
موضوع بر سر ادعاي ايالات متحده در خصوص دستگيري دو ايراني است كه به گفته آنها قصد داشتند در سفارت عربستان و اسرائيل بمبگذاري كنند و حتي قصد جان سفير عربستان را نيز داشتهاند. ايرانيهايي كه آنها مدعياند عضو سپاه قدس هستند، اما اسناد و مدارك موجود نشان ميدهد كه اين افراد نه تنها هيچ ارتباطي با داخل كشور ندارند، بلكه ۱۰ سال پيش به جرم سرقت توسط پليس امريكا بازداشت شده و داراي سابقه كيفري در ايالات متحده هستند. همين موضوع كافي است كه سناريوي اجير كردن اين افراد براي طرح ادعاهاي دروغ و ساخت دشمن فرضي توسط امريكاييها برملا شود.
اما به راستي امريكا چه سودي از دشمنسازي ميبرد؟
جلوگيري از قيام وال استريت
شايد يكي از مهمترين اهداف ايالات متحده از اين اقدام، جلوگيري از پيشروي قيام وال استريت بود. واقعيت اين است كه وقوع قيام وال استريت توجه بسياري از جهانيان را به نيويورك، قلب ايالات متحده امريكا جلب كرد و همين اطلاعرسانيهايي كه توسط رسانههاي گروهي صورت گرفت، حمايت بسياري از مردم آزاده دنيا را به نفع اين حركت مردم امريكا جلب كرد و همين موضوع كنترل اين حركت را براي دولتمردان امريكايي بيش از پيش مشكل ساخت، به نحوي كه كوچكترين برخورد پليس امريكا با تظاهراتكنندگان بازتاب بسيار گستردهاي در سطح جهان داشت و عاملي مهم براي تخريب چهره فريبنده ايالات متحده در خصوص بحث حقوق بشر بود. از اين رو، انتشار اين خبر دروغ در خصوص اقدام ايران براي خرابكاري در نيويورك و مانور روي آن، اين فرصت را فراهم ميكرد تا كانون رسانههاي دنيا را از حوادث نيويورك دور و به سمت جمهوري اسلامي متوجه كند و از اين فرصت براي سركوب و جمع كردن قيام وال استريت سود ببرد.
ايجاد حواسپرتي جمعي
علاوه بر اين امريكاييها ميكوشند با استفاده از اين سناريوي سوخته عمليات رواني ديگري به نام حواسپرتي جمعي را عليه افكار عمومي جهان شكل دهند. در اين حركت آنها ميكوشند اين واقعه را دستمايه انحراف افكار عمومي از مشكلات نظام حاكم امريكا و ساير همپيمانانش قرار دهند و با زوم كردن بر مسائل ايران علاوه بر اين كار، باعث كند شدن حركت رو به جلوي ايران در عرصههاي مختلف شوند و عملاً دست به انتقامگيري از ايران بزنند.
كنترل قيام مردمي در عربستان
اما اين حركت به جز منافع داخلي، منافعي نيز براي عربستان شريك استراتژيك ايالات متحده در منطقه خاورميانه به همراه داشت، چراكه تحركات اخير در شهرهاي مختلف عربستان سعودي نشان دهنده رسيدن تلاطمهاي بيداري اسلامي به اين كشور و آغاز حركتهاي مردمي است؛ ماجرايي كه به هيچ وجه خوشايند دولتمردان امريكايي نيست، چراكه از دست دادن چنين شريك استراتژيكي در منطقه حساس خاورميانه بسياري از سياستهاي امريكا را در اين منطقه ناكام باقي ميگذارد. از سوي ديگر اقتصاد دچار بحران ايالات متحده كه وابستگي شديدي به نفت عربستان دارد، با از دست دادن نفوذ خود بر چاههاي نفت اين كشور عربي ميتواند روزهايي بدتر از اين را نيز انتظار بكشد. بنابراين ايالات متحده با اين حركت، دشمني فرضي نيز براي عربستان به وجود آورد تا با بهرهگيري از اين شيوه قديمي بتواند زمينه بقا و ماندگاري حكومت عربستان را از طريق پيوند زدن تحركات مردم اين كشور به جمهوري اسلامي، فراهم آورد. علاوه بر اين، نكته ديگري كه ميتوان در اين ميان به آن اشاره كرد، سرپوش گذاشتن ايالات متحده بر جنايات رژيم آل سعود در بحرين است، چراكه با توجه به نفوذ معنوي ايران در ميان شيعيان بحريني و الهام پذيري آنان از انقلاب ايران در حركتهاي خود، آنها ميتوانند جنايتهايشان را به بهانه اين نفوذ و در چارچوب سپر دفاعي جزيره قانوني جلوه دهند. البته در اين ميان فروش تسليحات امريكايي نيز به بهانه وجود ايران در منطقه خاورميانه، خود بحثي جداگانه است كه از اين دشمنسازي قابل تشديد است؛ ماجرايي كه ميتواند به اقتصاد بيمار ايالات متحده كه وابستگي شديدي به فروش سلاح دارد، كمك كند.
كمك براي رسميت بخشيدن به رژيم صهيونيستي
واقعيت ديگري كه در پس اين سناريوي دشمن فرضي ساختن ايالات متحده نمايان است، گنجاندن نام رژيم صهيونيستي در ميان دروغهاي مطرح شده براي كمك به اين رژيم جعلي است، چراكه ايران هم اكنون به عنوان يكي از مهمترين مخالفان طرح تشكيل كشور فلسطيني و موجوديت بخشيدن به رژيم صهيونيستي محسوب ميشود و سخنان رهبر انقلاب كه تشكيل فلسطين مستقل را فقط از نهر تا بحر، قانوني دانستند، آب سردي بود بر پيكره اين طرح ذليلانه كه حيرت حاميان رژيم صهيونيستي را به دنبال داشت. بنابراين امريكا كوشيد تا ضمن بازي دادن رژيم صهيونيستي در اين سريال خودساخته، رسماً مخالفت جمهوري اسلامي را ناديده بگيرد و با معرفي كردن ايران به عنوان يك تهديد مهم براي امنيت رژيم صهيونيستي، اسرائيل را به پذيرفتن اين طرح ترغيب كند.
تغيير در سرمنشأ بيداري اسلامي
اما يكي ديگر از اهدافي كه ايالات متحده از اين سناريو دنبال ميكرد، تغيير دادن سر منشا بيداري اسلامي به منظور پيشگيري از توسعه آن است. هم اكنون ايالات متحده به خوبي ميداند كه جمهوري اسلامي به عنوان الهام بخش بيداري اسلامي در منطقه شناخته ميشود و بسياري از انقلابيون، جمهوري اسلامي را به عنوان الگويي براي حركت خود انتخاب كردهاند. كشوري كه توانست بدون سلاح و حركتهاي ميليشيايي انقلاب خود را به دنيا صادر كند. به همين خاطر، امريكا با طراحي اين حركت و متهم ساختن ايران به وصله ناچسب تروريسم، قصد داشت چهره ايران را در ميان انقلابيون خدشهدار كند و سرمنشا بيداري اسلامي را در منطقه تغيير دهد.
تخريب چهره ايران و ديپلماسي ايراني
در عين حال يكي ديگر از اهداف امريكاييها تخريب چهره ديپلماتيك ايران در مجامع بينالمللي است. اين واقعيتي بزرگ است كه جمهوري اسلامي در طول چند سال گذشته توانسته موضوع هستهاي خود را از طريق ديپلماتيك به پيش ببرد و هر بار در اين روند برگ برنده را از آن خود كرده است. به همين خاطر ايالات متحده به دنبال آن است كه اين چهره ديپلماتيك ايران را تخريب و عملاً با ارائه چهرهاي تروريستي از كشورمان اين سلاح را از ايران بگيرد. همچنين با توجه به اينكه گفته ميشود طي چند روز آينده مقامات اروپايي جلسهاي را براي بررسي وضعيت تحريمهاي جمهوري اسلامي تشكيل خواهند داد، امريكا به دنبال آن است كه با ارائه چهرهاي تروريستي از ايران، اروپاييها را متقاعد كند كه به اين تحريمها شدت ببخشند. امروز ايالات متحده در پس اين دشمنسازي ميكوشد تا طرح مهار جمهوري اسلامي را به مرحله اجرا بگذارد اما واقعيت اين است كه ايران هيچ نيازي به انجام عملياتهاي تروريستي حتي عليه رژيم صهيونيستي به عنوان دشمن درجه اول خود ندارد و ميكوشد با روشهاي ديپلماتيك به جنگ دشمنان خود برود؛ اين در حالي است كه حيات ايالات متحده تنها در گرو همين دشمن تراشيهاي دروغين است.