کد خبر: 452545
تاریخ انتشار: ۲۷ مهر ۱۳۹۰ - ۰۷:۱۳
نگاهي به نقش‌هاي مثبت و منفي آثار پليسي در گفت‌وگوي «جوان» با روناك يونسي و پوريا پورسرخ
روناك يونسي كه پيش از اين با بازي در نقش «خجسته» سريال «رستگاران» كه نقش زني مثبت و حق‌طلب بود به شهرت رسيد اين بار در تلويزيون نقش يك زن منفي و خشن را به اسم «مانا» ايفا كرد، نقشي كه به اعتقاد بسياري براي او يك چالش بزرگ محسوب مي‌شد چراكه از يكسو با «ناتاشا» سريال «خواب و بيدار» مقايسه مي‌شد از سوي ديگر هم ممكن بود نتواند قاب تصوير مثبتي كه مردم از او ساخته بودند را تغيير دهد اما او با اين وجود در اين نقش حضور پيدا كرد و يكي از متفاوت‌ترين آثار كارنامه هنري‌اش را پشت سر گذاشت.

شما در سريال مناسبتي «سقوط آزاد» ايفاگر نقش مونا بوديد. نقشي چالش‌برانگيز كه معمولاً زن‌هاي بازيگر كمتر فرصت ايفاي آن را پيدا مي‌كنند. چه شد كه براي اين نقش انتخاب شديد و آن را پذيرفتيد؟
وقتي از دفتر فيلمسازي با من تماس گرفتند و پيشنهاد بازي در اين نقش را دادند، حسابي از خواندن فيلمنامه به وجد آمدم چراكه يك كار پليسي- جنايي بود و مدت‌ها بود كه من فيلمنامه‌اي در اين زمينه به اين خوبي نخوانده بودم.
همانطور كه خودتان اشاره كرديد معمولاً ما نقش‌هايي نظير مانا را در تلويزيون و سينما نداريم و نبايد فرصت‌هاي اينچنيني را از دست بدهيم.
مانا چه ويژگي‌اي دارد كه او را در طبقه نقش‌هاي متفاوت و خاص قرار مي‌دهيد؟
در وهله اول پليسي و جنايي بودن كار برايم مهم بود و خب از نظر من پررنگ‌ترين شخصيت فيلمنامه مانا بود چراكه قصه حول او مي‌گشت. او فرد باهوش و باذكاوتي بود و تعقيب و گريزهايي كه با پليس داشت توأم با نوعي جسارت بود كه هم براي من جالب بود و هم براي مخاطب.
در اين سريال نوعي برابري قدرت بين پليس و مجرم و خلافكار وجود داشت كه به جذابيت كار كمك شاياني مي‌كرد.
همينطور است. متأسفانه پردازش شخصيت‌ها در آثار پليسي- جنايي ما آنقدر قوي نيست و گاهي وقت‌ها ما خلافكارها را افرادي احمق نشان مي‌داديم در حالي كه اگر ما مي‌خواهيم قدرت يك پليس را نشان دهيم بايد مجرم را هم قوي نشان دهيم و خب ما در اين سريال شاهد بوديم كه او از لحاظ هوش و قدرت با پليس برابري مي‌كرد و خب همين سينوسي بودن خط قصه براي من بسيار جذاب بود و دوست داشتم نقش مانا را به مراتب حتي بهتر از آن چيزي كه در داستان نوشته شده بود ايفا كنم.
يكي از اشكال‌هايي كه معمولاً به نقش‌هايي از اين دست گرفته مي‌شود، اين است كه اين نقش‌ها واقعي از آب درنمي‌آيند و اسير افراط و تفريط مي‌شوند. شما براي باورپذير كردن چه راهكاري را در پيش گرفتيد؟
خوشبختانه فيلمنامه‌اي كه به دستم رسيد آنقدر كامل و جامع بود كه مي‌توانستم از دل قصه مانا را بيرون بكشم و به آن برسم. از طرفي ارتباط خوبي بين نويسنده و كارگردان و بازيگر وجود داشت و به راحتي مي‌توانستيم راجع به نقش و تفكراتمان صحبت كنيم و آن چيزي را كه بايد به كاراكتر اضافه يا كم كنيم، معمولاً شكل‌گيري چنين مثلث‌هايي باعث موفق شدن يك كار مي‌شود. از طرفي دائم سعي مي‌كردم از افرادي كه از نيروي انتظامي به عنوان مشاور در طول كار ما را همراهي مي‌كردند براي واقعي‌تر شدن كار راهنمايي بگيرم.
