کد خبر: 451809
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۰ - ۱۰:۰۰
آنها براي بازگشت به حاكميت به هر شيوه اي متوسل مي شوند
 علي رضائي|اينكه گروه هاي سياسي در نزديكي انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي عليه يكديگر موضع گيري كنند و بكوشند گاف هاي طرف مقابل را مدام بر سر او بكوبند تا به نفع تشكل‌هاي حزبي خود خوراك تبليغاتي پيدا كرده باشند، مساله عجيبي نيست. چيزي كه عجيب است آلزايمر سياسي برخي از احزاب در شرايط كنوني است؛ و عجيب تر آنكه سعي كنند همكاري خود با جريانات انحرافي و حاشيه ساز را انكار كنند تا گناه رفقاي خود را به گردن رقباي خود بياندازند. استفاده جناحي اصلاح طلبان از ماجراي اختلاس سه هزار ميلياردي و تلاش اين طيف سياسي براي انداختن طوق اين ذلت به دور گردن اصولگرايان و نيز فراموشي جرائم بزرگ سياسي و اقتصادي خود در دوران قدرت چه در پاستور و چه در بهارستان از آن دست مواردي است كه مي توان آن را مصداق بارز استتار سياسي پشت شرايط موجود بعد از گرفتاري به آلزايمر سياسي دانست.

يار غار جريان انحرافي در جايگاه شاكي!

فساد عظيم بانكي كه اين روزها نقل بسياري از محافل شده است،‌ واقعه اي دردناك براي تمامي دلسوزان نظام و انقلاب و واقعيتي محكوم از سوي بسياري از احزاب و گروه هاي سياسي خصوصا اصولگرايان است. اما حقايق پشت پرده اين فساد بزرگ كه در دستگاه قضائي كشور در حال بررسي و موشكافي است و تاكنون بخش هايي از آن به سمع و نظر مردم رسيده است، حكايت از دست هاي آلوده و خائني دارد كه در هياهوي سياسي، فساد اقتصادي را پيش بردند و با حمايت هاي بي دريغ از شركاي تجاري و مهره هاي سياه و دست نشانده بانكي و نيز دست دادن با دست هاي بي رمقي كه به خاطر گذشته ويران سياسي خود به ويژه پس از انتخابات دهم رياست جمهوري، زير تيغ انتقاد افكار عمومي بودند، منجر به اختلاس سه هزار ميلياردي در تاريخ اقتصادي و سياسي كشور شدند. اين دو جريان با وصل به يكديگر در تقاطع دو خط فكري، پازل انتخاباتي را طوري طراحي كرده اند كه تا قبل از آغاز انتخابات هر چه توان دارند عليه اصولگرايان به كار گيرند و هر چه جرم رنگي و سياه و سفيد از تنش هاي ريز سياسي تا فسادهاي بزرگ اقتصادي كه در نظام جمهوري اسلامي رخ مي دهد را به گردن رقباي اصولگراي خود بياندازند. حقيقتا در اوضاع كنوني ادعاي فتنه گران و برخي از اصلاح طلبان كه البته در موازات كامل با ادعاهاي جريان انحرافي است، بسيار جاي تعجب و حيرت دارد. آنان در حالي كه خود با جريان انحرافي از لحاظ فكري و عملياتي پيوند خورده اند و در يك ائتلاف غيرعلني و يا شايد هم نانوشته، برنامه هاي انتخاباتي را دنبال مي كنند، اصولگرايان كه هيچ سنخيتي با جريان انحرافي ندارند را به خاطر اختلاس سه هزار ميلياردي مورد هجمه و تمسخر قرار مي دهند و از اين طريق روي موج اختلاسي كه جريان انحرافي آفريده، سواري مي كنند. حال بايد از آنان پرسيد كه اكنون يار غار جريان انحرافي چه افراد و گروه هايي هستند؟ اصولگرايان يا فتنه گران و برخي از اصلاح طلبان؟

