
«جمعیت قلب کشور از مرز ۱۲ میلیون نفر نیز عبور کرد». این خبری است که سید احمدی قمشی مدیرکل ثبت احوال استان تهران روز گذشته اعلام کرد. خبری که شاید نتوان مانند سایر اخبار به عنوان یک خبر صرف به آن نگاه کرد و اگر کمیدقیقتر به آمار ۱۲میلیون و ۲۲۳ هزار و ۵۹۸ نفر جمعیت پایتخت کشور توجه کنیم در مییابیم این آمار بیشتر از آنکه یک خبر باشد، یک هشدار است؛ هشداری به بزرگی و اهمیت همان زلزله مهیب احتمالی که سالهاست شهر تهران را تهدید میکند!
به بیان دیگر، تهران با داشتن ۱۸۹۰۹ کیلومتر مربع مساحت و در حالی که فقط ۲/۱ درصد مساحت کل کشور را داراست، ۱۶ درصد از جمعیت ۷۵ میلیون نفری را در خود جای داده است. اگر چه شرایط اقلیمی حاکم بر جغرافیای ایران سبب شده تا پراکندگی جمعیت در هیچ کجا چندان متناسب نباشد اما بزرگ شدن شهری مانند تهران، رشدی بیرویه و سرطانی است که مشکلات فراوانی را برای این کلانشهر و ساکنانش به وجود آورده است و چنانچه این روند همچنان کنترل نشده ادامه یابد، آسیبهای اجتماعی، فرهنگی و رفاهی متعددی بیش از پیش گریبانگیر قلب کشور ایران و ساکنانش خواهد شد.
ترافیک یکی از اصلیترین گرفتاریهای پایتختنشینان است، به گونهای که آلودگی هوای ناشی از تردد روزانه ۴ میلیون خودرو گریبانگیر تهرانیها شده و براساس آمار رسمی و مورد تأييد وزارت بهداشت و شورای شهر، سال گذشته آلودگی هوا حدود ۴ هزار تهرانی را به کام مرگ فرو برد. با این وجود سالانه ۵۰۰ هزار خودروی دیگر به خیابانهای پر دود تهران اضافه میشود و راه نفس را بر ساکنان این شهر بیشتر میبندد.
از سوی دیگر تامین مایحتاج اولیه این جمعیت نظیر آب و غذا کشور را در سطح کلان با چالش جدی مواجه کرده است، به گونهای که ناگزیر مزارع سبزیجات جنوب تهران با فاضلاب خام آبیاری میشود و وقتی رشد چنین شهری با رشد امکانات و مدیریت مناسب همخوانی ندارد، خطر شیوع بیماریهایی همچون وبای ناشی از سبزیجات آلوده را نیز باید به جان خرید.
اینها را بگذارید در کنار چالشهای اجتماعی و اقتصادی که افزایش بیرویه جمعیت با خود به همراه دارد؛ مشکلاتی نظیر اشتغال، مسکن، افزایش فاصله طبقاتی و در نهایت نا امنی و فراهم آمدن بستر مناسب برای رشد ناهنجاری و بزههای اجتماعی؛ موضوعی که موجب شده تا این کلانشهر رکورددار وقوع انواع و اقسام جرائم در کشور باشد، به گونهای بنا بر اعلام سردار رادان ۳۵ درصد از جرائم کل کشور در استان البرز و تهران اتفاق ميافتد. علاوه بر موارد ذکر شده، خطر زلزلهای که از سالها پیش کارشناسان وقوع آن را پیشبینی كردهاند یکی دیگر از چالشهای جدی کلانشهر تهران است.
زلزلهای که همه مسئولان و دستاندرکاران به یقین میدانند اگر به وقوع بپوندد تهران به گورستان دستهجمعی میلیونها نفر انسان تبدیل خواهد شد و هیچ نهاد و سازمانی از هلال احمر گرفته تا سازمان مدیریت بحران آمادگی امدادرسانی به جمعیت فراتر از ۱۲ میلیونی استان تهران را ندارد و این اعتراف جستهگریخته از دهان مسئولان شنیده میشود.
با تمامیآسیبهای ناشی از رشد بیرویه تهران، همچنان دروازههای این شهر به روی مهاجرت بیرویه از سایر نقاط کشور باز است و هیچ مسئولی خود را ملزم به پاسخگویی در برابر نیازهای این ۱۲ میلیون انسان نمیبیند؛ دغدغهای که اگر موجود بود مسئولان نمیگذاشتند این شهر بیشتر از این فربه شود.