
مؤسسات كمك آموزشي و كنكور كه در سالهاي اخير با رشدي قارچگونه روبهرو بودهاند، پا را فراتر نهادهاند و از مقطع دوم دبستان اقدام به تأسيس كلاسهاي تقويتي و تست كردهاند و اين در حالي است كه دانشآموزاني كه در مدرسه فرآيند يادگيري مناسبي برايشان فراهم نيست، پس از صرف هزينههاي ميليوني در اين مؤسسات، مطالب درسي را فرا ميگيرند و ميتوانند در مقابل تستهاي كنكور هم قد علم كنند!
با در كنار هم قرار دادن فعاليتهاي آموزشي و كتابهاي اين مراكز آزاد در كنار آموزشها و كتابهاي مدرسه، با نوعي آموزش و پرورش موازي در كشور روبهرو هستيم كه ميتواند تبعات جبرانناپذيري براي نظام تعليم و تربيت در پي داشته باشد.
پيشينه مؤسسات كمك آموزشي و كلاسهاي كنكور به اواخر دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ بر ميگردد. سالهاي مياني و پاياني دهه ۷۰ بود كه اين مؤسسات رونق پيدا كرد و هر سال بر تعداد مراجعان اين مراكز افزوده شد، اما در آن سالها كسي حتي فكرش را هم نميكرد كه روزي بازار اين مؤسسات آن قدر داغ شود كه حتي براي دانشآموزان ابتداي نيز كلاس تست بگذارند!
كلاسهاي ميليون توماني وقتي دانشآموزان پا به مراكز كنكوري كه امروزه به اندازه موهاي سر در سطح شهر يافت ميشود، ميگذارند استقبال گرمي از آنها صورت ميگيرد و مشاوران متعدد به دنبال جذب آنها در مؤسسه خود هستند و از هر ترفندي براي ثبت نام آنها بهره ميگيرند.
مراجعان پس از مدتي متوجه ميشوند كه براي گذراندن دوره كمكآموزشي در سال تحصيلي پيشرو، بايد ۲ ميليون تومان شهريه پرداخت كنند تا شايد آنها هم جزء قبوليهايي باشند كه هر روز در تبليغات اين مؤسسهها در رسانه ملي ميبينند.
جالب است كه متصديان درباره ديگر خواهر و برادرهاي مراجعان نيز اطلاع كسب ميكنند و در ادامه ميگويند كه براي مقاطع ديگر تحصيلي از دوم ابتدايي به بعد هم كلاس تست دارند و از مراجعهكنندگان ميخواهند كه خواهر و بردارهاي دبستانيشان را هم عضو مؤسسه خود كنند! متصديان مراكز كمك آموزشي هزينه كلاس تست مقطع دوم دبستان را حدود ۴۰۰ هزار تومان برآورد ميكنند كه البته هزينهها كتاب جداگانه محاسبه ميشود.
سيلي از كتاب تست و تقويتي البته در كنار هزينه ۲ ميليوني كلاسها براي مقاطع متوسطه، سيلي از كتاب هم براي هر پايه وجود دارد كه دانشآموزان بايد جداگانه هزينههاي كلاني را نيز براي تهيه كتاب هزينه كنند. در اين ميان سؤال اين است كه مگر نه اينكه مسئولان سازمان سنجش هر ساله از طراحي سؤالات كنكور از متن كتب درسي ميگويند، پس چطور است كه هر مؤسسهاي براي هر درس چندين كتاب ارائه ميدهد و سرگرداني دانشآموزان در ميان اين همه كتاب چه ميشود.
جاي خالي تربيت يكي از محورهاي اصلي سيستم ايدهآل و اصولي، بايد تعليم به علاوه تربيت باشد، درحالي كه اين مراكز فقط تعليم را محور فعاليتهاي خود قرار دادهاند و حركتي تكبعدي دارند. اين مراكز در حالي هر روز بر سيطره خود در ميان دانشآموزان ميافزايند كه انگار هيچ قدرتي از پس كنار گذاشتنشان بر نميآيد.
معلمهايي كه در مؤسسات آزاد بهتر درس ميدهند مسئله ديگر در اين ميان معلماني هستند كه در كلاسهاي مراكز خصوص بسيار بيشتر از كلاسهاي مدرسه انرژي ميگذارند و شايد به همين دليل است كه دانشآموزان كه درسها را در مدرسه ياد نميگيرند، همان مطالب درسي را در مراكز پولي، كاملاً فرا ميگيرند. نورالله حيدري عضو كميسيون آموزش مجلس در اين باره به «جوان» ميگويد: حقوق معلمان در اين مراكز بيشتر از حقوق آنها در مدارس است و اين باعث ميشود كه انرژي و انگيزه آنها در اين مراكز بيشتر باشد. به گفته وي، آموزش و پرورش بايد براي افزايش كيفيت تدريس، حقوق و مزاياي معلمان را در كنار روشهاي تشويقي براي برترين دبيران، به كار گيرد.
سيستم منسوخ آموزشي دليل داغي بازار كلاسهاي خصوصي به باور حيدري، چند عامل باعث بروز اين پديده ميشود كه تعدادي از آن به كاركرد دروني آموزش و پرورش مربوط است. يكي از دلايل درونسازماني، روشهاي منسوخ تدريس و نبود انعطاف روشهاي آموزشي در سيستم آموزش و پرورش كشور است. نكته ديگر، سيستم نظارت و پيگيري منسجم است كه بر فعاليتهاي دانشآموزان در مراكز آزاد وجود دارد به هيچ وجه با سيستم نظارتي داخل سيستم آموزش و پرورش قابل قياس نيست.
اين در حالي است كه حتي انگيزه خانوادهها در رابطه با مؤسسات غيررسمي بسيار بيشتر از مدارس است. از سوي ديگر گرايش دانشآموزان به مراكز غيررسمي آموزشي به دليل سطح ارزشيابي در آنها نيز ميباشد. به گفته حيدري، وضعيت امتحانات مدارس به عنوان ابزار ارزشيابي به شدت بيكيفيت است، در حالي كه اين سيستم در آموزشگاههاي آزاد، باعث پيشرفت تدريجي دانشآموزان شده و پس از برگزاري هر آزمون، آسيبشناسي ضعفها به برنامهريزي هدفمند و برطرف شدن آفتهاي تحصيلي منجر ميشود.
مؤسسات نبايد دكاني براي اخذ پول باشند فرهاد بشيري ديگر عضو كميسيون آموزش مجلس نيز در اين خصوص به «جوان» ميگويد: وظيفه ذاتي آموزش و پرورش، تلاش در جهت تعليم و تربيت دانشآموزان است و هر گونه موازيكاري با فعاليتهاي آموزش و پرورش بايد زير نظر اين وزارتخانه انجام شود و علاوه بر اين، نظارت بر كاركرد اين مؤسسات بايد گسترده و عميقتر باشد تا اين مراكز تبديل به دكاني براي اخذ پول از دانشآموزان و والدين آنها تبديل نشوند.
تحول در آموزش پرورش راه مبارزه با آموزشگاهها براي برطرف كردن مشكل آموزشگاههايي كه با نرخهاي نجومي، والدين را مجبور به ثبتنام ميكنند، سيستم آموزش و پرورش بايد تحول بنياديني را در ساختارهاي خود ايجاد كند تا در راستاي آن معلمان با انگيزه بيشتر از روشهاي تدريس منعطف بهره ببرند و با آسيب شناسي ضعفهاي تحصيلي دانشآموزان و تشويق و پيگيري و برنامهريزي براي آنها، مردم را از گرايش به سمت اين آموزشكدهها بازدارند.