جريان انحرافي هيچ سنخيتي با اصولگرايي ندارد

پاسخ اين سوال اگرچه روشن است، اما برخي از اصلاح طلبان احتمالا در برابر آن به يك شبهه تمسك مي جويند و سعي خواهند كرد با مغالطه، اوضاع خود را بهبود بخشند. آنچنانكه خواهند گفت «اين اصولگرايان بودند كه با راي خود به محمود احمدي نژاد و حمايت از وي در انتخابات دهم رياست جمهوري، شرايط و بستر وجود و تحرك براي جريان انحرافي را فراهم آوردند.» در برابر اين شبهه بايد گفت كه اصولگرايان علم غيب نداشتند كه قرار است در بدنه دولت احمدي نژاد يك جريان منحرف شكل بگيرد و بنابراين با توجه به شرايط عمل كردند؛ شرايطي كه كاملا آشكار بود و ميرحسين موسوي و حاميانش با مواضعي كه اتخاذ مي كردند، معلوم بود كه آن حرف ها هيزم براي آتش فتنه اي در آينده است. اصولگرايان فتنه را شناختند و حاضر نبودند در ميدان انتخاباتي كسي حركت كنند كه آماده است انقلاب و نظام را فداي رقابت با احمدي نژاد و پيروزي در انتخابات كند. بنابراين اگرچه اصولگرايان از احمدي نژاد حمايت كردند و با راي ۲۴ ميليوني، او روانه پاستور شد، اما اين عقلاني و منطقي نيست كه گفته شود اصولگرايان بستر وجودي جريان انحرافي را فراهم كردند. زيرا اصولگرايان به يك رئيس جمهور مكتبي و انقلابي راي دادند و نيز به همان اندازه كه در برابر فتنه ايستادند و موضع گرفتند، اكنون در برابر جريان انحرافي مخالفت خود را ابراز كرده اند و اعلام برائت آشكار از جريان انحرافي را با مواضعي قاطع نشان داده اند و معتقدند كه اين جريان كمترين سنخيتي با اصولگرايي ندارد. براي رفع بيشتر و بهتر شبهه مزبور همچنين مي توان چند سوال را از اصلاح طلباني كه معتقدند اصولگرايان با راي خود موجب زايش جريان انحرافي شدند، پرسيد از جمله آنكه آيا از نظر طيف سياسي شما صحيح است كه گفته شود تمامي حاميان و راي دهندگان به ميرحسين موسوي در پيدايش فتنه نقش داشته اند؟ آيا صحيح است كه آن دسته از اصلاح طلباني كه موضع قاطع در برابر فتنه داشته اند را حامي فتنه بناميم و به صرف رايي كه در انتخابات سال ۸۸ به ميرحسين موسوي داده اند، گفته شود كه آنها نيز از حاميان فتنه بوده و در وقوع آن نقش داشته اند؟
اكنون با رفع اين شبهه، پاسخ سوال قبلي كه پرسيده شد «در شرايط فعلي يار غار جريان انحرافي چه افراد و گروه هايي هستند؟» كاملا روشن است. اما بد نيست براي دقت بيشتر، كمي به گذشته بازگرديم و في المثل عملكرد اصلاح طلبان در مجلس ششم را تا حدودي مورد واكاوي قرار دهيم و پس از آن بنگريم كه آيا افكار آنان بيشتر به جريان انحرافي نزديك است و لايق شمارش در زمره ياران و دوستان منحرفان هستند يا اصولگرايان؟

