کد خبر: 451530
تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۰
گفت‌وگو با «كامران تفتي» بازيگر نقش «محسن سياه» در سريال «شهر دقيانوس»
علي خدايي بيجاري
در چند وقت اخير از سوي مردم جيرفت اعتراضاتي به توليد و پخش اين سريال شد از جمله اين اعتراضات، اعتراض به لهجه محسن سياه بود، به اين بهانه با كامران تفتي به گفت‌وگو نشستيم و وي توضيحاتي در مورد لهجه ارائه كرد ‌كه خواندنش خالي از لطف نيست. آنچه در پي مي‌آيد ماحصل اين گفت‌وگوست كه تقديم مي‌شود.

در ابتدا در مورد نام سريال يعني شهر دقيانوس توضيح دهيد كه آيا اسم قديمي جيرفت، شهر دقيانوس بوده، يا علت ديگري دارد؟
جيرفت شهر دقيانوس نيست يا اسم ديگرش اين نيست. منظور اين است كه در جيرفت توسط باستان‌شناسان شهري از زير خاك اين شهر بيرون مي‌آيد كه اسم آن ‌شهر، شهر دقيانوس است و در اصل اشاره به قدمت طولاني فرهنگ و آثار فرهنگي ايران و منطقه جيرفت دارد.
در مورد كاراكتر «محسن سياه» يا «محسن جيرفتي» توضيحاتي بفرماييد. البته توضيحاتي تكميلي كه در كار نيامده باشد.
محسن جيرفتي خصيصه‌اي داشت كه در سريال حذف شد و آن تكيه كلامي بود با اصطلاح «ناموساً (ناموس)» كه اين اصطلاح ريشه خاصي دارد. مثلاً شيرازي‌ها مي‌‌گويند «ناموساً عندالله» و جيرفتي‌ها مي‌گويند «ناموساً» منتها چون محسن جيرفتي كاراكتر خاكستري بود، تلويزيون تصميم گرفت كه اين تكيه كلامش را از كار حذف كند. اين مورد يكي از شاخصه‌هاي شخصيتي محسن بود كه البته خيلي جاي كار داشت ولي متأسفانه حذف شد.
كاراكتر محسن جيرفتي كه در نهايت روي آنتن رفت، چقدر حاصل كار كامران تفتي است و چقدر وامدار هدايت‌هاي كارگردان و شخصيت‌پردازي نويسنده است؟
طبعاً محسن سياه نسبت به بازنويسي عجيب و غريبي كه مهرداد خوشبخت (كارگردان شهر دقيانوس) روي اين فيلمنامه انجام داد، شكل گرفت و خلق شد و اين كاراكتر در نهايت خيلي خيلي وابسته به هدايت‌ها و راهنمايي‌هاي مهرداد خوشبخت بود. اما از آنجايي كه برآيند و ويترين بيروني يك كاراكتر بازيگر است، شايد زحمات كارگردان و نويسنده به چشم نيايد. اما خدا را شكر مي‌كنم كه با همه اين همياري‌ها توانسته‌ام كاري مبتني بر واقعيت ارائه كنم و فاكتورهايي كه مهرداد از من مي‌خواست و در قصه موجود بود را به او ارائه كنم كه در نهايت اين كاراكتر به دل بنشيند.
از چگونگي و نحوه كار خودتان روي اين كاراكتر بگوييد.
واقعيت اين است كه يك فوت كوزه‌گري در حوزه بازي هست كه استادان ما آن را به ما ياد داده‌اند و بازيگران بزرگي از آن بهره مي‌گيرند و آن «باور كاراكتر» است. شما وقتي به عنوان يك بازيگر باور كاراكتر را در وجود خودتان نهادينه كنيد و باور جلوتر از ادا و اطوار كاراكتر در شما به وجود بيايد، آن وقت راحت‌تر و درست‌تر در آن قالب قرار مي‌گيريد. براي همين من خودم بازيگري نيستم كه كارم مبتني بر ادا و اطوار باشد و هميشه سعي مي‌كنم كارهايم را به سمت واقعيت سوق دهم.
