پرويز شيخطادي فعاليت هنري خود را از دهه ۷۰ آغاز كرده است. وي تاكنون آثار گوناگوني همچون «سرزمين پدر بزرگ»، «دفتري از آسمان»، «پشت پرده مه»، «سومين روز پس از مرگ» و... را كارگرداني كرده و آخرين ساختهاش فيلم «شكارچي شنبه» است كه در بيست و نهمين جشنواره فيلم فجر در قسمت فيلمهاي بخش مسابقه به نمايش درآمد و با استقبال خوبي از سوي علاقهمندان به بحث «بيداري اسلامي» مواجه شد. «شكارچي شنبه» بيشك از مهمترين فيلمهاي سينما درباره موضوع زنده و روز دنيا يعني «بيداري در كشورهاي اسلامي» است. به بهانه اكران اين فيلم پاي حرفهاي كارگردانش نشستيم. به نظر شما اكنون جنبش بيداري اسلامي در چه وضعيتي است؟
خوشبختانه يا متأسفانه، كشورهاي اسلامي هر ۵۰ سال يكبار يا حتي كمتر از ۵۰ سال، تكان شديدي خوردهاند و به دليل نداشتن رهبري واحد، انقلاب در بين آنها دست به دست شده و متأسفانه گاهي هم به دست افرادي افتاده كه صلاحيت آن را نداشتهاند. بيداري اسلامي هم گريبانگير همين عدم رهبري ثابت و واحد شده و به همين دليل ترس از بروز اتفاقهاي ناگوار هميشه در دل دغدغهمندان اين انقلاب فراگير وجود دارد. همه اين انقلابهاي كوچك و در دل كشورهاي مختلف از دل انقلاب اسلامي ما برآوردند اما ايران به دليل داشتن رهبر به توفيق دست يافت و متأسفانه ساير كشورها، هنوز كه هنوز است آنطور كه بايد و شايد محصول تلاشهاي خود را دريافت نكردند. الگوها و راهكارهاي انقلاب اسلامي ما هنوز رسمي و منتشرشده نيست اما به صورت غيرمستقيم و مستقيم، دست به دست چرخيده و به آن كشورها انتقال پيدا كرده. اين تقليد هم در شيوههاي نظامي و انتظامي به چشم ميخورد، هم در برخي رفتارهاي مردم با ارتش، مثلاً با برخوردي نرم و مهربان ارتش را همراهي كنند و به هر سربازي يك گل بدهند. هم در نوع تظاهرات و راهپيماييهاي مردمي و مهمتر از همه اينكه، تمام اين كشورها بنمايه اصلي جنبش و پايههاي بنيادين حركت خود را بر مبناي تكيه به دين مبين اسلام بنا كردهاند.
از ديدگاه شما، در اين ميان«سينماي ايران» با پرداختن به اين مواضع تا چه حد ميتواند تأثيرگذار باشد؟
بستگي دارد. هم ميتوان گفت تا حد بسيار بالايي و هم ميتوان گفت هيچ تأثيري. اينها بستگي به مديريت اين گونه جديد در سينما دارد. انعكاس اين حقايق در سينما بايد در دستور كار سينماي ما قرار بگيرد و تا جايي پيش برود كه ژانري تحت عنوان «سينماي بيداري» شكل بگيرد. اينگونه است كه فيلمهاي اين عرصه جريانساز ميشوند. در غير اين صورت فيلمهاي انگشتشمار كه گهگاهي ظهور ميكنند و دوباره ناپديد ميشوند، جز اينكه خودشان نياز به تنفس مصنوعي دارند، تأثير فراگير و ماندگاري نخواهند گذاشت. همچنين در ابتداي اين جريانسازي نياز به فيلمهايي داريم كه دست به نوعي شفافسازي در رابطه با مفهوم بيداري بزنند. اين فيلمها ابتدا بايد حقيقت اين مطلب را براي مخاطبان بازگو كند، سپس ضرورت آن را در ذهنشان جا بيندازد و بعد از آن، ميتواند به توفيقاتي بيش از پيش دست پيدا كند.
