کد خبر: 452921
تاریخ انتشار: ۰۲ آبان ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۰
‌گفت‌و‌گوي «جوان» با سيدحسين نقوي حسيني

وي خود را جزو فراكسيون اصولگرايان مجلس مي‌داند و معتقد است كه مخفي ماندن تابعيت دوگانه مسئله‌اي عادي است. وي مي‌گويد كه احمدي‌نژاد خود را يك جريان مي‌داند و بالاخره هر فردي اطرافيان مؤثري دارد و نمي‌توان خودش يا اطرافيانش را جدا ازهم دانست. ايشان و اطرافيانشان نيز يك مجموعه هستند.

آقاي نقوي، در اختلاس اخير آنقدر اذهان عموم جامعه حول مسئله ۳ هزار ميليارد تومان مشغول شد كه يك نكته مغفول ماند و آن تابعيت دوگانه برخي مسئولان است. تابعيت دوگانه بالاخره قانوني است يا غير قانوني؟
عرف بين‌الملل اين است كه افراد داراي تابعيت مضاعف نباشند، يعني تابعيت مضاعف درحقوق بين‌الملل امري منسوخ است و ازنگاه قوانين مدني بسياري از كشورها، تابعيت مضاعف جرم محسوب مي‌شود و يك تخلف است.
بيشتر روي صحبتمان در مورد تابعيت دوگانه مسئولان است، مسئولان كه نبايد اين مسئله غيرقانوني را به راحتي مخفي نگاه دارند. اين عجيب نيست؟
بله، ما صحبتمان درمورد تابعيت مضاعف افراد عادي نيست كه تخلف خود را پنهان مي‌كنند، راجع به كساني است كه مسئوليت‌هايي در نظام بر عهده مي‌گيرند. معمولاً كساني كه مسئوليتي در جمهوري اسلامي ايران و درهمه نظام‌هاي سياسي دنيا بر عهده مي‌گيرند، ابعاد شخصيتي، حوزه خصوصي، عمومي و تحصيلات، تخصص و مسائلشان كاملاً بررسي و وجوه آن بايد كاملاً عيان شود.
اين مسئله گويا كمي همه گير يا فراگير شده است؟
من با اين مسئله كه شما مي‌گوييد همه گير شده، موافق نيستم و اين طور نيست. البته بعضي از مسئولان اين تابعيت را دارند.
آمار كافي هم نداريم كه بدانيم همه گير شده است يا خير. در مورد آقاي خاوري كه اين مسئله يكباره همه را غافلگير كرد.
همين‌طور است. اما همه‌گير و فراگير شدن واقعاً نيست، آماري هم نداريم ولي بعضي از مسئولان اين نوع تابعيت را دارند، اما به نظر من اقليت هستند.
وقتي مسئولان رده اول كشوري داراي تابعيت دوگانه مي‌شوند، چطور وزارت اطلاعات اين موضوع را متوجه نمي‌شود؟
كساني كه مي‌خواهند مسئوليت بگيرند بايد همه ابعاد شخصيتي، تابعيت، مسئوليت و سوابقشان بررسي شود و اين قابل قبول نيست كسي كه تابعيت مضاعف دارد مسئوليت و مديريت ارشد در نظام جمهوري اسلامي ايران را در اختيار داشته باشد. ما انتظار داريم كه مسئولان اطلاعاتي كشور درخصوص تابعيت مضاعف مسئولان اعلام نظركنند.
واقعاً عجيب است كه وزارت اطلاعات درخصوص تابعيت دوگانه مسئولان اطلاعي نداشته باشد.
اگر مي‌دانستند وانتصاب صورت گرفته باشد به يك شكل بد است و اگر نمي‌دانستند كه اشكال بيشتر است، يعني ما بايد تابعيت مضاعف مسئولان را بيشتر بررسي كنيم. بايد مسئولان امنيتي كشور براي كساني كه مي‌خواهند مسئوليت بگيرند فايل جديدي باز كرده و تابعيت آنها را قطعي كند و تا وقتي قطعي نشده اقدام به دادن مسئوليت به آنها نكند.
آقاي نقوي برويم سراغ مسائل مربوط به وحدت آفريني اصولگرايان و مروري بر اتفاقات گذشته داشته باشيم. به نظر شما ميانداري رئيس‌جمهور در مورد رسيدن به وحدت توسط اصولگرايان در ابتداي شروع مكانيزم جامعتين كار درستي بوده است؟
رئيس‌جمهور در حال حاضر ديگر ميانداري نمي‌كند.
رسما نه ولي غيررسمي اين طور است. شما اين مسئله را قبول نداريد؟ به هر حال اعضاي كميته اوليه سه نفره جزو پيشنهادات رئيس‌جمهور بودند؟
بالاخره آقاي احمدي نژاد مدعي است كه خود من يك جريان هستم.
البته خود ايشان معتقدند كه جريان نيستند ولي اطرافيان ايشان مدعي اين مسئله‌اند.
بالاخره هر فردي اطرافيان مؤثري دارد و نمي‌توان خودش يا اطرافيانش را جدا از هم دانست. آقاي احمدي‌نژاد و اطرافيانش هم يك مجموعه هستند.
وقتي گفته مي‌شود آنها ليست ۱۵۰ نفره تهيه كرده‌اند مگر چند نفر از مردم آنها را مي‌شناسند كه عضو جريان انحرافي هستند. اصولگرايان در اين زمينه كمي ساكت مانده‌اند.
اين براي جريان اصولگرايي رسالتي ايجاد مي‌كند كه واقعاً به بررسي و شناخت جريان انحرافي و عقبه آن در استان‌ها و شهرستان‌ها پرداخته و واقعاً افشاگري خوبي در اين زمينه داشته باشد.
يعني فراكسيون اصولگرايان برنامه‌اي در اين زمينه دارد؟
قطعاً دارد.
اين برنامه‌ها مدون است يا در حد تئوريك مي‌گوييد كه قطعاً برنامه دارند؟
برنامه مدون نداريم ولي يك فعاليت نانوشته در اين زمينه وجود دارد. من قبلاً نسبت به حضور جريان انحرافي در انتخابات مجلس نهم به صورت پنهان وآشكار هشدار دادم.
چه هشداري داديد؟
در حوزه پنهان ماجرا توضيح دادم، درحال حاضر نامزد منسوب به جريان انحرافي كه مشخص شده مطرود جامعه است درحال انجام كار روي ليست پنهان كار است.
منظورتان از ليست پنهان، افرادي است كه با گروه انحرافي هستند اما در ظاهر معلوم نيست؟
منظور انتخاب نامزدهاي ناشناخته و افرادي است كه انتساب و ارتباط آنها با جريان انحرافي براي جامعه كاملاً پوشيده است. بنابراين اصولگرايان بايد اين لايه پنهان جريان انحرافي را شناسايي كنند. البته مردم نسبت به آنها شناخت دارند و استقبال هم نمي‌كنند ولي فعاليت پنهان جريان انحرافي است كه ما و جامعه را نگران مي‌كند. جريان اصولگرايي بايد اين لايه را براي جامعه به خوبي باز و آشكار كند تا مردم متوجه باشند چه كساني به جريان انحرافي وابستگي دارند تا به آنها رأي ندهند. ‌
اين حركت جوابيه قابل قبولي از سوي مجلس بود ولي به نظر نمي‌رسد نماينده‌ها آنقدر وقت بگذارند كه علاوه بر معرفي خود به مردم به دنبال يافتن گزينه‌هاي پنهان مربوط به جريان انحرافي هم باشند؟
فقط كه نمايندگان نبايد اين كار را انجام بدهند، همه طيف‌هاي اصولگرايي از جمله جامعه مدرسين و جامعه روحانيت نيز بايد كمك كنند.
با چه مكانيسمي؟
بالاخره بايد اعلام كنند. ما در انتخابات مجلس هشتم نيز وقتي ليست نامزدهاي انتخاباتي مشخص شد در سايت و روزنامه‌هاي مختلف آن را اعلام كرديم. اين بار هم بايد فعاليت‌هاي اين جريان افشا شده وسريع اعلام كنيم كه چه كساني نامزدهاي مورد حمايت جريان انحرافي هستند تا مردم به صورت دقيق آنها را بشناسند و اگر اين گونه نشود نمي‌توان انتظار داشت كه مجلسي تشكيل شود كه مقابل جريان انحرافي ايستادگي كند.
گفته مي‌شود كه اصلاح طلبان دچار تشتت هستند. در حال حاضر اصولگرايان هم دچار تشتت هستند اين دو چه تفاوت و نسبتي با هم دارند؟
هردو جريان دچار نوعي تشتت هستند. در دو سر جريان اصلاح طلبي هم فاصله زيادي وجود دارد. در يك سر اين طيف معاند با نظام و انقلاب داريم و در يك طرف ديگر آن ملتزم به ولايت فقيه و معتقد به نظام هم ديده مي‌شود.
گويا وحدت در گروه حداقلي اصلاح طلبان بسيار محتمل‌تر از اصولگرايان است؟
شكل‌گيري وحدت در بين جرياني كه حاكم نيست، آسان‌تر است تا كساني كه بر قدرت حاكم هستند. كساني كه حاكم نيستند براي كسب قدرت حاضرند از سليقه‌ها و گرايش‌هاي خود عقب‌نشيني كنند و هدف مشترك براي آنها مهم‌تر است، بنابراين در حال حاضر زمينه وحدت آنها نسبت به اصولگرايان بيشتر است. بنابر اين جنس تشتت يكي است چون در هر دو جريان سليقه‌ها و گرايش‌هاي مختلف وجود دارد كه يكديگر را نقد مي‌كنند يا هم را قبول ندارند. شما در جبهه اصلاح‌طلبان و در نشست‌هاي آنها مي‌بينيد كه كاملاً يكديگر را رد مي‌كنند و كاملاً باهم متضادند ولي آنها آمادگي يكپارچگي بيشتري دارند و علت آن نيز عدم حاكم بودن بر قدرت است.
تا چه حد براي اصلاح طلبان مقبوليت را پيش‌بيني مي‌كنيد؟
به نظر من آنها پايگاه اجتماعي ندارند و حتي اگر هم متحد شوند زمينه راي اوري برايشان وجود ندارد.
برخي‌ها مي‌گويند كه جريان فتنه باعث شده ضربه مهلكي به جريان اصلاحات وارد شود و آنها زمين‌گير شده و هرگز نمي‌توانند در مقابل اصولگرايان قد علم كنند. واقعاً به اين شكل است و اصلاح‌طلب‌ها ديگر قادر به رقابت نيستند و كشور به سمت تك جرياني و تك فكري پيش مي‌رود؟
شما چند نكته را بيان كرديد. نخست اينكه جريان فتنه ضربه مهلكي به جريان اصلاحات وارد كرد كه اين حرف درستي است. علت نيز نداشتن بصيرت نسبت به فتنه در جبهه اصلاح طلب‌هاست كه واقعاً ضربه سختي براي آنها بود زيرا نتوانستند مرز بين خودي و دشمن را تشخيص بدهند و لايه‌هاي پشت جريان فتنه را به خوبي ببينند.
به نظر شما چرا اصلاح طلبان اين فتنه را خوب نديدند. مسئله بر سر ايجاد و طراحي فتنه بود؟
شايد تعصبات آنها به جريان اصلاح طلبي يا نداشتن اطلاعات كافي اجازه اين كار را نداد و بعدها كه متوجه عمق ماجرا شدند نتوانستند در خصوص آن مرزبندي كنند كه اين مسئله ضربه شديدي به آنها زد. اين ضربه به شكلي بود كه امروز بخش عمده‌اي از اصلاح‌طلب‌ها در چارچوب قانوني نظام اسلامي براي حضور در انتخابات نمي‌گنجند.
حتي اگر اعلام برائت كنند هم وضعيت به همين شكل است؟
اگر طرف بگويد من اشتباه كردم در اين فضا نخواهد گنجيد زيرا وي التزام عملي به ولايت فقيه نداشته و رد مي‌شود. وقتي مقام معظم رهبري بعد از فتنه طي موضع صريح و شفافي اعلام كردند كه به چه شكلي بايد در مقابل فتنه موضع‌گيري كرد و باز برخي گرايشات، سليقه‌ها و افراد متنفذ اصلاح‌طلب نپذيرفته و برخي هم در مقابل آن سكوت اختيار يا درگفتار خلاف آن عمل كردند. چنين افرادي التزام عملي به ولايت فقيه ندارند و دركارنامه آنها ثبت مي‌شود و به همين جهت نيز امكان حضور در انتخابات برايشان نيست.
يعني به نظر شما مردم در مقابل اين طيف اقبال نشان نمي‌دهند يا كلاً از نظر قانوني امكان حضور اين افراد وجود ندارد؟
چون مردم به فتنه حساسيت دارند به آنها اقبال نخواهند كرد، بنابر اين طيف اصلاح طلب به خودي خود، اين طيف را در يك شرايط اقليتي درجامعه قرار داده كه نمي‌تواند فعاليتي درآن داشته باشد.
اصلاح‌طلبان قادر به بازسازي هستند؟
قادر به بازسازي هستند به شرطي كه روي اقشار و افراد جوان‌تر كه كم مسئله‌تر هستند، كاري صورت گرفته و آنها را بازسازي و وارد ميدان كرده تا موفق به اين كارشوند. اين گروه بايد ديدگاه‌هاي خود را واقعا اصلاح كنند. گاهي در بين برخي از اصلاح طلب‌ها ديدگاه‌هايي داريم كه با مواضع امريكا و اسرائيل يكي است و اين طور نمي‌توانند در نظام كار كنند. بالاخره بايد مرزبندي‌ها روشن شود.
به نظر شما اين مواضع بايد به چه شكلي روشن شود؟ برخي از دوستان اصولگرا هم از اين قاعده روشن شدن مواضع مستثنا نيستند؟
من مواضع، گرايش‌ها وشخصيت افراد را در مقابل فتنه واز خرداد تا ۹ دي ۸۸ يك شاخص مي‌دانم. آنها در اين شش ماه چه مواضع و ديدگاه‌هايي نسبت به جريان فتنه و آدم‌هاي درگير در آن داشته‌اند؟ اينها يك شاخص و براي جامعه بسيار مهم است كه به آنها توجه مي‌كنند. بنابراين كار اصلاح‌طلب‌ها براي وحدت بسيار سخت است و به نظر من براي حضور در انتخابات نيز بسيار سخت‌تر مي‌شود.
ميزان موفقيت آنها را تا چه حد ارزيابي مي‌كنيد؟
به نظر من اميد به موفقيت آنها تقريباً نزديك به صفر است كه كسي از اصلاح طلبان بتواند وارد عرصه شده و موفق شود. البته اين بعد از مرحله گذشتن از استعلام‌هاي تأييد صلاحيتي است كه بايد آنها را قبل از ورود دريافت كنند.
فقط انتخابات مجلس نهم را در نظر داريد يا منظورتان انتخابات مهم رياست جمهوري يازدهم هم است؟
رياست جمهوري بعدي را نيز در نظر دارم. منتها اينها مي‌توانند تا آن زمان خود را بازسازي و مواضع خود را اصلاح كرده و اشتباهات گذشته را برطرف كنند تا يك خط مشي مشخص را در پيش بگيرند كه با چارچوب‌هاي نظام، انقلاب و قانون اساسي سازگاري داشته باشد.
اگر هم نتوانند جامعه با اين اوضاع تك صدايي و تك‌گرايشي مواجه خواهد شد. اين مسئله روي توسعه اجتماعي و نشاط سياسي كشور چه اثري خواهد داشت؟
اينكه جامعه با اين شرايط يك گرايشي شود، طبيعي است كه براي نشاط اجتماعي و پويايي جامعه خوب نيست. جامعه وقتي كه با سلايق و گرايش‌هاي مختلف و تعارض افكار و مناقشات نگرشي روبه‌رو شود قطعاً نو زايي مي‌كند و انديشه‌هاي جديد و حرف‌هاي نو زائيده مي‌شود و جامعه حركت پويايي خواهد داشت. من به يك طيفي شدن جامعه اعتقادي ندارم و معتقدم كه اختلاف سلايق وگرايش‌ها بايد بتوانند با يكديگر تضارب افكار داشته باشند. ولي اينكه لزوماً تقسيم‌بندي‌ها مبتني بر اصلاح‌طلبي و اصولگرايي باشد، نياز نيست. ما زماني جناح چپ و راست داشتيم كه بعدها به نام اصلاح طلب و اصولگرا درآمد.
به نظر مي‌رسد اصولگرايان آنقدر بزرگ شده‌اند كه ممكن است تضارب اين ديدگاه‌هايي كه قرار است از دو جناح يا جريان مختلف انتظار برود به صورت درون گروهي رخ دهد.
بله، ممكن است ما درخود حوزه اصولگرايي شاهد تولد دوجريان ديگر باشيم كه حتي اصلاح طلب‌هاي نزديك به اصولگرايي در اين گرايش‌هاي جديد هضم شوند و يك ديدگاه پيدا كنند.
سرنوشت فراكسيون انقلاب اسلامي بعد از تشكيل جبهه پايداري چه مي‌شود؟
جبهه پايداري يك حركت خارج از پارلمان است و ارتباطي به فراكسيون انقلاب اسلامي ندارد. اين فراكسيون داخل پارلماني است و تصميم‌گيري‌هاي خاص خود را دارد.
واقعاً چه گروه‌هايي عضو اين جبهه هستند؟ همه نزديك به دولتند يا منتقد دولت هم در ميان آنها ديده مي‌شود؟
مركزيت همان فراكسيون انقلاب اسلامي است ولي بسياري از گرايش‌ها و شخصيت‌هاي متنفذ جامعه هم ممكن است از اين جبهه استقبال كنند. به هرحال اين جبهه حركتي خارج از پارلمان است.
فعاليت جبهه پايداري در فضاي فعلي كه همه اصولگرايان دم از وحدت مي‌زنند تا كجا وجهه دارد؟
من بايد بر اين نكته تأكيد جدي كنم كه جبهه پايداري با رئيس‌جمهور بر سر جريان انحرافي اختلاف دارد و اختلاف نيز شديد است.
بيشتر افراد متنفذ اين جبهه از حاميان اصلي رئيس‌جمهور در مجلس هستند. برسر اين جريان چه اختلافي هست و از رئيس‌جمهور چه انتظاري دارند؟
جبهه پايداري از رئيس‌جمهور مي‌خواهد كه با جريان انحرافي برخورد كند و موضع قاطع داشته باشد و تكليف خود را با جريان انحرافي روشن كند.
پس چرا برخي از افراد حاضر در اين جبهه و ماهيت آن را تا اين حد به جريان انحرافي انتساب مي‌دهند؟
اصلاً چنين چيزي نيست.
شكافي كه بين جامعتين و جبهه پايداري در خصوص معرفي نماينده به وجود آمد بسيار ابهام‌برانگيز بود كه آيا در نهايت شايعه‌هاي انتساب به جريان انحرافي درست است و اگر نيست چرا الزامات اين كميته مركزي جامعتين توسط نماينده‌هاي جبهه مورد قبول واقع نمي‌شود؟
به نظر من شكافي وجود ندارد.
اگر اين گونه است چرا نماينده‌هاي اين جبهه با عدم اقبال اصولگرايان مواجه شد؟
اختلاف نظر ديگري كه همچنان وجود دارد اين است كه جبهه پايداري مي‌گويد كساني كه در كميته وحدت اصولگرايان شركت مي‌كنند بايد وزن و پايگاه اجتماعي داشته باشند.
پايگاه اجتماعي؟ منظور نظر شما چيست؟
جلوه پايگاه اجتماعي انتخابات و آراي مردم است كه نشان مي‌دهد چه كساني پايگاه اجتماعي دارند و بنابراين جبهه پايداري همچنان معتقد است درحال حاضر كساني در كميته حضور دارند كه وزن و پايگاه اجتماعي لازم را ندارند. انتقادي كه درخصوص مواضع برخي افراد درجريان فتنه وجود دارد شاهد اين واقعيت است و نمي‌توان آن را رد كرد. مقام معظم رهبري موضع افراد را به عنوان يك شاخص مطرح فرمودند. اين يك شاخص است، كسي كه در جريان فتنه ساكت بوده يا به نفع فتنه موضع گرفته است نمي‌تواند در مدار اصولگرايي يا حداقل در كميته مركزي‌اش تعريف شود.
پيش‌بيني مي‌كنيد كه جبهه پايداري در نهايت به ائتلاف اصولگرايان مي‌پيوندد يا همچنان بين اين دو بخش چالش وحدت باقي خواهد ماند؟
جبهه پايداري حتماً به ائتلاف اصولگرايان مي‌پيوندد و با ائتلاف اصولگرايان همراهي خواهد كرد. اين جبهه به همان اندازه‌اي كه ديگران نگران حوزه اصولگرايي هستند، نگران اين حوزه‌اند اما نقطه نظراتي دارند كه بايد اين نقطه نظرات را مطرح كنند تا به نتيجه برسند.
آقاي دكتر به نظر مي‌رسد به شدت متمايل به جبهه پايداري هستيد؟ قبلاً گفته بوديد كه نماينده مستقل به حساب مي‌آييد؟
من همچنان مستقل هستم و درگردهمايي نمايندگان مستقل كه آقاي لاريجاني مطرح كرده بود به صراحت اعلام كردم كه به عنوان اصولگراي مستقل نامزد مي‌شوم و دنبال هيچ ليست و گروه و دسته‌اي هم نيستم. اگر جبهه، گروه يا ليستي فهميد در صورتي كه اسم ما درليست آنان قرار بگيرد باعث افتخارآن ليست مي‌شود، حرفي ندارم.
چه گرو‌ه‌هايي در ميان اصولگرايان متهم به تكروي هستند؟ بايد در مقابل حرفي كه به ملت زده مي‌شود و به آن عمل نمي‌كنند به مردم اطلاع رساني كرد.
من نمي‌توانم مصداقي در اين مورد حرف بزنم زيرا احتياج دارد كه تا حدي بررسي شود. ما در جبهه پيروان امام و رهبري تكروي نديديم و هميشه يكپارچگي وجود داشته است. چه زماني كه تشكل‌هاي همسو بودند و چه زماني كه به جبهه متحد اصولگرايان تبديل شدند. در حال حاضر نيز كه به نام جريان اصولگرايي ناميده مي‌شوند، در اين جبهه تكروي نديده‌ايم. در سابقه فعاليت جمعيت ايثارگران نيز همواره تلاش شده‌است كه استقلال خود را از ساير گرايش‌ها حفظ كنند و البته دركلان اتحاد اصولگرايي هميشه مشاركت داشته‌اند. يعني وقتي يك حركت منطقي براي وحدت وجود داشته از وحدت تمكين كرده و متحد شده‌اند.
جبهه پايداري مصداق تكروي نيست؟
ما در فعاليت‌هاي اخير جبهه پايداري فعلي سابقه تكروي را بيشتر ديده‌ايم. يعني معمولاً در حوزه اصولگرايي تكروي خود را انجام داده و سعي كرده‌اند كه حرف خود را بزنند. اگرچه در كلان اصولگرايي بالاخره يكپارچگي خود راحفظ كرده‌اند ولي به هرحال تكروي در بين آنها بيشتر بوده است.
به وظايف شما در مجلس برگرديم. شما رياست كميته مطالبات ملي كميسيون امنيت ملي را بر عهده داريد. وظايف اين كميته تا چه حد بروز و ظهور داشته است؟
ما در نامگذاري اين كارگروه بسيار فكر كرديم كه چه نامي انتخاب كنيم. چون وظيفه مدنظر اين كميته، ميراث فرهنگي غارت شده ما بود. براي اينكه ميراث ملي كشور را مطالبه كنيم، اسم آن را مطالبه ميراث فرهنگي ملي نهاديم كه به علت طولاني شدن اين نام در نهايت كارگروه مطالبات ملي نامگذاري شد.
كميته مطالبات ملي كه حوزه گسترده‌اي را در بر مي‌گيرد؟
بله، حالا خيلي بزرگ مي‌شود. گاهي به ما مي‌گويند كه مطالبات حوزه نفت را هم دنبال كنيد زيرا جزء مطالبات ملي است. اما اين كميته، ميراث فرهنگي كشورمان كه تا به حال غارت شده را سر و ساماني داده و به عنوان يك فعاليت پارلماني به آن نگاه مي‌كند. البته وزارت خارجه، وزارت اطلاعات و سازمان ميراث فرهنگي نيز در اين زمينه فعاليت خود را دارند، ولي ما خواستيم به عنوان نماينده ملت و درقالب يك فعاليت پارلماني در اين صحنه نيز نقش‌آفريني كنيم.