در قسمت‌هاي اول سريال به نظر مي‌رسيد محسن خوزستاني است و لهجه او به گويش خوزستاني‌ها نزديك‌تر بود و همين مسئله هم يكي از دلايل اعتراضات مردم جيرفت بود كه در چند وقت اخير رسانه‌اي شد. با اين اوصاف از لهجه و كار روي لهجه در پروژه شهر دقيانوس بگوييد.
طي نظرخواهي‌‌هايي كه در اين مورد شد مردم جيرفت لهجه محسن را بيشتر دوست داشتند و گفته بودند لهجه محسن به لهجه مردم جيرفت نزديك‌تر است. اما واقعيت اين است كه محسن جيرفتي الزاماً جيرفتي صحبت نمي‌كند و آن لهجه‌اي كه من و مهرداد خوشبخت به آن رسيديم و تصميم گرفتيم محسن سياه با آن لهجه بازي كند،‌لهجه‌اي در مايه كهنوجي -جيرفتي به سمت بندرعباس بود. در مجموع به لهجه‌اي در حد فاصل جنوب ايران رسيديم كه بيشتر به سمت كهنوج و جيرفت متمايل بود. اگر دقت كنيد جيرفتي‌ها «غين»‌هايشان را با تأكيد بيشتري مي‌گويند. مثل باغ و غيرت كه غليظ‌تر ادا مي‌شود. همان كلمه ناموساً كه در بازي استفاده كرده بودم و در موردش صحبت شد، چون در كار در آمده بود، جنس لهجه آن رفته بود به سمت كهنوج و بندرعباس، به خاطر همين دوستان فكر كرده بودند كه ما بايد الزاماً جيرفتي حرف بزنيم و به اين خاطر اعتراض كرده بودند. در مجموع بايد بگويم محسن سياه كهنوجي جيرفتي و حتي در جاهايي بندرعباسي حرف مي‌زند.
دليل انتخاب و تلفيق اين سه گويش و لهجه چيست؟
دليلش اين است كه محسن سياه در سه جغرافيا و شهر جيرفت - كهنوج و بندرعباس بيشتر رفت و آمد كرده و حشر و نشر داشته است، مثلاً خودش در جايي در ديالوگ‌هايش مي‌گويد، من چند سال در بندرعباس رفتم كار كردم كه بتوانم گليم‌ام را از آب بيرون بكشم.
شهر دقيانوس از آن دست سريال‌هايي بود كه خيلي مورد انتقاد قرار گرفت. نگاه و موضع خودتان در مقابل انتقادات مردم جيرفت چيست؟
راستش من معتقدم كه در مملكت ما هنوز جا نيفتاده كه كسي در مورد مسئله‌اي انتقاد كند و آدم‌هاي وابسته به آن مسئله آن را بپذيرند براي همين اعتراضات مردم جيرفت برايم تعجب برانگيز است. در مجموع برداشت شخصي من اين است كه ما در شهري كار كرديم كه مردم آن شهر با آغوش باز از ما استقبال كردند و پذيراي ما بودند. داستان كار ما را مي‌دانستند و خيلي هم با ما همكاري كردند، اما در مجموع بايد بگويم كه گاهي انتقاد با غرض همراه است و گاهي نه،‌انتقاد انتقادي سازنده است. مطمئن باشيد كه انتقاد سازنده نه تنها از نگاه من بلكه از نگاه عوامل مختلف اين سريال محترم و قابل قبول است. اما انتقادي كه در پشت آن غرض وجود داشته باشد و هدف از اين غرض‌ورزي نكته‌اي منفي به دست آوردن و عليه كار استفاده كردن باشد، طبعاً از نگاه ما و همه آدم‌هاي كره خاكي مطرود است، به همين خاطر من براي همين مردم، به عشق همين مردم بازي كرده‌ام و بازي خواهم كرد و سعي مي‌كنم با بازي‌هايم سنگ كف رودخانه باشم. در رودخانه قايق و كشتي و كلك مي‌آيد و مي‌رود، اما آن مرجاني كه كف رودخانه است در نهايت باقي مي‌ماند و به زندگي‌اش ادامه مي‌دهد.
به بازي در نقش‌هاي منفي تعلق خاطر داريد يا اين اتفاق بر حسب تصادف و البته عملكرد غلط برخي از فيلمسازان ما كه بازيگر را در يك قالب و كليشه قرا ر مي‌دهند، اغلب بازي‌هايتان بازي‌هايي منفي است؟
واقعيت اين است براي من كه بازيگري را از تئاتر شروع كرده‌ام و نقش را با شناسنامه مي‌پذيرم و قبول مي‌كنم، خيلي دسته‌بندي نقش‌ها با نقش مثبت و نقش منفي وجود ندارد، من به دنبال بازي در نقشي هستم كه در قصه اصلي كار اتفاق ايجاد كند و جريان‌ساز باشد براي همين معيار انتخابم منفي و مثبت بودن نقش نيست، بلكه معيار و دسته‌بندي من براي انتخاب نقش به ميزان عملكرد و تأثيرگذاري آن نقش به داستان اصلي برمي‌گردد.
زماني كه فيلمنامه را مطالعه كرديد و از مختصات نقش آگاه شديد، چه نكاتي را در همان ابتدا در نقش شاخص ديديد كه برايتان ايجاد جذابيت كرد؟
وقتي فهميدم كه قرار است هر اتفاقي در شهر دقيانوس و نوعاً جيرفت بيفتد، بايد ردپايي از محسن سياه را در آن دنبال كرد، از نگاه من مهم‌ترين ويژگي اين نقش بود و همين مسئله مرا دلگرم و مصمم كرد كه نقش محسن را به بهترين نحو ممكن كار كنم.در مجموع بايد بگويم كه احساس مي‌كنم در بازي نقش‌هايي مثل محسن ابعاد مختلف ويژگي‌هاي انساني برايم كشف شدني‌تر مي‌شوند. وقتي قرار است نقشي خاكستري يا منفي كار كنم، هر چند باز تأكيد مي‌كنم كه نقش مثبت و منفي برايم فرقي نمي‌كند. من فكر مي‌كنم يك بازيگر بايد تمام مديوم‌ها و تمام كاراكترها و شخصيت‌ها را در بازي‌هايش تجربه كند و سعي كند خودش را به نحو احسن در چارچوب و كالبد كاراكتر جا بدهد. تمام تلاش من اين است و تصوير خوشگل داشتن و نقش‌هاي مثبت بازي كردن و اكشن‌كاري برايم اهميتي ندارد، بلكه تأثيرگذاري كاراكتر روي مخاطب برايم اهميت و اولويت بيشتري دارد.
در سريال‌هاي زيادي از جمله خواب و بيدار، كارآگاهان، حس سوم و زير هشت ايفاگر نقش منفي بوده‌ايد و هر كدام را با فاكتورهاي خاص خودش ارائه كرده‌ايد، با اين مقدمه محسن جيرفتي را در مقايسه با ساير كاراكترهاي منفي كه آنها را بازي كرده‌ايد، چطور ديديد؟
اولاً جغرافيا و بعد استراكچر و فاكتورهاي تشكيل‌دهنده اين آدم بود كه در خانواده جيرفتي و در بين طاهر، منوچهر، سهيل، سامان و محسن جيرفتي حال و هواي ديگري دارد. اينكه همه آدم‌هاي اين خانواده سعي مي‌كنند خوب باشند اما محسن سعي مي‌كند بد باشد، برايم جذاب بود. اينكه همه آنها سعي مي‌كنند در جغرافيا و موقعيتي كه دارند، درست زندگي كنند و محسن سعي مي‌كند از اين آدم‌ها و موقعيت‌شان سوءاستفاده كند، ‌برايم جذاب بود و در مجموع اين خلاف جهت بودن و در عين حال تأثير گذاشتن روي همه آدم‌هايي كه در داستان با او برخورد مي‌كنند، برايم ايجاد جذابيت مي‌كرد و همه اينها قابليت‌هايي بود كه موقعيت يك بازي خوب را به من مي‌داد ضمن اينكه با ساير نقش‌هاي منفي كه بازي كرده بودم، كاملاً فرق داشت.
فكر مي‌كنيد سوژه‌هايي با موضوع و پيام شهردقيانوس در حال حاضر چقدر براي آگاهي و روشنگري جامعه ما لازم و ضروري است و براي توليد چنين آثاري چه بايد كرد؟
من فقط مي‌توانم بگويم «خيلي». چرا؟ ما مدام مي‌گوييم خليج‌فارس خليج عربي نه. هي مي‌گوييم خاك‌مان. هويت‌مان، تمدنمان كه متأسفانه فقط در حد شعار است و ‌آنقدر تكرار شده كه اثر خودش را از دست داده است. بايد چنين كارهايي درست و حسابي و در پروسه‌اي جدي و رسمي مورد مطالعه قرار بگيرند و بعد توليد شوند. در اين صورت است كه مردم پيام چنين سريال‌هايي را باور مي‌كنند. از دليران تنگستان تا شهداي دفاع مقدس رفتند و جانشان را گذاشتند تا يك متر از اين خاك تصرف نشود، خب اين ايثارها، از خودگذشتگي‌ها و فداكاري‌ها به خاطر فرهنگ و ارزش‌هاي فرهنگي اين كشور است كه صورت گرفته. بايد مردم به واسطه ديدن سريال‌هايي مثل شهر دقيانوس آگاه شوند كه همين ظروف سفالي و به ظاهر بي‌ارزشي كه از دل خاك بيرون مي‌آيد چه ارزشي دارد و چقدر روي زندگي شخصي افراد تأثير مي‌گذارد.
با توجه به اينكه شهر دقيانوس براساس مستندات و اتفاقات واقعي توليد شده شما و گروه توليد در زمان كار روي اين سريال منشأ و مظهر قاچاق آثار ملي را در چه ديديد؟
در فضايي كه من كار كردم و سعي كرديم آن را در كار هم نشان دهيم اين بود كه بگوييم يكسري چيزها به غلط از گذشته برايمان مانده كه مهم‌ترين بخش آن اين است كه هر كس هر چه پيدا كرد مال خودش است، اين تفكر خيلي به آثار فرهنگي ضربه زده است. بعد هر چه كه جلوتر رفتيم شرايط بد زندگي مردم را تبرئه مي‌كند و اين شرايط باعث شده كه مردم اينطور برداشت كنند كه وقتي كسي به فكر ما نيست بايد خودمان به فكر خودمان باشيم. بايد در اين زمينه فرهنگ‌سازي شود و جرايد، نشريات و مطبوعات و رسانه‌هاي ديگر دست به دست هم بدهند و بحران‌هاي اين بخش را حل كنند كه به اين واسطه مردم آگاه شوند.
قبل از بازي در شهر دقيانوس چقدر روي قاچاق آثار فرهنگي و ملي اطلاعات داشتيد و با پيشنهاد بازي چقدر روي اين مورد تحقيق و مطالعه كرديد؟
قبلاً اطلاعات خاصي نداشتم و وقتي قرار شد بازي كنم و چون داستان واقعي بود و داستان سريال در سال ۱۳۸۲ واقعاً اتفاق افتاده بود، سريعاً نشريات و جرايدي را كه در اين زمينه نوشته بودند تهيه كرده و همه جوانب اين اتفاق را بررسي كردم و در ادامه اين تحقيقات با مسئله قاچاق آشنايي پيدا كردم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار