
بعد از دربي، كميته فني يكصدا خواستار بركناري استيلي بود و به دنبال كاشاني ميگشت براي اعلام اين نظر و اخطار به سرپرست موقت براي كنار گذاشتن رفيقش از تيم. اما اتفاقاتي كه بعد دربي رخ داد و ايجاد تغييرات در كادر مديريت باشگاه، باعث شد فرصتي ديگر به استيلي داده شود، چراكه مديريت جديد، ترجيح داد كار خود را با اخراج آغاز نكند. از طرفي گفته ميشد پرسپوليس به يك شوك نياز داشت كه رفتن كاشاني و انتخاب هيئت مديره و سپس مديرعامل، همان شوك لازم براي اين تيم است. شوكي كه به قيمت فرصتي ديگر براي سرمربي پرسپوليس تمام شد.
دو پيروزي برابر فجر و صبا هم مزيد بر علت شد كه استيلي همچنان برنيمكت پرسپوليس جلوس كند. اما همان طور كه انتظار ميرفت، استيلي نتوانست در روزي كه كريمي را نه روي نيمكت داشت و نه در تركيب اصلي، از پس مس برآيد و يك باخت ديگر را هم تجربه كرد واين بار در كرمان. باختي كه بار ديگر صداي اعتراض هواداران پرسپوليس را در پي داشت و عصبانيت هواداران اين تيم را به نمايش گذاشت. هرچند كه به نظر ميرسد با توجه به فرصت ۱۰ هفتهاي كه به استيلي داده شده است، او خود را بيمه ميداند كه هيچ گونه نگراني بابت اين اعتراضها به خود راه نميدهد« اين شعارها از ابتداي فصل وجود داشته و من ديگر به آنها عادت كردهام.»
استيلي از پس هدايت پرسپوليس برنميآيد و بهزعم خيلي از پيشكسوتان و هواداران اين تيم، بايد خود، از سمتش در پرسپوليس استعفا كند چرا كه بعد از گذشت ۱۰ هفته از ليگ، هنوز نتوانسته تواناييهايي را كه روز اول مدعي بود بر اساس آن انتخاب شده است به معرض نمايش بگذارد. اما استيلي قصد رفتن كه ندارد هيچ، بلكه نميخواهد اشتباهاتش را نيز بپذيرد. البته او بعد هر باخت يك جمله كليشهاي را مدام تكرار ميكند «باخت بر عهده من است.» اما تكرار اين جمله تا زماني كه تنها براي خفه كردن صداي اعتراض هواداران و منتقدان او استفاده ميشود، نميتواند كمترين ارزشي داشته باشد.
ضمن اينكه استيلي اگر چه به ظاهر مسئوليت باخت را به عهده ميگيرد، اما همواره باختها و نتيجه نگرفتنهاي پرسپوليس را به مسائل مختلفي چون مصدوميت بازيكنانش، مهرباني داور با تيم مقابل، خستگي مليپوشان و مسائلي از اين قبيل ربط ميدهد. «شش بازيكن كليدي خود را در اختيار نداشتيم. اين در حالي است كه اعلام ميشود قاسم دهنوي در مس محروم است اما به يكباره به او اجازه بازي ميدهند و ميگويند از بازي بعدي محروم است.» استيلي اما هرگز نميپذيرد كه پرسپوليس در زمين بازي مشكل دارد. اين تيم در هيچ يك از ۱۰ هفتهاي كه از ليگ گذشته، با برنامه به ميدان نرفته و سرمربي آن هنوز به تركيب ايدهآل خود دست نيافته است و هنوز در حال امتحان كردن سيستمهاي مختلف و استفاده از بازيكنان تيم در پستهاي متفاوت است، به طوري كه گاه در يك بازي شاهد تغييرات پيدرپي سيستم بازي هستيم و اين نشان ميدهد كه استيلي هنوز نميداند تيمش بايد با چه سيستمي برابر تيمهاي ليگ به ميدان برود. پرسپوليس در همين آخرين بازي خود با مس، چندين بار تغيير تاكتيك و تغيير سيستم داد، در حالي كه به گفته خود استيلي، مشكل اصلي پرسپوليس ارسالهاي بد و ضربات ايستگاهي بود كه بد زده ميشد. پرسپوليس از هيچ كدام از ضربات ايستگاهي و كرنرها استفاده نكرد زيرا نفراتي كه اين ضربات را ميزدند ارسال خوبي نداشتند. اما مهم تر از آن اين بود كه پرسپوليس حتي براي ارسال اين ضربات نيز بيبرنامه و بيهدف بود.
رويانيان امروز بازيكنان و كادر فني تيم را براي اتمام حجت به باشگاه دعوت كرده تا سنگهايش را با آنها وابكند. هيئت مديره اما به چيزي بيش از اتمام حجت ميانديشد. هيئت مديره پرسپوليس امروز، درست مثل چند هفته قبل و بعد بازي با استقلال، به تغييرات ميانديشد نه دادن تذكر و زهر چشم گرفتن. اما هنوز مشخص نيست پشت آن چهره صبور و آرام رويانيان چه ميگذرد و آيا او هم به تغيير براي نجات پرسپوليس موافق است يا همچنان در پي حل و فصل كدخدامنشانه ماجراست.
اما واقعيت اين است كه پرسپوليس به يك تفكر و تصميم جدي نياز دارد. برخلاف انتظار برخي، جدايي كاشاني آن شوك لازم نبود و پرسپوليس به تغيير روي نيمكت نياز دارد و استفاده از يك مربي بزرگ. البته اگر مسئولان اين تيم به تغيير رتبه و جايگاه اين تيم در جدول فكر ميكنند، چراكه بعد از گذشت ۱۰ هفته از ليگ، رتبه اين تيم همچنان دو رقمي است و ۱۰ پله و ۹ امتياز با صدرنشين ليگ فاصله دارد؛ صدرنشيني كه نه ادعاهايش شبيه پرسپوليس است، نه قدو قوارهاش، نه اردوهايش و نه حتي پولهاي كه به بازيكنانش ميدهد. با اين وجود اما برخلاف پرسپوليس ۱۲ امتيازي، با ۲۱ امتياز شيرين، صدرنشين است تا به مربياني چون استيلي كه بعد از ناكاميهاي خود زمين و زمان را مقصر ميدانند ثابت كند مصدوم و محروم بودن بازيكنان، خستگي مليپوشان و اشتباهات داوري، مختص يك تيم خاص نيست و براي همه تيمهاست و ثابت كند براي رسيدن به صدر جدول احتياجي به خرجهاي ميلياردي و جمع كردن نامهاي بزرگ در كنار هم نيست، بلكه نياز به داشتن تلاش و دانش فني است؛ چيزي كه اين روزها در پرسپوليس ديده نميشود. تمام بار فني و روحي- رواني پرسپوليس، در طول اين ۱۰ هفته به دوش كريمي بوده است. بازيكني كه اگر نباشد، اين تيم همچون بازي با مس، بازنده است. البته اين به آن معني نيست كه حضورش در بازي ميتواند به معناي پيروزي پرسپوليس باشد. چراكه سرمربي توانمند پرسپوليس ميتواند با يكي از آن ايدههاي نابش مثل بازي با استقلال، او را عملا در زمين بازي به مهرهاي بيتاثير و خنثي تبديل كند.
امروز، بهترين فرصت براي نجات پرسپوليس است اما اگر رويانيان همچنان به مصالحه اعتقاد داشته باشد، بايد كه پرسپوليس، خود را براي رتبههايي به مراتب پايينتر از اين آماده كند؛ رتبههايي كه بوي ليگ يك ميدهد!