چرا فكر ميكنيد كه اين نوع از سينما حتماً حمايتهاي دولتي را طلب ميكند؟
اين دسته از فيلمها از آنجايي كه به تبيين مفاهيم و اموري ميپردازد، چندان جاذبههاي گيشهاي و سرگرمكننده ندارند. به همين دليل تهيهكنندههاي شخصي با رغبت و سرمايه كمتري به سراغ آنها ميآيند. اين از گام نخست. قدم بعدي پس از ساخت فيلم است كه چون به همان دلايلي كه گفتيم با فروش خوبي همراه نخواهد شد، خستگي را در تن فيلمساز ميگذارد و همچنين باعث طردشدن تهيهكنندگان از گرد وي ميشود. اينجاست كه اگر دولت و مديران فرهنگي فيلمسازان اينگونه آثار ارزشي را به سمت خود جذب نكنند، آن فيلمساز هم ديگر دست به ساخت چنين اثري نميزند و ناخودآگاه جرياني بر ضد اينگونه از فيلمها شكل ميگيرد. جرياني منفي كه فقط حاميان دولتي ميتوانند جلوي ظهور و بروز آن را بگيرند. از ديگر عواملي كه دولت بايد در اين عرصه سرمايهگذاري كند، دلايل استراتژيك مسئله است. ساخت اينگونه فيلمها در ژرف ساخت خود نوعي ابراز همدردي و نوعي اعلام آمادگي و حمايت از طرف دولت ما به دولتهاي آزاديطلب است. لذا ايجاد چنين جريان عظيمي در كنار تخصص سينماگران، بودجه دولتمردان را نيز طلب ميكند تا اين دو قرين يكديگر شوند و به توفيقاتي دست يابند.
مهمترين مشكلي كه شما در جريان ساخت «شكارچي شنبه» با آن مواجه بوديد، چه بود؟
فيلمبرداري و ساخت فيلم در ذات خود مشكلات عديدهاي با خود همراه دارد كه از ابتداي تحقيق تا پايان نمايش عمومي همراه فيلمساز است اما در مورد ساختن فيلمي مانند «شكارچي شنبه»، مهمترين مشكلم تحقيق بود. منبع موجود پيرامون اين موضوع بسيار پراكنده است و هيچگونه منابع دستهبنديشدهاي در اختيار نويسنده نيست. هيچ نهضت طراحيشدهاي يا نهادي مربوط به جنگ نرم نداريم. لذا مفهوم بيداري اسلامي داراي هيچ معيار تعريفشدهاي نيست، همين عدم شفافسازيهاست كه اينگونه فيلمها را هنگام پخش با مشكل مجوز و اكران مواجه ميكند.
راهكار نهايي تبديلشدن اينگونه فيلمها به جرياني سرنوشتساز را چه ميدانيد؟
جريان زماني ايجاد ميشود كه ما توليد داشته باشيم. مثلاً اينكه گاهي اماكني مانند حوزه هنري نشستهايي برگزار ميكنند و ميخواهند از اين رهگذر به شهيدان عرصه بيداري اسلامي اداي دين كند، خوب است ولي با توجه به پتانسيلي كه اين مركز در زمينه توليد دارد، بايد در اين وادي هم پرچم متوليگري به دست بگيرد و با سفارش فيلم به سينماگران مشتاق و متخصص جنگ نرم، رونقي به بازار توليد اين سينما بدهد.
هماكنون مشغول چه كاري هستيد؟
در حال حاضر مشغول تحقيق و مطالعه روي مباحث جنگ نرم و بيداري اسلامي هستم تا انشاءالله با پيداكردن تهيهكننده، اثر بعديام را هم در همين ژانر بسازم.