دم خروسي كه از مجلس ششم بيرون زده

مجلس ششم محل تجمع اصلاح طلباني بود كه پس از چهار سال زمان براي انجام كار و خدمت رساني به مردم، نتوانستند كارنامه مثبتي از خود به يادگار بگذارند. آنان تريبون مجلس را تبديل به حنجره سياسي اصلاح طلبان براي پيشبرد منازعات سياسي كردند.
تلاش براي تصويب برخي از طرح ها و لوايحي كه هيچ سنخيتي با اصول نظام جمهوري اسلامي نداشت و تنها مي توانست آينده سياسي كشور را به طرز دلخواه آنان رنگ آميزي كند، يكي از زواياي تاريك تكاپوي اصلاح طلبان در مجلس ششم بود.
تلاش براي تصويب لوايح دوقلو شامل «اصلاح قانون انتخابات مجلس» و «افزايش اختيارات رياست جمهوري» يكي از مواردي بود كه بعد از تقديم به مجلس از سوي سيد محمد خاتمي رئيس جمهور وقت، نمايندگان اصلاح طلب تنش هاي فراواني را در اين زمينه آفريدند؛ خصوصا از آن جهت كه مشاركتي‌ها براي اين دو لايحه نه تنها تهديد به «استفعا»، «رفراندوم» و «خروج از حاكميت» كردند، بلكه آنان در سناريوي خود، بر لزوم استعفاي محمد خاتمي هم تاكيد داشتند. اين تنش ها گرچه راه به جايي نبرد اما هزينه هاي زيادي را بر كشور تحميل كرد. تلاش مجلس ششم براي «اصلاح قانون مطبوعات» و راه دادن منافقين و معارضين به عرصه رسانه اي كشور يكي ديگر از نقاط سياه عملكرد اصلاح طلبان در خانه ملت محسوب مي شود كه عاقبت هم با حكم حكومتي رهبر انقلاب از دستور كار مجلس خارج شد. يكي از نقاط فوق العاده سياه در كارنامه مجلس ششم نامه ۱۲۷ تن از نمايندگان اصلاح طلب مجلس به رهبر انقلاب و تقاضاي نوشيدن جام زهر توسط ايشان بود. در پايان مجلس ششم هم ماجراي تحصن نمايندگان اصلاحات خود داستاني است كه علاوه بر هزينه زا بودن براي نظام يك خيانت آشكار به اصول انقلاب اسلامي و پشت كردن به قانون اساسي محسوب مي شود.

استتار سياسي پشت شرايط موجود

با دقت در سابقه پررنگ مجلس ششم در خواهيم يافت كه عملكرد اكثريت نمايندگان كه حامي اصلاحات بودند بر چهار محور ۱- هوچي گري سياسي ۲- هزينه آفريني براي نظام ۳- خيانت به اصول انقلاب و ۴- پشت كردن به قانون اساسي، پيش رفت.
با چنين گذشته اي كه از عملكرد اصلاح طلبان در مجلس ششم ديده مي شود و با توجه به سوابق ديگر اصلاحات در مقاطع جداگانه، نه تنها مي توان شباهت هاي آشكار ميان عملكرد ديروز آنان با عملكرد امروز جريان انحرافي را ديد كه به راحتي مي توان حركت امروز بسياري از آنان روي خطوط موازي با منحرفان را هم مشاهده كرد.
جريان انحرافي نيز كه امروز همچون توموري در نزديكي نخاع دولت مستقر، در حال رشد است، دقيقا همان محورهايي را دنبال مي كند كه روزگاري اصلاحات پيرو آن بود. اين عده نيز با هياهوي سياسي و هزينه آفريني براي نظام، خيانت به اصول انقلاب و پشت كردن به قانون اساسي را در پيش گرفته اند تا از طريق ايجاد نوعي حواس پرتي جمعي در جامعه، جايگاه خود در زمين قدرت و ثروت را ثابت نگه دارند.
بنابراين بايد از آن دسته اصلاح طلباني كه امروز ادعا مي كنند «اگر مجلس ششم هم اكنون روي كار بود،‌ اختلاس سه هزار ميليارد توماني رخ نمي داد»،‌ پرسيد كه مگر مسببان اين اختلاس مسيري غير از مسير انحرافات مجلس ششم برگزيده اند؟ چطور است كه امروز شما به آلزايمر سياسي گرفتار شده ايد و قصد داريد با استتار سياسي پشت شرايط موجود، مطامع سياسي خود را دنبال كنيد؟ آيا اگر به رقابت با اصولگرايان در يك فضاي جوانمردانه روي آوريد، بهتر نيست؟.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار