از خلال حرفهای رد و بدل شده، فهمیدم که توریست اند و اهل فرانسه و برای بار دوم است که به ایران میآیند و در این سفر، قبل از تهران، به شیراز و اصفهان و کاشان و قم رفته اند و مدام تأكيد قشنگی میکردند که ایران، خیلی خیلی خیلی زیباست. خیلی توقفم طولانی نشد در این جمع، اما این دو توریست فرانسوی شگفت زده بودند از این همه روزنامه و خبرگزاری و سایت. یکی شان که قد بلندتر بود و بورتر، داشت به بقیه میگفت: شما خیلی بیشتر از کشورهای اروپایی، رسانه دارید. ما در فرانسه، فکر نکنم اندازه شما مطبوعات و خبرگزاری داشته باشیم. شما در همه حوزهها از سیاست گرفته تا ورزش و به خصوص فوتبال، شاید بیشترین رسانهها را داشته باشید. خیلی بزرگ است محیط نمایشگاه شما. خسته شدیم ما از بس گشتیم!
تردید داشتم که جلوتر بروم و به جمع شان و بحث شان اضافه شوم که برق نمایشگاه رفت. آن دقایق اول، تقریبا همه جا تاریک بود و چشم، چشم را نمیدید تا اینکه کار به برق اضطراری کشیده شد و از این حرفها. از طرفی با بندهخدایی در محل روزنامه قرار داشتم که باید هر چه زودتر بیخیال نمایشگاه میشدم.
از نمایشگاه زدم بیرون. توی راه که باران هم داشت قشنگ و نم نم میبارید، داشتم فکر میکردم به مظلومیت این ملت و این نظام. یاد سؤال شاید بیدلیل و شاید بی ربط جوانکی افتادم که از این دو توریست پرسید؛ آیا به نظر شما، ما ایرانیها تروریست هستیم؟! هر دو هم اما خندیدند و جواب دادند؛ شما ما را نکشتید در ایران!!
کاش برق نمیرفت و مجال برای قیل و قال میداشتم و میرفتم جلو و به این دو توریست و ایضا برای توجه آن جوانک ایرانی میگفتم: اما بمبهای فرانسوی، در طول هشت سال جنگ، کشتند جوانان ما را در ایران!! تا دنیا خیال کند که فرانسوی توریست است و ایرانی تروریست!
کتمان نمیکنم که دلم گرفته بود. خیلی از همین روزنامهها و سایتها و خبرگزاریها که در نمایشگاه و در سایه امنیت فرهنگی نظام جمهوری اسلامی، غرفه دارند، همین دیروز در فتنه ۸۸ با استفاده از رسانههای شان، بر طبل دروغ بزرگ تقلب کوبيدند و اینک، بی آنکه محاکمهای شده باشند، و یا عذری خواسته باشند، در نمایشگاه مطبوعات، غرفه دارند و مشتری و برو بیا. دیروز زخم زدند بر پیکر یک حماسه عظیم ۴۰ میلیونی و حالا بزرگترهاشان برای حضور در انتخابات، شرط هم میگذارند! ادعای تقلب، گویی فراموش شان شده.
نمیدانم نام این رویه شارلاتانهای مطبوعاتی و رئیس رؤسایشان، بیحیایی است یا چیست، اما راستش ما گلهمندیم از دستاندرکاران نظام. مسئولان نظام باید برای ورود به انتخابات فتنهگرانی که به دروغ نام اصلاح طلب روی خودشان گذاشته اند، شرط بگذارند، یا فتنه گران برای جمهوری اسلامی؟!
فیالمثل چرا مسئولان اجرایی و نظارتی و امنیتی از دولت گرفته تا حکومت، این شرط را نمیگذارند که اگر متقاضیان حضور در انتخابات، فردای انتخابات باز هم خواستند تقلب را اسم رمز آشوب کنند، با ایشان مثلاً همانطور برخورد خواهد شد که پلیس انگلیس با مخالفانش برخورد کرد؟! فکر کنم برای کسانی که برخورد پلیس کشورهای اروپایی با مخالفینشان را قانونی میخوانند، مجازات بدی نباشد، اما گذشته از این حرفها، نظام باید برای امثال خاتمی و امثال شارلاتانهای مطبوعاتی شرط بگذارد، یا آنها برای نظام؟!
شگفتا! روزنامههایی را میشناسم و میشناسید که دیروز دم از تقلب و آشوب زدند و به نظام هر تهمتی را که خواستند زدند، اما امروز غرفهدار نمایشگاه مطبوعاتی همین نظام اند و تازه! برای هر نفسی هم که میکشند، کلی شرط و شروط دارند!! انگار که به سبب فتنه ۸۸ اینها دارند نظام را محاکمه میکنند!!
آهای توریستها! گیرم که سلاحهای ساخت کشور شما، برادران و خواهران ما را کشت، سرتان سلامت، که ایران، خیلی خیلی خیلی، زیباتر از آن چیزی است که شما فکر میکنید. مهمترین جاذبه گردشگری این دیار، زبان دراز اپوزیسیون آن است!