
کاش فلان سایت که گاه و بی گاه «نامه سرگشاده» را در صفحه نخست رسانه مجازیاش به روز میکند، یک بار هم «پیام هشت مادهای» را آپ کند. کاش رسانههای جریان منحرف به جای نزاع با رسانههای خواص بیبصیرت، بر سر موضوعاتی از قبیل پول مترو و سکه و چه و چه، تامل کنند درباره فرامین ایام ماضی رهبر. همین که رهبر انقلاب درباره این اختلاس سخن گفتند، یعنی که کافی نبوده رفتار و گفتار مسئولان. درشتگویی بوده، لیکن درستگویی نبوده.
چه بسیار که با ماشین حساب، حساب کردند که چه میشود کرد با رقم این اختلاس، اما هیچ کس محاسبه نکرد بابت این تخلف مالی که خواه ناخواه چهره نظام را نزد مردم، سبک میکند، چه تعداد از مسئولان و برای چند بار باید معذرتخواهی کنند. کاری که دوشنبه شب در رسانه ملی و خیلی دیر از سوي آقای محسنی اژهای صورت گرفت، باید بسی زودتر از اینها و از طرف دولتمردان صورت میگرفت، چرا که جرقه این تخلف بزرگ، در قوه مجریه زده شد و دقیقا از سوي همان حاشیه منحرفی که اگر جلویش گرفته نشود، نشان داده است برای هرگونه اختلاس اقتصادی و انحراف سیاسی و اعوجاج فرهنگی مستعد است! اما آیا اینکه رهبر بگوید تذکرات قبلی مرا مسئولان گوش ندادند، هیچ عذرخواهیای ندارد؟!
نکته ظریف اینجاست که همه فهمیدند «آقا» لااقل در این باره از دست حضرات، رضایت ندارند، لیکن رهبر انقلاب باز هم بعد از این گلایه، از مسئولان اعم از مجلس و قوه قضائیه و دولت، دفاع کردند که در مقام مبارزه با فساد، پشت شان به حمایت رهبر گرم باشد. بگذریم که این را هم رهبر انقلاب به اهالی رسانه تذکر دادند که از این تخلف نباید بر سر مسئولان، چماق بلند کرد.
رهبری که این همه هوای دست اندرکاران را دارند و حتی وقت گلایه هم، دفاع میکنند از کلیت مسئولان، این مهم، تعامل بهتری میطلبد از جانب دولت و مجلس و دستگاه قضا. یعنی هم اهل اجرا و هم اهل نظارت و هم اصحاب قضاوت، بیشتر باید قدر رهبر انقلاب را بدانند. بعد از این اختلاس، ما که هر چه منتظر ماندیم، مسئولی از ملت عذرخواهی نکرد، لیکن بعد از گلایه رهبر، بهترین معذرت خواهی، «عذرخواهی عملی» است.
عذرخواهی در مقام عمل، یعنی که همان تذکرات قبلی و گمانم کافی رهبر انقلاب را نصب العین کار خود کنند آقایان. این گونه اعمال زشت، اگر فقط سبب بریدن یک نفر از مردم از نظام شود یا فقط سبب یک دل شکستن شود، باز هم هزینه زیادی است. کار مسئولان اگر میتواند باعث دلگرمی مردم شود، چرا دلسرد کند مردم را؟! و چرا ناراحت کند «آقا» را؟! در همین بند این را هم میتوان اشاره کرد که در غرب، معمولاً بعد از تخلفات مالی، بازاری از عذرخواهیهای صوری و استعفاهای بدلی راه میافتد و در جوامع شرقی، اعدام و بگیر و ببند. ما را اما الگو این جوامع نیستند. الگوی ما عدالت اسلامی است؛ عدالتی که هم باید قاطعانه اجرا شود و هم حکیمانه. ما اگر میخواستیم به ساز غرب و شرق و دستورالعمل این جوامع میرقصیدیم، اصلا نباید انقلاب میکردیم و اصلا نباید انقلاب اسلامی. ما تا مفهومی نظیر «عدالت اسلامی» داریم، بینیازیم از این دستورالعملهای شرقی و غربی. با این همه مهمتر از مبارزه با فساد، این است که کاری کنیم اصلاً فساد، رشد و نمو پیدا نکند، یعنی در اینجا هم حقاً که پیشگیری، بهتر از درمان است. برای پیشگیری، ای کاش دگر بار همه ما و به ویژه دست اندرکاران، تذکرات قبلی رهبر انقلاب را بخوانند و سرلوحه کارشان قرار دهند. فساد، دقیقاً آنجایی جوانه میزند و رشد میکند و شاخ و برگ پیدا میکند که ما از صراط مستقیم ولی فقیه، منحرف میشویم. این البته یک شعار بدون سند نیست. کافی است مرور کنیم کارنامه دولتهای جمهوری اسلامی را تا متوجه شویم که فساد، دقیقا آنجایی متجلی شده که فاصله افتاده میان امر رهبر و کار دست اندرکاران. چه زمان امام خمینی(ره) و چه این روزها، میتوان مشاهده کرد این موارد را. همین امروز، رهبر انقلاب با سه دولت کار کرده است. در ادوار سازندگی و اصلاحات، آنجایی که امر رهبر به درستی اجرا نشده یا معالاسف بر عکسش عمل شده، نتیجه کاملاً معلوم است.
به یاد بیاورید تذکرات «آقا» را درباره لزوم حفظ و بسط عدالت در حین انجام کار درست سازندگی، در دولت موسوم به سازندگی و اینکه به بهانه توسعه نباید زندگی عادی و معیشت روزمره مردم مختل شود. باورم هست کارگزاران و مشارکت، یکی جریان انحرافی کار درست سازندگی بود و دیگری جریان انحرافی شعار درست اصلاحات. در کار درست و شعار درست «خدمت» نیز جریانی هست که سخت منحرف است. کاش رئیس قوه مجریه اگر از هشدارهای بزرگان جبهه انقلاب اسلامی پند نمی گیرد، لااقل از تاریخ درس بگیرد و اجازه ندهد تمام زحمات شبانه روزیاش توسط مشتی ناپاک، دزدیده شود. این اختلاس، حتی از اختلاس اخیر هم، اخیرتر است و خطیرتر! در این اختلاس، به جای سرقت پول، این «خدمت» است که بدنام میشود... و این دقیقاً همان چیزی است که جریان منحرف میخواهد. این جریان از سویی، مفاهیم بلند بالایی چون خدمت را فقط به این دولت و شخص رئیس قوه مجریه میبندد و از دیگر سو بدش نمی آید که با سقوط فرضی آدمها، مفاهیم هم به دنبال شان سقوط کنند. آیا جز این است که مفهوم مقدس «سازندگی» را حزب کارگزاران و مفهوم بلند «اصلاحات» را حزب مشارکت، تا آنجا که یارایشان بود، مخدوش کردند؟! اولاً باید دلمان به حال خدمت بی مزد و منت بسوزد و ثانیاً باید بدانیم که پرچم مفاهیم بالا، دست این و آن نیست که سقوط اشخاص، عیناً مترادف سقوط مفاهیم باشد. هر چند که در این باب، ضرر جریانات مختلف انحرافی، در لکهدارکردن مفاهیم، کمش هم زیاد است... و همین چیزهاست که پیچیده میکند بازی جریان انحرافی را.