
فاطمه آجرلو نماینده مردم کرج در مجلس شورای اسلامی و اولین و تنها نماینده زن مجلس است که رابطه چندان خوبی با رسانهها ندارد و با وجود اعتقاد به اینکه خبرنگاران به نوعی پیامبران و اطلاعرسانان امانتداری در جامعه هستند، اما وقتی در مقابل یک مصوبه بیش از اندازه صحبت شود دستاوردهای مورد انتظار را نخواهد داشت. آجرلو که عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی است میگوید که ولي فقيه، حاکم مطلق و تنها کسی است که حق ولایت دارد و این ولایت در بعد اجرایی به رئیس جمهور و هيئت دولت تنفیذ شده و هیچ کس جز رهبری در این زمینه صاحب حق نیست. وی معتقد است که بايد درمورد مسئله وزارت زنان، مجلس رویکرد بهتری نشان میداد و بايد سهم زنان بیش از فعل و قبل در اداره کشور دیده شود زیرا زنان ایرانی به شدت در حال توسعه توانمندیهای خود هستند. این نماینده زن مجلس امیدوار است در انتخابات نهم مجلس سهم زنان بسیار بیشتر از تعداد ۸ نفر فعلی باشد زیرا این مسئله و حضور و مشارکت زنان در مجلس یکی از خواستههای مقام معظم رهبری نیز هست.
جایی به تازگی از شما خواندهام که چه خوب است اگر فضای ورزشگاههای ما سالم و خوب باشد و خانمها به آن سمت بروند. ابتدای دولت احمدینژاد این بحث مطرح شد ولی مراجع به شدت مقابل ورود بانوان به ورزشگاهها ایستادند.
ما مفتخریم به اینکه دارای فقهی پویا هستیم که نیازهای واقعی معنوی، ارزشی و فرهنگی و شرعی را شناسایی ميكند و به آن پاسخگو است. در مورد حضور زنان در ورزشگاهها هم بايد بگويم كه با توجه به اینكه رعایت کردن تمامی موازین شرعی و عرفی جامعه واجب است اما از جمله مواردی است که مثل شطرنج که زمانی حرام بود ولی امام با شجاعت آن را به عنوان ورزشی فکری اعلام کرد و آن مسئله حل شد. مراجع ما باید به عرصههای واقعی جامعه ورود کنند و تازمانی که آنها از لایهلایه این جامعه مطلع نشوند، شاید نتوان بسیاری از بحثها را منطبق بر واقعیات جامعه بنا کرد.
اما به نظر نمیرسد نظر مراجعی که مخالف این مسئله هستند، هنوز تغییری کرده باشد.
اگر ما واقعاً بتوانیم فضایی را ایجاد کنیم که ورودی خانمها با آقایان جدا شود و نشستن خانمها در ورزشگاهها همراه با امنیت و بدون اختلاط با آقایان باشد و تمام مباحث ایمنی لحاظ شود؛ چه دلیلی دارد که مانع ورود خانمها به ورزشگاه شویم؟ امروز راجع به اینترنت احکام شرعی نداریم.
باید حد ومرز شرعی این مسئله مشخص شود. من به یاد دارم که اوایل انقلاب میگفتند که تمام ویدئوها را جمع کنید ولی چه اتفاقی افتاد و چه فایدهای داشت؟ چرا امروز ما شاهد این حجم از بدحجابی هستیم؟ به این دلیل که نتوانستیم حجاب را به عنوان یک ارزش و سرمایهای که نگرش ما و دین ما را نسبت به ادیان دیگر متفاوت کرده و غنای دین ماست، معرفی کنیم. درحال حاضر این مسئله به درستی به نسل جوان منتقل نشده است تا به این داشته خود افتخار کنند. اینها مرزها و نیازهای امروز فقه ماست. دلیل اینکه درفقه ما شرط زنده بودن مجتهد وجود دارد نیز به دلیل پاسخگویی به نیازهای روز جامعه است.
یکی از کارکردهای فراکسیون زنان مجلس تبیین و شفافسازی و انتقال همین نیازها و راهکارهای شرعی آن به بخشهای مربوطه در کشور است اما تا به حال کار خاصی در این زمینه صورت نگرفته است.