پس دامنه آن فقط ميراث فرهنگي است؟
بله، ميراث فرهنگي كه از كشورمان غارت شده است. چون هزاران قطعه و دستاورد فرهنگي ما از كشور به صورت قاچاق يا حتي قانوني خارج شده كه بايد باز مي‌گشت اما تا به حال كه انجام نشده است و حتي برخي از آنها به صورت موافقتنامه‌هاي استعماري ظالمانه خارج شده‌اند. ما مي‌توانيم در مراجع بين‌المللي آنها را مطرح و اثبات كنيم كه مسئله‌اي ظالمانه و ناحق بوده و فردي كه آنها را امضا كرده اصولاً قدرت تشخيصي در اين زمينه نداشته است. بنابراين چنين كسي كه شناختي نسبت به ماهيت مورد معامله ندارد، معامله او باطل است و حقوق داخلي و بين‌الملل هم همين را مي‌گويد. بنابر اين مي‌توانيم در مجامع اقامه دعوا و پيگيري كنيم شايد بتوانيم بخشي از آنها را به كشور برگردانيم.
آقاي دكتر برخي از منتقدان وضعيت نگهداري ميراث فرهنگي در كشور مي‌گويند كه ديگر كشورها بيشتر از خود ما از ميراثمان نگهداري مي‌كنند. وقتي فسيل چند هزار ساله به راحتي جابجا مي‌شود، مي‌شكند يا در انبارهاي موزه ملي درحال از بين رفتن است درد آورتر از اين است كه در يك موزه خارجي با احترام به ايراني بودنش نگهداري شود، چرا بايد تلاش كنيم آنها را برگردانيم؟
صرفاً برگرداندن هدف نيست، ما به دنبال ثبت مالكيت معنوي ملي اين ميراث هستيم. يعني ما نگفتيم كه بايد به ايران برگرد، بلكه مي‌گوييم اين ميراث مال ملت ايران است و مالكيت معنوي خودمان را بايد نسبت به آنها اثبات كنيم تا ثبت شود. حتي اگر درهمان موزه بماند ولي به نام ملت ايران ثبت شود. ما درثبت ميراث فرهنگي كوتاهي زيادي كرده‌ايم و همان‌هايي را كه داريم نيز خوب حفظ نمي‌كنيم. بسياري از ميراث فرهنگي ما هنوز زير خاك است. كافي است درها را باز كنيم كه بيايند بگردند بسياري از اشياي تاريخي ما پيدا مي‌شوند. ولي ما اجازه نمي‌دهيم و خودمان نيز روي آنها كار نمي‌كنيم. به هر حال سازمان ميراث فرهنگي بايد در اين مورد كاري انجام دهد.
وقتي سازمان ميراث فرهنگي در هر دوره، محل فسادهاي سياسي زيادي بوده چه انتظاري براي انجام كار تخصصي است؟
بله، متأسفانه به همين صورت بوده است.
از كميته حقوق بشر مجلس چه خبر؟
من دبير و سخنگوي اين كميته هستم. فعاليت كارگروه حقوق بشر انصافاً فعاليت خوبي بود و با وجود اينكه داراي سابقه‌اي در پارلمان نبود و به نوعي در اين زمينه سردرگمي وجود داشت، ولي اين كارگروه درمدت دو سال فعاليت خود گام‌هاي خوبي در حوزه فعاليت‌هاي پارلماني و حضور در مجامع بين‌المللي، مكاتبات، بيانيه‌ها و اعلام مواضع و به طور كلي نقش آفريني خوبي داشته است.
چقدر درباره وضعيت ايرانيان خارج از كشور كه برخي از آنها بي‌گناه زنداني شده‌اند، فعاليت كرده‌ايد؟
حوزه فعاليت پارلماني حوزه اجرايي نيست و ما نمي‌توانيم اقامه دعوا كنيم يا در محاكم قضائي شركت كنيم.
فقط در سطح رايزني با گروه‌هاي دوستي پارلماني مي‌توان كار كرد؟
بله، در همين سطح مي‌توان كار كرد. ما سعي كرديم با صدور بيانيه، مذاكره با دستگاه ديپلماسي و درخواست از وزارت خارجه و دعوت و توضيح خواستن از آنها موضوعات را پيگيري كنيم و آن را براي دستگاه ديپلماسي، مهم جلوه دهيم و يك مقدار بُعد نقض حقوق بشر را در افكار عمومي تبيين كنيم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار