رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنهاي در جمع مردم غيور كرمانشاه در تاريخ ۲۰ مهرماه فرمودند: «ما توانستيم از محدوديتها و تحريمها به پيشرفتهايي دست پيدا كنيم كه كشورهاي منطقه در طول سالهاي متمادي نتوانستند به آن دست پيدا كنند.» مشابه اين بيان حكيمانه را حضرت امام خميني(ره) در روزهاي اول دفاع مقدس فرمودند. مضمون بيان ايشان اين بود كه جنگ باعث ميشود كه انسان جوهره وجودي خويش را نشان دهد و از حالت خمودي بيرون آيد.
اميرالمؤمنين عليبن ابيطالب(ع) نيز در اينباره ميفرمايند: «في تقلّبِ لاحوال عُلِمَ جواهر الرجال» يعني: در جريان كشاكش اوضاع روزگار است كه جوهره مردان بر ملا ميشود. اين انطباق بيان نشان از كمال حكمت در امام معصوم و كمال كسب حكمت از ولي امر مسلمين است. حقيقت اين است كه انسان در گير در معادلات دنيوي با بُرد كم عاقبت انديشي و برد صفر آينده نگري نميتواند شاهد اين همه سختي در دايره حيات كوتاه دنيايي باشد و معمولاً سختيها از توان و تحمل او فراتر ميروند، بنابراين اين ضعف و ناتواني وي را دچار يك قضاوت عجولانه ميكند و فكر ميكند كه دچار مصيبت بزرگي شده است. خداوند نيز در سوره مباركه بقره، آيه شريفه ۲۸۶ به كساني كه تحمل آنها از سختيها كم است ميگويد تا در سختيها و حوادث از خداوند استمداد كنيد و نيز ميفرمايد: «ربنا ولا تحملنا مالا طاقت لنا به». ولي واقعيت با حقيقت متفاوت است، در درون اين سختيها آسانيهايي نهفته است. «ان مع العسر يسراً». تجربه ۳۳ ساله نظام مقدس جمهوري اسلامي گواهي بر اين مدعاست. بلوغ زائدالوصف علمي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي، امنيتي و اقتصادي كشور در اين سه دهه حاصل پنجه نرمكردن با سختيهايي از ناحيه دشمنان خارجي كشور بوده است.
تحريم همهجانبه كشورهاي غربي پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران يك تجربه بزرگ تاريخي است كه تابلو و شناسنامه آن، ابعاد و شخصيت اين سختيها را نشان ميدهد اما از آن مهمتر راهبرد مقابله تاريخي با اين سختيهاست. واقعيت اين است كه غربيها بيش از ۲۰۰ سال است كه با بستن حصار آهنين حمايت از سرمايه و توليد، خود راهبرد تحريم ديگران را در پي گرفتهاند و هنوز هم با مسامحه به اين حمايت ادامه ميدهند. تحريم جمهوري اسلامي به مصداق بستن يك حصار تنگتر در عرصه كوچكتر و بينفوذ (از منظر آنها) و مانند حصر زنداني دربند در يك سلول انفرادي بدون غذا و آب است، اما بدون شك آنها در اين سالها غافل از قدرت لايزال الهي در جوهره انساني بودهاند كه پيرو عصاره خلقت است.
انساني كه متوكل است و رهبري عظيم و الهي دارد، افتخار ولايت پذيري دارد. ضريب هوشي سرشاردارد. عزم آهنين، دشمن ستيز، استعدادي شگرف، امكاناتي خدادادي، نيروي انساني جوان، اقليمي متنوع و... دارد، از اينرو حصار سبب بروز و فعليت اين جوهرههاي توسعه ميشود و امروز چنان ميشود كه مصداق بيان امام المسلمين است. در اين دوصد ساله اخير شاهد هستيم كه تمامي كشورهاي در حال توسعه در شرايط سيطره اقتصاد ليبراليسم دچار گرداب خود بيگانگي شدهاند. اين گرداب علائمي دارد، از جمله سيطره سرمايهداران بر اقتصاد، آغشتگي و التقاط بنيان اقتصادي آنها با غرب، بازارهاي بيدر و پيكر آنها براي ورود كالاهاي بيارزش خارجي غربي، مصرفگرايي مفرط، ضعف بنيان توليد، سيطره نظام مالي و پولي غرب بر آنها، فرار مغزها و وابستگي علمي و فناوري آنها، كمينه شدن خلق ارزش افزوده در اين كشورها، نظام سياسي وابسته، نظام اجتماعي و فرهنگي گسسته در برابر شبيخون فرهنگي غرب، رسانههاي در خدمت شياطين صهيونيست و... اين مشخصات نشان از غلبه هجمه نظام سلطه با اهرم محاصره، تحريم رقيب براي از رمق انداختن رقيب در عرصه و ميدان مبارزه است كه تقريباً تمام كشورها در اين رويارويي بزرگ دو قرن شكست خوردهاند. علائم اين هجمهها در كشور ما نيز وجود دارد و كشور ما در دوره قاجار و رژيم منحوس پهلوي با اين شكست مواجه شده است.
