سخنان مقام معظم رهبري در جمع دانشگاهيان استان كرمانشاه مبني بر محتمل بودن تغيير در روشها و ساختارهاي نظام، موجي از تحليلها و ابرازعقيدهها را بين دوستان و دشمنان انقلاب اسلامي به همراه داشت و هركس متناسب با پيشينه ذهني و چارچوب تحليلي خود از نظام جمهوري اسلامي ايران، به تفسير آن پرداخت. پرداختن به چرايي و چگونگي اين مهم بدون توجه به چيستي نظام جمهوري اسلامي ايران موجب تقليلگرايي در موضوع و ناقص ماندن پاسخ خواهد شد. كليد ورود به مبحث مذكور را بايد در اين سؤال جستوجو كرد كه تفاوت نظام جمهوري اسلامي با نظامهاي موجود و مرسوم جهان چيست؟ نظام جمهوري اسلامي ايران از بعد حقوقي وجوه مشترك زيادي با ديگر كشورها دارد. مجلس، دولت، وزارتخانهها، نيروهاي مسلح، دستگاه قضايي، آموزش و پرورش و... از جمله اجزاي ماهيت و ساختار حقوقي نظام جمهوري اسلامي ايران هستند كه مشابه آن در اكثر كشورها يافت ميشود اما آنچه نظام جمهوري اسلامي را متمايز ميسازد، نقطه عطف در الگوگيري از يكسو و دشمنيها از سوي ديگر است. ماهيت حقيقي آن است. به تعبير ديگر اين مظروف نظام اسلامي است كه به ظرف حقوقي نظام معني و مفهوم ميبخشد. اكنون كه نظام جمهوري اسلامي در فرآيندها تثبيت شده و دوران نونهالي را سپري كرده و به تجربيات گرانسنگي دست يافته است بايد در الگوسازي خود به صورت مستمر بازنگري كند و متناسب با زمان و نسلهاي جديد مسلمان در كشورهاي مختلف، بتواند نيازهاي آنان را در تشكيل حكومت برطرف كند.
ماهيت حقيقي نظام جمهوري اسلامي كه عبارت است از استكبارستيزي، نفي سبيل، ارزشمداري، سادهزيستي مسئولان، حمايت از محرومان و مستضعفين و دائمي دانستن مبارزه با شرك و كفر و... از آغازين روزهاي انقلاب اسلامي به اقصي نقاط عالم نفوذ كرد و پيام رهاييبخش و الهامبخش خود را به جهانيان رساند. محتوا و ماهيت نظام جمهوري اسلامي كه همان ارزشهاي برآمده از انقلاب اسلامي است در بستر زمان دچار تحول نميشود و از اصول ثابتي پيروي ميكند كه مبتني بر اسلام ناب محمدي(ص) و فطرت انساني است. بنابراين ثبات در هويت حقيقي نظام جمهوري اسلامي ايران امري حتمي و غيرقابل خدشه است چراكه عدول از ماهيت و هويت حقيقي به مثابه عدول از چرايي قيام در انقلاب اسلامي است. به همين دليل مقام معظم رهبري بر ثبات آنان تأكيد كردند. اين هويت حقيقي همان عاملي است كه دشمنان را بيش از ۳۲ سال در پشت دروازههاي ايران نگه داشت و همين هويت حقيقي است كه از ملت ايران اكسيري ساخته است كه مصداق عيني بنيان مرصوص شده است. بنابراين ثبات در هويت حقيقي نظام لازم و ضروري است. در نقطه مقابل دشمنان نيز از بدو پيروزي تاكنون با هويت حقيقي نظام جنگيدهاند و اصلاحطلبان نيز به دنبال استحاله ماهيت حقيقي نظام بوده و هستند. اما آنچه بايد تغيير و تحول بر آن مترتب شود، هويت حقوقي نظام است. ساختار به خودي خود فاقد اصالت است و متأثر از مأموريت به وجود ميآيد. مأموريت امروزي و جديد انقلاب اسلامي چيست؟ در پاسخ به اين سؤال بايد گفت كه هويت حقيقي نظام جمهوري اسلامي كه همان ارزشهاي انقلاب اسلامي است، مأموريت خود در ايران و جهان را انجام داده است. امروز كه انقلابهاي اسلامي- عربي در جهان اسلام خودنمايي ميكند بايد به ارائه الگويي براي نظامسازي همت گماريم.
به نظر ميرسد الگوي ساختاري جمهوري اسلامي ايران و ابعاد حقوقي آن نميتواند به الگوي عملياتي كشورهاي اسلامي تبديل شود. به همين دليل مقام معظم رهبري يكي از دلايل بازنگري در ساختار نظام را تحولات سياسي در كشورهاي اسلامي دانستند. طبيعتاً در جهان اهل سنت مشخص نيست كه چه كسي شرايط حكومت (به اسم اسلام) را دارد و چگونه بايد به حكومت برسد. بنابراين براي تقريب الگوي حقوقي و ساختاري بايد اقدام عاجل صورت گيرد در غير اين صورت الگوهاي غربي به سرعت جايگزين خواهند شد. قطعاً در جهان اهل سنت الگوي ولايت فقيه و نيابت در عصر غيبت همانند شيعه برجسته نيست و آنان در تشكيل هزارساله حكومت (بني عباس و عثمانيان) به بيعت عمومي ميانديشند و بسياري از انديشمندان اسلامي معاصر همانند ابوعلي مودودي نيز بيعت عمومي (دموكراسي امروزي) را پيشنهاد ميدهند. نظام رياستي ميتواند تنش بين اسلامگرايان و سكولارها را در جهان اسلامي توسعه بخشد.
بدين معني كه يك گروه به مجلس و گروه ديگري به رياست جمهوري حاكم شوند اما در نظام پارلماني كه رئيس جمهور از دل پارلمان بيرون ميآيد (مثل تركيه) اگر اسلامگرايان به قدرت برسند ميتوانند رياست جمهوري را نيز تصاحب كنند و همسويي دو قوه ميتواند ماهيت حقيقي نظام سياسي آنان كه عبارت از حاكميت احكام و ارزشهاي اجتماعي اسلام است را رقم بزند. همانگونه كه الگوي انقلاب را براي مسلمانان جهان به صورت جذاب و الهامبخش ترسيم كرديم، بايد الگوي ساختاري متناسب آن را نيز ارائه دهيم. ساختار حال نظام جمهوري اسلامي احتمالاً نتواند اين تأثير را داشته باشد.