کد خبر: 452742
تاریخ انتشار: ۳۰ مهر ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۰
نگاهي به سينماي دفاع مقدس در گفت‌وگوی «جوان» با محمدرضا شرف‌الدین‌
مريم احمدي
وي نخستين‌بار در سال ۱۳۶۴ با سمت دستيار فيلمبردار در فيلم «قلب كوچك ايمان» به كارگرداني مرتضي مسائلي تجربه كار سينمايي را آموخت. در كارنامه شرف‌الدين حرفه جلوه‌هاي ويژه درخشان‌تر است. او استاد در رشته عكاسي حرفه‌اي بوده و در دانشگاه سوره نيز تدريس مي‌کند. شرف‌الدين از پايه‌گذاران اصلي انجمن سينماي دفاع مقدس و رياست اين انجمن بر عهده اوست.
او تهیه‌کنندگی آثاری چون سه و نيم، چوب خط، فرزند صبح، آن سه، باد به دستان، بالاي شهر پايين شهر، بي‌همتا، پرنده‌باز كوچك و نوروز را بر عهده داشته است و در فیلم‌های مزرعه پدري، زنداني ۷۰۷، چشم عقاب، زخمي، عقرب، آخرين مرحله و گروگان به عنوان مدیر جلوه‌های ویژه فعال بوده است.

جناب شرف‌الدین درباره وضعیت حال حاضر سینمای دفاع مقدس صحبت کنید.
باید به گذشته برگردیم تا بتوانیم ارزیابی درست و دقیقی از جریانات و اتفاقات داشته باشیم. سینمای دفاع مقدس در گذشته یک دوران طلایی داشته است که این دوران، از اواسط دهه ۶۰ آغاز می‌شود و تا اواخر دهه ۷۰ ادامه دارد.
این دوران طلایی سینمای دفاع مقدس تنها مختص یک گونه خاص سینمایی نمی‌شد زیرا سینمایی در ایران در حال شکل‌گیری بود که هدف و آرمان خاصی داشت. سینمای هر کشوری با توجه به موقعیت‌ها و اتفاق‌های تاریخی آن شکل می‌گیرد و در طی مسیر تکاملی خود متأثر از مسائل اجتماعی می‌شود.
من همیشه گفته‌ام سینمای دفاع مقدس ما جدا از کلیت سینما نیست یعنی اگر یک سینمای شکوفا و پویا داشته باشیم آنگاه می‌توانیم در اینگونه خاص نیز رشد کنیم و به اهداف آرمانی مورد نظر دست یابیم و سینمای دفاع مقدس به عنوان یک مؤلف قابل‌تحلیل باشد.
سینمای دفاع مقدس در ایران زیربنای فکری، عقیدتی ‌یا مانیفست پیش‌رونده‌ای دارد البته انقلاب اسلامی این فرصت را در اختیار سینما قرار داده است چرا که ما قبل از انقلاب سینمای مناسبتی نداشتیم اگر فیلم‌های خوبی نیز در این زمینه تولید می‌شد روندی مبتنی بر یک جریان فکری هنری نداشتند بلکه خود به تنهایی یک اثر خوب در سینما محسوب می‌شدند.
بعد از انقلاب اسلامی و ایجاد یک فضای فرهنگی، تعریف جدیدی از مخاطب و سینما ارائه شد و توانست موقعیت مناسبی را در اختیار هنر و سینما قرار دهد. به هر جهت سینما برآیند چند گونه هنری است که از توالی و انسجام آنها به وجود آمده است. عکاسی، نقاشی، داستان‌نویسی، هنرهای تجسمی وقتی که جمع می‌شوند سینما را به وجود می‌آورند. از دل این انسجام، هنرهای دینی خلق شدند که یکی از آنها سینما بود و اوج آن زمانی است که امام (ره) فرمودند «ما با سینما مخالف نیستیم بلکه با فحشا مخالفیم» در واقع امام (ره) با این سخن نظریه‌ای کاربردی، منسجم و هدفمندی را در اختیار سینماگران قرار داد و به طورحتم می‌توان گفت سینمای پس از انقلاب راه خودش را پیدا کرد.
اما این نظریه نیاز داشت در میدان عمل تحلیل و نقد و بررسی شود هر چند فعالیت‌های سینمایی دهه ۶۰ با این تفکر و هدف آغاز شدند. البته معماری و زیربنای درستی نیز از سوی آقای بهشتی در این زمینه ایجاد شد زیرا وی متناسب با زمانه خودش نقش مفیدی را ایفا کرد و توانست سینمای ایران را شکل دهد. معتقدم بخشی از ساختار اجرایي، علمی و هنری سینمای امروز ما متأثر از برنامه‌ریزی‌ها و اقدامات آقای بهشتی است.
از مقدمه مناسب شما ممنونم دیگر می‌توانیم به سینمای دفاع مقدس بپردازیم.
بله. جنگ زمانی به کشور ما تحمیل شد که انقلاب اسلامی هنوز نتوانسته بود خود را در جامعه نهادینه کند و موضوع انقلاب و تحولات اجتماعی یکی از مسائل پیش روی کشور ما بود.
ضرورت پرداخت به موضوع جنگ برای ملت ما، به عنوان پدیده مرگ و زندگی ایجاب می‌کرد که هر چه زودتر فرهیختگان به تحلیل جنگ بنشینند. بنابراین قدم‌های اولیه برای ساخت آثار سینمای پس از انقلاب با جنگ برداشته شد.
افرادی مانند «مجتبی راعی»، «مرحوم ملاقلی‌پور»، «کمال تبریزی»، «رحیم رحیمی» و «حسن کاربر» اولین فیلم‌ها را در زمینه دفاع مقدس تولید کردند که همگی جزو فیلم‌های موفق دوره خودشان محسوب می‌شوند. اما به یاد داشته باشیم که بعد از جنگ و پذیرش آتش‌بس هنوز صلحی در میان نبود به همین دلیل جامعه می‌بایست به لحاظ روحی و روانی آماده دفاع باقی بماند بنابراین تا اواسط سال دهه ۷۰ فیلم‌های تولید می‌شدند که موضوعات آنها به نوعی تلویحی بودند و رنگ و بوی دفاعی داشتند و بعد آرام آرام برخی از گونه‌های وارداتی سینما که معمولاً بعد از جنگ جهانی دوم در کشورهای صاحب صنعت شکل گرفته بود در ایران هم خودش را نشان داد و با عنوان نورئالیسم وارد سینمای ایران شد.
مخاطبان و مسئولان با این نوع از سینما مشکلی نداشتند؟
این سینما در ذات خود مشکلی ندارد چرا که سینما به عنوان یکی از عناصر متمدن باید دارای محتوا باشد. لازم است در عرصه تجربه کارهايی انجام شود. من هنوز سینمای دفاع مقدس را سینمای تجربی می‌دانم زیرا معتقدم ما در ایران هنوز به گونه‌هایی مانند انقلابی، دینی و... نرسیده‌ایم بنابراین باید آرام آرام تجربه کسب کنیم.
یعنی آرام‌تر از این؟ بيش از ۲۰ سال است از جنگ تحمیلی می‌گذرد اما به گفته شما هنوز این‌گونه سینمایی در کشور ما به درستی ایجاد نشده است. یعنی باید باز هم زمان را به بهانه تجربه کردن از دست داد؟
۲۰ سال برای پیدا کردن یک ضابطه فرهنگی و هنری اصلاً زمان زیادی نیست زیرا این عرصه، عرصه تفکر است. از اولین جرقه‌های ایجاد یک سبک هنری در غرب و یا شرق چندین دهه یا سده می‌گذرد تا یک نوع تفکر فراگیر، تأیید و یا منسوخ شود. تفکرهايی مانند ماتریالیستی، کمونیستی و مارکسیستی، ۸۰ سال در روسیه تجربه شدند و بعد تصمیم گرفتند که آیا این تفکر اشتباهی بوده است یا خیر؟
ناتورالیسم، کوبیسم، اکسپرسیونیسم زمان طولانی را گذراندند تا به یک سبک مبدل شدند هر چند اساس و ریشه آنها الهی نیست و عموماً در چالش‌های حس‌گرایانه خودشان باقی می‌مانند و ما اگر بر آن باشیم که سینمای دفاع مقدس متکی بر معرفت، حیات و توحید است نباید ۲۰ سال را زمان زیادی برای دستیابی به اهداف خود بدانیم هر چند سابقه طولانی در تولیدات آثار فکری و اندیشه‌ای داریم اما در سینما این سابقه را به چالش نگرفته‌ایم.
آوینی در این زمینه گام‌های کوتاه، اما جدی‌اي برداشت و توانست تعریف‌های مجملی از هنر انقلابی ارائه دهد هر چند بخشی از این مبانی دیگر امروزه کاربرد ندارد و نمی‌توان برای ادامه مسیر از آنها بهره برد و تنها به عنوان گام‌های اولیه ارزشمند هستند.
متأسفانه مباحث نظری در عرصه سینما تعطیل است و نظریه‌پرداز در ساختارهای فکری، هنری و حتی مدیریتی نداریم و اگر هرازگاهی اتفاق خوبی در این عرصه رخ می‌دهد نتیجه‌ عملکرد یک سیستم نیست بلکه حاصل تجربه‌های شخصی خود هنرمند است. ما با یک چنین چالشی رو‌به‌رو هستیم که تنها به سینمای دفاع مقدس مربوط نمی‌شود.
درباره چالش‌های پیش روی سینمای دفاع مقدس بیشتر صحبت کنید.
این چالش‌ها طبیعی است اما شرایط لازم برای مباحث نظری فراهم نشده است که ما بدانیم در حال نزدیکی به یک شرایط ایده‌آل هستیم یا خیر؟‌ هرچند باید بگویم بسیاری از اندیشه‌ها آلوده به مباحث سیاسی هستند و هنرمندان هنوز نتوانسته‌اند در عرصه هنر مجزا از مباحث سیاسی فعالیت کنند.
موضوعات بعد از انتخابات نشان داد بسیاری از هنرمندان که ما آنها را فقط به عنوان هنرمند می‌شناختیم افرادی سیاسی هستند. معتقدم این آسیبی است که عرصه فرهنگ و هنر هم از طرف مدعیان هنر و هم از طرف مدیران سیاسی می‌خورد.
به نظر شما راه حل این مشکلات چیست؟
ما باید فضاهای مطمئن برای ابراز عقیده فراهم کنیم و از طرف دیگر خود صاحبان نظر از آلودگی‌های سیاسی دوری کنند چراکه ساحت هنرمند بسیار با‌ارزش‌تر از ساحت یک فرد سیاسی است و اگر به این ورطه ورود کنند اولین ضربه را به خودش به عنوان یک هنرمند زده است.
این به معنای جدا کردن عرصه فرهنگ و سیاست از یکدیگر نیست. نمی‌خواهم بگویم هنرمند به مسائل پیرامون خود بی‌توجه باشد اما ابزار فرهنگی را سخیف و نازل مي‌کنند و در اختیار جریان‌های سیاسی قرار می‌دهند جای شکایت و مخالفت وجود دارد. بنابراین اگر قبول کنیم سینما و به ویژه سینمای دفاع مقدس عرصه تفکر و اندیشه است که باید به نقد صحیح و هوشمندانه چالش‌ها و مشکلات جامعه بپردازد. نقش هنرمند بسیار تعیین کننده و حرکت آن بر روی لب تیغ خواهد بود.
صحبت‌های شما، من را به یاد مسئله‌ای انداخت و آن اینکه در این دوران موضوعاتی مانند «سینمای ضد جنگ» مرسوم شد و موافقان زیادی داشت و بسیاری هم با آن مخالفت کردند. چرا این اتفاق افتاد؟
اگر بخواهم سینمای دفاع مقدس را در یک جمله تعریف کنم باید بگوییم سینمایی که در مقابل خشونت، تروریست و بی‌عدالتی می‌ایستد. جنگ پدیده‌ای بسیار زشت و کریه و سینمای دفاع مقدس پیام‌آور صلح است. پس اگر سینمایی این آرمان را صیانت کند ما آن را تقدیر مي‌كنيم بنابراین اگر سینما واقعاً ضد جنگ باشد مورد حمایت خواهد بود. اما ضد جنگ نه ضد دفاع! ما هشت سال به مقابله با جنگ برخاستیم برآیند ذات و جوهره دفاع «عدالت» است.
اما گونه‌ای از سینمای ضد جنگ وجود دارد که متأسفانه برخی از هنرمندان ما به دلیل نداشتن بینش کافی به آن ورطه افتاده‌اند و آن اینکه هر نوع جنگی حتی دفاعی و حق‌طلبانه را با همان نگاه «ضد جنگ» تحلیل می‌کنند و نفی هرگونه جنگ می‌کنند. جنگ به هر صورتی بد است اما دفاع واجب و لازم. ما باید در آثار هنری خود تفاوت این دو را نشان دهیم.
تئوری ضد جنگی موجود در اروپا و امريكا متناسب با ماهیت جنگ‌هايي است که داشته‌اند و به همین دلیل با نیتی که ما در جنگ‌مان داشته‌ایم بسیار متفاوت است.
اگر در ‌هالیوود سینمای ضد جنگ شکل می‌گیرد به این دلیل است که آنها کشورهای متجاوز هستند بنابراین اگر تفکر ضد جنگی از درون جامعه ضد امريكایی بیرون آید فرق می‌کند با اینکه کسی از درون ایران بخواهد با تفکر دفاع به مقابله برخیزد.
اگر اولیور استون «جوخه» را می‌سازد و فیلم آن ضد جنگ شناخته می‌شود، علیه اندیشه دولتمردان کشورش فیلم ساخته است. ماهیت جنگ ما با آنها فرق دارد چراکه هنرمند متعهد کشور ما باید اثری در نفی تجاوز بسازد.
ما نسخه تکامل یافته فیلم‌هايی مانند «دیده‌بان»، «از کرخه تا راین»، «مهاجر» و کیمیا را نداریم و اگر با اغماض بگویم «آژانس شیشه‌ای» نورئالیسم سینمای ایران است اما نسخه تکامل یافته آن نیز وجود ندارد. پس ما گامی فراتر از دهه ۷۰ برداشته‌ایم.
سازندگان این اثر نیز نتوانستند آثار خود را تکامل دهند مثلاً «۳۳ روز» جمال شورجه نتوانسته گام فراتری باشد هر چند امروز ادعا می‌کنند «سیزده ۵۹» تکامل یافته «آژانس شیشه‌ای» است و باید بگویم این اثر به لحاظ محتوای داستانی به هیچ عنوان قابل مقایسه با آژانس شیشه‌ای نیست. سینمایي که زاده زمان حال نباشد کهنه و ارتجاعی است و به کار مردم آن زمان نمی‌آید و یک اثر هنری اگر نمی‌تواند جلوتر از زمانه خود باشد باید حداقل با اندیشه زمانه خود برابری کند ولي ما چنین آثاری را در سینما نداریم.
فضای حاکم به هنر به سه دسته تقسیم شده‌است یک دسته کاملاً واپسگرا هستند، دسته دوم محافظه‌کارانه و تحت تأثير فضای امنیتی رفتار می‌کنند و با دیدن برخی از آثار هنری متوجه می‌شویم که خالق آن کاملاً ترسو است. به هیچ عنوان جسارت به تصویر کشیدن معضلات اجتماعی را ندارد. دسته سوم که متأسفانه تفکر آنها را بیگانگان مدیریت می‌کنند اگر جسارتی هم دارند بیشتر سیاه‌نمایی می‌کنند.
در این دسته‌بندی‌ها فیلمی مانند «اخراجی‌ها» کجا قرار می‌گیرد؟
من فیلم اخراجی‌ها را سینمايي نمی‌دانم پس اصلاً وارد این بحث نمی‌شوم.
من و شما چه این فیلم را سینمايي بدانیم یا خیر آقایان آن را سینمايي و جزو پر‌فروش‌ترین آثار سینمایی می‌دانند و به عنوان یک اثر دفاع مقدسی در تاریخ سینمای ما ثبت کرده‌اند، در این باره چه نظری دارید؟
وقتی برخي از مسئولان به مباحث نظری که در فوق به آنها اشاره کردم اهمیتی نمی‌دهند و اصلاً آن را نمی‌شناسند آن وقت اثری مانند اخراجی‌ها را به عنوان فیلمی در ژانر دفاع مقدس معرفی می‌کنند. ما هنوز چارچوب مشخصی برای سینمای خود نداریم دیگر چه رسد به سینمای دفاع مقدس.
اینها نظرات من است اما از آنجا که متأسفانه فضای مباحثه وجود ندارد نمی‌توان از این پراکنده‌گویی‌ها به تعریف درستی از سینمای دفاع مقدس رسید.
اگر می‌شود با دلایل بیشتری مخالفت خود را با دفاع مقدسی بودن اخراجی‌ها توضیح دهید.
کدام یک از صحنه‌های اخراجی‌ها از صلح صحبت می‌کند؟‌یا مثلاً تفکر نابی را در مخاطب برمی‌انگیزد؟ یعنی بیننده‌ای که فیلم اخراجی‌ها را دیده است فکر می‌کند یک عقیده، فکر یا مسئله‌ای را برای تفکر پیدا کرده است؟ مخاطب را به فکر وا‌می‌دارد؟
من هرگز با فیلم طنز مخالف نیستم اتفاقاً اگر عنوان دفاع مقدس را از اخراجی‌ها بر‌داریم می‌تواند فیلم جالبی باشد. ما می‌توانیم در حوزه دفاع مقدس هم فیلم طنز داشته باشیم مثل «لیلی با من است» که علاوه بر خنده ظاهری، مخاطب را به فکر وا‌می‌داشت و به آنها گوشزد می‌کرد كه اراده برتری بر تو حاکم است و تو را اداره می‌کند.
مسئله‌ای با عنوان خودی و غیر‌خودی در سینما مطرح است. افراد خودی می‌توانند هر چه می‌خواهند بگویند ‌اما فیلمسازی مانند «محمد‌علی باشه‌آهنگر» که آثاری مانند «فرزند خاک» را به تصویر کشیده است برای ساختن فیلم‌های خود باید متحمل سخت ترین شرایط شود.
این افراد تنگ نظر هستند البته به شدت هم آسیب‌پذیرند‌. اما آنهایی که صلابت دارند و به دنبال بالا بردن فهم و شعور هستند باید خودی محسوب شوند. امام (ره) با هر گونه حزب‌گرایي مخالف بود. آدم‌های معتبری که در حزب جمهوری اسلامی بودند و از یاران با‌وفای امام (ره) محسوب می‌شدند اما همان‌ها هم کلمه حزب را برداشتند. من نمی‌خواهم ارزش انسان‌هايی را که خالصانه برای انقلاب و مردم زحمت کشیده‌اند و در یک فضای سالم و خدایی به اتفاق‌ها نگاه می‌کنند، بی‌ارج کنم.
برخی از تعریف‌هایي که از خودی و غیر‌خودی می‌شود، درست است. همان‌طور که خدا برخی‌ها را مسلمان و برخی دیگر را مؤمن، کافر و... می‌داند اما آنهایي که افرادی مانند آهنگر را غیر‌خودی می‌دانند به دنبال تفرقه هستند. آهنگر خیلی خودی‌تر از افراد ریاکار این زمانه است.
فرهنگ ما بیمار است و این بیماری متعلق به قشر خاصی از جامعه ما نیست. این بیماری در میان مدیران، پزشکان و... هم وجود دارد. کسانی که رشوه مي‌دهند و رشوه می‌گیرند همگی بیمار هستند که بیماری آنها به این زودي‌ها درمان نخواهد شد.
خب اگر می‌شود کمی درباره فیلمنامه نازل فیلم‌های دفاع مقدسی که در جایگاه تله فیلم از سیما پخش می‌شوند هم صحبت کنید چراکه بسیاری از جوانان برای ورود آسان به این عرصه به سراغ سوژه‌ای اینچنینی می‌روند. چه کرده‌ایم که دفاع مقدس ما وسیله‌ای شده در دست مدیران و جوانان برای پیشبرد اهدافشان؟
‌«انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس» نظارتی به عملکرد سینما و تلویزیون ندارد اما ما اخیراً همزمان با آغاز تولید اینگونه آثار، اقداماتی را انجام داده‌ایم و دنبال این هستیم که جلوی این گونه تولیدات گرفته شود.
در سینما نیز حجم فیلم‌های سخیف کم شده است ‌. ما در انجمن به فیلمنامه‌های متقاضی ساخت، سختی‌های بسیاری وارد مي‌كنيم به همین دلیل کار گروه فیلمنامه‌نویسی تشکیل داده و فیلم‌هایي را که کمی شبهه در آن باشد رد می‌کنیم به طور مثال از فیلم «همچو سرو» حمایت نکردیم و زمانی هم که از تلویزیون پخش شد خیلی‌ها دلیل مخالفت ما را با این اثر متوجه شدند.
من این امیدواری را به شما خواهم داد که در آینده نه تنها این آثار تولید نخواهند شد بلکه سطح کمی و کیفی آنها نیز ارتقا پیدا خواهد کرد و آثار دفاع مقدسی در سطح نمایش خانگی، تلویزیون و سینما ارتقا خواهد يافت.
در حال حاضر نیمی از سال گذشته است اما هنوز تولید پروژه‌ قابل توجهی در حوزه دفاع مقدس در دست گرفته نشده است. با این وجود شما چطور معتقدید که در آینده‌ای نزدیک مشکلات این حوزه حل خواهند شد و ما دیگر شاهد فیلم‌های نازل در این زمینه نخواهیم بود؟
من به شدت با تولیدات آماری، آثار دفاع مقدس مخالف هستم چراکه ما اگر تنها یک فیلم خوب در حوزه دفاع مقدس بسازیم کافی است. ساخت آثار دفاع مقدسی سخت است و با فیلم‌های آپارتمانی فرق دارد. تحقیق، نگارش، ارنج سازمانی، تولید و همه اینها مقوله گسترده‌ای است که نمی‌توان آن را با دیگر فیلم‌های سینمایی مقایسه کرد. اساساً کار کردن در حوزه دفاع مقدس سخت است.

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار