
قيامهاي مردمي اين بار در امريكا... پس از انگليس و قيام مردمي آن حالا نوبت به ايالات متحده رسيده است كه شاهد خشم مردم آن هم به دلايل اقتصادي باشد، وعدهاي كه مدتها قبل رهبر انقلاب آن را نويد دادند و امروز شاهد تحقق نوبت به نوبت آن در كشورهاي غربي هستيم. شايد خوشبينترين تحليلگر سياسي امريكا هم هرگز گمان نميكرد كه آتش خشم مردمي به اين زودي دامن آنها را هم بگيرد و دولت باراك اوباما را در آستانه انتخابات رياستجمهوري اين كشور با چالش بزرگ مواجه كند، اما در اين ميان نكته مهم، برخورد شديد نيروهاي امنيتي ايالات متحده و نقض حقوق معترضان و تظاهراتكنندگان است؛ حركتي كه نشان دهنده دستپاچگي و سردرگمي دولتمردان امريكايي در برخورد با اين حركت مردم امريكاست.
اين دستپاچگي به حدي بود كه نه تنها برخوردهاي خشني با معترضان صورت گرفت، بلكه به گفته خود رسانههاي امريكايي نيز حدود ۷۰۰ نفر از معترضان و تظاهركنندگان توسط پليس ويژه اين كشور بازداشت و به اماكن نامعلومي منتقل شدند. گرچه تنها رسانه منتشر كننده اين خبر هم، آن را در كمتر از ۲۰ دقيقه پس از انتشار از روي خروجي خود حذف كرد، تا اوج سانسور در كشور مدعي دموكراسي برملا شود، اين در حالي است كه اكثر رسانههاي امريكايي مدعي استقلال در فعاليت خود هستند.
تمامي اين سركوبها و سانسورها در مقابل قيامهاي مردمي توسط دولت امريكا در حالي صورت ميگيرد كه در ايام حوادث تلخ پس از انتخابات دهم رياست جمهوري در ايران، رسانههاي امريكايي و در رأس آن بخش فارسي صداي امريكا وابسته به سازمان جاسوسي اين كشور، لحظهاي از دشمني و انتشار اخبار دروغ و خلاف واقع در خصوص وقايع ايران دست برنداشتند؛ اخبار دروغي كه از برخورد و شليك به سوي فتنهگران و برپايي راهپيماييهاي ميليوني خبر ميداد! اين رسانهها نه فقط در انتشار اين اخبار دروغ يد طولايي داشتند بلكه وظيفه هدايت و خط دهي به آشوبگران ايراني را نيز بر عهده گرفته بودند تا در نبردي نابرابر كه از آن به عنوان جنگ نرم ياد ميشد، بتوانند جمهوري اسلامي ايران را تسليم خواستههاي افرادي كنند كه اقدامات آنها مستقيم از سوي ميز ايران در سازمان جاسوسي امريكا هدايت ميشد.
حال اين رفتار دوگانه رسانههاي امريكايي در قبال حوادث كشورمان و حوادث كشور خودشان كه به سانسور و سكوت منجر شده است، اين واقعيت را اثبات ميكند كه شعار استقلال رسانهاي در امريكا تنها يك شعار پوچ و بيمحتواست. علاوه بر اين كشوري كه دموكراسي را به چماقي بر سر كشورهاي مستقلي نظير ايران تبديل كرده تا آنها را به مسير استعماري خود بكشاند، خيلي خوب نشان داد كه جنس دموكراسي امريكايي چيزي جز سركوب و سانسور نيست.
اميد شوراي روابط خارجي امريكا
به تلاشهاي جريان انحرافي
ایالات متحده امریکا برنامه ریزی جدیدی را برای مقابله با جمهوری اسلامیایران آغاز کرده است.
به گزارش «ندای انقلاب» اين برنامهريزي بيشتر بر اساس فعاليتهاي جريان انحرافي ونحوه چالش آفرينيهاي اين جريان براي ايجاد استمرار در ثبت زاويه و مقابله با نظام جمهوري اسلامي ميباشد.
در همين زمينه رگههاي اين برنامهريزي مبتني بر فرصتهاي ايجاد دروني را ميتوان در مقالهاي انتشار يافته در سايت شورای روابط خارجی امریکا به وضوح رصد كرد. سايت اين شورا در مطلب خود با اشاره به عملکرد جریان انحرافی و همچنین القای حاکمیت دوگانه در داخل ايران نوشت:
شکاف میان احمدی نژاد و سایر مقامات کاملاً آشکار شده است. «سؤال ما این است که در بحبوحه منازعات موجود در دولت و سایر قوا چه کسی پیروز میشود؟آیا احمدینژاد به عنوان پایان دهنده سیستم فعلی حکومت ایران موفق خواهد شد؟»
شوراي روابط خارجی امریکا با ابراز ترديد در برخي توافقات نوشته است: وضعیت سیاسی احمدی نژاد برای ایالات متحده معضلی است که مانع باور کردن توافقاتش در برنامه بحث انگیز هستهای کشورو پیشنهادات وی میشود. در مصاحبهای که وی در این هفته با نیویورک تایمز انجام داده، گفته است، اگر غرب ۲۰ درصد اورانیوم غنی شده آنها را تأمین کند توان غنیسازی اورانیوم ایران برای سوخت هستهای افزایش مییابد. سخنان وی با اظهارات رئیس سازمان انژی اتمیایران تناقض دارد که تصريح كرده ایران تولید ۲۰ درصدی اورانیوم غنی شده خود را متوقف نمیکند. شورای روابط خارجی امریکا در ادامه ضمن توصیه به کارشناسان هستهای امریکا تصريح كرده است كه با وجود اختلافات موجود، ایالات متحده باید به پیشنهاد احمدی نژاد توجه كرده و به مدت دو سال سوخت هستهای به ایران بفروشد و در ازای آن تولید اورانیوم غنی شده به میزان بیش از ۵ درصد در ایران را به مدت بیش از دو سال متوقف کند.
همچنين در بخش ديگري از مقاله شوراي روابط خارجي امريكا ادعا شده که عدم همکاری ایران با قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد و ادامه دادن فعالیتهای هستهایاش منجر به چهار دور تحریم سازمان ملل و تحریمهای یکجانبه ایالات متحده شده است. سیاست ایالات متحده نسبت به تهران، عمدتاً متشکل از چماق و هویج است که تاکنون موفق به متقاعد کردن تهران و توقف غنیسازی اورانیوم نشده است!
شورای روابط خارجی امریکا در پایان این مقاله ضمن توصیههایی از جنس براندازی به دولت امریکا نوشته است، ایالات متحده باید فشار بیشتری بر رژیم ایران در جهت کاهش فرآیند اتمی و نهایتاً تضعیف پایگاه مردمی رژیم وارد کند. هدف قرار دادن تلاش سیستماتیک جمهوری اسلامی باید یکی از اولویتهای اصلی واشنگتن باشد. آنها به واشنگتن توصیه میکنند که با گروههای مخالف ایران ارتباط برقرار کند، آزادی اینترنتی را فراهم کند، عملیات خرابکارانه در برنامه هستهای ایران با استفاده از ویروسهای کامپیوتری مانند Stuxnet انجام دهد و خشم جامعه بینالملل را از پیشرفت برنامه هستهای ایران در جهت سوء استفاده از حقوق بشرگسترش دهد.