ما در فراکسیون زنان وقتی خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم ایشان در بحث قانون ارث فرمودند که به نظر من امروز خانمها پا به پای آقایان در جامعه کار میکنند و در اقتصاد خانواده و اقتصاد کلان کشور تأثیر همهجانبه دارند، بنابراین امروز حق آنهاست که از همه مایملک مرد ارث ببرند.
قبلاً ارث زنان از ابنیه و اشجار بود. این یک حکم فقهی است که ما در حال حاضر آن را به قانون تبدیل کردهایم، یا در بحث دیه یکی از چالشهای اصلی ما و سؤال خانمها همیشه این بود که چرا دیه زنان نصف دیه مردان است؟ البته این مسئله نص صریح قرآن است و نمیتوان در آن ورود کرد. اما میتوان به این مسئله پرداخت که وقتی قتل عمد صورت میگیرد چرا خانواده مقتوله وقتی درخواست قصاص یک مرد را دارد، باید پولی هم از جیب خود بدهد تا قاتل فرزندشان را قصاص کنند. مقام معظم رهبری این مسئله را نیز تدبیر کردند و امروز صندوقی تأسیس شده که آن نصف دیه را حاکمیت میپردازد. این یعنی فقه پویا و فقهی که دائم به نیازهای جامعه پاسخ میدهد.
این نوع به روزآمد کردن در حوزه فقه اسلامی بر اساس ابزارهای فقه پویا چه بازتابی در محافل دنیا داشته است؟ در این مورد بررسی کردهاید؟
در حال حاضر میدانید که در همین دو مورد چه اتفاقی افتاد؟ من به عنوان نماینده ایران در کمیته زنان بینالمجالس تقریباً در تمام جلسات حضور دارم و کلیه این تغییرات در قوانین و دستاوردهای حوزه زنان را مدام با تصویر و در اشکال مختلف توزیع میکنیم که بازتاب بسیاری خوبی داشته است. تغییرات در قوانین مانند حضور یک قاضی زن در دادگاه و یا تصویب آیین دادرسی ویژه خانواده از افتخاراتی است که واقعاً باید در مورد مجلس به آن پرداخته شود. طولانی شدن دوران دادگاه به خودی خود ایجاد آسیب میکند و این بسته تعریف شده یعنی حضور قاضی زن، تصویب آیین دادرسی ویژه خانواده و ایجاد مراکز مشاوره در کنار دادگاه خانواده در شرایط فعلی بسیار پاسخگوی نیازها بوده است. در واقع هم امکان مشاوره، آسیبشناسی و بازگشت به کانون خانواده را ایجاد کرده و هم آیین دادرسی خانواده را از آیین دادرسیهای دیگر جدا کردهایم. قبلاً میدیدیم که آقایان در دادگاه هرچه میخواستند صحبت میکردند ولی خانمها به جهت حیایی که دارند نمیتوانستند حرف خود را به قاضی مرد بگویند ولی امروز قاضی زن حضور دارد و زن به راحتی حرف خود را میزند و تصمیمی که گرفته میشود بسیار به عدالت نزدیکتر است.
در حال حاضر مخالفتهای گستردهای درباره در اختیار گرفتن پستهای بالای کشور از سوی زنان به وجود میآید. گفته شد که زنان حق ولایت ندارند و به همین دلیل هم حضور آنان در جایگاههایی مانند وزارت اشکال دارد. در زمان معرفی خود شما به عنوان گزینه پیشنهادی وزارت رفاه نیز چنین موضوعی مطرح بود؟
اصولاً مگر خود جایگاه ریاست جمهوری، جایگاه قدرت و ولایت است؟ تا زمانی که مقام معظم رهبری حکم را تنفیذ نکنند جایگاهی برای کسی که انتخاب شده وجود ندارد و هیچ قدرتی پیدا نمیکند. رهبری بخش اجرایی ولایت خود را به رئیسجمهور تنفیذ میکنند. در نظام ولایی به این شکل است که ولایت حاکم مطلق است و ریاست جمهوری و وزرا حاکمیت و ولایت ندارند و تنها بخش اجرایی وظایف رهبری به رئیسجمهور تنفیذ میشود و وی نیز وظایف خود را چند بخش میکند و به وزرا میسپارد.
هجمه سنگینی که درزمان معرفي شما به عنوان وزیر پیشنهادی رفاه رخ داد به علت خانم بودن شما بود یا دلیل دیگری داشت؟ البته وزیر بهداشت نیز به عنوان یک خانم رأی آورد. بسیاری از نمایندگان مجلس از دسته آقایان نیز در این زمینه مخالفتها و موافقتهای زیادی داشتند که در نوع خود قابل تأمل بود...
واقعاً خانم بودن مسئله اصلی بود و روزهای بسیار سختی هم بر من گذشت. ضمن اینکه به هر حال مجلس نمیتوانست به خانمي برای وزیر شدن رأی ندهد. اگرعلما واقعاً فشار آورده و یا یک حکم فقهی مسلم در این زمینه وجود داشت، چرا همان تعداد اگر میخواستند حرف علما را اجرایی کنند، به یک خانم رأی دادند؟ بنابر این بحث علما نبود، بلکه بحث این بود که یک خانم در رأس مسائل قرار نگیرد.
واقعاً چرا به این شکل در مجلس به عنوان عصاره فضایل ملت برخورد میشود؟ به نظر میرسد که مسئله یک ضعف فرهنگی است که در مجلس نیز به عنوان یک نهاد مردمی وجود دارد. چطور میتوان این فرهنگ را تغییر داد؟
در حال حاضر دو دوره، یعنی هشت سال است که خانمها برای هیئت رئیسه مجلس کاندیدا میشوند و هیچ زمانی هم رأی نیاوردهاند. اصولاً معادله را به شکلی میچینند که این اتفاق رخ ندهد و این نگاه مجلس است. اگر به یک خانم رأی دادند نیز به این دلیل است که تکتک نمایندهها به آرای خانمها نیازمند هستند و برای اینکه این آرا را از دست ندهند به این شکل رفتار میکنند. این ظلم درحق جامعه فرهیخته زنان است که به این شکل به آنها نگاه شود. من همیشه میگویم خانمها به جهت آماری ۵۰ درصد جامعهاند ولی به جهت آثاری همه جامعه هستند. وقتی میگوییم۶۰ درصد ورودی دانشگاههای ما متعلق به زنان است، این سؤال پیش میآید که چرا آنها را توانمند میکنیم؟ به چه علت در تمام حوزهها در حال قدرتمند شدن هستند؟ اگر قرار نیست از این توانمندیها استفاده شود بنابر این چرا نظام برای نیمی از جامعه تا به این حد هزینه میکند؟ میخواهم بگویم چه فرقی میکند مدیر یک قسمت در یک شرکت یا مدیریت عالی در یک شرکت باشند؟ مدیریت، مدیریت است و هیچ فرقی نمیکند.
اگر اعتقادی به حضور زنان وجود نداشت چرا به خانم دستجردی رأی دادند ولی شما موفق به رأیآوری نشدید؟
چون نمیخواستند یک چهره ضد زن از مجلس نشان بدهند. مجلس در این زمینه حرف زیادی برای گفتن دارد. بهانه دیگری نیز در آن زمان بود مبنی بر اینکه چون وزارتخانهها درحال ادغام هستند، اگر وزارتخانه مربوط به شما ادغام شود، حذف میشوید در حالی که فعلاً شما در مجلس هستید. البته واقعاً هم این مسئله در دستور کار کمیسیون اجتماعی بود که خیلی زودتر هم باید در دستور کار قرار میگرفت.
بسیاری از اعضای کمیسیون اجتماعی به صورت تک به تک راجع به این مسئله با من صحبت کردند که اگر رفاه ادغام شود، آن وقت تکلیف شما چیست که برخی از همکاران در این زمینه واقعاً صادقانه نگران بودند و از من خواستند که به دقت فکر کنم.
به نظر شما چنین مسائلی میتوانست دلیل قانعکنندهای در مورد عدم رأی اعتماد کافی برای وزارت شما در رفاه باشد؟
به نظر من اینها همه بهانه بود.
خانم آجرلو؛ انتخابات مجلس نهم نزدیک است، سهم خانمها را در این انتخابات چگونه پیشبینی میکنید؟ آیا میتوان امیدوار بود که سهم زنان در مجلس آینده تا این حد کم و در اقلیت نباشند؟ چه نمرهای به خانمهای مجلس هشتم میدهید؟
وقتی در پایان مجلس هفتم خدمت آقا بودیم، ایشان فرمودند من تمایل دارم که تعداد نمایندگان خانم درمجلس افزایش یابد، ولی متأسفانه کاهش یافت....
بگذارید همین جا این سؤال را بپرسم، چرا در لیستهایی که ارائه میشوند، نام خانمها را به اندازه ظرفیت و توانمندیشان وارد نمیکنند؟ یکی از اعضای فراکسیون زنان میگفت که رایزنی هم میکنیم ولی وارد لیست نمیشویم دلیل آن چیست؟ اگر خانمها مستقل وارد عرصه شوند، میتوانند قدرت چانهزنی به ویژه در شهرهای بزرگ داشته باشند؟
من یک اشتباه را هم از خود خانمها میدانم، چرا که خود را باور ندارند. کرج شهر ۲ میلیون نفری و کلانشهر است. من دور اول (مجلس هفتم) ۵۰ هزار رأی آوردم، ولی در مجلس هشتم رأی من به۱۰۰ هزار افزایش یافت. مردم داوران عادل و قابلی هستند. خانمها باید توانمندیهای خود را نشان دهند. اگر خود نشان دهند و مردم حامی افراد شوند، جریانها نمیتوانند افراد را حذف کنند. من در مجلس هفتم کاندیدای آبادگران بودم ولی در مجلس هشتم ۵ + ۶ تشکیل شد که من در لیست آنها قرار نگرفتم و مستقل کاندیدا شدم. کسانی که در لیست بودند رأی نیاوردند و من رأی آوردم که خواست خدا بود.
آنهایی که رأی نیاوردند، خانم بودند؟
نه از آقایان بودند.
در حال حاضر وضعیت را در سطح کشور به ویژه در لیست اصولگرایان چگونه میبینید؟
نمیدانم. ما همه نگران هستیم و میخواهیم که تعداد خانمها افزایش پیدا کند.
رایزنیهایتان را برای ورود اسامی بیشتری از حوزه بانوان در این لیستها شروع کردهاید؟
ببینید اگر رایزنی و چانهزنی از سوی خانمهای مجلس به صورت مستقیم باشد فکر میکنند آن نماینده صرفاً به فکر کار خودش است در حالی که نگاه من فراتر از این حرفهاست. امروز یک خانم در جایگاهی مثل نمایندگی مجلس وقتی در مجامع بینالمللی حضور مییابد حضورش به معنی فریاد انقلاب است. اگر از این منظر نگاه کنیم از خیلی از تنگنظریها دست میکشیم.
به نظر شما تعداد نمایندگان خانم باید به چند نفر برسد؟ در حال حاضر که تعداد به نسبت کل مجلس بسیار کم است و صدایی از آنها بلند نمیشود!
اینطور نیست چون با این تعداد کم بسیار قوی حاضر میشوند. در این دو دوره واقعاً قانونهای مهمی با حضور همین تعداد از زنان در مجلس مصوب شده است.
یکی از اشكالات بزرگ ما در فراکسیون زنان این است که کار ژورنالیستی انجام نمیدهیم و این به دلیل زمانی است که برای کار تبلیغاتی نداشتهایم. حوزه قانونگذاری حوزهای تخصصی است و هر وقت این حوزه به سوی ژورنالیستی شدن پیش رفته است، جنجالی شده و هر گاه مسئلهای جنجالی شود نمیتوان کار تخصصی در مورد آن انجام داد.
شاید نوع پرداخت به این ماده انعکاس بدی داشته است. به دلیل حضور و رشد همین میزان زن تحصیلکرده و روشنفکر شدن در این حوزه تاب و تحمل این نوع بحثها در مورد تعدد همسر و یا رسمی شدن آن در جامعه سنتی ایران واقعاً وجود ندارد.
ببینید، این مسئله یک حوزه تخصصی بود ولی جنجالی شد. اگر این جنجالها به وجود نمیآمد میتوانستیم کار کارشناسی بهتری روی این ماده برای قشری که از این ناحیه آسیب دیدهاند انجام دهیم. اینکه فراکسیون زنان بحث و تبلیغ نمیکند نیز دقیقاً همین منشأ را دارد و بسیاری از کارها به صورت چراغ خاموش انجام میشود.
شاید به خاطر این چراغ خاموشی؛ خانمها نخواهند و نتوانند در این عرصه توانمندیهای خود رانشان دهند و میگویند که در مجلس به ما فضا نمیدهند!
نه، نباید خلط مبحث شود. این دو موضوع از هم جدا هستند. فضای قانونگذاری فضایی کاملاً تخصصی و کارشناسی است. در بحث بودجهریزی کارهای خوبی امسال انجام شده است.
به نظر من چراغ خاموش حرکت کردن قشنگترین شکل است تا کارهای تخصصی وارد حوزه جنجالی نشوند. درحوزه اجرا نیز به همین شکل است. تجربه هشت ساله من میگوید که وقتی درباره کاری مصاحبه میشود، کار خراب میشود و نمیگذارند به سرانجام برسد ولی وقتی چراغ خاموش حرکت کردهایم کار انجام شده و افتتاح شده و مردم دیدهاند.
مهم نیست که چه کسی این کار را انجام داده است، مهم این است که این کار انجام شود.
این دریافت حق اولاد شامل بخش خصوصی هم میشود؟
کلی و بر اساس قانون خدمات کشوری بوده است.
اجازه بدهید یک سؤال جدی درباره وضعیت بانوان در جامعه ایران از شما بپرسم. امروز بحث تفکیک جنسیتی دانشگاهها مطرح است و برخی انتقاد دارند که چون دخترها از پسرها در ورود به دانشگاه جلو زدهاند این در جامعه و در نهاد خانواده تأثیرگذار است. شما به عنوان یک نماینده زن که همسر و فرزند و خانواده دارید چنین نگاهی را چطور توجیه میکنید؟
من به صورت جدی یک مطلب را عرض کنم. زن بودن۶۰ درصد از ورودیهای دانشگاههای ایران یک دستاورد برای نظام و انقلاب است و این حضور را نباید کمرنگ کرد، بلکه باید به سمت آسیبشناسی عدم حضور و افت انگیزش تحصیلی در بین آقایان برویم و ما این مسئله را در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس دنبال میکنیم.
باید افت انگیزش تحصیلی در بین آقایان را آسیبشناسی کرد نه اینکه مانع ورود خانمها به دانشگاه شد. چشمانداز و سندی برای نظام تعریف شده است که بر اساس آن در افق ۱۴۰۴ ایران باید قویترین و رتبه اول قطب علمی تعریف شده در خاورمیانه و بعضاً در جهان باشد و برای رسیدن به چنین برنامهای باید برای تکتک نیروی انسانی جامعه برنامه داشت.
در این چشمانداز توسعهای داناییمحوری نیز تعریف شده و داناییمحوری، منهای تحقیق، آموزش، پژوهش، کسب قدرت علمی و دانش و رفتن به سمت فناوریهای نوین قابل دستیابی نیست. اگر از این منظر نگاه کنیم متوجه میشویم که ایجاد اشکال در ورود زنان به این عرصهها، خلاف برنامه و سندهای بالادستی است و مانع رشد و تعالی بخش اعظمی از نیروی انسانی جامعه میشود.
نظر شخصی شما در این باره چیست؟ تفکیک جنسیتی دانشگاهها در این دوران چه نفعی دارد؟
در مورد بحث تفکیک جنسیتی اصولاً خلط مبحث شده است. باید ابتدا به این سؤال جواب داده شود که تفکیک جنسیتی قرار است در رشتهها یا در دانشگاهها انجام شود؟ اینکه در دانشگاهی شيفت دختر و پسر را از هم جدا کنیم با اینکه رشتههای مورد تقاضا از یکدیگر جدا شوند، فضای بسیار متفاوتی دارد. به نظر من نباید شرایط را به سمتی ببریم که مورد سوءاستفاده قرار گیرد چون هرکسی که توان داشته و علاقهمند باشد که در رشتهای تحصیل کند نباید مانعی در مسیرش ایجاد کرد و مشاورههای تحصیلی باید به انتخابهای ورودیهای دانشگاه جهت بدهند. درحال حاضر خانمهایی دربرخی از رشتهها تحصیل کردهاند که برای جذب در بازار کار با مشکل مواجهند.
مثلاً در تهران و کرج خانمهایی دررشته شیلات تحصیل کردهاند در حالی که ما در تهران شیلات نداریم و باید به جنوب یا شمال کشور بروند تا بتوانند کار کنند. این دسته از فارغالتحصیلان برای کار به ما مراجعه میکنند.
برخی مواقع من رایزنی میکنم که این خانمها را به سمت مراکز تحقیقات و پژوهش هدایت کنیم ولی مگر چقدر ظرفیت در این زمینه وجود دارد. به هر حال یک خرده فرهنگهایی در خانواده وجود دارد که جزو ارزشهای ما محسوب میشوند و برخاسته از نگاه غیرتمندانه خانوادهها است و دختر را به صورت ویژه در دامن خود پرورش میدهند. البته در مورد پسرها هم همینطور است ولی به هر حال حفاظت و نگهداری از شئونات دخترها به نوعی متفاوت از پسرهاست.
بنابراین باید با نگاهی غیر از تفکیک جنسیتی به این مسئله نگریست...
من همیشه معتقدم برای تصمیم در حوزه علوم انسانی باید تمام مسائل لحاظ شوند؛ خرده فرهنگها، باورها و ارزشها و ضد باورها و ارزشها هم باید در کنار هم باشند تا به یک تصمیم برسیم. گاهی ما تصمیمی میگیریم و آن را اعلام میکنیم اما چالشهای زیادی در این مورد ایجاد میشود و بعد مجبور میشویم بگوییم که به دلایلی این مسئله متوقف شود. اینها قشنگ نیست و باید قبل از ورود به این عرصه چکشکاریها انجام شوند.
البته موج خبری که در این زمینه راه افتاد مربوط به اظهارنظرهای مسئولان در این زمینه به معنای تفکیک جنسيتي کامل بود و جالب است که در همین زمان به صورت موازی جریانی از بُعد انتقادی به تحصیل و کار خانمها نگاه کرد که حضور همزمان زنان در جامعه و مناصب بالا به نهاد خانواده ضربه میزند!
همین جمله آخر، جملهای است که باید برخاسته از یک تحقیق و پژوهش باشد. ما درحال حاضر در کمیسیون آموزش مجلس چنین تحقیقی را نداریم و چنین پژوهشی به کمیسیون ارائه نشده است.
چرا چنین مسئلهای از اساس مطرح شده است؟
ببینید من هم همین مطلب را مطرح میکنم. گاهی اوقات بعضی از مسائل حساس بدون در نظر گرفتن هزینههای معنوی و اجتماعی آن مطرح میشود و گاهی ناهماهنگیهای بین قوا زمینه عدم اجرای صحیح قوانین را به دنبال دارد. به همین علت تصمیمات قبل از اینکه به اطلاع عموم برسد با هماندیشی و همگرایی بین قوا خصوصاً کمیسیون تخصصی میتوان با اقتدار بیشتر و هماهنگی به عرصه اجرا ورود کرد. گاهی ما یک تصمیمی میگیریم و بعد دنبال اثبات آن میرویم. این شیوه درستی نیست. کشوری که این ادعا را دارد و میخواهد به آن چشمانداز برسد باید حوزه علوم انسانی، تحقیقاتی و نظری را با وسواس دنبال کند. درحال حاضر کمیسیون آموزش در بسیاری از مسائل باید با نوعی وسواس مسائل را مدنظرداشته باشد. برخی مواقع یک تصمیم گرفته میشود و مصاحبههایی نیز در این زمینه صورت میگیرد و پس از آن باید برای اثبات و رد آن مصاحبهها تلاش شود که به نظرمن این شیوه درست نیست.
خانم آجرلو بگذارید به این نکته هم در این مصاحبه اشاره کنیم، مصاحبههای بلند از شما کم دیدهام و تا حدی رابطه خیلی خوبی با خبرنگاران و رسانهها ندارید. چرا کم مصاحبه میکنید؟
یکی از دلایل، امانتدار نبودن خبرنگاران است که مصاحبه را میگیرند ولی چیزی که خودشان دوست دارند را میفهمند و از آن بهرهبرداری میکنند و آنچه حرف اصلی است، چاپ نمیشود. به همین علت من با همه خبرنگاران مصاحبه نمیکنم و تنها با عدهای از آنها که آزمایش پس داده و امانتدار هستند صحبت میکنم.
یکی از دلایل این است که واقعاً زمان کافی لازم است که در راهروهای مجلس با همه خبرنگاران صحبت کنیم. من سعی میکنم از درب هیئت رئیسه خارج بشوم تا هم به کارهایم برسم و هم به خبرنگاران نه نگفته باشم.
اینکه در راهروها حضور پیدا کنم ولی به خبرنگاران پاسخ ندهم، قشنگ نیست و من فکر میکنم حتی به خبرنگاران مخالف خودم نیز باید پاسخ بدهم. البته این مسئله مستلزم وجود وقت است و من وقتی میبینم این وقت را در اختیار ندارم سعی میکنم از درب هیئت رئیسه خارج شوم و به کارهایم برسم.