اينطور كه در خبرها آمده بود و خودتان هم به نوعي به آن اشاره كرديد در طول كار مشاوراني از نيروي انتظامي شما را همراهي مي‌كردند. حضور آنها بيشتر براي بازيگرها در طول كار راهگشا بود يا بازدارنده؟
صددرصد راهگشا بود. خوشبختانه افرادي كه كنار ما قرار گرفتند همگي حرفه‌اي بودند.
بدون آنكه بخواهند دخالت كنند يا اينكه نظرشان را تحميل كنند به ما كمك مي‌كردند و يك جاهايي نحوه اسلحه دست گرفتن ما يا مقابله با پليسمان را اصلاح مي‌كردند و مي‌گفتند در چه شرايطي چه ري‌اكشني به واقعيت نزديك‌تر است به همين خاطر من سعي مي‌كردم دائم با آنها در تعامل باشم و در برخي از صحنه‌ها از آنها كمك بگيرم و حركات فني و كار با اسلحه را زير نظرشان آموزش ببينم و خب اين همكاري مثبت به ما كمك مي‌كرد كه بتوانيم كار را به سمتي كه بايد، هدايت كنيم.
علاوه بر مشاوران ناجا شما بايد با بدلكارها هم وارد تعامل مي‌شديد، چقدر حضور آنها به شما كمك كرد و در ايفاي صحنه‌هاي اكشن، بازي تا چه حد بر عهده خودتان بود و تا چه حد بدلكار به كمك شما مي‌آمد؟
كارهايي از اين دست اقتضا مي‌كند كه شما از آمادگي بدني بالايي برخوردار باشيد. خوشبختانه من سال‌هاست كه به ورزش مي‌پردازم و زماني كه قرار شد اين نقش را ايفا كنم بر شدت ورزشم هم افزودم و سعي مي‌كردم تا آنجايي كه امكانش هست اكثر صحنه‌ها را خودم بازي كنم اما بعضي از صحنه‌ها مانند پرش از ساختمان را خانم مهسا احمدي (بدلكار تيم) انجام مي‌داد. در هر حال ما با يك تيم بدلكار قوي كار مي‌كرديم كه در اصلاح حركت‌هايمان نقش بسزايي داشتند و كمك شاياني به ما در درست ايفا كردن حركت‌هايمان داشتند.
هرچند كه آقاي اميني كارگردان كار هم نظارت خوبي را روي بازي ما داشتند و در صورت لزوم حركت‌هاي ما را روتوش مي‌كردند.
عليرضا اميني در طول كار چقدر دستتان را براي ايفاي نقش باز مي‌گذاشت؟
خيلي زياد، نوع تعاملي كه ايشان با بازيگر داشتند، اجازه مي‌داد تا بازيگر در ارائه بهتر نقشش دست به خلاقيت بيشتري بزند.
شخصيت مانا به گونه‌اي طراحي شده بود كه خلق و خويش مردانه بود. به نظرتان لازم بود كه به اين بعد شخصيت او تا اين حد پرداخته و زوم شود؟
به نظر من كسي كه تا اين حد جسور و خشن است قاعدتاً از صفت‌هاي شكننده زنانه‌ بري است. مانا اگر غير از اين به تصوير كشيده مي‌شد، قاعدتاً مخاطب نمي‌توانست او را باور كند چراكه تربيت او به گونه‌اي كه او مردصفت شده بود و به گونه‌اي بود كه درگيري‌هاي عاطفي يك زن را نداشته باش.
او بسيار كم‌حرف و تودار بود و اگر بعد منفي بودن شخصيتش را حذف كنيم بعد صفت‌هاي مردانه‌اش به خودم شباهت زيادي دارد.
شما تجربه بازي در سريال مناسبتي را هم در كارنامه كاري‌تان داريد با اين تفاوت كه در اين سريال شما با يك فيلمنامه سه قسمتي مواجه بوديد. اين موضوع روي كارتان به دليل معلوم نبودن پايان قصه و شتابزدگي‌اش فشاري را وارد نمي‌كرد؟
ما زماني كار را كليد زديم كه تنها سه قسمت فيلمنامه آماده بود و بقيه سناريو در حين كار به دستمان مي‌رسيد، اما همانطور كه اشاره كردم اينطور نبود كه ما از فضاي قصه و اتفاقاتي كه در آينده براي كاراكترها مي‌افتد دور باشيم چون دائم با نويسنده كار در تعامل بوديم و هر جا كه برايمان سؤالي پيش مي‌آمد يا نكته ابهام‌برانگيزي با ايشان وارد گفت‌وگو مي‌شديم ولي خب آن چيزي كه باعث شد با وجود همه اين شرايط من بازي در اين كار را بپذيرم اعتمادي بود كه به شخص آقاي اميني داشتم. ايشان فرد كاربلدي بودند و من در طول كار به نتيجه آن مطمئن بودم چراكه اصلاً امكان ندارد من با شرايط‌هاي اينچنيني سر كار بروم...
وقتي اين سريال روي آنتن رفت و مردم با كاراكتر «مانا» آشنا شدند، دائم آن را با «ناتاشا» مقايسه مي‌كردند و از شباهت‌هاي آن دو با هم حرف مي‌زدند؟
اين حرف‌ها را خودم هم در طول اين مدت شنيدم و نمي‌دانم منشأ آن كجاست. با اينكه من خانم نونهالي را بسيار دوست دارم و معتقدم نقش ناتاشايي كه ايشان ايفا كردند بسيار خوب بوده است اما فكر نمي‌كنم مانا به لحاظ كاراكتر هيچ شباهتي با ناتاشا داشته باشد و اصلاً ما قصد نداشتيم كه در اين سريال «ناتاشا» را تكرار كنيم. اصلاً دليل نمي‌شود كه تا زني اسلحه در دست مي‌گيرد ما بخواهيم آن را با او مقايسه كنيم.
ولي خب بعضي از ويژگي‌هايي در اين دو نقش وجود داشته كه باعث بروز چنين شباهت‌هايي شده است.
به هر حال براي هر نقش يك سري ملزوماتي وجود دارد مانند نقش يك پليس يا مجرم و اصلاً هم بحث تقليد يا شباهت‌سازي در اين‌باره در كار نيست. من خودم در اين كار براي سومين بار است كه اسلحه دست مي‌گيرم و دست به كارهاي خشن مي‌زنم، اما اگر شما هر سه اين كارها را هم كنار هم قرار دهيد شباهتي بين آنها پيدا نمي‌كنيد. در هر حال من فكر مي‌كنم نوع شخصيت‌پردازي او به گونه‌اي بوده است كه ما تاكنون نظير او را در تلويزيون نداشتيم.
يعني شما نقدهايي را كه پيرامون اين شباهت‌ها وجود دارد، رد مي‌كنيد؟
بله، متأسفانه انتقادها از همان قسمت اول شروع شد بدون اينكه فرد بنشيند نقشي را تا انتها دنبال كند و ببيند بعد از چند قسمت باز هم چنين نظري را دارد انتقادش را رسانه‌اي مي‌كند. شرايط نقد در كشور ما به گونه‌اي است كه گاهي وقت‌ها حتي انتقادها قبل از پخش يك اثر به آن وارد مي‌شود و كدهايي عامدانه براي شباهت‌سازي به مخاطب داده مي‌شود ولي خوشبختانه ما تماشاگرهاي فهيمي داريم كه معمولاً نظرهاي اينچنيني روي قضاوتشان نمي‌تواند اثر بگذارد. در هر حال من فكر مي‌كنم ما تا به حال در تلويزيون شاهد نقشي نظير «مانا» نبوديم و جنس منفي بودن آن كاملاً متفاوت بود.
‌نكته جالب پيرامون شما اين است كه شما تجربه ايفاي نقش‌هاي مثبت و منفي را در كارنامه كاري‌تان داريد و كمتر كسي است كه نقش «خجسته» با بازي شما در سريال «رستگاران» را از ياد برده باشد. روزي كه نقش «مانا» را پذيرفتيد هراس نداشتيد كه مخاطب شما را در اين نقش باور نكند؟
يك بازيگر اگر نقشي را كه به او واگذار مي‌كنند خوب بازي كند مطمئناً مخاطب او را در هر قالبي باشد باور مي‌كند. من قبل از ايفاي نقش خجسته تجربه‌هاي بازيگري زيادي داشتم اما براي مخاطب پررنگ‌ترينش همين خجسته بود. من معمولاً نقشي را ايفا مي‌كنم كه خودم آن را خيلي دوست داشته باشم همين باعث مي‌شود كه اين حس به مخاطب منتقل شود با اينكه برخي از دوستانم نظر شما را داشتند و نگران اين پس زدن بودند اما من گفتم مطمئن هستم اگر خوب بازي كنم مخاطب من را در هر قالبي باور مي‌كند و خوشحالم كه اين اتفاق افتاده است. من در هر نقش بخشي از خود واقعي‌ام را به نمايش مي‌گذارم كه اين حس معمولاً به دل مخاطب هم مي‌نشيند، «مانا» هم توانست موفقيت «خجسته» را برايم از يك جنس ديگر تكرار كند.
پوريا پورسرخ بازيگري را با سريال پرطرفدار «وفا» و ايفاي نقش «ژوبين» شروع كرد و شايد همين مسئله هم باعث شده است كه او بعد از موفقيت در سينما و حضور جلوي دوربين ۳۵ هنوز خودش را مديون تلويزيون و اين رسانه را پرمخاطب و تأثيرگذارترين رسانه بداند. او بعد از دو سال دوري از عرصه تلويزيون با سريال «سقوط آزاد» توانست موفقيت گذشته‌اش را به نوعي تكرار كند و نقش ماندگار سروان پوريا را بازي كند. او معتقد است اين سريال يك اثر موفق در ژانر پليسي و حادثه‌اي بود از اين جهت جزو آثار موفق كارنامه هنري او محسوب مي‌شود. به بهانه حضورش در اين عرصه گفت‌وگويي را با او انجام داديم.

فكر مي‌كنم بسياري از هوادارانتان وقتي شما را در نقش يك پليس در يك سريال تلويزيوني ديدند، حساب تعجب كردند. با اينكه شما در كارنامه هنري‌تان نقش‌هاي متفاوتي را تجربه كرديد، اما جاي چنين نقشي در كارنامه‌تان خالي بود.
چيزي كه در كارنامه كاري‌ام هميشه براي من حائز اهميت بود و سعي مي‌كردم اين مسئله را در انتخاب‌هايم لحاظ كنم حضور در نقش‌هاي متفاوت است چراكه من هميشه از كليشه فراري هستم و معتقدم تكرار باعث فراموشي يك بازيگر مي‌شود به همين جهت همواره سعي كرده‌ام در كارنامه هنري‌ام به فكر ايفاي نقش‌هاي متفاوت باشم. در همين راستا هم وقتي فيلمنامه «سقوط آزاد» به دستم رسيد، متوجه شدم با يك كار اكشن خوب مواجه هستم كه امكان يك تجربه خوب و موفق را به من مي‌دهد به همين جهت بازي در اين نقش را پذيرفتم.
گفتيد با خواندن فيلمنامه به بازي در اين كار ترغيب شديد، اما ظاهراً تا زمان كليد خوردن كار تنها سه قسمت آن حاضر بود؟
خب وقتي شما فيلمنامه‌اي را حتي چند صفحه‌اش را مي‌خوانيد ذهنيتي را راجع به فضاي آن پيدا مي‌كنيد. در هر حال من بعد از خواندن سه قسمت اول كار با نويسنده و كارگردان آن ساعت‌ها راجع به نقشي كه قرار است بازي كنم، صحبت كردم و تقريباً مي‌دانستم كه قرار است چه اتفاقي در فضاي كلي قصه رخ دهد.
ولي خب همين نداشتن فيلمنامه كامل با اين ريتم بالاي كار و ساخت سريال ژانر اكشن كه احتياج به تمركز بالايي هم دارد به شما فشار مضاعفي را وارد نمي‌كرد؟
متأسفانه شتابزدگي در توليد كارها باعث شده است در اكثر سريال‌ها ما با يك فيلمنامه كامل مواجه نباشيم و خب حالا بعد از گذشت سال‌ها ديگر اين مسئله برايمان به يك امر عادي تبديل شده است و مي‌توانيم به نوعي آن را در خودمان هضم كنيم. از طرفي زامياد عزيز نويسنده كار دائم در صحنه حضور داشت. ما دسترسي خوبي براي طرح سؤال‌هايمان با او داشتيم.
به نكته خوبي اشاره كرديد، بازيگرهاي ما ديگر به اين وضعيت نامطلوب آماده نبودن فيلمنامه خو گرفته و برايشان به يك امر عادي تبديل شده است و اگر اشتباه نكنم شما از اولين كارتان يعني «وفا» با اين شرايط رو‌به‌رو بوديد.
بله، من از سال اولي كه وارد اين عرصه شدم به اين موضوع عادت كردم كه قسمت به قسمت در سريال‌هاي تلويزيوني فيلمنامه را دريافت كنم و اين موضوع در آخرين كار روتينم كه يك نقش كوتاه را تجربه كردم يعني پايتخت هم ادامه داشت. تنها مجموعه‌اي كه اين مشكل را نداشتم و با يك فيلمنامه كامل روبه‌رو بودم مجموعه «صاحبدلان» بود و فكر مي‌كنم همان آماده بودن فيلمنامه كه اتفاقاً خيلي خوب و حساب شده بود به ما كمك كرد كه يك سريال كم‌نظير را توليد كنيم.
به نظر من بازي در سريال‌هاي پليسي- جنايي در ايران ريسك بزرگي است چراكه پروداكشن‌ها آنقدر در اين زمينه ضعيف عمل مي‌كند كه گاهي توانايي يك بازيگر به دليل غيرواقعي بودن فضا زيرسؤال مي‌رود؟
من وقتي بازي در اين نقش را پذيرفتم، مي‌دانستم كه بازي در اين نقش ريسك زيادي را به دنبال دارد چرا كه معمولاً آثاري از اين دست به دليل پرهزينه بودن و كارهاي تكنيكي و سخت‌افزاري و دكوپاژهاي آنچناني خوب از آب درنمي‌آيد اما من به توانايي آقاي اميني اذعان داشتم و مي‌دانستم كه ايشان از پس اين كار برمي‌آيند، متأسفانه پرهزينه بودن اين سبك كارها باعث مي‌شود كه كمتر تهيه‌كننده‌اي راغب باشد كه در آن سرمايه‌گذاري كند، اما خب من اين اطمينان را كردم و پاسخ اين اطمينانم را هم دريافت كردم.
اين طور كه شنيدم وقتي فيلمنامه اوليه كار تحت عنوان «گيوتين» به دست شما رسيد، نقشي كه برايتان در نظر گرفته بودند، بسيار كوتاه بود اما با نظر شما به اين نقش افزوده شد؟
با اينكه «سقوط آزاد» اولين تجربه كاري من با عليرضا اميني بود اما من قبلاً كارهاي ايشان را دنبال كرده بودم و اتفاقاً آنها را دوست هم داشتم. ايشان بر كاري كه انجام مي‌دهند، بسيار مسلط هستند وقتي فيلمنامه اوليه كار به دستم رسيد نقشي كه براي اين كاراكتر در نظر گرفته بودند درست شخصيت‌پردازي نشده بود و تا حدي ضعيف بود و وقتي با آقاي اميني صحبت كردم به ايشان اين نكات را گوشزد كردم و گفتم كه اين كاراكتر چه ضعف‌هايي دارد و ظرفيت اين را دارد كه به آن به گونه‌اي ديگر پرداخته شود.
عليرضا اميني هم اين اطمينان را به من داد كه كار در بازنويسي تغيير خواهد كرد و وقتي با حامد بهداد هم راجع به اين نقش صحبت كردم، او هم معتقد بود كه مي‌توان به اين نقش ابعاد جديدتري داد و خوشبختانه اين تغييرات در پشت و جلوي دوربين رخ داد و من توانستم يكي از نقش‌هايي كه خيلي دوست دارم را بازي كنم.
شما در اين سريال يكي از بهترين نقش‌هايتان را تجربه كرديد و خوشبختانه دچار اغراق در ايفاي آن نشديد. براي ايفاي آن چه كاري انجام داديد؟
من به كارهاي اكشن از اين جنس بسيار علاقه‌مند هستم و معتقدم كه كار كردن و سرمايه‌گذاري بيشتر در اين زمينه مساوي است با حجم مخاطب بالاتر. در هر حال وقتي قرار شد نقش عليرضا را بازي كنم سعي كردم براي آن يك مابه ازاي بيروني پيدا كنم تا به باورپذيرشدن آن كمك كند و خوشبختانه در پيرامون من افرادي وجود داشتند كه به لحاظ رفتاري و كار شبيه عليرضا باشند و خب اين مسئله براي ايفاي يك نقش بهتر به من كمك زيادي كرد.
تقابل شما و حامد بهداد در اين سريال براي بسياري جالب بود. يك سروان آرام و منطقي و عمل‌گرا با يك فرد هيجاني، احساساتي!
به لحاظ شخصيت‌پردازي عامدانه اين دو كاراكتر پليس را نسبت به هم متفاوت طراحي كردند. سرگرد صابري با نقش حامد همانطور كه خودتان هم اشاره كرديد فردي احساساتي و هيجاني است كه با فرياد حرف مي‌زند و گاهي براي گرفتن اعتراف از متهم به او ركب مي‌زند و تصميمات احساسي مي‌گيرد اما در عوض كاراكتري كه من ايفا كرده‌ام بسيار عمل‌گرا و منطقي‌تر است و مي‌داند در كجا چه تصميمي بگيرد و تقابل يك فرد منطقي با يك فرد هيجاني باعث شده است كه اين كاراكتر‌ها بيشتر به دل مخاطب بنشيند.
اين طور كه در خبرها آمده بود يكي از اصلي‌ترين دلايل انتخاب شما براي اين نقش آمادگي بالاي بدنيتان بود؟
بله، چرا كه براي بازي در نقش عليرضا بازيگر احتياج به آمادگي بالاي بدني داشت و خب خوشبختانه من به دليل ورزش مرتب و روزانه‌اي كه انجام مي‌دهم داراي اين آمادگي بدني هستم.
فكر نمي‌كنيد مرگ «عليرضا» روي مخاطب مي‌توانست تأثير منفي بگذارد؟
ما سروان پوريا را در طول كار فردي نشان داديم كه عاشق كارش است و بسيار وظيفه‌شناس است و بناي زندگي‌اش روي رفاقت و دوستي است و براي اينكه اوج و بزرگي اين درگيري به نمايش درآيد بنابر آن چيزي كه قصه اقتضا مي‌كرد بايد شهيد مي‌شد و با اينكه بسياري از مرگ او ناراحت شدند اما بيشتر با آن احساس همذات‌پنداري كردند تا آن را پس بزنند.
توليد و ساخت اين مجموعه در يك زمان كوتاهي انجام شد. به نظرتان اگر ساخت «سقوط آزاد» در فرصت و زمان بيشتري انجام مي‌شد روي كيفيت آن تأثير مثبت‌تري مي‌گذاشت؟
صددرصد، زمان توليد اين كار بسيار فشرده بود و همين كوتاهي باعث مي‌شد كه ما با ايده‌‌آلمان فاصله داشته باشيم. مطمئناً اگر كارهايي از اين دست سرفرصت مناسبي ساخته شود مي‌توان در ساخت آن به خلاقيت بيشتري دست زد.
شما مدتي در تلويزيون حضور نداشتيد و فكر مي‌كنم با اين سريال بازگشت نسبتاً خوبي به تلويزيون داشتيد.
بله، اگر از نقش كوتاهي كه در سريال «پايتخت» بازي كرده‌ام فاكتور بگيرم حدود دو سالي بود كه از تلويزيون دور بودم. از آنجايي كه به اين رسانه بسيار علاقه‌مند هستم خيلي دوست داشتم كه يك تجربه موفق را در آن دوباره تكرار كنم و خوشبختانه با سريال «سقوط آزاد» توانستم اين موفقيت را دوباره تكرار كنم و خوشبختانه در طول اين مدت بازتاب خوبي را دريافت كرده‌ام.
قبول داريد كه در طول اين مدت سطح برنامه‌هاي تلويزيوني افت كرده است؟
تا حدي بله، و جاي سريال‌هاي خوبي نظير صاحبدلان، اغما، شكرانه و ... در تلويزيون واقعاً خالي است، سريال‌هاي قدرتمندي كه مخاطب را پاي تلويزيون مي‌نشاند.
به نظر شما چرا در طول سال‌هاي اخير موجي از حضور بازيگران سرشناس به سوي تلويزيون روانه شده است؟
به نظر من اين اتفاق را بايد به فال نيك گرفت اينكه بازيگراني نظير پرويز پرستويي، حميد فرخ‌نژاد، علي نصيريان و... براي ايفاي نقش به تلويزيون مي‌آيند جاي خوشحالي دارد و بايد پذيرفت كه هيچ رسانه‌اي مانند تلويزيون مخاطب ندارد و به همان نسبت هم اثرگذار نيست و شايد همين مسئله هم باعث شده است كه تمام دنيا به اهميت اين رسانه پي‌ببرند و به ساخت آثار قوي در آن بپردازند. سريال‌هايي كه آنها مي‌سازند در كل دنيا طرفداران بي‌شماري دارد و در طول اين سال‌ها هم هر وقت ما سريالي را مي‌ساختيم كه در سطح قوي قرار داشت مي‌ديديم كه چطور خيابان‌هاي شهر خلوت مي‌شد.
در طول اين كار چقدر صحنه‌هاي اكشن را خودتان بازي كرديد و چقدرش را بدلكار ايفا كرد؟
به جرأت مي‌توانم بگويم كه ۹۰ درصد از صحنه‌هاي اكشن را خودم بازي كردم و تنها ۱۰ درصد آن را كه امكانش نبود، بدلكار ايفا كرد.
شما تفاوتي بين بازي در سينما و تلويزيون قائل هستيد؟
نه، به نظر من نقش و فيلمنامه خوب مهم است نه اينكه اثرتان از چه رسانه‌‌اي پخش شود. در هر حال من هميشه به خوب بودن يك نقش فكر كرده‌ام.
شما طي مصاحبه‌هاي مختلفي كه داشتيد فيلمنامه اين اثر را بسيار قوي و متفاوت ديديد، چه چيزي در اين اثر وجود داشت كه با وجود انتقادهايي كه به آن وارد مي‌شود شما آن را يك اثر ويژه و متفاوت مي‌دانيد؟
به نظر من شكل روايي سوژه و شكل روايي يك داستان بسيار بااهميت است. قصه اين سريال به گونه‌اي بوده كه شما در هر جاي دنيا مي‌توانستيد آن را در ژانر پليسي- جنايي بسازيد، اين در حالي است كه برخي سريال‌هاي پليسي ما به گونه‌اي است كه جنبه شعاري آن بسيار پررنگ است و بيشتر شكل يك برنامه آموزشي پليسي را دارد. در هر حال به نظر من قصه اين كار بسيار قابل دفاع بوده است.
حرف آخر؟
من از شما متشكرم. گفت‌وگوي بسيار خوب و متفاوتي بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار