
علي رضائي | افراد و گروههاي محرك با نگاه به افق سياسي كشور در حال پيدا كردن رقيب و رفيق براي ادامه راه انتخاباتي هستند و در اين ميان عدهاي با قصد حركت روي ريل قدرت و ثروت و عدهاي ديگر براي پرواز در آسمان خدمت، سعي و تلاش خود را به كار بستهاند. آنچه به طور مشخص پيداست، چرخش انتخابات حول ميداني است كه در وسط يك چهارراه سياسي قرار گرفته است. در مسيرهاي اين چهارراه سياسي، چهار جريان در حال حركت هستند:
۱ـ اصولگرايان ۲ ـ اصلاحطلبان ۳ ـ انحرافي ۴ ـ فتنه.
مدلهاي متفاوت انتخاباتي بر اساس رقابت و مشاركت
مدلهاي متفاوتي از رقابت و مشاركت ميان گروههاي سياسي به منظور موفقيت در انتخابات آتي طي ماههاي اخير شكل گرفته است كه در ادامه به چند نمونه از مهمترين آنها اشاره ميشود:
الف: رقابت ميان اصولگرايان – اصلاح طلبان – جريان انحرافي:
اين رقابت بعد از انتحار سياسي فتنهگران، شكل گرفت. در شرايطي كه فتنهگران ديگر جايي در افكار عمومي ندارند و در سپهر سياسي كشور سست و خفيف شدهاند، اكنون رقابت اصلي ميان اصولگرايان با اصلاحطلبان و جريان انحرافي است. هرچند افراد شاخص در جريان فتنه هم بيكار ننشسته و با كمكهاي پنهان و آشكار به طيفهاي سياسي نزديك به افكار خود، نوعي حمايت زيرپوستي و جذب آراي خاكستري را در پيش گرفتهاند. بنابراين نقشآفريني فتنهگران در چهارراه سياسي تبليغات انكارپذير نيست و ردپاي آنان را در انتخابات آتي ميتوان با شناسايي گروههاي سياسي حامي فتنه مشاهده كرد.
ب: مشاركت ميان اصلاحطلبان – جريان انحرافي – فتنهگران:
با توجه به آنكه در اوضاع كنوني اصولگرايان به خاطر سابقه خوب خود از شرايط بهتري نسبت به ساير گروههاي سياسي برخوردارند، جريانهاي مقابل اين جبهه براي افزايش درصد پيروزي در انتخابات، بر اساس ديدگاههاي مشترك خود به تشكيل يك اتحاد و ائتلاف غيرعلني يا شايد هم نانوشته روي آوردهاند. بر اين مبنا هر يك از آن جريانها موفق به حضور در خانه ملت شود، مسئول پيگيري اهداف ائتلافي است. اين موضوعي است كه اصلاحطلبان را از چندين ماه قبل به فكر همراهي با جريان انحرافي انداخته و اين اشتراك نظر و پاسكاري انديشه مضاف بر ائتلاف ديرينهشان با فتنهگران ترتيب داده شده است. با اين حساب بايد رقابت در انتخابات آينده را بر اساس رقابت ميان اصولگرايان با ائتلاف «اصلاح طلبان ـ جريان انحرافي ـ فتنهگران» تحليل و بررسي كرد.
ج: رقابت ميان نيروهاي ائتلافي با اصولگرايان چند ضلعي:
رويارويي نيروهاي ائتلافي در مقابل اصولگرايان به گونهاي دنبال ميشود كه بيش از هر چيز بتوانند ضمن اختلافافكني در اردوگاه رقيب، نيروهاي اصولگرا را در نگاه مردم از زير يك چتر بيرون رانده و با تقسيم آنان روي چند ضلع متضاد و تعريف اضلاع بر اساس سهمخواهي در قدرت، از محبوبيت عمومي اصولگرايان بكاهند. اين در حالي است كه اصولگرايان براي رونق حضور مردم در انتخابات، در عين حال كه وحدت خود را حفظ كردهاند، سليقههاي متفاوتي را زير چتر اصولگرايي نمايانگر هستند. اين سليقهها روي اضلاع متقارن در يك هدف واحد مسير رقابت با نيروهاي ائتلافي و پيروزي اصولگرايي را در پيش دارند.
فعاليت بازيگران سياسي براي انتخابات نهم مجلس
طبق مدلهايي كه از رقابت و مشاركت ميان گروههاي سياسي براي انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي تعريف شد، بازيگران سياسي هر كدام فعاليت خاصي را در برنامه كاري خود قرار دادهاند.
۱- اصولگرايان:
جبهه اصولگرايي با ساز و كار ۸+۷ به دنبال رسيدن به يك ليست واحد انتخاباتي است. اين تلاش البته در شرايطي دنبال ميشود كه حتي اگر به گونه ديگري رقم بخورد و اصولگرايان با چند ليست قصد ورود به انتخابات را داشته باشند، باز همانگونه كه گفته شد روي اضلاع متقارن حركت خواهند كرد و يك هدف واحد را زير چتر اصولگرايي دنبال ميكنند.
۲- جريان انحرافي:
اين جريان كه بر اساس فساد اقتصادي و قدرت سياسي در بدنه دولت مستقر رشد كرد و اكنون همچون توموري به نخاع دولت رسيده است، از طرفي با حس ترديد در وجود اصولگرايي و انكار اين جبهه عظيم سياسي در ايران و تسري اين تصور به افكار عمومي، از طرف ديگر نيز ميكوشد با خلق شايعاتي مبني بر معاملات اضلاع اصولگرايي با فتنه و خصوصاً كساني كه مديريت پنهان فتنه را داشتهاند، بازي سياسي را در چيدمان جديدي دنبال كند. جريان انحرافي عمدتاً با چراغ خاموش پيش ميرود و بيشتر تلاش خود را بعد از ائتلاف پنهان با گروههاي مقابل اصولگرايي و همپوشاني آنان، بر اساس سياست گريز از مركز پيش برده و عمده سرمايه گذاري سياسي و اقتصادي خود را در شهرستانها داشته است.
۳- جريان فتنه و اصلاحات:
به دليل نقش وسيع اصلاحطلبان در حوادث پس از انتخابات دهم رياست جمهوري آنچنان كه ميتوان اين ادعا را مطرح كرد كه مسببان فتنه از ميان اصلاح طلبان يا از حاميان سرسخت اصلاحات بودهاند، در انتخابات آتي نيز نميتوان برنامه كاري بقاياي فتنه با اصلاحطلبان باقي را جداي از هم محاسبه كرد. هماهنگي براي استفاده از مهرههاي سفيد يعني افرادي كه به ظاهر نقشي در فتنه ۸۸ نداشتهاند، در ليست انتخاباتي اصلاحطلبان يكي از اين موارد همكاري است. اين جبهه سياسي علاوه بر دستورات كاري كه در برنامه ائتلافي با جريان انحرافي دارد، مواردي را نيز براي انجام در اتحاد دووجهي خود از مدتها پيش رونمايي كرده است. راهكارهاي مشترك انتخاباتي در جريان فتنه و اصلاحات در سه محور قابل بررسي است: ۱ ـ تحريم انتخابات ۲ ـ مشاركت مشروط ۳ ـ مشاركت فعال.
تجميع ظرفيت اجتماعي روي نقاط دلخواه
جريان فتنه و اصلاحات در ادامه بازي سياسي خود، با وجود آنكه شك يك درصدي خود براي حضور در انتخابات را هم كنار گذاشته و اكنون براي ادامه حيات سياسي به يقين ۱۰۰ درصدي براي شركت در انتخابات رسيده است، اما همچنان به تقسيم نقشها و حركت روي خط تذبذب با طرح مواضعي مبتني بر آمدن و نيامدن و گاه رفتن براي هميشه پايبند است. علت انتخاب اين مدل حركتي آنگونه كه از سابقه اصلاحطلبان برميآيد، جهت ترغيب و تحريك تمام ظرفيت اجتماعي خود براي حضور در انتخابات آتي است؛ چه آنان كه هنوز پايبند به اغتشاش و آشوب هستند و چه آنان كه قائل به حركت قانوني در مسير كسب قدرت هستند. تجميع ظرفيت اجتماعي روي نقاط دلخواه و درون يك پايگاه علتي است كه آنان هر يك سازي را براي گروهي از موافقان خود كوك ميكنند. با اين روش اگر پيروز شوند، قدرت در دست آنان است و خوشحالي حاميانشان را در پي خواهد داشت و اما اگر شكست دوبارهاي را تجربه كنند، در پايگاه اجتماعي خود صف معارضان از معترضان را جدا كرده و آنان را براي شروع فتنهاي ديگر به سبك و سياق فتنه ۸۸ تحريك و تشويق ميكنند؛ اتفاقي كه اگر رخ دهد ديگهاي پلوي سفارت انگلستان هم دوباره پربخار خواهد شد و سرعت تحقق آمال و آرزوهاي جريان انحرافي نيز افزونتر.
فعاليت پشتپرده و با چراغ خاموش
در تقسيم نقش جريان فتنه و اصلاحات و حركت آنان با چراغ خاموش، عدهاي كه همچنان سنگ فتنه را بر سينه ميزنند، بر تحريم انتخابات تأكيد دارند. از سوي ديگر احزاب تكنوكرات به مشاركت فعال و برخي از افراد شاخص جبهه اصلاحات نظير سيد محمدخاتمي بر مشاركت مشروط اصرار ميورزند. هركدام از اين گروهها بر اساس يك فلسفه خاص، نقش مخصوص خود را ايفا ميكنند، به طور مثال خاتمي معتقد است كه «اگر بدون شرط بخواهيم به عرصه انتخابات برگرديم بدين معناست كه هرآنچه قبلاً مورد مخالفت ما بود، اكنون پذيرفتهايم مانند نظارت استصوابي». خاتمي همچنين معتقد است «ما در شرايط فعلي در عين حال كه انتخابات را مشروط ميكنيم اما بايد پشت پرده فعاليت انتخاباتي را دنبال كنيم و با تهيه ليست ها، واكنش شوراي نگهبان را در قبال آن بنگريم و بسنجيم؛ اگر صلاحيت بيش از ۵۰ درصد افرادمان در شوراي نگهبان تأييد شود، در انتخابات مشاركت فعال خواهيم داشت و اگر غير از اين باشد، انتخابات را تحريم خواهيم كرد. » بر اين اساس ميتوان دريافت كه حتي اگر خواسته آنان در زمان انتخابات محقق نشود و به استراتژي تحريم روي آورند، فعاليت آنان در پشت پرده به صورت چراغ خاموش دنبال ميشود و آنان پس از تأييد صلاحيت اعضاي كمتر شناخته شده طيف خود، براي پيروزي آنان ميكوشند زيرا در شرايط نامطلوب فعلي كه آنان خود براي خود آفريدهاند، پيروزي همان عده نيز برايشان غنيمت است و ميتوانند لااقل بخشي از خواستههايشان را دنبال كنند.
آنچه در اهداف انتخاباتي جريان فتنه و اصلاحات مشهود است، تلاش آنان براي ثابت و پايدار نگه داشتن اعتماد حاميانشان در هر گوشه و كنار و به هر قيمت است. بدين ترتيب كه ميكوشند به حاميانشان با هر تفكري اين پيام را برسانند كه پيروزي ما در انتخابات، تمام خواستههاي شما را محقق خواهد كرد و ما از مواضع گذشته خود عدول نكردهايم. اين جريان با پيوندي كه اينك با انحرافيون پيدا كرده است همچنين ميكوشد از طريق انگارهسازي، بازي تئاتر سايه و سادهسازي (عبور گذرا از وقايعي مهم نظير فتنه ۸۸) ساير برنامههاي خود را در برابر اصولگرايان در پيش گيرد.