در اين سه دهه نيز مرتباً درگير اين مبارزه بوده و هستيم، بنابراين در اين سه دهه بنا بر فرمايش امام المسلمين هر جا براساس دستورات عمل كردهايم بدون هيچ كم و كاستي هم پيروز شدهايم. نبايد اين مسئله را از اذهان عمومي پاك كرد كه شكست كشورهاي در حال توسعه به دليل تسليم در برابر آن هجمهها و تحريمها بوده است. دراين عرصه گاهي برخي نا آگاهانه از كشورهايي مانند كرهجنوبي، مالزي، امارات، چين و... نام ميبرند كه انگار كشورهاي مذكور يك الگوي موفق بودهاند! اما حوادث سالهاي ۱۹۹۸ و ۲۰۰۸ به خوبي نشان ميدهد كه الگوهاي مذكور تنها حبابي بيش نيستند. اينان تنها بازارهاي فتح شدهاي هستند كه همچون بچهها براي سرگرمي، صنايعي نيز در اختيار داشتهاند، حتي برخي رهبران و كارشناسان اقتصاديشان نيز اعتراف كردند كه در ماجراي بحران مالي اخير در سال ۲۰۰۷ هر چه رشته كرده بودند؛ پنبه شد! البته اين شكست در كشورهاي مختلف شدت و ضعف داشت و همه به يك اندازه تسليم اين سلطهها نشدند، اما اگر به اين مسائل واقعگرايانه دقت شود، ميتوان به اين نتيجه رسيد كه امروزه بهترين صنايع كشورهاي موفق نظير كرهجنوبي تحت امتياز غربيهاست! اگر هم اين سيطره پوشيده باشد يا از اين طريق مسدود به نظر رسد، مطمئناً نفوذ از طريق بازار مالي و پولي منفذ سلطه سلطهگران چندمليتي صهيونيست خواهد بود، حتي بايد اذعان نمود كه خود كشورهاي غربي نيز بازارهاي فتح شده و جولانگاه دانشوران صهيونيست و يهود هستند و خود بيخبرند! از اين رو بيداري اخير حركتي در جهت مقابله با اين سلطه است.
موفقيتهاي كشورمان در مقابله با اين سلطه و تحريمهاي عام و خاص غرب به دلايل مختلفي است، از جمله: اول: رمز آن رهبري اسلامي است. مشكل فقدان يك رهبري عادل در كشورهاي مسلمان عربي مصداق كاملي از اين مدعاست كه با چالش بزرگي، مردم اين كشورها را روبهرو كرده است. دوم: ايثار و شهادت جوانان عزيز است كه به بركت خون آنها درهاي رحمت و نعمتالهي مانند امنيت بر مردم ايثارگر ايران باز شده است. تحت راهبري همين رهبري فقيه جامعالشرايط است كه رمز سوم يعني خودباوري تحقق پيدا كرده و با مدد استعدادهاي نهفته در جوانان و امكانات خدادادي باعث ظهور خلاقيتهاي وصفناپذيري چون انرژي هستهاي، سلولهاي بنيادي، صنعت فضايي، نانو و فناوريهاي متعدد ديگر و خود اتكايي و خودكفايي در توليدات مختلفي شده است. ايمان، وحدت و مشاركت اجتماعي مردم در جريان پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون بستر بينظيري براي اين موفقيتها بوده است، بنابراين همين عوامل هستند كه دليل بقاي اين موفقيتها خواهند بود. راز نامگذاري جهاد اقتصادي در سال ۱۳۹۰ توسط رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز درك عملي حضور دشمن در عرصههاي اقتصادي مانند ساير عرصههاست، از اين رو وظيفه ما خالي نكردن سنگرها در اين رويارويي بزرگ با دشمن است. كار تحريم ابتدا تضعيف توان اقتصادي و سپس هجمه و شكستن قوههاي دفاعي ديگر است.
در اين عرصه مصاديقي نيز توسط امام المسلمين مانند مصرف كالاهاي داخلي تعيين شده است. واردات بيرويه كالاهاي غيرضروري به نوعي مصداق باز كردن دژ، در برابر دشمن است زيرا اگر اين كالاها ضروري بودند مانند بقيه تحت برنامه تحريم قرار ميگرفتند. ورود و مصرف اين كالاها باعث ورشكستگي توليدات داخلي شده و موجي از بيكاري را دامن ميزند كه عملاً هدف دشمن از تحريم همين است تا اجازه ندهد اين الگو به عنوان يك الگوي موفق اقتصادي در دنيا معرفي شود، بنابراين در برنامه ساماندهي اقتصادي كشور بايد واردات تابع نياز ضروري و نياز توليد داخلي شود و برنامه تجارت خارجي در چارچوب برنامه حمايت اقتصادي تعريف شود. در همين راستا نيز كارشناسان بايد با رها كردن شعار توخالي رقابت در فضاي ادبيات اقتصادي متأثر از الگوهاي شكست خورده غربي شعار «رقابت پس از حمايت» صنايع داخلي را مطرح نمايند تا بتوانيم در فضاي حمايتي معقول زمينه رقابت معقول صنايع و محصولات داخلي را در عرصه بازار جهاني بهوجود بياوريم، كسب استعداد رقابت بدون طي شدن حمايت نقض غرض و خلاف تجارب مشابه از جمله تجربه صد ساله و بيوقفه غربيها از صنايع خود تاكنون است.