کد خبر: 451855
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۰
اينان تبحر ويژه‏اي در «هست» كردن «نيست»ها دارند. آنان همواره در دنياي مجازي مي‏زيند؛ دنيايي تنيده شده از زشت و زيباهاي خيالي و رؤيايي. بهتر بگويم آنان زيستي‌انگاره‏اي و نمادين دارند. نظام انديشگي آنان، با واقعيت‏هاي بيروني چندان سازگاري ندارد. پنداري دارند كه مشمول تكامل انواع شده است و نوعي دگرديسي ماهوي يافته‌اند. هر بي‌رنگي را اسير رنگي مي‏كنند و انديشه بي‌رنگ خود را به صد رنگ مي‏آلايند. بر قامت خيال‌‌واره‌هاي خود، جامه‏اي از حقيقت مي‏پوشانند و جمله‏ حقايق ديگر را خيال و ضلال مي‏پندارند و چون بر بطلان انگاره‏هاي‏شان دليل مي‏آوري، جز صفرا نمي‏افزايد و جز خيال‏شان بيش نمي‏شود.
سخت اسير پيشافرض‏ها و پيشافهم‏هاي خود هستند. جملگي بر اين تصورند كه هر پديده واقعيتي «مستي» خود را وام‏دار گفتمان آنهاست.
پيش چشمان خود، شيشه‏اي كبود نهاده‌اند. از اين رو، عالم و عالميان، كبودشان مي‏نمايد، اما اگر رنگ كبود به ذائقه‏شان خوش نيايد، سريع رنگ عوض كرده و بر مشرب «فرافكنيسم» درآمده و به زمين و زمان ناسزا مي‏گويند.
شايد اين بندگان خدا هم به همان ويروسي مبتلا شده‌اند كه ويروس غرض و مرض و توهم مي‏نامندش، ويروس عجيبي ‌است، جسم و روح، سرش نمي‏شود. در هر زمينه‏اي قابليت رشد و نمو دارد. گاه ديدگان آدمي را در معرض بيماري قرار مي‏دهد و او را به شدت نزديك‏بين و محدودنگر مي‏كند و گاه در گفتار او رخنه مي‏كند و هر گونه «تحليلي» و «تعليلي» را به آلاييده‌هاي خود مي‏آلايد و گاه نيز در منزلگه كردار و رفتار وي، سكني مي‏گزيند و آنان را سخت «دگر» پرداز و «دگر» آزار مي‏سازد.
آنان خويشتن را در اختيار ادراك تخيلي، آن هم از نوع وهمي آن، مي‏نهند و همواره شبهه و صورت وهمي شئ را به جاي شئ واقعي مي‏گيرند و مهم‏تر آنكه گمان مي‏كنند حقيقت را يافته‌اند، اما رها شدن از وهم و برخاستن و گذشتن از بندهاي استوار گمان، خود بلوغ دوباره است.
قطع يقين «وهم» نوعي ضد خرد است؛ ضد خردي كه چونان كودكي در دنيايي از شبهه‌‌ها مي‏زيد. اين دنياي وهم به تصويرهاي ذهني خود اعتماد مي‏كند. صاحب چنين معرفتي هرگز نمي‏پرسد كه آيا اين تصويرها با چيزي از امور واقعي در انطباق است يا نه. عالم ادراك وهمي در نهايت، خود دنيايي است ضد خرد كه تا بي‌نهايت، مرزهاي خود را مي‏گسترد؛ دنيايي است كه فقط «وهم» در آن جاي دارد و تا آنجا كه امكان دارد، هرگونه راه‌جويي و ورود به واقعيت را ناممكن مي‏سازد، بنابراين معرفت وهمي، كوري كامل است و هم پيوسته حقيقت را با جايگزيني تصوير شبهه گونه شيئي را به جاي شئ واقعي در پرده مي‏افكند. بيمار وهمي، خود آفريدگار جامعه و حوادثي است كه خود مي‌جويد.
اينان روزي تكنوكرات‌ها را سخت به انواع دشنام‌ها مي‌نواختند در خفا و پنهان امروز نرد عشق با آنان مي‌بازند. زماني از طرد خود به دليل شكستن خطوط قرمز سخن مي‌گفتند و اين روزها خود خطوط توهمي براي خود قائل مي‌شوند.
اين افراد اما تنها گذشته و حال خود را نيست كه فراموش كرده‌اند بلكه اين روزها دو چهره بازي مي‌كنند؛ از شيطان بزرگ مي‌گويند وليكن يارانشان مذاكره با شيطان را آرزو كرده و به صحنه عمل نزديك مي‌گردانند.
خود را تنها بازيگر در شهر مي‌نامند و وهميات خود را تنها گريز ممكن مي‌دانند. اگر تا ديروز آبرويي از كف مردم جمع كرده بودند و بامردم بودند اينك تنها نامي از مردم مي‌برند و ملت را براي خويش مي‌خواهند، غافل از اينكه شيشه‌هاي كبود بلاي جان آنان شده و ملت خوب تغيير حال را نظاره مي‌كند.
گوش‌هايشان را بسته‌اند و نداها را به كنج دل خود راه نمي‌دهند كه اين يك درس تاريخي است، ‌ملت فرزند زمان خويش است چه اينكه منحرفين را شناخته و پيرايش را فرياد مي‌كنند، ‌زدودن نالايقان و ناكارآمدان.
بايد به نداها گوش سپرد. بايد شنيد كه اين رسم سياست‌ورزي خردمندانه توسط آنان نيست. اگر بازيگران جناحي ـ سياسي جامعه امروز ما، صرفاً به بقا و منافع خود نيز مي‏انديشند و (لاغير) ترديد نداشته باشند كه «اين ره كه مي‏روند به تركستان است.» تا زماني كه نياموخته‏ايم مسائل جامعه‏ خود را آن گونه كه در گذران هستند، درك و تحليل كنيم، روز به روز مي‏بايد شاهد عميق‏تر شدن شيارهاي موجود ميان خود و مردم باشيم. تا زماني كه از هر حشيشي براي «حال‏گيري سياسي» رقيب خود بهره مي‏بريم، نبايد انتظار داشته باشيم كه گوش به زنگ پيام وحدت و وفاق ما باشد و تا وقتي كه «تدبير»هاي ما مصروف خنثي كردن همديگر مي‏شود، نبايد بر اين باور باشيم كه مي‏توانيم جلوتر از «تغييرات» جامعه خود حركت كرده و حاملان و طراحان تحولات آتي تعريف شويم.
شايد فربه انگاشتن «خيال‌واره‌هاي سياسي» و غفلت از «واقعيت اجتماعي» خود خيالي بيش نباشد. من نمي‏دانم، تو مي‏داني بگو.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار