکا در سال ۲۰۰۸، باراک اوباما می‌گفت که قصد دارد سیاست خارجی متفاوتی از سیاست خارجی جورج بوش در قبال ایران داشته باشد. او ادعا کرد که صرف فشار آوردن به یک کشور، سیاست گذاری نیست و به رهبران ایران پیشنهاد گفت و گو داد. حالا که كمتر از دو سال از ریاست جمهوری او باقی مانده، سیاست خارجی اوباما بیشتر شبیه بوش است؛ فشار و باز هم فشار بیشتر. تاکتیک‌های تنبیهی، ابزار‌های مختلفی به کار گرفته شده و ایران با مشکلات اقتصادی روبه‌رو است ولی این ابزارها، ‌آن طور که من در سفر هفته پیشم دیدم، اثرات انحرافی هم داشته‌اند. این سیاست‌ها، رشد (ایران) را خفه می‌کنند ولی نه انقدر که ما تصور می‌کنیم. بنابر این، اثر بنیادین آنها، ضعیف کردن جامعه مدنی و تقویت دولت بوده است. یعنی درست برعکس آن کاری که ما به دنبالش هستیم.
آیا این هدف سیاست خارجی ماست؟
واقعا هدف سیاست خارجی ما چیست؟ آیا می‌خواهیم رژیم ایران را سرنگون کنیم؟ آیا هدف این است که خونش را به جوش آوریم تا برنامه هسته‌ای‌اش را کنار بگذارد؟ بازار عمده فروشی انقلاب ( ایران) مرا همچنان به عنوان یک ناظر خارجی تحت تأثیر قرار می‌دهد و رژیم ایران هنوز هم کم و بیش از حمایت داخلی برخوردار است و از معجون مذهب اقتدارگرا، حمایت پدر فرزندی و قدرت، به طور مؤثری استفاده می‌کند.
ما این واقعیت آزار دهنده را فراموش کرده‌ایم که حتی اگر رژیم ایران هم تغییر کند، برنامه هسته‌ای ایران که بيان خارجی ملی گرایی و قدرت ایرانیان محسوب می‌شود، ادامه خواهد داشت. حتی رهبران جنبش سبز هم قویاً از این برنامه حمایت می‌کنند. اوباما باید به رهیافت اصلی خودش برگردد و یک بار دیگر ایرانی‌ها را تست کند و ببیند که آیا هنوز هم جایی برای مذاکره و توافق هست؟ وارد معامله شدن با ایران، برنامه هسته‌ای آن را تحت نوعی مراقبت (ما) قرار می‌دهد، ضمن اینکه پیدا کردن برخی حوزه‌های منافع مشترک، مثل افغانستان، نیز اهدافی مهم هستند.
البته ممکن این ( رهیافت) جواب ندهد، چون که رژیم‌ ایران بعضی وقت‌ها دچار شکاف شده و خودش، خودش را فلج می‌کند، ولی ارزش آزمودن را دارد. وارد معامله استراتژیک شدن با یک دشمن، امکان دارد که به طور همزمان با نوعی سیاست تشویق به تغییر( رفتار) اجرا شود. ایالات متحده در برخورد با شوروی دهه ۱۹۷۰ و چین دهه ۱۹۸۰ به همین شیوه عمل کرد.
ایران کشوری است با ۸۰ میلیون جمعیت‌ تحصیلکرده و پویا. این کشور در بخشی حیاتی از جهان قرار گرفته است. برای همیشه نمی‌شود آن را تحریم کرد و زیر فشار گذاشت. این کشور آخرین تمدن بزرگی است که خارج از نظم جهانی قرار گرفته است. ما نیازمند استراتژی‌ای هستیم که فشار را با روشی که آن (ایران) را از سردی (با ما) خارج می‌کند، مخلوط کند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار