
همين انتقاد زمينه را براي حضور نيافتن نمايندگان جبهه پايداري در جلسات ۸ +۷ فراهم كرده است. حجتالاسلام محمدتقي رهبر نيز از جمله اصولگرايان باسابقهاي است كه بهرغم مخالفت با حضور برخي افراد به عنوان نماينده شخصيتيهاي خاص در كميته وحدت اصولگرايان، دليل سكوت خود در اين رابطه را مخدوش نشدن همگرايي اصولگرايان ميداند. ايشان روند كنوني را به ضرر جريان اصولگرايي ميداند و ادامه آن را راه يافتن كانديداي دو جريان انحرافي و فتنه به مجلس نهم ميداند. نماينده مردم اصفهان در مجلس شوراي اسلامي همچنين اصلاحطلبي را يك ژست سياسي بدون هويت و مبناي عقلي ميداند و احتمال پيروز شدن اين گروه در انتخابات اسفند ماه را بعيد ميداند. آنچه ميآيد حاصل گفتوگوي جوان با حجتالاسلام محمدتقي رهبر رئيس فراكسيون روحانيون مجلس است.
زماني كه به سابقه تدارك اصولگرايان برميگرديم ميبينيم در انتخابات دوم خرداد و مجلس ششم مجموعه روحانيت مبارز ورود مستقيم كردند اما نتيجه آن شكست جريان اصولگرايي بود. به همين دليل در انتخابات مجلس هفتم و هشتم مجموعههايي مانند شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب و ۵ + ۶ تأسيس شد كه نتيجه آن پيروزي اصولگرايان بود. چرا در انتخابات پيشرو اصولگرايان باز هم به سراغ روحانيت رفتهاند و جامعتين قرار است در آن نقش محوري داشته باشند؟
عدم مقبوليت جامعه به سمت اصولگرايي كه شما در طول سالهاي گذشته به آن اشاره كرديد دلايلي دارد. شايد در آن روز مردم به دنبال نوآوري بودند و در كنار آن جريان اصلاحطلبي هم به خوبي ماهيتش روشن نبود ولي به مرور زمان و اعلام مواضع اكثر چهرههاي آن مردم با نوع تفكرات و اهداف آنها آشنا شدند و ديگر به سوي آنها تمايل پيدا نكردند. به همين دليل ما آن اتفاقات را شكست جريان اصولگرايي نميدانيم و بالاخره در انتخابات رقابت در ميان است و در اين رقابت يكي پيروز است و يكي شكستخورده و اين هم علتهايي دارد. به هر حال اصلاحطلبان با نوآوري و تبليغات گسترده و شعارهاي فريبنده به ميدان آمدند هر چند كه بعد از آن و در طي چندين انتخابات اخير اصولگرايان سكاندار هستند و اصلاحطلبان ديگر نتوانستند با تبليغات و شعارهاي فريبنده خود به عرصه حاكميت برگردند.
در انتخابات دوم شوراها و انتخابات مجلس هفتم و هشتم و همچنين در انتخابات دوره نهم و دهم رياست جمهوري خوشبختانه مردم بر اساس عملكرد و مواضع و پيشينه جريان اصولگرايي به سوي آنها گرايش پيدا كردند كه نشاندهنده ضعف جريان اصلاحطلبي است. چه در انتخابات مجلس و چه در انتخابات رياست جمهوري اصولگرايان موفق بودهاند و آينده را ما حالا در پيش داريم.
روحانيت هميشه در مناسبات سياسي، اجتماعي، فرهنگي تأثيرگذار بوده است كه ميتوان براي آن دهها شاهد مثال آورد. مردم در طول تاريخ روحانيت را آزمودهاند و آن را يك جامعه مستقل براي رسيدن به اهداف عالي مذهبي و ملي خود ميدانند. بنيانگذار انقلاب اسلامي كشورمان هم شخصيتي روحاني و تأثيرگذار بودهاند كه توانستهاند با لطف خدا و كمك مردم نظامي را پايهگذاري كنند كه تمام جهانيان را تحت تأثير قرار دهد. نقش و تأثير روحانيت بر عرصه انتخابات و روي كار آمدن جريان اصولگرايي يك اصل خدشهناپذير است و روحانيت بايد در انتخاباتي مثل انتخابات مجلس (همانگونه كه تصميم گرفته است) وارد شود و سكاندار باشد و خودش را كنار نكشد چرا كه بحث انتخابات صرف نيست بلكه بحث انقلاب و اسلام است. در حال حاضر هم روحانيت طبق وظيفه هميشگي خودش به صحنه آمده و جامعتين در همين راستا منشوري دادهاند و در پي آن ۸+۷ تشكيل شده است. البته به نظر ما عمده اين كميته همان هفت نفر هستند و روي به علاوه آن كه هشت نفر هستند خيليها حرف دارند و انتقاداتي در اين بين وجود دارد. تمام حرفها روي هفت نيست بلكه روي هشت است كه چرا هشت نفر يا چرا برخي افراد نماينده دارند و ... شايد حرف خيلي از اين منتقدان هم بيربط نباشد، اما روي هفت نظر شك و شبههاي وجود ندارد و اين دو گروه بايد تفكيك شوند و نبايد خلط مبحث صورت بگيرد. به هر حال روحانيت هم بايد در صحنه باشد و رأس جريان اصولگرايي را مثل هميشه هدايت كند كه يقيناً تأثيرات مثبتي خواهد داشت.
برخي از شخصيتها و گروهها اعتقاد دارند كه برخي افراد نبايد در كميته هشت نفره نماينده داشته باشند. آيا شما با نظر آنها موافقيد؟
بله عرض كردم كه برخي از انتقادات وارد است. بهتر است ما روي اين مسئله هم خيلي زوم نكنيم. بنده حرفها را ميشنوم و اعتقاد دارم برخي از انتقادات هم بيراه نيست.
با رايزنيها و تعاملات مختلفي كه بين گروههاي مختلف اصولگرايي صورت گرفته هنوز همگرايي لازم در اين جريان صورت نگرفته است. علت آن را چه ميدانيد؟
يك ايرادي هم كه ما داريم و هشدار و خطر هم محسوب ميشود اين است كه اين اختلافات اگر ادامه پيدا كند و دامن زده شود قطعاً يا جريان انحرافي نمايندگان منحرف خود را به مجلس ميآورد يا آنكه جريان فتنه مانند مجلس ششم كانديداهاي خود را به مجلس ميآورد. هر چند كه اين احتمال هم وجود دارد كه در صورت راه پيدا كردن نمايندگان اين دو گروه آنها با هم متحد ميشوند و اكثريتي قدرتمند در مجلس به وجود خواهند آورد. چرايي موضوع هم برميگردد به اينكه ما تا الان سعي نكرديم كه فضا را قدري بازتر كنيم كه افراد ديگري را در جريان اصولگرايي به ميدان بياوريم و به شكل بسته با موضوع وحدت برخورد نكنيم. برخي از اختلافات در اين بين واقعاً سطحي و نه عميق است كه بايد زودتر از اينها رفع و رجوع شود.
بايد اين را عرض كنم كه در اينجا (كميته وحدت اصولگرايان) بايد تشكلها و گروهها نماينده داشته باشند نه افراد و شخصيتهايي كه امروز بخشي از مملكت را اداره ميكنند، خود بنده هم اعتقادم همين است. اگر يك فرد نماينده يك جريان بود و آن جريان اختيار به فرد داد كه نماينده تعيين كند اين مشكلي ندارد. اين افراد هم اعلام ميكنند كه ما تشكلي هستيم ولي از تشكل متبوع خود استمساج نكردهاند كه ما بايد چه كار كنيم، اسم فردي را نميآوريم ولي مرجع نشان ميدهد كه شخص چه كسي است، به هر حال بايد در درون خودشان نظرخواهي ميكردند و با شور و مشورت كسي را از ميان خود به عنوان نماينده انتخاب ميكردند. اين كار اگر صورت ميگرفت و تشكلها با مشورت يكي را از ميان خود انتخاب ميكردند و افراد نماينده نداشتند قطعاً وحدت حداكثري آسانتر صورت ميگرفت.
پس شما اين را كاملاً رد ميكنيد كه افراد به صورت مجزا در كميته هشت نفره نماينده داشته باشند؟
بله. همين طور است. مسئله اينجا تشكلهاي سياسي است فردي در اينجا جزو يكي از تشكلهاي سياسي است و تصميمگيري آن شخص براي اصولگرايان مبنا و معيار نيست بلكه ما بايد نظر جمع را لحاظ قرار بدهيم و فردي را به عنوان سخنگوي مدافع تشكلي خاص معرفي كنيم نه اينكه يك فرد نماينده خاص داشته باشد. اين با اصل همگرايي تشكيلاتي معارض است و خيلي همخواني ندارد.
استدلال حاميان اين افراد اين است كه اين دو نفر از پايگاه اجتماعي خوبي برخوردارند و همين به پيروزي كانديداي اصولگرايان در انتخابات كمك خواهد كرد.
اينكه اين افراد تا حدودي حاميان خود را دارند و ما قبول داريم ولي لازمه درستي و تحقق اينگونه استدلالها اين است كه ما از تشكل و گروه ديگري هم بخواهيم كه نماينده خود را معرفي كند و روي آن هم اصرار كنيم.
مثلاً چه گروهي؟
مثلاً همين افرادي كه جبهه پايداري انقلاب اسلامي را تشكيل دادهاند را بهرغم آنكه تا الان هم از آنها دعوتهايي صورت گرفته است را در كميته ۸ + ۷ دخيل كنند چرا كه آنها جايگاه و پايگاه خاص خود را در كشور دارند. هر چند برخي زمانها از سوي برخي افراد به اين گروه اتهامات و هجمههايي هم صورت ميگيرد.
برخي از افراد روي اين پافشاري دارند كه جبهه پايداري در ظاهر با جريان انحرافي مخالف است اما هنوز هم با اين جريان مراوده دارد و اهداف انتخاباتي آنها يكي است.
ما افرادي كه در اين جريان هستند را ميشناسيم. آنها افراد مسئلهداري نيستند. بنده هم اين موضوع را رد ميكنم. چنين قضاوتي صحيح نيست. اعضاي اين جبهه بارها صراحتاً اعلام كردهاند كه هيچ ارتباطي با اين جريان ندارند و معتقد هم هستند كه افراد اين جبهه با گروه انحرافي هيچ مراودهاي ندارند. بنابر اين براي همگرايي و همفكري و براي آنكه تشتت و اختلافي در بين اصولگرايان به وجود نيايد از اين آقايان هم براي جلسات دعوت به عمل بيايد تا در اين مجموعه باشند. در مورد تركيب هشت نفره و تغييرناپذيري آن هيچ آيهاي نازل نشده است و اين تركيب وحي منزل نيست كه نبايد تغيير كند. بنده در اين جامعه زندگي ميكنم و با مردم ارتباط زيادي دارم. افراد بسياري هستند كه جبهه پايداري را قبول دارند و عملكرد و رويكرد آنها را ميپسندند و اين جبهه بهتر است كه در ساز و كار وحدت اصولگرايان حتماً نقش ايفا كند و به اين منجر نشود كه جريان اصولگرايي با تعدد ليست مواجه شود. بنده شايد در انتخابات حضور پيدا نكنم و اين چيزهايي كه عرض ميكنم بحث شخصي نيست و بحث نظام و آبرو و آينده حكومت اسلامي است. ما معتقديم تلاش بشود تا حد ممكن كه اين گروه در ساز و كار وحدت حضور پيدا كند و خواستههاي آنها مورد توجه قرار بگيرد. البته اين را هم بايد عرض كنم كه اگر افرادي در بين كانديداهاي اصولگرايان معرفي شوند كه مسئلهدار باشند و گذشته خوبي نداشته باشند را هم قبول نميكنيم. اصولگرايان در حال حاضر ظرفيت خوب و مستعدي براي پيروزي در انتخابات مجلس هم دارند و اين بستر و ظرفيت نبايد مخدوش شود و هر جريان يا فردي كه بخواهد اين ظرفيت را به هم بريزد مورد نقد و اتهام است.
يعني شما معتقديد كه خواستههاي جبهه پايداري بايد مورد توجه قرار بگيرد و مجموعه اصولگرايي آنها را برآورده كنند؟
من اعتقاد دارم سعي بايد شود كه براي جذب اين گروه زمينه بهتر از اين فراهم شود چرا كه اين به همدلي و همگرايي در بين اصولگرايان منجر خواهد شد و قطعاً به اين شكل پيروزي اصولگرايان آسانتر و نزديكتر خواهد شد.
يكي از دلايلي كه بنده اصرار دارم جبهه پايداري انقلاب اسلامي با گروه انحرافي پيوندي ندارد و بايد خواستههاي آنها مورد توجه واقع شود و سعي شود كه در جلسات مجموعه اصولگرايي حضور يابند حضور شخصيتهاي ارجمند و بزرگواري نظير آيتالله مصباح يزدي و آيتالله خوشوقت است. حضور اين اشخاص باعث ميشود كه ما نتوانيم همه چيز را به اين گروه نسبت بدهيم تا علامت سؤالي را جلوي خودمان قرار بدهيم.
احدي در مورد رويكرد مناسب و خيرهكننده آيتالله مصباح در سالهاي پس از انقلاب در جهت دفاع از آرمانها و اهداف انقلاب اسلامي شك و شبهه ندارد. ايشان مدافع و سپر اصول نظام در طول سالهاي اخير است. يادمان نرفته است كه ايشان به صورت دقيق و عالمانه تمام تحركات، شبهات و فعاليتهاي گروههاي مخالف گفتمان انقلاب اسلامي مثل جريان فتنه و انحرافي را مورد واكاوي قرار داده است و براي روشنگري عموم بيان كردهاند. آيتالله مصباح يا آيتالله خوشوقت يا دوستان ديگري كه در اين جريان هستند در بزنگاههاي مختلف چهره و عملكرد مناسبي از خود به نمايش گذاشتهاند. بنابراين با يك ديد مثبت به اين جريان نگاه كنيم و به سمت وحدت حركت كنيم.
با تمام رايزنيها و فعاليتهاي گروهها و شخصيتهاي اصولگرايي در طول چند ماه اخير وحدت حداكثري در بين اين جريان را تا چه حد محتمل ميدانيد؟
انشاءالله آينده خوبي در پيش است و اين اتفاق خواهد افتاد البته بايد بسياري از چالشها و مباحث پيش پا افتاده را حل كنيم تا شاهد حضور يكدست جريان اصولگرايي در انتخابات آتي باشيم.
مانند دورههاي قبل انتخابات كشور، جريان اصلاحطلبي هم خود را براي حضور و پيروزي در انتخابات آماده ميكند. در خبرها داريم كه اين جريان مجموعه ۱+۷ را با محوريت سيدحسن خميني تشكيل داده است، با توجه به عملكرد اين جريان در طول سالهاي اخير ميتوان انتظار داشت كه كانديداهاي آنها به مجلس راه پيدا كنند؟
اولين نكته كه بايد در اين مورد حائز اهميت قرار بگيرد اين است كه جريان فتنه نقطه مقابل جريان اصولگرايي است از اين رو ساير جريانهاي سياسي كشور بايد تكليف خود را با فتنه ۸۸ مشخص كنند. اصلاحطلبان بايد با فتنه مرزبندي مشخص داشته باشند چرا كه شاخصه وفاداري به نظام عدم تعامل با كساني است كه رودرروي نظام ايستادند. بنابراين اگر آنها در گذشته ارتباطي با فتنهگران داشتهاند بايد وضعيت خود را در حال حاضر روشن كنند و شوراي نگهبان نيز مراقب اين مسائل باشد.
بايد عرض كنم اصلاحطلبان ميتوانند در عرصه سياسي فعاليت كنند اما بايد خط قرمزها را رعايت كرده و مرزبندي خود را با فتنه نيز مشخص كنند. اصلاحطلبان به عنوان يك جريان سياسي به فكر انتخابات مجلس هستند، ترديدي نيست و آنها در قالب چند طيف فعاليت ميكنند. يك طيف از آنها با فتنه ارتباطي نداشته و مواضع آنها را رد كردهاند و اگر اين افراد قصد حضور در عرصه انتخابات را داشته باشند مشكلي نيست. اما برخي اصلاحطلبان هنوز بر موضع دفاع از فتنه پايدار هستند كه اين امر با فضاي سياسي انقلاب اسلامي همخواني ندارد و لذا همانطور كه اشاره شد اگر ارتباط و حمايت آنها همچنان با فتنه برقرار باشد، آمدن اين طيف به انتخابات توجيهي ندارد و حضور اصلاحطلبان حامي فتنه در انتخابات بر خلاف مصالح نظام است. در كنار اين بايد عرض كنم اين جريان اصلاحطلب اگر تمام تلاشهايشان را انجام دهند و بخواهند با ساز و كارهاي متفاوت و به اصطلاح تأثيرگذار حضور پيدا كنند چه با ۱+۷ چه با تشكيلات ديگري، از آنچه امروز نماينده در مجلس دارند بيشتر نخواهند داشت. قطعاً كانديداهايي كه از اصلاحات به مجلس هم راه پيدا ميكنند در اقليت هستند و شمارشان بيشتر از اين كه هست نخواهد شد. البته اين تعداد هم از كساني خواهند بود كه با ولايت فقيه همراهي ميكنند و فتنهگري و فتنهگران را قبول ندارند.
با برخي از نمايندگان اصلاحطلب مجلس هم در اين باره بارها صحبت كردهايم كه آنها هم اينگونه موضوعات را قبول دارند.
بارها به آنها گفتهايم كه شما چه چيز را ميخواهيد اصلاح كنيد و به دنبال اصلاح چه چيز هستيد. اگر با عرف سياسي جهان ميخواهند اصلاح را به راه بيندازند كه با اصول نظام همخواني ندارد و با آن در تعارض است كه البته نمايندگان آنها در اين مورد هيچ جوابي ندارند و اعلام ميكنند ولايت فقيه را قبول دارند و به رأي مردم هم احترام ميگذارند.
به نظر من اصلاحطلبي بيشتر يك ژست سياسي بدون هويت و مبناي عقلي است. يادمان نرفته است كه در دوران حاكميت اصلاحطلبي آنها خيلي از حرفها را عليه انقلاب و ارزشهاي اسلامي و ديني زدند و نسبت به ايدههاي نظام تاختند و اصلاحطلبي هم به اين معناست.
ما همين را به نمايندگان اخير اصلاحطلب ميگوييم كه آيا آن موضوعات را قبول داريد و جواب ميشنويم نه. آن روز اصلاحطلبي به معناي رو در رويي با نظام بود و اگر آن طرز تفكر بخواهد ادامه داشته باشد ذرهاي ارزش ندارد و آنها موفق نخواهند شد. واقعاً الان اين سؤال است كه انديشه سياسي اصلاحطلب به معناي چيست، جز رقابت با اصولگرايان با هر ايده و هدفي چيز ديگري معنا نميدهد.
تغيير مواضع برخي از كساني كه از جريان فتنه حمايت ميكردند و امروز با توجه به نزديكي انتخابات مجلس نهم به سمت شاخصههايي نظير ولايت فقيه و قانون اساسي متمايل شده است را چگونه ميتوان تفسير كرد؟
آنها هواداراني دارند هر چند در اقليت كه ميخواهند آنها را نگه دارند و به وسيله آنها به حاكميت ورود پيدا كنند كه تغيير مواضع برخي افراد و تبديل آن به مواضع معتدل و ميانه خود يكي از اين راههاست. به عقيده بنده در برخي از جاها ما ميتوانيم با بعضي از چهرههاي معتدل اين جريان كه با ولايت فقيه و قانون اساسي پايبند هستند به گفتگو بنشينيم و آنها را برگردانيم.
اين جريان شوراي راهبردي سه نفره هم با حضور محمد خاتمي، موسوي خوئينيها و موسوي بجنوردي تشكيل شده است؟
اين افراد هيچگاه حاضر نشدهاند از فتنه و فتنهگران برائت بجويند و در حال حاضر هم همان مواضع راديكالي دو سال گذشته خود را دارند و بنده هم اين افراد را تأييد نميكنم و حضور آنها را مفيد نميدانم چرا كه حتي يكبار هم به خاطر انقلاب، نظام و مردم حاضر نشدند تحركات تند و ضد انقلاب موسوي و كروبي را محكوم كنند. به هر حال بنده نگاه مثبتي به اين مجموعه ندارم.
جريان انحرافي هم مانند اصلاحطلبان عزم خود را براي تصاحب كرسيهاي مجلس جزم كرده است. ميتوان شانسي را براي اين گروه در تصاحب صندليهاي مجلس در نظر گرفت؟
جريان انحرافي هم مانند اصلاحطلبان از ماهها پيش در تدارك براي پيروزي در انتخابات برآمدهاند كه اين لزوم توجه و هوشمندي جريان اصولگرا را طلب ميكند. اما به هر روي و با توجه به مسائل پيش آمده در يك سال اخير اگر ليستي هم از طرف حاميان جريان انحرافي ارائه شود موفقيت سرنوشتسازي نخواهد داشت.
شايد عناوين و اسمها منسوب به جريان انحرافي عوض شود اما وجود افراد در اين گروه مانع موفقيت آنها خواهدشد.
همانطور كه عرض كردم جريان انحرافي از مدتها پيش فعاليت خود براي انتخابات آينده مجلس را آغاز و در همين راستا جلساتي را با برخي استانداران برگزار كرده است.
در اين باره هم بايدگفته شود كه جريان انحرافي در راستاي فعاليت براي انتخابات آينده مجلس علاوه بر برگزاري جلسات با برخي استانداران، پولهايي را هم خرج كرده است.
بهرغم همه فعاليتهايي كه جريان انحرافي به اين منظور انجام داده اما اينكه تا چه ميزان بتوانند موفق باشند معلوم نيست، كه اميدواريم موفق هم نباشند.
بسيار اميدواريم كه فعاليتهاي جريان انحرافي بينتيجه باشد و توفيقي به دست نياورد چرا كه جامعه با بصيرتي داريم كه به سخنان نخبگان و صاحبنظران اهميت ميدهد.
جريان انحرافي ممكن است با عنوان و تابلويي در ظاهر غيرمرتبط با خود وارد عرصه انتخابات شود، اما ما نيز بايد با تلاش و بحث و بررسي روشنگري كرده و نشان دهيم كه پشت سر آن تابلو و عناوين مختلف چه چيزي وجود دارد. آنچه بنده از آينده اين جريان حدس ميزنم اين است كه مانند جريان اصلاحطلب توفيقي به دست نميآورند و به مجلس شوراي اسلامي ورود پيدا نخواهند كرد.
بهترين راهكاري كه اصولگرايان ميتوانند در دستور كار قرار دهند تا دو جريان اصلاحات و منحرف به اهداف خود نرسند را چه ميدانيد؟
به نظر بنده اصولگرايان ضمن آنكه هوشياري و آگاهي خود را حفظ كنند بايد به روشنگري فعاليتهاي اين دو جريان دست بزنند البته وحدت و همگرايي حداكثري در دل جريان اصولگرايي و حضور پيدا كردن با يك ليست واحد در انتخابات آتي ميتواند تمام اهداف آنها را به يأس و شكست تبديل كند.
به عنوان آخرين سؤال، نمايندگان ملت چه واكنشي در آينده نسبت به كساني خواهند داشت كه با ايجاد شبكهاي مستقل اموال بيتالمال را حيف و ميل كردهاند؟ نقش دولت در اين بين چه بوده است؟
از دولت پاك و عدالت محوري برخوردار هستيم، سلامت جريان انحرافي كه در دولت رسوخ كرده جاي سؤال و شبهه دارد و متأسفانه رفتار اين جريان آسيبهاي جدي را متوجه دولت كرده است.
جريان انحرافي نشان داده كه هيچ اعتقادي به شعارهاي داده شده توسط دولت نداشته و هنوز هم چنين اعتقادي ندارد.
تمام شعارهاي اين جريان پوششي براي سوءاستفاده سياسي و ايجاد رانتهايي براي حفظ موقعيت خود بوده است.
واقعيت غير از آن چيزي است كه جريان انحرافي دنبال ميكند و ادعاها و شعارهاي عرفاني آنها پوشش فعاليت اقتصادي و سياسي است از اين رو انتظار است قوه قضائيه درباره اين اختلاس و متهمان پرونده شفافسازي كند.
انتظار است بانك مركزي و صادرات به جاي پاسكاري در اين اختلاس، به شكل روشن و شفاف ارتباطات پنهاني اين جريان را بيان كرده و از ايجاد شائبه و شايعه عليه برخي افراد جلوگيري كنند.
صورت مسئله را با حمله كردن به افراد و نهادهاي مختلف نميتوان پوشاند چرا كه اين اختلاس در سيستم بانكي اتفاق افتاده است و بايد به آن رسيدگي شود.
جريان انحرافي نشان داده از تمام فرصتها براي افزايش قدرت اقتصادي و حفظ موقعيت سياسياش سوءاستفاده ميكند.
ثبات در مديريت وزارت اطلاعات ميتواند مسيرهاي پنهاني را كه جريان انحرافي از آن استفاده ميكند، شفاف كند.